منش و سلوک سیاسی آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
میرزا باقر علیان نژاد[1]
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی مبارزات خود با حکومت پهلوی را از سال 1332ش آغاز کرد و به مرور زمان و با فاصله گرفتن بیشتر حکومت پهلوی از اسلام، بر شدّت مبارزات ایشان نیز افزوده شد. وی علاوه بر مبارزه سیاسی با ابزاری همچون کتاب، مقاله، سخنرانی، ارتباط مستقیم با مردم، و ... مبارزه خود را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز پیشبرد و در دو مقطع حساس از نقاط عطف مبارزات (15خرداد 1342ش و 19 دیماه 1356ش)، تمام عیار به میدان مبارزه با حکومت پهلوی آمد و از سوی حکومت در مقطع اول زندانی و در مقطع دوم تبعید شد؛ اما هیچ گاه دست از مبارزه برنداشت.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در طول فعّالیت های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی نیز در شکلگیری حکومت اسلامی و تدوین قانون اساسی فعّال بود و همواره بر حمایت از جمهوری اسلامی تأکید داشت و علاوه بر این، درباره تحولات جهانی و منطقه ای نیز با جدیت فعّالیت می کرد. ایشان از ملتهای مظلوم لبنان، بحرین، عربستان، یمن، نیجریه و ... و رهبران شیعیان این کشورها (سیدحسن نصرالله، شیخ عیسی قاسم، شهید شیخ نمر باقر النمر، سیدعبدالملک بدرالدین الحوثی، شیخ ابراهیم زکزاکی و ...) حمایت کرده و می کنند و راهنمای مسلمانان هستند.
بررسی منش و سلوک سیاسی شامل مبارزات قبل از انقلاب اسلامی و فعّالیت های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی آیت الله ناصر مکارم شیرازی، نشان دهنده حرکت مصلحانه و هوشمندانه ایشان در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در طی این سالهاست و رویکرد اصلی ایشان اعتدال و دعوت به وحدت و دوری از خشونت است.
گفتار اول: منش و سلوك مبارزات قبل از انقلاب اسلامی
1. آغاز فعّالیت سیاسی و همراهی با نهضت اسلامی
اولین سند مربوط به مبارزات سیاسی آیت الله العظمی مکارم شیرازی مربوط به خردادماه سال 1332ش در زمان دولت دکتر محمد مصدق است.[2] آیت الله العظمی مکارم شیرازی که در آن زمان 27 ساله بود، درباره قتل محمود افشار طوس، رئیس شهربانی کل، سخنرانی کرد. در 25 خرداد 1332ش سرهنگ معصومی رئیس شهربانی اردبیل در گزارشی به دادسرای شهرستان اردبیل نوشت، ناصر مکارم که برای وعظ به اردبیل آمده، روز 17 خردادماه در مسجد بزرگ گفته سرچشمه خراب بوده که ریاست شهربانی کل را از بین بردند و دولت میگوید: در هر پست سرهنگ لازم نیست. موقعی که یک دولت قوی به خاک ما می آید، افسرها فرار می کنند. بعد از این گزارش آیت الله العظمی مکارم شیرازی احضار و مورد بازجویی قرار گرفت و دستور تحت نظر قرار دادن ایشان صادر شد.[3]
با شروع نهضت اسلامی، به رهبری امام خمینی (ره)، در ابتدای دهه 1340ش آیت الله العظمی مکارم شیرازی به این نهضت پیوست. در 14 مهر 1341ش در زمانی که مجلس شورای ملی جهت اصلاح قانون انتخابات تعطیل شده بود، لایحه ای تحت عنوان «انجمنهای ایالتی و ولایتی» در هیئت وزیران دولت اسدالله علم به تصویب رسید. تصویب این لایحه با مخالفت گسترده روحانیان مواجه شد. در قم، جلسات مختلفی بین علما بر پا شد و بسیاری از علما نیز در جمع مردم سخنرانی کردند. در یکی از این مجالس سخنرانی که در اعتراض به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی از طرف همه مراجع در مسجد اعظم قم برگزار شد و خود مراجع هم در آن شرکت کردند، دو نفر به سخنرانی پرداختند؛ یکی آیت الله العظمی مکارم شیرازی و دیگری آقای حاج انصاری.
روز چهارشنبه [9 آبان 1341ش] از ساعت چهار بعد از ظهر، حجتّ الاسلام ناصر مکارم شیرازی به نمایندگی حوزه علمیه، در اجتماع پنجاه هزار نفری مردم، در مسجد اعظم به منبر رفت. ایشان تصویبنامه ای که درباره انجمنهای ایالتی و ولایتی بود را از جهاتی برخلاف قوانین مصوب دوره اول قانون گذاری مجلس شورای ملی دانست و گفت این مطلب خیلی پرمعنا است که قید «اسلام» و اسم «قرآن مجید» را از مراسم قسم حذف کنند و فقط به جای آن «کتاب آسمانی» بگذارند. این یک اعلام خطر به عموم مسلمانان است.[4]
2. مأموریت از طرف امام خمینی
در 6 بهمن 1341ش علی رغم مخالفت گسترده روحانیون، رفراندوم انقلاب سفید برگزار شد. در اسفند 1341ش نیز امام خمینی نوروز 1342ش را عزای عمومی اعلام کردند.
به دنبال مخالفت روحانیون با برنامه های ضد اسلامی حکومت پهلوی، ماموران رژیم شاه برای انتقام از روحانیون در روز دوم فروردین 1342ش هم زمان با سالروز شهادت امام صادق (ع)، با یورش به مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز، عده ای از طلّاب را شهید و گروهی را مجروح کردند. پس از این کشتار، روحانیان مبارز بر فعّالیت خود افزودند. در اردیبهشت 1342ش آیت الله العظمی مکارم شیرازی به منزل امام خمینی رفت و درباره محتوای سخنرانی های محرّم با ایشان گفت و گو کرد. در اواخر همین ماه، امام خمینی (ره)، آیت الله العظمی مکارم را برای سخنرانی به آبادان فرستادند.[5]
3. سخنرانی انتقادی از حکومت پهلوی در مسجد هدایت و بازداشت در شب 15 خرداد
با فرا رسیدن محرم سال 1383 قمری، علی رغم تهدیدات ساواک، روحانیان بر مخالفت خود با رژیم شاه افزودند. در روز عاشورا (13خرداد1342ش) امام خمینی(ره) سخنرانی تاریخی خود را در قم ایراد کردند. در همان روز، آیت الله العظمی مکارم شیرازی که در تهران منبر می رفت، از ساعت 4 بعد از ظهر در اجتماع هفت هزار نفر در مسجد هدایت سخنرانی کرد. ابتدا مختصری درباره حادثه کربلا و مبارزات حسینی سخن گفت و در ادامه به شدّت به حکومت پهلوی اعتراض کرد و با اشاره به یورش مأموران به مدرسه فیضیه در دوم فروردین 1342ش، تأکید کرد که یزید نیز با همین سرنیزه هایی که ماموران حکومت پهلوی به فیضیه یورش بردند، مردم را مرعوب می کرد. پس از پایان سخنرانی تند آیت الله العظمی مکارم شیرازی، گروهی از افراد حاضر در مسجد در مسیر خیابان های اسلامبول، چهارراه لاله زار، میدان سپه و ناصر خسرو به سمت سبزه میدان راه پیمایی کردند. آنان شعار میدادند «خمینی، خمینی، خدا نگهدار تو. بمیرد، بمیرد دشمن خونخوار تو» و «خمینی پیروز است».[6]
سخنرانی های پرشور عاشورا آیت الله العظمی مکارم شیرازی منجر به دستگیری وی در شب 15 خرداد 1342ش شد.[7]
4. آزادی از زندان و از سرگیری مبارزه
سرانجام آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از 45 روز از زندان آزاد شد، هرچند آزادی ایشان چندان دوامی نیافت. معظم له پس از آزادی، برای دیدار بستگان خود به شیراز رفت. در آن موقع، در شیراز حکومت نظامی برقرار بود و هنگام رسیدن وی به دروازه شهر، اثاثیه او را بازرسی کردند و چند اعلامیه انقلابی که خیلی هم تند و کوبنده بود و خودش آنها را نوشته، ولی امضا نکرده بود، در وسایلش یافتند، که باعث شد ایشان را بازداشت کرده و به زندان شیراز و سپس به زندان معروف کریم خان فرستادند، که با وساطت مراجع آزاد شد.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از آزادی مجدد از زندان، به مبارزه خود علیه رژیم پهلوی در عرصه های مختلف ادامه داد و با امضای اعلامیه ها با نهضت امام خمینی همراهی کرد. او در اسفند ماه 1342ش به همراه گروهی از علمای قم، در تلگرامی به حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت، به «کشتارها و شکنجه های قرون وسطایی و سلب آزادی بیان و قلم» اعتراض کرد.[8] یک ماه بعد در فروردین1343ش امام خمینی از حصر آزاد شدند و به قم بازگشتند.
5. پایهگذاری جامعه مدرسین
آیت الله العظمی مکارم شیرازی یکی از پایهگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. این جامعه سعی داشت در موضوعات مختلف از تک تک علما اعلامیه بگیرد. البته بعد از تبعید امام خمینی در 13 آبان 1343ش به ترکیه، آنان احساس مسئولیت بیشتری کردند و در برخی موارد در فیضیه مراسم سخنرانی برپا کردند.[9]
6. نامه به امیرعباس هویدا در اعتراض به تبعید امام خمینی
پس از تبعید امام خمینی به ترکیه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی در اسفند 1343ش به همراه گروهی از فضلای شیرازی مقیم حوزه علمیه قم، در نامه ای به امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت، در اعتراض به تبعید امام خمینی، تأکید کرد که حضرت آیت الله العظمی جناب آقای خمینی مرجع عالیقدر شیعیان بر خلاف نص صریح قانون اساسی، در تبعید است و باید در اسرع وقت به کشور بازگردد.[10]
7. تلگرام و نامه به امام خمینی
یک سال بعد، به دنبال انتقال امام خمینی از ترکیه به نجف اشرف، آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مهرماه 1344ش به همراه گروهی از مدرسان حوزه علمیه قم در تلگرامی به امام خمینی انتقال ایشان به عراق را مایه خوشوقتی دانسته، اما ادامه محرومیت ملت ایران و حوزه علمیه قم از افاضات آن مرجع عظیم الشّأن را موجب افسردگی شدید عموم اعلام کردند.
در نامه دیگری خطاب به امام خمینی در مهرماه 1344ش که به امضای صدها روحانی از جمله آیت الله العظمی مکارم شیرازی رسیده بود آمده است: «هرچند انتقال ایشان از ترکیه به عتبات عالیات از جهتی مایه خرسندی دانسته، ولی از ادامه تبعید ایشان متأثریم».
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در آبان 1344ش در نامه ای دیگر که به امضای چهار روحانی دیگر نیز رسیده بود، انتقال امام خمینی(ره) به جوار ائمه اطهار (ع) را تسکین موقت دل های مشتاقان دانست و افزود در انتظار بازگشت ایشان دقیقه شماری می کنیم.[11]
8. ارسال اطّلاعات برای امام خمینی (ره)
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در تهیه اطّلاعات برای امام خمینی (ره) نیز فعّال بود. در اسناد ساواک آمده است، ایشان به همراه تعدادی از روحانیون آمار مخارج جشن های تاجگذاری را که در 4 آبان 1346ش برپا شد، تهیه کرده اند، تا برای درج در اعلامیه امام خمینی به نجف ارسال شود.[12]
9. ممنوع القلم مشروط
ساواک در سال 1354ش نام آیت الله العظمی مکارم شیرازی از نشریه درسهایی از مکتب اسلام را در فهرست کسانی قرار داد که فعّالیتشان در مطبوعات به «مصلحت نیست». این فهرست به تایید شاه نیز رسید.[13]
10. تلگرام تسلیت به امام خمینی (ره)
آیت الله العظمی مکارم شیرازی با شدت گرفتن حوادث انقلابی در سال 1356ش بر فعّالیت سیاسی خود افزود. در پی درگذشت مشکوک آیت الله سیدمصطفی خمینی، فرزند امام خمینی، در نجف اشرف در اول آبان 1356ش، آیت الله مکارم شیرازی به همراه 42 نفر از روحانیان حوزه علمیه قم، در تلگرامی به امام خمینی در نجف اشرف فقدان جانگداز فرزند ایشان را تسلیت گفتند و در ادامه تأکید کردند با بازگشت امام خمینی به ایران کلیه آلام و مصایب جامعه اسلامی تخفیف و تسکین می یابد.[14]
11. برگزاری مراسم چهلم آیت الله سید مصطفی خمینی (ره) در مدرسه امیرالمومنین (ع)
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مدرسه امیرالمومنین (ع) مراسم چهلم فرزند امام خمینی را برپا کرد. ساواک از این مراسم گزارش داد که ساعت 30: 14 روز 9 آذر 1356ش در مدرسه امام امیرالمومنین مجلسی به مناسبت چهلم مصطفی خمینی از طرف ناصر مکارم شیرازی تشکیل شد. پس از پایان مجلس شرکت کنندگان ضمن دادن شعار «درود بر خمینی» وارد خیابان ارم شدند و به طرف مدرسه خان حرکت کردند که با مداخله پلیس اعتراضات پایان یافت.[15]
12. مقاله روزنامه اطّلاعات و آغاز حرکت جدید انقلابیون
در 17 دی 1356ش همزمان با سالروز کشف حجاب، حکومت پهلوی مقاله ای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با امضای احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطّلاعات چاپ کرد. این مقاله به خاطر لحن توهین آمیز و تندی که نسبت به امام خمینی داشت، مردم، به خصوص روحانیان، را به شدت عصبانی کرد.[16]
آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره وقایع قم میگوید:
18 دی ماه روز پرهیجانى در قم گذشت. و همه مراجع قول دادند براى رفع این توهین اقدام کنند. روز بعد کار بالاتر گرفت و سیل جمعیت افزون تر شد. آن روز برنامه این بود که به خانه هاى اساتید حوزه علمیه بروند و چنین شد. از جمله سراغ این جانب در مدرسه امیرالمؤمنین (ع) آمدند. داخل و خارج مدرسه و خیابان از جمعیت موج مىزد و من در سخنرانى فشرده ای که کردم، نخست از یکپارچگى و وحدت جمعیت و مشت محکمى که مردم بر دهان نویسنده مقاله و همفکران او زده بودند، تشکر کردم و گفتم با این کار نشان دادید اینگونه هتاکى ها بعد از این بدون جواب نخواهد ماند و به این ارزانى که آنها گمان مىبرند تمام نخواهد شد. سپس اضافه کردم اگر بزرگ قومى را این چنین هتک کنند، چه احترامى براى دیگران مى ماند؟ اگر باید بمیریم همه با هم بمیریم و اگر بنا هست زنده بمانیم همه با هم زنده بمانیم.[17]
13. بازداشت و تبعید به چابهار، مهاباد، انارک
پس از وقایع 19 دی 1356ش كمیسیون امنیت اجتماعی قم آیت الله العظمی مکارم شیرازی را به مدت سه سال اقامت اجباری در شهرستان چابهار محکوم کرد. در بهمن 1356ش محل تبعید ایشان به مهاباد تغییر یافت. [18] مجدداً در اردیبهشت 1357ش محل تبعید ایشان به انارک نائین تغییر کرد.[19] سرانجام خبر رسید که باید به تبعیدگاه چهارم، جیرفت حرکت کند. اما ایشان راننده خود را فوراً خبر کرد و شبانه از بیراهه به قم آمد و نامه ای نوشت و در انارک گذاشت که صبح به مامورین بدهند به این مضمون: «من برای مشورت با وکیل مدافعم به قم و تهران رفتم؛ جزء غیبت محسوب ندارید!».[20]
14. درس بزرگ از زندان و تبعید
آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره دوران تبعید میگوید: «همانگونه که گرفتن ما قانونی نبود، آزادی ما هم مطابق قانون نبود؛ زیرا پرونده بدون کم ترین تغییری، در دادگستری در انتظار وقت محاکمه در ماه های بعد بود. اما همانها که قانون به نیش قلمشان بسته است، بلکه قانون همان اراده آنهاست، یک روز دستور دادند بگیر و روز دیگر دستور دادند، آزاد کن!». وی در ادامه میگوید: «سرانجام این درس بزرگ را فهمیدم که: زندان عناصر انقلابی را پخته تر، آگاه تر و مقاوم تر میکند و تبعید، ندای انقلاب را به نقاط دور و نزدیک می رساند».[21]
15. مواضع آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره وقایع دوران انقلاب (1357ش)
آیت الله العظمی مکارم با نگارش و انتشار خاطراتی از هفت ماه تبعید خود در روزنامه کیهان (4 و 6 آبان 1357ش) به افشای اقدامات رژیم پهلوی پرداخت. برخی اقدامات مطبوعاتی ایشان در ماه های پایانی انقلاب اسلامی بدین شرح است:
ـ او در مصاحبه ای با خبرنگار روزنامه اطّلاعات که در 14 آبان 1357ش و در آستانه روی کار آمدن دولت نظامی غلامرضا ازهاری، به چاپ رسید، تشكیل حكومت اسلامی در ایران را امكان پذیر دانست و تأکید کرد که حكومت اسلامی براساس عدالت، آزادی، مبارزه با فساد طبقاتی و مبارزه با فساد در تمام دستگاه هاست.[22]
ـ پس از پایان اعتصاب مطبوعات و با شدت گرفتن حوادث انقلاب در دی و بهمن 1357ش آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز بر فعّالیت رسانه ای خود افزود. ایشان در 23 دی1357ش با انتشار مقاله ای در روزنامه کیهان تحت عنوان «حکومت اسلامی چگونه حکومتی است؟»، تأکید کرد مفهوم «حکومت اسلامى» قطع پیوند با جهانیان، بستنِ درِ چاه هاى نفت بر روى مردم دنیا، مبارزه با صنعتى شدن کشور، بازگشت به زندگى سنتى قرون وسطا، گذراندن اقلیتها از دم شمشیر، محرومیت زنان از حقوق اجتماعى، حذف دمکراسى از برنامه حکومت، و روى آوردن به خشونت و استبداد، آنچنان که دکتر اوئن و همفکرانش در شرق و غرب پنداشته اند، نیست؛ بلکه حکومت اسلامى تلاشى است سازنده، و انقلابى است پویا در جهت عکس آن.[23]
ـ آیت الله العظمی مکارم شیرازی روز بعد با مقاله ای با عنوان «10 اصل برای پیروزی انقلاب؛ سهم همه گروهها [ی مبارز] در انقلاب ایران باید محترم شمرده شود»، در روزنامه کیهان منتشر کرد.[24]
ـ دولت شاپور بختیار با همراهی گسترده نظامیان و خانواده هایشان در پنجم بهمن اجتماعی در تهران برپا کرد. آنان اعلام کردند این تظاهرات در حمایت از «قانون اساسی» است. در چنین اوضاع و احوالی، آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «بیایید از یك فاجعه خونین جلوگیری كنیم!»، در روزنامه اطّلاعات (5 بهمن 1357ش) سعی کرد بدنه ارتش را به سوی مردم جلب کند.[25]
ـ سرانجام شاپور بختیار در اثر فشار مردم و روحانیون مجبور شد فرودگاه ها را بازگشایی کند. با قطعی شدن ورود امام خمینی به کشور، آیت الله العظمی مکارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «اصول اساسی حكومت اسلامی» در روزنامه کیهان (11 بهمن 1357ش) این اصول را برشمرد: «حق مشاركت مردم، استفاده از صاحب نظران هر رشته و نظارت فقیه».[26]
ـ در شب 15بهمن1357ش، شاپور بختیار در گفت وگویی با رادیو تهران درباره احتمال اعلام جهاد علیه دولتش گفت: من به عنوان یک مسلمان تا به حال نشنیده بودم که جهاد مربوط به یک مسلمان با مسلمانان دیگری باشد! فردای آن روز آیت الله العظمی مکارم شیرازی در یادداشتی در روزنامه کیهان به سخنان بختیار واکنش نشان داد. آیت الله العظمی مکارم شیرازی نوشت بختیار جهاد را تنها در برابر دشمن غیرمسلمان دانسته در حالی که دوران حکومت حضرت علی (ع) در مبارزه با سه گروه به ظاهر مسلمان ناکثین، قاسطین و مارقین خلاصه می شود.[27]
ـ پس از آنکه امـام خمینـی در 15 بهمـن1357ش مهــدی بازرگان را به نخست وزیری موقت برگزید و حکومت مستبد پهلوی در آستانه سقوط قرار گرفت، اتهام استبداد به نیروهای انقلابی داده شد. آیت الله مكارم شیرازی تأکید کرد: «این بسیار طبیعی است كه یك اكثریت نیرومند و قاطع را در معرض چنین اتهامی قرار دهند؛ زیرا این بهترین وصله ای است كه دشمن می تواند بچسباند و روی آن تكیه كند و نیز طبیعی است كه گاهی قاطعیت كه برای پیش برد هر مبارزه انقلابی شرط است با استبداد اشتباه شود؛ زیرا مرز این دو كاملاً به هم نزدیك است».[28]
16. اوج گیری انقلاب و تحصن در مسجد دانشگاه تهران
با بسته شدن فرودگاه های کشور به دستور شاپور بختیار برای ممانعت از ورود امام خمینی به کشور، روحانیان مبارز، از جمله آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازى از صبح 8 بهمن 1357ش در مسجد دانشگاه تهران دست به تحصن زدند. این تحصن که با استقبال مردم و گروه های سیاسی مختلف روبرو شد، تا ورود امام خمینی به ایران ادامه یافت.[29]
17. استقبال از امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی
سرانجام در 12 بهمن 1357ش امام خمینی به کشور بازگشت. آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز صبح 12 بهمن به فرودگاه مهرآباد رفت و در مراسم استقبال از امام خمینی شرکت کرد. ده روز بعد، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازى درباره علل و عوامل پیروزی انقلاب میگوید: «اعتقادات مذهبی مردم، شرکت همه گروه های اجتماعی، قاطعیت حیرت انگیز رهبر انقلاب امام خمینی و تصمیم گیری های بسیار به موقع ایشان و ظلم و ستم بی حد رژیم منحوس پهلوی از مهمترین عوامل پیروزی انقلاب اسلامی بوده است».[30]
گفتار دوم: منش و سلوك سیاسی بعد از انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عده ای در صدد انحلال برخی از سازمانها برآمدند. این عده به شدت در صدد انحلال ارتش بودند. اما آیت الله العظمی مكارم شیرازی با انتشار مقاله ای با عنوان «توطئه خطرناك!» در روزنامه اطّلاعات (15 اسفند 1357ش) تأکید کرد ارتشیان انقلابی ما سهم بسیار مهمی در به ثمر رسانیدن انقلاب اسلامی ما دارند». آیت الله العظمی مكارم شیرازی ضمن مخالفت شدید با انحلال ارتش افزود: «البته سازمان منظمی برای پاسداری انقلاب كاملاً ضروری است، ولی قلمرو آن از قلمرو ارتش جدا است. چنین سازمانی نه لازم است و نه می تواند جانشین ارتش گردد».[31]
الف) مشارکت مؤثر در تدوین قانون اساسی
انتخابات مجلس خبرگان بررسی نهایی قانون اساسی در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ش در سراسر ایران برگزار شد. آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی از استان فارس با ۵۱۸۱۴۹ رای از مجموع 615196 رای (۸۴٫۲٪) به این مجلس راه یافت.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان قانون اساسی، نقش مؤثری داشت. وی در تدوین بخش مذهب در قانون اساسى با چند نفر از علماى شیعه و اهل سنت و مذاهب دیگر کار می کرد. آیت الله العظمی مکارم شیرازی در این باره می گوید:
موقعى که مذهب شیعه را که مذهب اکثریت مردم کشور ماست، در مجلس خبرگان مطرح کردم و از آن دفاع نمودم، برادرى از اهل سنت - آقاى مولوى عبدالعزیز - بر خلاف انتظارى که از ایشان داشتیم، بعد از دفاع من وقت گرفت و مخالفت کرد. من با یک بیان منطقى به جواب ایشان پرداختم و روشن کردم که در یک مملکت، بالاخره باید قوانین از یک مذهب پیروى کند و دو مذهب و سه مذهب نمىشود در احکام عمومى حاکم باشد. البته بقیه مذاهب باید محترم باشند و از تمام حقوق شهروندان بهره مند گردند، ولى تعدد قوانین حاکم بر کشور ممکن نیست. افراد در مسائل داخلى زندگى خود آزادند ـ مانند ازدواج و طلاق که مسائل شخصیه و احوال شخصیه نامیده مىشود ـ ولى در مسائل عامه، باید پیرو یک قانون باشند. بعد که امام خمینی را زیارت کردم ایشان فرمودند: «من از تلویزیون دفاع شما را دیدم و شنیدم و خیلى خوشم آمد، خوب و منطقى دفاع کردید و حق مسأله را ادا نمودید».[32]
ب) عضویت در شورای عالی قضّات شرع
در سال 1359ش شورای عالی قضات شرع برای نظارت بر وضع دادگاه ها تشكیل شد، که آیت الله العظمی مکارم یکی از اعضای این شورا بود.
این شورا وظیفه تهیه لوایح قضایی متناسب با جمهوری اسلامی و مشارکت در عزل و نصب و استخدام قضات عادل و شایسته را بر عهده داشت. پس از دریافت گزارشاتی مبنی بر برخی تخلفات در دادگاه ها، این شورا تصمیم بر اعزام هیئت های عالی به استانهای مختلف، به منظور نظارت بر اجرای دستورات امام و رسیدگی به شکایات مردم گرفت.[33]
ج) مواضع آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره حوادث سالهای اولیه انقلاب
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام نوپای جمهوری اسلامی با مسایل و چالش های مختلفی از قبیل انحلال برخی سازمانها و تشکیل نهادهای جدید، برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، تدوین قانون اساسی جدید، تشکیل مجلس شورای اسلامی، اولین انتخابات ریاست جمهوری و ... رو به رو بود. در این میان برخی روحانیون، نویسندگان و سیاسیون با گرایش های مختلف، با انتشار مقالات و اطلاعیه هایی در مطبوعات، ضمن اعلام مواضع خود، راه حل هایی نیز ارایه می کردند. یکی از این افراد آیت الله ناصر مکارم شیرازی بود. برخی از ویژگی هایی که این مقالات را از دیگر نوشته ها متمایز می کرد، عبارت بودند از: استمرار انتشار (تقریباً هر ده روز یک مقاله)، منسجم بودن ساختار مقالات، به روز بودن موضوع مقالات، با توجه به مسایل جاری کشور، بیان مشکلات جامعه در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و ارایه راهحل، مستند و شیوا و قابل فهم بودن مقالات برای عامه مردم، پیشبینی ها و پیشنهادهایی که بعد از مدتی محقق شدند، فراگیری (خطاب به مردم، دولت، گروه های سیاسی، روحانیان، قضات، دانشجویان، کمیته انقلاب اسلامی و ...).
در این نوشته ها (با عناوینی همچون: دشمن هرگز از پا ننشسته، 20 پیشنهاد فوری به دولت موقت انقلابی، چشم انداز مسایل اقتصادی در حکومت اسلامی، آیا عفو عمومی لازم است؟ تأخیر عفو عمومی: فرار مغزها و سرمایه ها، آمریکا کانون بزرگ ترین اشتباهات سیاسی، به حکومت ژ-3 خاتمه دهید، شعارهای انقلابی را وسیله تصفیه حساب های شخصی قرار ندهیم، روز قدس آغاز فصل جدیدی از مبارزه برای آزادی فلسطین، چگونه دانشگاه به آغوش مردم باز میگردد؟، انقلاب فرهنگی «قلب» انقلاب ماست و ...)، به موضوعاتی هم چون تاسیس مجلس مؤسّسان، نارسائی های اساسی در پیشنویس قانون اساسی، رواج انتقام جویی ها در جامعه، خشونت در جامعه، شکایت از دادستان کل انقلاب، لایحه عفو عمومی، تصفیه حساب ها، فعّالیت های ضدانقلاب، دادگاه انقلاب اسلامی، مصادره اموال، مشکلات کردستان، عوامل نابسامانی کشور، خودمحوری برخی ارگانها، توصیه به رئیسجمهور، نامه سرگشاده به نخستوزیر، اشتباهات سیاسی آمریکا درباره ایران، روز قدس، مسئله حجاب، اجرای قوانین اسلام، انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها، فرار سرمایه ها و مغزها، چشم انداز مسایل اقتصادی در حکومت اسلامی، راه شکستن محاصره اقتصادی دشمن، اشتغال، پاکسازی ادارات و موسسات، قانون مطبوعات و ... اشاره شده است و ضمن بیان مشکلات و نارسایی های موجود، راه حل آن نیز ارایه شده است. برخی پیشنهادهای آیت الله العظمی مکارم شیرازی از جمله تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی و تاسیس بنیاد شهید، بعد از مدت کوتاهی عملیاتی شدند.
از نکات قابل توجه این نوشته ها کاربردی بودن آنها در زمان حاضر و در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. به طوری که اگر در اوایل انقلاب به این توصیه ها عمل می کردند برخی از مشکلات کنونی کشور در زمینه های فوق رفع می شد.[34]
در اینجا به برخی از این موارد در نوشته های آیت الله العظمی مکارم شیرازی اشاره میشود:
1. به دنبال پاکسازی گسترده و بدون ضابطه ادارت، آیت الله العظمی مکارم شیرازی با ارایه طرحی سه مرحله ای تأکید کرد:
به عقیده من پاکسازی صحیحی که می تواند در عرض مدت کوتاهی خون تازه ای در عروق ادارات و تمام کارگاه ها و مؤسسات صنعتی و تجاری به جریان اندازد و همه را به حرکت درآورد و در عین حال ضایعاتش کم باشد، فقط با یک برنامه دقیق سه ماده ای امکانپذیر است: مرحله ضربت، مرحله مهلت و مرحله تصفیه. این تصفیه نیز باید با مطالعه دقیق و برنامه حساب شده و مدارک کافی انجام گیرد. حتی باید زن و فرزندان کوچک تصفیه شدگان را زیر پوشش حمایت جمهوری اسلامی قرارداد، تا به گناه دیگری مجازات نشوند و به خیل ضدانقلاب نپیوندند.[35]
2. آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مقاله ای با اشاره به دشمنی آمریکا با ایران نوشت:
ممکن است مسئله محاصره اقتصادی ایران در آینده سخت تر شود. ما بدون اینکه کمترین وحشتی بخود راه دهیم، باید این حادثه سخت را به عنوان یک «فرصت طلایی برای رسیدن به خودکفایی»، مخصوصاً در زمینه های اقتصادی قرار دهیم و از آن پلی بسازیم و برای نیل به استقلال کامل در تمام زمینه ها: بیشتر تولید کنیم، سختتر بکوشیم، سریع تر عمل نماییم، مخلصانه تر کار کنیم، کمتر مصرف کنیم، زیادتر صرفه جویی داشته باشیم، تا در این مبارزه گرفتار نشویم و به خواست خدا پیروز و سر بلند از میدان به درآییم.[36]
3. پس از انتخاب ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری، آیت الله العظمی مکارم شیرازی در نامه ای به او نوشت:
شنیده شد گروهی از دوستان شما طرحی ریخته اند که در انتخابات مجلس شورا به طور فعّال به سراغ کسانی بروند که به شما علاقه دارند و مجلس آینده را تا آنجا که می توانند از دوستان شما پر کنند. به همین دلیل ستاد تبلیغاتی ریاست جمهوری شما هنوز در شهرها تعطیل نشده تا به این منظور کمک کند! اگر چنین طرحی پیش آید، این وسوسه در میان گروهی پیدا میشود که ای وای صدای پای دیکتاتوری شنیده میشود، مجلس و قوه اجرایی همه در یک صف و در قبضه قدرت یک فرد قرار گرفتند، و کار ما ساخته شد! و راه برای بازگشت به عصر آریامهری هموار گشت. به همین دلیل مردم در برابر چنین طرحهایی واکنش نشان خواهند داد، چه بهتر که کار را بخود مردم واگذارید.[37]
4. آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پایان سال 1358ش، هفت عامل نابسامانی کشور را برشمرد: «روی آوردن به مسائل فرعی، شکستن حریم قانون و ایجاد هرج و مرج، گروه گرایی خطرناک، تخریب تولید و افزایش سریع تورم، دامن زدن به احساسات قوی، توسعه شایعه سازی و خشونت و انتقامجویی».[38]
5. آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مقاله ای با تأکيد بر نقش دانشگاه ها در انقلاب تأکید کرد:
فریادهای نخستین بسیاری از انقلاب های بزرگ از دانشگاهها برخاسته است. دانشگاه، هميشه سنگری برای آزادیخواهان و آزاداندیشان بوده و هست. صحنه دانشگاه صحنه جر و بحث های ـ تقریباً ـ بی حاصل شد، هر روز چند نفر دور هم جمع شدند گروهی تشکیل دادند، با آرم مشخص، ستاد معین، دکترین و برنامه و مرام نامه و سازمان فرهنگی و ستاد جنگی و امثال این عناوین که اسمش از خودش بیشتر و ذهنیتش بر عینیتش غلبه داشت.
یک وقت چشم بازکردیم و دیديم پیرمردها و پیرزنها و گروهی از جوانان مشغول کارند، ولی جمعی از دانشگاهیان عزیز مشغول حرف و جر و بحث و دعوا و شعار و پوستر و پلاکارت و صفآرایی ها و لشکرکشی ها!... و اینچنین دانشگاه های ما از توده های انقلابی جدا شدند، مردم به سمتی و آنها به سمت دیگر رفتند، مردم به عینیت های بعد از انقلاب و آنها به ذهنیت های بیگانه از انقلاب و البته این کار تا مدت زیادی نمی توانست ادامه یابد.[39]
6. آیت الله العظمی مکارم شيرازی با تأکید بر اینکه انقلاب فرهنگی «قلب» انقلاب ماست، نوشت: «فرهنگ یعنی روح جامعه و انقلاب فرهنگی یعنی دگرگونی این روح در تمام ابعادش». و در ادامه افزود: «انقلاب فرهنگی باید به موازات دانشگاه، در کل جامعه نیز پیاده شود. انقلاب فرهنگی یعنی دگرگونی عمقی در روح جامعه که اثرش در تمام نهادها آشکار گردد».[40]
7. آیت الله العظمی مکارم شیرازی 26 روز پیش از حمله عراق به ایران در مقاله ای با عنوان «حالا نوبت ثبات سیاسی کشور است!»، تأکید کرد با تکمیل آخرین حلقه نظام جمهوری اسلامی، باید همه ارگانها کمربندها را محکم ببندند که مردم دیگر هیچ عذری را پذیرا نخواهند بود. ایشان در ادامه تأکید کرد «هیچ کس» انتظار ندارد همه کارها یک شبه اصلاح شود، اما «همه» انتظار دارند که از این به بعد، روح تازه، و خون تازه ای در تمام عروق کشور به جریان بیفتد. اکنون مردم انتظارات زیادی دارند و گفتیم باید دانسته باشند؛ چرا که همه در انتظار چنین روزی بودند و از جمله انتظاراتشان تحقق هفت امر زیر است: پایان گرفتن تضادها و کشمکشها در صفوف مبارزین و مخصوصاً در رده های بالا، حکومت قانون در تمام شئون زندگی، نقطه پایان بر مراکز تصمیم گیری، حرکت چرخ های اقتصادی، تأمین امنیت برای همه بدون استثنا، تصفیه وسایل ارتباط جمعی و آموزشهای مکتبی در تمام سطوح.[41]
د) آیت الله العظمی مکارم شیرازی و دفاع مقدس
آیت الله العظمی مکارم شیرازی با جدیت حضور در تمام عرصه های اجتماعی، مذهبی و سیاسی را دنبال می کردند. یکی از این عرصه های مهم دفاع مقدس بود. ایشان در تمام این دوران به حمایت همه جانبه از دفاع مقدس پرداختند و با حضور در جمع رزمندگان اسلام به تقویت روحیه آنان همت گماشتند و در پشتیبانی از آنها حضور فعّال داشتند و حتی به نامه نگاری با دبیر کل سازمان ملل به دفاع از نظام و انقلاب پرداختند. [42]
هـ) ریاست شورای عالی حوزه
آیت الله العظمی مکارم شیرازی هميشه و به عنوان یکی از متفکران و ایده پردازان در حوزه علمیه شناخته میشدند. از این رو، از سوی بزرگان حوزه و جامعه مدرسین از ایشان برای عضویت و ریاست شورای عالی حوزه دعوت به عمل آمد.
در دوره ریاست ایشان رویکردهای مهمی در شورای عالی حوزه اتخاذ گردید، که در اینجا به برخی موضع گیریهای ایشان اشاره میکنیم: حوزه علمیه در برابر فرقه های نوظهور سهم خود را ایفا کند، حوزه علمیه فراجناحی و جامع الاطراف است، حوزه علمیه پایگاهی برای نظام و حوزه، حوزه علمیه بر رساله های مدعیان مرجعیت نظارت داشته باشد.[43]
و) از تدریس و تألیف تا مرجعیت
آیت الله مکارم شیرازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قم مستقر شد و به تدریس و تربیت طلّاب علوم دینی ادامه داد. و پس از رحلت آیت الله محمدعلی اراکی در آذرماه 1373، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ایشان را به عنوان یکی از «مراجع تقلید» معرفی کرد.
آثار منتشر شده ایشان که بیش از 160 عنوان است، را می توان در یازده بخش دسته بندی کرد: «قرآنی، نهج البلاغه، فقهی و اصولی، اعتقادی، فلسفی، اخلاقی، زندگی معصومین (علیهم السلام)، فلسفه احکام، دعا و زیارت، رساله های علمیّه و احکام و کتاب های برگرفته از تفسیر نمونه».[44]
ز) حضور فعّال در عرصه های سیاسی داخلی و خارجی
آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از سالها مبارزه با رژیم پهلوی، پس از سقوط این رژیم و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران در تحکیم پایه های جمهوری اسلامی و حمایت همهجانبه از آن طی 41 سال اخیر فعّال بودهاند.
ایشان همواره از مواضع حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای حمایت کرده و در دیدارهای متعدد با ایشان، نظرات خود را درباره مسایل مختلف داخلی و خارجی بیان می کنند.
ایشان همواره در مناسبت های مختلف، نظیر انتخابات، راهپیمایی 22 بهمن، راهپیمایی روز قدس و ... علاوه بر فراخوان و دعوت از مردم، خودشان نیز با وجود سنبالا حضور داشتند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در حوادثی همچون فتنه 88 تمام قد از جمهوری اسلامی دفاع کرد.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در انتخابات از نامزد خاصی اعلام حمایت نمی کردند، اما پس از پایان انتخابات از منتخبین مردم پشتیبانی می کردند. تمامی روسای قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران (رئیس جمهور، رئیس مجلس شواری اسلامی، رئیس قوه قضاییه)، اکثر وزیران، اکثر مقامات عالی کشوری و لشگری نیز در سفر به قم با ایشان دیدار دارند و آیت الله العظمی مکارم شیرازی توصیه هایی برای پیشبرد امور به آنان ارایه می دهند.
علاوه بر این، در تحولات جهانی و منطقه ای نیز حضور فعّال داشته و از ملت های مظلوم لبنان، بحرین، عربستان، یمن، نیجریه و ... و رهبران شیعیان این کشورها (سیدحسن نصرالله، شیخ عیسی قاسم، شهید شیخ نمر باقر النمر، سیدعبدالملک بدرالدین الحوثی، شیخ ابراهیم زکزاکی و ...) حمایت کردند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در مبارزه با تکفیری ها و وهابیون نیز همواره بر مبارزه فکری و خشکاندن ريشه این تفکرات جاهلانه تأکید داشتند. ایشان همچنین اولین «همایش جهانی مقابله با جریانهای تكفیری» را با حضور شخصیتهای سیاسی و چهره های علمی، فرهنگی و سیاسی از داخل و خارج كشور در آذرماه 1393 در مدرسه علمیه امام كاظم (ع) برگزار کردند. تاكنون ده جلد از مقاله های برگزیده آن همایش و چهل عنوان كتاب به زبانهای فارسی، عربی و چكیده آنها به زبان انگلیسی چاپ شده است.
علاوه بر این دومین «همایش بین المللی خطر جریانهای تكفیری در دنیای امروز، مسئولیت علمای جهان اسلام» در قم که ریاست عالی آن بر عهده آیت الله العظمی ناصر مكارم شیرازی بود، در بهمن 1394 با حضور ایشان و آیت الله جعفر سبحانی از مراجع تقلید، حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، آیت الله محمدعلی تسخیری، مشاور رهبر معظم انقلاب در امور جهان اسلام و امور حج برگزار شد. علاوه بر میهمانان داخلی، شخصیت های برجسته علمی و فرهنگی از حوزه های علمیه و دانشگاهها، علمای شیعه و اهل سنت از 25 كشور دنیا حضور داشتند و برخی از آنان در جمع حاضران سخنرانی كردند. برگزاری میزگرد علمی با حضور شخصیت های برجسته علمی داخلی و خارجی نیز از دیگر برنامه هایی بود كه در دومین همایش بین المللی خطر جریان های تكفیری ترتیب یافت.
ایشان همواره از مدافعان حرم حمایت و در اولین کنگره بزرگداشت شهدای روحانی مدافع حرم در 8 مهر 1395 سخنرانی کردند. آیت الله العظمی مکارم شیرازی با اشاره به دعوت روحانیت برای شرکت در جنگ با دشمنان فرمودند: «شهدای روحانی نشانگر این هستند که وقتی روحانیت مردم را برای دفاع از دین و اسلام دعوت می کنند، خود در صف اول هستند.» ایشان افزودند: «همانطور که همه استکبار و قدرتهای جهانی در هشت سال دفاع مقدس شکست سنگینی خوردند و نتوانستند به هدف خود برسند، یقیناً امروز هم این استکبار جهانی در سوریه و یمن و عراق شکست خواهند خورد».
پس از فاجعه منا در شهریور 1395 آیت الله العظمی مکارم شیرازی با محکوم کردن آل سعود در پیامی نوشت: «به یقین این حادثه شوم لكه ننگى بود كه بر دامان آل سعود كه خود را مسئول حفظ جان حجاج مى دانند، نشست كه با هیچ آبى پاك نمى شود».
آیت الله العظمی مکارم شیرازی پس از شهادت مظلومانه شهید حاج قاسم سلیمانی توسط تروریست های آمریکایی در 13 دی 1398 نیز این اقدام را به شدت محکوم کردند. آیت الله العظمی مکارم شیرازی در همان روز در پیامی نوشت: «او مردی بزرگ و کم نظیر و بسیار آگاه بود که نام او در تاریخ اسلام و جهان به عنوان سرداری بزرگ، باقی خواهد ماند و راهش پر رهرو. جنایتکاران آمریکایی با این عمل وحشیانه گور خود را کندند و انتقام شدیدی در انتظار آنهاست».
آیت الله العظمی مکارم شیرازی طرح آمریکایی ترامپ با عنوان «معامله قرن» را طرحی محکوم به شکست دانست. ایشان با محکوم کردن این طرح ننگین، آن را وحشتناک توصیف و با اشاره به بندهای مختلف آن، خاطرنشان کردند: «در این طرح ننگین از فلسطینی ها خواسته شده که به تمامی بندها پایبند باشند و در انتها تصریح شده که اگر اینها را بپذیرید ما شما را به رسمیت میشناسیم؛ شما چکاره هستید که فلسطینی ها را به رسمیت بشناسید؟ این فلسطینی ها هستند که باید برای شما تعیین تکلیف کنند».
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در 20 بهمن 1398 در آغاز درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، از همگان برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن و نیز حضور گسترده در پای صندوق های رای دعوت کردند. ایشان فرمودند: «در شرایطی که دشمن خواب و خیال هایی در سر دارد، همگان باید عاقلانه فکر کنند و با حضور گسترده در راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات دوم اسفندماه، دشمن را مایوس کنند. بدون شک مشکلاتی در کشور وجود دارد، مشکلات اقتصادی غوغا میکند و مردم نگرانی هایی از برخی مسؤولان دارند، اما قهر با صندوق های رای و عدم حضور در راهپیمایی 22 بهمن عاقلانه نیست؛ بنده با صراحت عرض می کنم که به لحاظ اعتقاد شرعی هم حضور در راهپیمایی 22 بهمن را شرعاً وظیفه می دانم؛ چراکه در غیر این صورت نظام و کشور تضعیف می شود و از سویی دیگر دشمن امیدوار و باعث فشار و تحریم بیشتر می شود».[45]
نتیجه گیری
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در طول دوران مبارزه با رژیم پهلوی علاوه بر مبارزه سیاسی با انتشار کتاب، مقاله، سخنرانی، ارتباط مستقیم با مردم و ... مبارزه خود را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیز پیشبردند. ایشان در دو مقطع حساس مبارزه (15خرداد 1342 و 19 دیماه 1356) بر مبارزه سیاسی و علنی خود با رژیم پهلوی با سخنرانی های افشاگرانه افزودند و در این مقطع نیز به زندان و تبعید از سوی رژیم پهلوی محکوم شدند. آیت الله ناصر مکارم شیرازی در طول مبارزات خود هیچ گاه مردم را به خشونت علیه رژیم پهلوی دعوت نکرد.
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در طول فعّالیت های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی نیز همواره بر حمایت از جمهوری اسلامی تأکید داشته و ضمن بیان دیدگاهای خود درباره امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و بیان برخی نواقص به ارایه راهحل نیز میپرداختند. ایشان در دوره اخیر با ظهور داعش و دیگر گروه های تکفیری نیز همواره بر خشکاندن ریشه تفکرات این گروهها تأکید دارند.
بررسی منش و سلوک سیاسی شامل مبارزات قبل از انقلاب اسلامی و فعّالیت های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی آیت الله ناصر مکارم شیرازی نشان دهنده حرکت مصلحانه و هوشمندانه ایشان در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در طی این سالهاست و رویکرد اصلی ایشان اعتدال و دعوت به وحدت و دوری از خشونت است.
منابع:
1. دوانی، علی؛ نهضت دوماهه روحانیون ایران به منظور دفاع از اصول مقدس اسلام؛ قم: چاپ حکمت، 1341ش.
2. ربانی املشی، مهدی؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ ج 21؛ تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات، 1380ش.
3. روح بخش، رحیم؛ نقش بازار در قیام 15 خرداد؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381ش.
4. علیان نژاد، میرزا باقر؛ از تبعید تا پیروزی (زندگینامه و مجموعه مقالات و مصاحبه های آیت الله ناصر مکارم شیرازی)؛ تهران: شرکت انتشارات سوره مهر، 1392ش.
5. علیان نژاد، میرزاباقر؛ پس از پیروزی (مجموعه، و مصاحبه های آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی (اسفند 1357 تا شهریور 1359))؛ تهران: سوره مهر، 1395ش.
6. مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ اسناد انقلاب اسلامی؛ ج 3: اعلامیهها، اطلاعیهها، بیانیهها، پیامها، تلگرافها و نامه های کثیرالامضا مربوط به جوامع روحانی؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374ش.
7. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات؛ آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی به روایت اسناد ساواک؛ 2 جلد؛ تهران: مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطّلاعات، 1396ش.
8. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ ج 6؛ تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات، 1378ش.
9. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ ج 1؛ تهران: سروش، 1367ش.
10. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ ج 5؛ تهران: سروش، 1367ش.
11. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطّلاعات؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (ج 3: زندان)؛ تهران: مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطّلاعات، 1378ش.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.