گزارش قرآن از محيط دعوت پيامبر (ص) در عصر بعثت

قرآن چه توصيفی از اوضاع اعتقادی، اجتماعی و اخلاقی عرب جاهلی در عصر بعثت دارد؟

بنا به گزارشات قرآن مجيد، اعراب معاصر با بعثت رسول خدا (ص)، بت ‌ها را پرستش مى كردند، و آنچه را با دست خود ساخته بودند، حاكم بر سرنوشت خويش، و گاه حاكم بر آسمان و زمين مى پنداشتند! زنان و مردان به صورت برهنه مادرزاد گرد كعبه طواف مى كردند، و آن را عبادت مى شمردند!

جنگ و خونريزى و غارت گرى به عنوان يك ارزش در جامعه آنها محسوب مى شد. عداوت شديد و كينه هايى كه از اسلاف براى اخلاف به يادگار مى ماند، بر آنها حكومت مى كرد، كه نه تنها اخلاق، بلكه همه چيز اجتماع آنها قربانى آن مى شد. قرآن وضع اعراب جاهلى را به كسانى تشبيه كرده كه لب پرتگاه آتش قرار دارند، و به آسانى در آن سقوط مى كنند؛ آتشى كه همه چيزشان را مى سوزاند و خاكستر مى كند.

عرب جاهلى فرزندان خود را كه باعث ايجاد هزينه در زندگى مادى و اقتصادى بودند، به قتل مى رساندند، تا نان خور كمترى داشته باشند. دختران خود را با دست خود زنده به گور مى كردند و به اين امر را مايه مباهات مى دانستند!

«فعاليت‌هاي هرمي» در تضاد با اشتغال و رونق اقتصادي

در حال حاضر كه اين همه جوان بيكار داريم و فعاليت‌هاي اقتصادي رونق ندارد، چرا شرع جلوي اين فعاليت اقتصادي (شرکت های هرمی) را هم مي‌گيرد؟

درست است كه بيكارى براى كسانى كه قادر بر كار و فعاليّت هستند مذموم است؛ ولى اشتغال به كارهاى حرام و ناشايست، از آن مذموم تر است. از ديدگاه اسلام هدف، وسيله را توجيه نمى‌كند و نمي‌توان براى رسيدن به هدف مقدّس، از مقدّمات نامقدّس سود جست؛ بلكه بايد با وسائلى مقدّس، به هدف مقدّس نائل شد. بنابراين، عدم اشتغال جوانان، مجوّز آلوده شدن به فعاليّت‌‌هاى مرموزي مانند قمار، بخت ‌آزمايى، اكل مال به باطل و كلاهبردارى نمى‌‌شود.

منافات فعاليت‌هاي هرمي با آيه «تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ»

مگر قرآن طبق آيه «تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ» هر معامله‌اي كه دو طرف راضي باشند را تأييد نمي‌كند پس چرا فعاليت‌هاي هرمي را حرام مي‌دانيد؟

درست است كه قرآن هر معامله ‌با تراضى و توافق طرفين را امضا كرده؛ امّا اين، ارتباطى با بازاريابى شبكه‌‌اى ندارد؛ زيرا در اين فعاليّت‌‌ها اولاً: تجارت حقيقى وجود ندارد و ماهيّت واقعى آنها چيزى شبيه قمار، كلاهبردارى، بخت ‌آزمايى و اكل مال به باطل است و اگر جنسى عرضه مى‌‌شود سرپوشى براى كارهاى نامشروع فوق است، ثانياً: اگر داد و ستدى باشد، بدون تراضى است؛ زيرا آنها كه وارد اين فعاليت‌‌ها مى‌‌شوند، به طمع سود كلان است و الّا هرگز راضى به پرداخت پول نمى‌‌شوند و نشانه آن، شكايت مالباختگان به دادگاه است.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَادْخُلْهُ حَافِياً عَلَى السَّکِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْخُشُوعِ...

هنگامى که به مسجد الحرام وارد شدى، با پاى برهنه و با آرامش و متانت و خشوع داخل شو.

کافى: 4/401