پاسخ اجمالی:
بدون شك، ترس از عوامل و اشياى خطرناك، حالتى است كه خداوند در انسان براى حفظ او آفريده است. هنگامى كه حادثه خطرناكى رخ مى دهد، يا موجود خطرناكى به انسان حمله مى كند و خود را قادر بر دفاع نمى بيند، انسان می ترسد و به سرعت از صحنه دور می شود. اين گونه ترس، منطقى و موهبت الهى براى حفظ انسان از خطرات است.
ترس مذموم آن است كه انسان از عواملى بترسد كه در خور ترسيدن نيست. یعنی هر خطر موهومى را جدّى بگيرد و هر دشمن خيالى را مايه وحشت قرار دهد و از همه چيز بترسد و از ورود در هر كارى به احتمال عدم موفقيّت، واهمه داشته باشد. چنين ترسى مايه عقب ماندگى و بدبختى و ناكامى است و مايه شكست و ذلّت و زبونى می گردد.
پاسخ تفصیلی:
بدون شك، ترس از عوامل و اشياى خطرناك، حالتى است كه خداوند در انسان براى حفظ او آفريده است. هنگامى كه حادثه خطرناكى رخ مى دهد، يا موجود خطرناكى به انسان حمله مى كند و خود را قادر بر دفاع نمى بيند، انسان می ترسد و به سرعت از صحنه دور می شود. اين گونه ترس، منطقى و موهبت الهى براى حفظ انسان از خطرات است. چه كسى مى گويد اين صفت مذموم است؟! ترس بجا سپرى است در برابر اين گونه حوادث.[1] فقدان این حالت موجب می شود انسان زندگى خود را از دست بدهد. اين همان چيزى است كه از آن تعبير به تهوّر و بى پروايى در مقابل خطر مى كنند. مانند كسى كه بى خيال و بدون نگاه كردن به اين طرف و آن طرف، از يك خيابان پر رفت و آمد مى گذرد. چنين كسى به يقين در معرض حوادث خطرناك رانندگى قرار دارد. اين گونه ترس ها خواه در زندگى عادى روزانه باشد، يا در مورد موادّ غذايى مشكوك يا مسائل اقتصادى و سياسى و غير آن، كاملا منطقى است و سبب نجات از خطراتى است كه نوع انسان را تهديد مى كند.
ترس مذموم آن است كه انسان از عواملى بترسد كه در خور ترسيدن نيست. یعنی هر خطر موهومى را جدّى بگيرد و هر دشمن خيالى را مايه وحشت قرار دهد و از همه چيز بترسد و از ورود در هر كارى به احتمال عدم موفقيّت، واهمه داشته باشد. چنين ترسى مايه عقب ماندگى و بدبختى و ناكامى است و مايه شكست و ذلّت و زبونى می گردد.
اين جهان در همه ابعادش همچون يك ميدان نبرد است؛ موانع، مشكلات و خطرها هميشه وجود داشته و دارد و تا انسان با آنها دست و پنجه نرم نكند و خود را به طور جدّى آماده مقابله با آنها نسازد، موفّق نخواهد شد. غالبا ممكن نيست ما دست به كارى بزنيم كه پيروزى در آن صد در صد تضمين شده باشد، يا هيچ گونه خطرى در آن وجود نداشته باشد؛ اين يك خيال محال و يك پندار باطل است. اينجاست كه نقش شجاعت و شهامت روشن مى شود و آثار منفى صفت رذيله ترس و جُبن خود را نشان مى دهد. هر كشاورزى احتمال خشكسالى و آفت را مى دهد. هر تاجرى احتمال نوسان قيمت ها و دگرگونى وضع بازار را مى دهد. هر مسافرى احتمال تصادف و خطرات ديگر را مى دهد و در هر عمل جرّاحى احتمال خطر وجود دارد. اگر به اين احتمالات ترتيب اثر داده شود، بايد دست روى دست بگذاريم و هيچ كارى نكنيم و فقط در انتظار مرگ باشيم. بله، به يقين در اين گونه موارد بايد خطرات جدّى را پيش بينى كرد و راه مقابله با آن را شناخت و از بى پروايى و تهوّر پرهيز نمود. در عين حال احتمالات نسنجيده و نامعقول و يا احتمالاتى كه هميشه و در هر حال وجود دارد نبايد سدّ راه انسان شود. اين روشن ترين تعريفى است كه براى مسئله شجاعت به عنوان يكى از صفات فضيله و ترس به عنوان يكى از صفات رذيله مى توان یافت.
در حديثى از امام حسن مجتبى عليه السّلام در تعريف جُبن چنين مى خوانيم: «الْجُرْأَةُ عَلَى الصَّدِيقِ وَ النُّكُولُ عَنِ الْعَدُوِّ؛[2] جُبن آن است كه در برابر دوستان جسور و در برابر دشمنان ناتوان باشى». این حدیث به روشنی نشان می دهد که جا به جایی جایگاه ها و مواضع در بروز احساسات ترس و شجاعت، چه اندازه قبیح است. در ادامه همین مى خوانيم كه در پاسخ از سؤال درباره معناى شجاعت فرمود: «مُوَافَقَةُ الْأَقْرَانِ وَ الصَّبْرُ عِنْدَ الطِّعَانِ؛[3] هماهنگى با اقران و ايستادگى در برابر ضربات دشمن». این جا نیز جایگاه شایسته بروز هر حسّ به روشنی مورد اشاره قرار گرفته است.
از آنچه گفته شد به خوبى مى توان نتيجه گرفت كه شجاعت به عنوان يك فضيلت حدّ وسطى است در ميان «تهوّر» و «جبن».[4]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. پيام امام امير المؤمنين (ع)
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.