آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

تعريف و حقيقت تكبّر؟

حقيقت تکبّر چيست؟

بزرگان اخلاق گفته اند: اساس تكبّر اين است كه انسان از اينكه خود را برتر از ديگرى ببيند، احساس آرامش كند. بنابراين تكبّر از سه عنصر تشكيل مى شود: نخست اينكه شخص براى خود مقامى قائل شود؛ ديگر اينكه براى ديگرى نيز مقامى قائل شود و در مرحله سوم مقام خود را برتر از آن دیگری ببیند و از این اتفاق احساس خوشحالى و آرامش كند. از همين رو گفته اند که تكبّر یا خودبرتربينى با عُجب یا خود بزرگ بينى تفاوت دارد.

شاخه هاى تكبّر

تکبّر چه شاخه هايی دارد؟

در بحث تکبّر و استکبار مفاهيم متعدّدى وجود دارد كه گاه تصوّر مى شود همه با هم مترادف و يكسانند در حالى كه تفاوت هاى ظريفى با هم دارند؛ هرچند ريشه همه آنها به «تكبّر» باز مى گردد ولى از زاويه هاى مختلف به آن نگاه مى شود. خود برتربينى، خود محورى، خودخواهى، برترى جويى و فخر فروشى همه از مفاهيمى هستند كه ريشه آنها «تكبّر» است. هرچند از زواياى مختلف ديده مى شود.

درجات توكّل‏

توكّل چه مراتب و درجاتی دارد؟

بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كرده اند:

نخست اينكه اعتماد و اطمينان انسان به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد و كار خود را به او وا مى گذارد، بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد. اين ضعيف ترين درجات توكّل است.

دوّم اينكه حال انسان در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك به مادر باشد. او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمى شناسد و به غير او اعتماد ندارد و چون او را ببيند، به دامن وى مى آويزد و اگر مادر حضور نداشته باشد، هر حادثه اى براى او پيش آيد، فوراً مادر را صدا مى كند و به هنگام گريه او را مى طلبد. بى شك اين درجه اى بالاتر از توكّل است؛ زيرا در اين حالت انسان غرق عنايات حق است و جز او كسى را نمى بيند و در مشكلات غير او را صدا نمى زند.

مرحله سوّم كه از اين هم بالاتر است اين است كه آدمی در برابر خدا هيچ گونه اراده اى از خود نداشته باشد؛ هر چه او بخواهد، همان مطلوب اوست و هر چه او نخواهد، مورد بى اعتنايى اوست.

آثار اجتماعی حسد در روایات اسلامی

حسد از ديد روايات اسلامی چه آثار زيانبار اجتماعی دارد؟

از منظر روايات اسلامی برخی آثار سوء اجتماعی حسد از اين قرار است: 1. حسود تمام يا بيشتر نيروهاى بدنى و فكرى خود را كه بايد در راه پيشبرد اهداف اجتماعى به كار ببَرد، در مسير نابودى و ويرانى صرف مى كند. 2. شخص حسود، دوستان خود را از دست مى دهد. 3. پیامد گسست در پیوندهای اجتماعی آن است که شخص حسود هرگز نمى تواند به مديريّت و مقام بالايى در جامعه نايل شود.

انگيزه‏ هاى حسد؟

حسد از چه انگيزه هايی سرچشمه می گيرد؟

بسيارى از صفات رذيله از يكديگر سرچشمه مى‏ گيرند، يا به تعبير ديگر، بر هم ديگر تأثير متقابل دارند. حسد نيز از صفاتى است كه از صفات زشت ديگرى ناشى مى‏ شود و خود نيز سرچشمه رذايل فراوانى است! علماى اخلاق براى حسد سرچشمه هاى زيادى ذكر كرده اند؛ از جمله: «عداوت و كينه»؛ «كبر و خودبرتربينى»؛ «حبّ رياست»؛ «ترس از نرسيدن به مقاصد مورد نظر»؛ «احساس حقّارت و خود كم بينى»؛ «بخل و خباثت نفس».

فراتر از اينها حسد، ريشه هايى در «عقايد» انسان نيز دارد. شخص حسود با زبان حال دارد به «حکمت و عدالت» خداوند اعتراض مى كند، كه چرا فلان نعمت به او داده نشده است! او به زبان حال مى گويد: هرگاه خدا به ديگرى نعمتى دهد، ممكن است از دادن مثل آن به من - العیاذ بالله - عاجز باشد! پس چه بهتر كه نعمت از او سلب گردد تا به من برسد! بنابراين حسودان در واقع گرفتار نوعى تزلزل در پايه هاى ايمان به «توحيد افعالى» پروردگار و حكمت و قدرت او هستند.

نشانه‏ هاى حسد؟

حسد چه نشانه هايی دارد؟

از جمله نشانه هايى كه براى حسد ذكر شده امور زير است: 1. حسود هنگامى كه مى شنود نعمتى به ديگرى رسيده است، غمگين و ناراحت مى شود، هرچند آثارى از خود بروز ندهد. 2. گاه از اين مرحله فراتر مى رود و زبان به غيبت و عيب جويى مى گشايد. 3. گاه از اين هم فراتر مى رود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمى خيزد! 4. گاه تنها به بى اعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مى كند. سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و ... .

عفو و انتقام در روايات اسلامى‏

عفو و انتقام چه جايگاهی در روايات اسلامى دارند؟

مسأله فضيلت عفو و نكوهش انتقام در روايات اسلامى بازتاب وسيعى دارد و تعبيرات بسيار تكان دهنده اى درباره آن ديده مى شود. از مجموع اين احاديث اهميت فوق العاده عفو و گذشت و زشتى كينه توزى و انتقام روشن مى شود؛ از جمله: رسول خدا (ص) در يكى از خطبه ها فرمود: «آيا به شما خبر دهم كه بهترين اخلاق دنيا و آخرت چيست؟ عفو و گذشت از كسى كه به شما ستم كرده و پيوند با كسى كه از شما بريده و نيكى به كسى كه به شما بدى كرده و بخشش به كسى كه شما را محروم ساخته است». در اين حديث شريف عالى ترين مراتب عفو كه همان پاسخ دادن بدى با خوبى است، در شاخه هاى مختلف، بيان شده است.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال علي بن موسي الرضا عليه السلام :

کان ابي اذا دخل شهر المحرم لايري ضاحکا و کانت الکابة تغلب عليه حتي يمضي منه عشرة ايام فاذا کان يوم العاشر کان ذلک اليوم يوم مصيبته و حزنه و بکائه و يقول: هو اليوم الذي قتل فيه الحسين عليه السلام

بحارالانوار، ج 44، ص 284