پاسخ اجمالی:
در مورد بعثت پيامبر (ص) قرآن اشارات مختلفى دارد؛ از جمله در پنج آيه اول سوره علق كه به اتفاق همه مفسران، در آغاز وحى و بعثت پيامبر اكرم (ص) نازل شده است. اين آيات كه مطابق مشهور در «غار حِرا» بر پيامبر (ص) نازل گرديد، به او دستور مى دهد كه به نام خدا تلاوت آيات قرآن را آغاز كند؛ همان خدايى كه انسان را از موجود ناچيزى همچون خون بسته آفريد. آرى آن خداوند قدرت دارد كه اين كتاب بزرگ آسمانى كه در بر گيرنده عالى ترين معارف و قوانين و دروس تربيتى است را از وسائل كوچكى مانند حروف الف با بيافريند!
پاسخ تفصیلی:
در مورد بعثت پيامبر صلّى الله عليه و آله قرآن اشارات مختلفى دارد؛ از جمله در پنج آيه اول سوره علق كه به اتفاق همه مفسران، در آغاز وحى و بعثت پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله نازل شده،[1] مى خوانيم: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد * همان كس كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد * بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است * همان كسى كه به وسيله قلم تعليم نمود * و به انسان آنچه را نمى دانست ياد داد».
اين آيات كه مطابق مشهور در «غار حِرا» بر پيامبر صلّى الله عليه و آله نازل گرديد، به او دستور مى دهد كه به نام خدا تلاوت آيات قرآن را آغاز كند؛ همان خدايى كه انسان را از موجود ناچيزى همچون خون بسته آفريد. آرى آن خداوند قدرت دارد كه اين كتاب بزرگ آسمانى كه در بر گيرنده عالى ترين معارف و قوانين و دروس تربيتى است را از وسائل كوچكى مانند حروف الف با بيافريند!
بار ديگر تأكيد بر قرائت مى كند؛ قرائت آميخته با نام پروردگار بزرگ. سپس علاوه بر مسأله خواندن، اشاره به نوشن نيز مى كند، و آموزگار آن را خداوند معرّفى مى كند. خداوندى كه نخستين معلم بشر بود و آنچه نمى دانست را به او آموخت؛ بخشى را به صورت علوم فطرى در نهادش آفريد، و بخش ديگرى را به وسيله عقل و تدبير در عالم آفرينش و بخش سومى را به وسيله انبياء به او تعليم داد.
محتواى اين آيات نشان مى دهد كه بعثت در يك فضاى بسيار معنوى و آكنده از نور علم و دانش آغاز شد.[2]
سنگينى وحى از يك سو، و رسالت بزرگى كه بر دوش پيامبر صلّى الله عليه و آله گذاشته شده بود از سوى ديگر، و دور نماى رعب آورى كه در مسأله برخورد قاطع با مشركان لجوج و متعصب نمايان بود از سوى سوم، سبب شد كه پيامبر صلّى الله عليه و آله پس از وحى نخستين، احساس خستگى فوق العاده اى كند.
به خانه آمد و در بستر آرميد. ناگهان دومين بخش از آيات قرآنى نازل شد و او را صدا زد: «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ؛[3] اى جامه خواب به خود پيچيده [و در بستر آرميده]! * برخيز و انذار كن، [و جهانيان را بيم ده] * و پروردگارت را بزرگ بشمار».
اگرچه در شأن نزول اين آيات در ميان مفسران گفتگو است و بعضى آن را مربوط به زمانى مى دانند كه مشركان عرب در آستانه موسم حج جمع شده بودند و درباره مقابله با پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله به مشورت پرداخته بودند، ولى در روايات متعدد آمده است كه حداقل آيات آغاز اين سوره بعد از واقعه حرا و بعثت نازل شده، هرچند آيات بعد مربوط به سال هاى بعد باشد.[4]
نظير اين آيات، كه آيات آغازين سوره مزّمّل است نشان مى دهد كه پيامبر صلّى الله عليه و آله بر اثر شدت ناراحتى جامه به خود پيچيده و در بستر آرميده بود كه اين آيات نازل شد و به او گفت: «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً؛[5] اى جامه به خود پيچيده! * شب را، جز كمى، به پاخيز * نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن * يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با تامّل و دقّت بخوان * چرا كه ما به زودى سخنى سنگين به تو اِلقا خواهيم كرد».
لحن اين آيات نشان مى دهد كه در اوايل دعوت پيامبر صلّى الله عليه و آله نازل شده است. چرا كه القاء قول ثقيل (سخن سنگين)، اشاره به قرآن مجيد مى كند كه بر پيامبر صلّى الله عليه و آله القاء شد. چون زمانى كه عده قليلى به او ايمان آورده بودند، ناچار بود شبانه آنها را دور خود جمع كند و دور از چشم دشمنان، آيات قرآن كه محتوى معارف و قوانين اسلامى است، بر آنها بخواند.
البته بخشى از آيات اين سوره به نظر مى رسد در سال هاى بعد نازل شده و حتى احتمالًا آيه طولانى آخر سوره كه در آن سخن از پيكار در راه خدا آمده، مربوط به دوران مدينه، يا اواخر دوران مكه باشد؛ زيرا خبر از آينده نزديك مى دهد. به هر حال اين معنا مانع از نزول آيات نخستين در اوايل بعثت نيست؛ به خصوص اينكه بسيارى از مفسران نيز به آن اشاره كرده اند.
مى دانيم كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در آغاز بعثت، دعوت خود را مخفى مى نمود و جز با افرادى كه اطمينان به آمادگى نسبى آنها براى پذيرش اسلام داشت، تماس نمى گرفت، و دعوت به اسلام نمى كرد و در اين مدت عده معدودى به او ايمان آوردند.[6]
منبع: پيام قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.