روش شناسی تاریخ پژوهی در منظومه فکری آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
غلامحسن محرمی[1] - سید محسن شریفی[2]
تاریخ دانشی درباره گذشته است که شیوه کشف این دانش باید رویکرد تاریخی را نشان دهد. البته تاریخ، پدیده ای عینی است که مستقل از ما وجود دارد، اما تاریخ نگاری به وجود تاریخ نگار وابسته است. به همین جهت تاریخ نگاری روشی است که تاریخ نگار در دریافت خود از تاریخ بر آن تکیه می کند و این روش رویکرد تاریخی را می سازد.
این دانش به همراه روش به کارگیری تاریخ از جمله علوم مهمی است که رشد کمّی و کیفی بسیاری یافته است. بی تردید مقوله روش، با نوع نگرش معرفتی به موضوع یک علم ارتباط تنگاتنگی دارد؛ همچنان که روش شناسی یا شناخت روش های یک علم هم مسئله ای است که ویژگی ها، نگرش ها و اصول و مبانی آن را باید از جهات بررسی کرد.
گفتار اول: کلیات
الف) مفاهیم
1. تاریخ
واژه تاریخ به معنای مشخص کردن و شناسایی زمان، در اصل واژه ای عربی است.[3] همچنین گفته شده تاریخ در لغت به معنای تعیین زمان رویدادهاست؛ چراکه تاریخ علمی است که در آن از حوادثِ زمان گذشته بشر بحث می شود.[4] این واژه مفهومی انتزاعی است که گاه به وقایع گذشته اشاره دارد و گاه وقایع گوناگون را بررسی می کند؛ بنابراین، هم به علم تاریخ و هم به موضوع آن، تاریخ گفته می شود.[5] اگرچه به طور عام، تاریخ را علم شناخت و تفسیر گذشته انسانها در پرتو حال می دانند که بر اساس روش ها، گزینش ها و تفسیرهای مورخان به دست می آید.[6] در واقع مقصود از تاریخ وقایع و حوادث گذشته است.
تاریخ علمى درباره چگونگى وقایع، موجبات و علل واقعى آنهاست و به همین دلیل تاریخ از حكمت سرچشمه مى گیرد و سزاوار است تا از دانش هاى آن محسوب شود.[7] هیچ عاملی به اندازه خود اسلام در گسترش علم تاریخ در میان مسلمانان موثر نبوده است؛ زیرا توجه مسلمانان به تاریخ، ناشی از اهمیتی است که اسلام و قرآن برای این دانش قائل شده است.[8]
2. روش و روش شناسی
اصطلاح «روش» تعریف های گوناگونی دارد. روش عبارت است از مجموع طریقه هایی که برای کشف حقیقت یا اثبات آن به کار می رود.[9] در تعریفی دیگر می خوانیم روش مجموعه اقدامات و اِعمال اصول و قوانینی است که برای تحقیق علمی انجام می گیرد.[10]
با توجه به این تعاریف می توان گفت «روش» به هر راهی گفته نمی شود، بلکه در روش افزون بر نظم و هدف معین، شیوه ای خاص مد نظر است که بتوان به حقیقت دست یافت. از همین رو، هدف از کاربرد «روش» تسهیل در بهبود عملیات تحقیق و پژوهش است، به گونه ای که شایسته اظهار نظر و داوری میسر و ممکن شود. از این رو محققان بر این عقیده باورند که «روش» متعلق به مقام داوری است.[11]
روش تاریخی ( (Historical Methodفعالیتی است برای شناخت واقعیت های گذشته و یکی از دشوارترین انواع پژوهش به شمار می رود. در تحقیق تاریخی، وقایع تاریخی مربوط به گذشته مورد تعبیر و تفسیر و ارزیابی قرار می گیرد. هدف این است که وقایع گذشته دقیق و درست شناسایی شوند تا وضع موجود بهتر درک گردد.
همچنین روش شناسی یا متدولوژی ( (Methodologنیز وسیله شناخت هر علم است.[12] در روششناسى شناخت شیوه هاى اندیشه و راه هاى تولید علم و دانش در عرصه معرفت بشرى مقصود بوده و به بیان دیگر موضوع آن، روش دست یابی به علم و معرفت است؛ یعنی مجموعه ابزار و فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری می کند.[13] در روش شناسی تاریخی بحث معرفتی است که بیشتر حوزه تاریخ نگاری و تاریخ نگری را در برمیگیرد. این نکته را باید در نظر داشت که هر علمی روش های خاص خود را دارد و به همین جهت روش های علوم از یکدیگر متفاوت هستند و نمی توان برای هر علمی و هر پژوهشی، روش علمی یکسانی به کار برد؛ پس، هر روشی بر حسب موضوع، شرایط محیط و برخی شرایط دیگر به عنوان روش خاصی برای پژوهش خاص در نظر گرفته می شود.
3. فلسفه تاریخ
در کنار بحث روش شناسی، باید از فلسفه تاریخ نیز سخن گفت. فلسفه تاریخ بر آن است که الگوها و قوانین حاکم بر روند تاریخ را کشف و با نگاه عقلانی و فلسفی به تاریخ، ارزیابی و سنجش و نقد تاریخی را به کار گیرد.[14]
ماهیت تاریخ بر سه نوع کلی است؛ بخش نخست، تاریخ توصیفی است که صرفا به بیان و توصیف رویدادها و گزارش وقایع می پردازد و به علت و ریشهیابی رویدادها اهمیتی نمیدهد و از آن با تاریخ نقلی یاد می شود. بخش دوم، تاریخ تحلیلی است که علاوه بر توصیف رویدادها به ریشه یابی و علت پدیدار شدن می پردازد. بخش سوم پیرامون فلسفه تاریخ است که به كشف قوانین و احكام به دست آمده از تاریخ تحلیلى و وقایع و حوادث تاریخى می پردازد.[15]
ب) منبع معرفتی تاریخ
توصیه قرآن و بزرگان دین به مطالعۀ تاریخ را نیز می توان در همین چارچوب تحلیل کرد. اساساً با توجه به همین نگاه به تاریخ، می توان از قرار گرفتن تاریخ در ردیف منابع معرفتی سخن گفت. به همین جهت تاریخ را پس از تجربه و عقل، سومین منبع معرفت دانسته اند[16] که آیینه جهان نماى جاذبه ها و دافعه ها است.[17]
در این نگاه، اهمیت تاریخ از این نظر روشنتر مى شود كه بدانیم كمتر حادثه اى در زندگى امروز مى توان یافت كه نمونه، یا نمونه هایى از آن در گذشته واقع نشده باشد و اینكه گفته می شود تاریخ پیوسته تكرار مى شود، یك واقعیت است.[18] افزون بر این، یکی از بحث های تاریخی فلسفه تاریخ است که در آن مقصود، یافتن ریشه هاى حوادث و نتایج آنها است[19] و در این مجموعه به سه بخش نقلى، علمى و فلسفه تاریخ تقسیم می شود.[20]
همچنین درباره نقش تاریخ در مسائل تربیتى گفته شده: تاریخ بزرگترین آزمایشگاه زندگى است و محك بسیار خوبى براى روشن ساختن ارزش هاى مكاتب اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و جداسازى حقایق از اوهام به شمار مى رود. هنرنمایى بزرگ تاریخ این است كه مسائل فكرى و عقلانى را در لباس محسوس نشان مى دهد و به فهم صحیح ارزش هاى انسانى كمك بزرگى مى كند. تاریخ به ما یادآوری می کند که عاقبت ظلم و ستمگرى و خودكامگى به كجا مى كشد؟ و نتیجه اختلاف و پراكندگى كدام است؟ و اینكه پایان تعصب و لجاجت و تكروى و بىاعتنایى به واقعیت ها چگونه رقم مى خورد؟ اینها همه از جمله مسائلى است كه به وسیله تاریخ به دست مى آید.[21]
آخرین سخن پیرامون تاریخ معرفت ساز این است که تاریخ در صورتی به عنوان یك منبع معرفت و شناخت محسوب می شود كه شرایط لازم را به عنوان یك منبع الهام بخش داشته باشد.[22]
گفتار دوم: بررسی سندی و متنی گزارش های تاریخی
یکی از مهمترین معیارهای سنجش یک خبر تاریخی اعتبارسنجی سندی و بررسی اصالت سند است. با توجه به اینکه تاریخ از علوم اسنادی است، محققِ در تاریخ از طریق اَسناد مختلف به بررسی گزاره های تاریخی می پردازد و یک مسئله را با توجه به تمامی نقل ها و روایات بررسی می کند که در این صورت به دانش حدیث نزدیک می شود.
الف) اعتبار سند در گزارش های تاریخی
یکی از راه های بررسی درستی و نادرستی روایات تاریخی بررسی سندی آنها است. بسیاری از روایات تاریخی خصوصاً روایاتی که مربوط به صدر اسلام و سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) است همراه با ذکر سلسله اسناد است. توجه به راویان این روایات می تواند تا حد زیادی صدق و کذب این روایات را برای ما آشکار سازد.
در مرحله نخست سنجش اعتبار و نقد راوی خبر مد نظر بوده و با معیارهای رجالی و سندی صحت خبر تاریخی مورد آزمون قرار می گیرد. بدیهی است ارزش و اعتبار خبر تاریخی در مرحله نخست به اسناد و راویان بستگی دارد.
بیتردید یکی از مهمترین آفت ها و آسیب های برخی نوشته ها وکتابها به صورت کلی استناد به منابع واسطه ای، عدم ارزشگذاری منابع، ضعف در منبعشناسی و حتی عدم ذکر منبع است.[23]
در آثاری همچون «شرح نهج البلاغه» و در مقدمه کتاب «پیام امام» به این بحث پرداخته شده و به مرسل و بیسند بودن خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه توجه شده است. همچنین شیوه ای برای اعتبارسنجی ارائه می کند و با اشاره به این مطلب که غالب خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه، مستدل یا در خور استدلال هاى منطقى است، به نکته مهم دیگری می پردازد. او معتقد است که معیار اصلى، وثوق، اعتماد و اطمینان به روایت است كه از طرق مختلف به وجود می آید؛ گاه سلسله سند با راویان مورد اعتماد، سبب وثوق به روایت مى شود و گاه كثرت و تعدّد روات چنین اعتمادى را حاصل مى كند.[24]
همچنین باید توجه داشت که دانش رجال که بررسی وثاقت راویان را برعهده دارد از دانش های بسیار مهم و کارگشا در این زمینه است؛ به طوری که آن را از مبانی اجتهاد و علوم برشمرده اند[25] و استفاده از آن در بررسی گزارش های تاریخی امری ضروری است.
چون بیشتر گزارش های تاریخی به ویژه درباره زندگی پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) بر پایه حدیث استوار است استفاده از ابزار حدیث شناسی نیز در تاریخ لازم است. دانش درایه نیز در کاربرد اولیه به معنای فهم عمیق حدیث بوده و در مقابل مفهوم روایت قرار می گرفته است، اما کاربرد آن در طول زمان تغییر یافته و امروزه مسایل مربوط به فهم حدیث در علم فقه الحدیث مورد بحث قرار می گیرد. از سوی دیگر درایة الحدیث بیشتر بر قواعد سند و نقل روایت تمرکز دارد. این دانش از علوم مورد نیاز در فهم حدیث شمرده شده که در شناخت و اعتبار سنجی و مشکلات سندی بسیار به کار می آید.[26] فایده علم درایه، بازشناسى حدیثِ پذیرفته از حدیث غیر پذیرفته است که نتیجه آن، عمل به اوّلى و اجتناب از دومى خواهد بود.[27]
در مجموع براى پذیرش هر روایت تاریخى سه شرط لازم است؛ نخست اینكه سند آن روایت معتبر باشد، دوم اینكه آن روایت مخالف آیات قرآن مجید نباشد و سوم آن كه از نظر دانشمندان و علماء دین قابل قبول باشد.[28] در نقل های تاریخی بررسی سلسله سند، زمانی لزوم بیشتری پیدا می کند که متن خبر و گزارش نادرست به نظر برسد یا با معیارهای دیگر علوم ناسازگار باشد. این شیوه در برخورد با گزارش های تاریخی بسیار دیده می شود.[29]
ب) خبر واحد
خبر واحد خبری است که مفید یقین و اطمینان نباشد و در مقابلش خبر متواتر قرار دارد. در واقع روایتى كه نقل آن به حد تواتر نرسد، اصطلاحاً خبر واحد است. گاه آن خبر واحد همراه با قرائنى است كه یقین به صدور آن از معصوم حاصل مى شود که این خبر واحد توأم با قرینه قطعیه حجت است.[30]
اگرچه خبر واحد بیشتر در احکام شرعی کاربرد دارد، اما اساساً روایات تاریخی نیز باید بسان سایر روایات از لحاظ سندی و دلالی نیز نقد شوند. بدین معنا که عمده آنچه درباره آسیب های تاریخ گفته می شود، ناظر به حوزه خبرهای واحد تاریخی است؛ البته نمی توان خبرهای مشهور تاریخی را نیز مصون از آسیب و جعل دانست.
ج) شهرت و تواتر
در گزارش های تاریخی، شهرت اهمیت زیادی دارد و گاهی خبر مشهور تاریخی، متواتر هم به شمار می آید و گاهی متواتر نیست و این شهرت از مرجّحات در هنگام تعارض دو خبر محسوب می شود. در این باره در سخنان برخی بزرگان اشاره شده که شهرت روایى از اسباب حصول اطمینان به صدور روایت از معصوم (ع) است. چنانکه گفته شده «اگر دو روایت از نظر مدلول با یكدیگر معارض باشند و یكى از آن دو داراى شهرت روایى باشد و راویان بیشترى آن را نقل كرده باشند بر روایت دیگر ترجیح مى یابد. دلیل ترجیح آن است كه نفس شهرت باعث وثوق و اطمینان مى شود».[31] هرچند این سخن درباره اخبار فقهی است، ولی در اخبار تاریخی نیز صادق است. اخبار مشهور تاریخی که به حد تواتر رسیده اند قطعآور هستند و در تاریخ نقل هایی وجود دارد که به اندازه اى نقل شده اند كه به حد تواتر رسیده است.[32]
در مجموع به اخبار مشهور و متواتر تاریخی اهمیت بیشتری داده شده و آنها را معیار بررسی تاریخی دانسته اند؛ البته باید توجه داشت تاریخی که به عنوان معیار می تواند مطرح باشد، تاریخ به معنای تک تک گزارش های تاریخی نیست، بلکه تاریخ به معنای متواترهای تاریخی است. بدین صورت که بیشتر اهمیت و ارزشی که در متون دینی برای تاریخ در نظر گرفته شده است را باید در ورای همین تواتر تاریخی دید؛ چراکه معرفت تاریخی معرفتی است که از برآیند گزارش های تاریخی به دست می آید و محدود به یک گزارش خاص تاریخی نیست. در نگاه با واقعه های تاریخی و گزارش های مرتبط با آنها باید به این مورد توجه داشت؛ مانند واقعه کربلا که این گونه متواتر شده است. حقیقتا حماسه هاى كربلا و عاشورا، در تاریخ رنگ جاودانگى به خود گرفته و به سرمشقى براى جمعیت ها و ملّت ها مبدل شده است.[33]
د) معیار صحت متن گزارش تاریخی
سنجش اعتبار و نقد و بررسی گزارش تاریخی بر اساس مطابقت با عقل و مقایسه و تطبیق با سایر منابع و شواهد و با نگاه به زمان و مکان صورت می گیرد. در صورتی که گزارش تاریخی با این موارد مغایرت نداشته باشد، می توان از آن با عنوان یک خبر تاریخی دارای سند و صحت یاد کرد. محتوای یک گزارش یا روایت را می توان از نشانه هاى اعتبار سند دانست، چنانکه در گزینش دعاها و زیارات، علاوه بر دقّت در اسناد، باید به محتواى آن نیز توجّه کرد.[34] همچنین گاه محتوا آن قدر بلند و عمیق و والاست كه گواهى بر وثاقت متن روایت است.[35]
برخی نقل ها و گزارش های تاریخی گاه در خصوص یک موضوع، ممکن است با عقل و واقعیت های عینی و به عبارت دیگر با واقع تاریخی ناسازگار باشد. لذا لازم است یک مسئله تاریخی را با توجه به تمامی نقل ها و روایات مورد بررسی قرار داد و به درستی آن واقعه را بازسازی نمود و صحت متن یک گزارش تاریخی را بر اساس معیارهای مختلف سنجید. در این راستا منابع غیر تاریخی و بهره گیری از آنها می تواند در بسیاری از موارد مفید باشد. قرآن کریم، علم حدیث، تفسیر، ادبیات، جغرافیا، سکه شناسی و دانش های دیگر معیارهایی هستند که می توان با آن در رسیدن به حقیقت و صحت متن استفاده نمود.
افزون بر این آیات قرآن كریم که بهترین و گویاترین سند براى انعكاس حقایق تاریخى است،[36] یکی از مهمترین معیارهای صحت سنجی گزارش های تاریخی نیز بوده و عرضه بر آیات قرآن را می توان معیار سنجش اخبار دانست. بر این اساس، قرآن به عنوان یك معیار سنجش مطمئن اخبار صدق و كذب به مسلمانان معرفى شده و روایات زیادى، معیار صدق و كذب هر حدیثى را قرآن دانسته اند.[37]
یکی دیگر از معیارهای صحت گزارش تاریخی، انطباق با واقع و آثار گذشتگان است که در این نگاه، این تاریخ مدون نیست كه در اصالت و صحت آن تردید شود. این تاریخ زنده اى است كه با زبان بى زبانى فریاد مى كشد، مانند ویرانه هاى قصرهاى تبهكاران، شهرهاى بلا دیده سركشان، استخوان هاى پوسیده خفتگان در دل خاك و كاخ هاى مدفون شده در زمین، جمله هاى كوبنده اى هستند كه تاریخ واقعى را بى كم و كاست شرح مى دهند.[38]
حدس و گمان هوشیارانه در فهم وقایع تاریخی در کنار نقد درونی و بیرونی، یکی از راه کارهای مفید در بررسی و نقد روایات و منابع تاریخی است. به عنوان نمونه بحث قیمت گزاف انگشترى كه امام على (ع) به فقیر بخشیده، مطرح می شود و می توان گفت مبالغه هایى كه درباره قیمت آن انگشتر كرده اند، به كلى بى اساس است و هیچ گونه دلیل قابل قبولى بر گران قیمت بودن آن انگشتر نداریم. همچنین در روایت ضعیفى قیمت آن معادل خراج شام ذكر شده که به افسانه شبیه تر است، تا واقعیت و شاید براى بى ارزش نشان دادن اصل مسأله جعل شده است. البته در روایات صحیح و معتبر كه در زمینه شان نزول آیه ذكر كرده اند اثرى از این افسانه نیست. بنابراین نمی توان یك واقعیت تاریخى را با اینگونه سخنان پردهپوشى كرد.[39]
همچنین ممكن است روایتى با سلسله سند معتبر وجود داشته باشد، ولى علما و فق هاى بزرگ ما از آغاز تا كنون، آن را نادیده گرفته و از آن اعراض كردهاند؛ زیرا خلل هاى دیگرى در آن یافتهاند که این گونه روایت را «مُعْرَض عَنْها» نامیده و آن را فاقد اعتبار دانستهاند.[40] در گزارش های تاریخی نیز همین گونه است و نمی توان هر گزارش تاریخی را هرچند مشهور، پذیرفت.
گفتار دوم: روش شناسی تاریخ انبیاء
الف) بررسی اخبار خلقت آدم و فرزندانش
روایت خلقت آدم به عنوان نخستین گزارش از وجود انسان را می توان در آثار و منابع متعدد دید؛ هرچند منبع گزارش های مربوط به حضرت آدم (ع) کتاب های آسمانی و سخنان انبیاء و اوصیاء است، لذا پیروان ادیان توحیدی این گزارش ها را از مسلمات تاریخی گرفته و در کتاب های خود ذکر کرده اند. در تفسیر ذیل آیات 30 تا 33 سوره بقره به صورت تفصیلی مسئله خلقت آدم و گزارش های تاریخی مرتبط با آن توجه شده است.[41] همچنین در شرح سخنان امیرمومنان علی (ع) به این مسئله[42] و برخی وقایع مرتبط مانند تشکیل جوامع بشرى توسط فرزندان آدم شده است.[43] درباره نام فرزندان آدم نیز سخن رانده که در قرآن نیامده. پس به روایات و حتی سایر کتاب های آسمانی همچون تورات مراجعه شده است و طبق روایات اسلامى نام آنها را هابیل و قابیل دانسته اند و براساس سِفر تكوین تورات نام آنها قائن و هابیل ذكر شده است.[44] این شیوه در شغل فرزندان آدم نیز دنبال شده و بر اساس روایات اسلامى و کتاب تورات، شغل هابیل دامدارى و شغل قابیل كشاورزی ذکر شده است.[45]
درباره چگونگی ازدواج فرزندان آدم باید توجه داشت فرزندان آدم به صورت برادر و خواهر با هم ازدواج كردند و اگر آنها با نژاد و همسران دیگرى ازدواج كرده باشند تعبیر «منهما؛ از آن دو» در آیه صادق نخواهد بود و این موضوع در احادیث متعددى نیز وارد شده است. البته زیاد هم جاى تعجب نیست؛ زیرا طبق استدلالى كه در بعضى از احادیث از ائمه اهل بیت (ع) نقل شده این ازدواج ها مباح بوده است؛ زیرا هنوز حكم تحریم ازدواج خواهر و برادر نازل نشده بود.[46]
وقوع نخستین قتل در روى زمین در داستان فرزندان آدم با استناد به آیه قرآن ذکر شده و از سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه در شرح چگونگی آن کمک گرفته شده است.[47] استفاده از گزارش های تاریخی در بحث اخلاقی نیز کاربرد زیادی دارد؛ چنانکه می توان گفت آتش سوزان حسد در داستان فرزندان آدم باعث شد، نخستین قتل و جنایت در روى زمین صورت گیرد و سرآغازى براى جنایت هاى دیگر شود.[48]
ب) بررسی اخبار انبیاء بعد حضرت آدم (ع)
تعداد انبیاء یکی از بحث های تاریخی است که در آثار مختلف مورد توجه قرار گرفته و در تفاسیر نیز به تناسب آیات، بحث نسبتا مفصلى درباره تعداد پیامبران الهى مطرح می شود. طبق روایت مشهور، تعداد انبیاء یكصد و بیست و چهار هزار پیامبر عنوان شده است. این روایات در منابع مختلف اسلامی خبر واحد نیستند و اخبار متعدد و مستفیض محسوب می شوند.[49]
البته عدد پیامبرانى كه نام آنها صریحا در قرآن آمده تنها 26 نفر است، اما پیامبران دیگرى نیز هستند كه در قرآن اشاراتى به آنها شده، بى آنكه صریحا نام آنها بیان شود، مانند «اشموئیل» که در آیه 248 سوره بقره و «ارمیا» در آیه 259 سورۀ بقره و «یوشع» در آیه 60 سوره كهف و «خضر» در آیه 65 سورۀ كهف ذكر شده است.[50]
با بهره گیری از روایات منابع شیعه و اهل سنت می توان چنین استفاده کرد كه خداوند از میان سیاه پوستان نیز پیامبرى مبعوث كرده. امام علی (ع) در این زمینه فرموده است: «خداوند پیامبرى سیاه پوست مبعوث كرد، هرچند شرح سرگذشت او را در قرآن بیان نكرده است».[51]
همچنین راه شناخت انبیاء واقعى از مدعیان دروغین، اخبار قطعى و صریح پیامبران پیشین، نسبت به پیامبران بعدی است. بدیهى است از این راه براى شناختن نخستین پیامبر خدا نمی توان استفاده كرد، بلكه باید او را با یكى از راه های اعجاز، مطالعه در وضع مدعى نبوت و محتویات دعوت او شناخت.[52]
یکی از مشکلاتی که درباره انبیاء وجود دارد، انحصار اخبار آنها در منابع مذهبی است؛ زیرا در مورد انبیاء مانند فرمانروایان و پادشاهان، سنگ نوشته و کتیبه باقی نمانده است. اصولا این گونه اسناد مربوط به پادشاهان است و زندگی انبیاء همچون زندگی سایر مردم بوده و آنان تنها رهبران فکری و دینی به شمار می آمدند. پس انگیزه ای برای ثبت حیات خود روی سنگ ها و کتیبه ها نداشتند و کارشان برای خدا بوده است. وجود اینگونه بناها یك سند تاریخى بر وجود این شخصیت ها و برنامه و تاریخشان است. به همین دلیل پیامبران و شخصیت هایى كه قبر آنها متروك مانده، تاریخ وجودی آنها نیز از سوی پژوهشگران مادی و سکولار مورد تردید و استفهام قرار گرفته است.[53]
یکی از مهمترین مسائل مربوط به حیات انبیاء، معجزات آنان است که به وسیله آن نبوت پیامبران ثابت می شود؛ به طوری که همه پیروان ادیان توحیدی معجزات انبیاء را قبول دارند. از آنجا که آیات قرآن مجید مملو از ذکر معجزات و خارق عادات پیامبران پیشین است، بنابراین معجزات آنها قابل انكار نیست.[54]
بىشك انبیاء و پیامبران و امامان معصوم (ع) صاحب خارق عاداتى بودند كه از انسان عادى ساخته نیست؛ یعنى امورى كه برخلاف قوانین معمول طبیعت بوده و انجام آن جز با استمداد از یك نیروى مافوق طبیعى ممكن نبوده است؛ مانند زنده كردن مردگان، شفا دادن بیماران غیر قابل علاج، خبر دادن از امور پنهانى كه در قرآن مجید درباره حضرت مسیح (ع) آمده یا معجزه عصا و ید بیضاى حضرت موسى (ع) و ناقه صالح (ع) و خاموش و سرد شدن آتش نمرود در مورد ابراهیم (ع) و معجزه شقّ القمر و از همه بالاتر اعجاز قرآن از جهات مختلف در مورد پیامبر اکرم (ص).[55] این مشركان و كافران بهانه جو و لجوج بودند که در برابر انبیاى الهى تقاضاى معجزه داشتند.[56]
افزون بر این، لازم است از اخبار تاریخی مربوط به احوال و گذشته انبیاء در مسیر بیان اخلاق صحیح و مسئله الگوگیری از انبیاء استفاده شود.[57]
ج) بررسی اخبار انبیاء اولوالعزم
بعثت پیامبران و مسئولیت بزرگ آنان در جامعه بعد از مرحله آفرینش آدم و گام نهادن او بر روى زمین است که در واقع بعثت انبیاء مرحله نوینی در زندگی انسانی است.[58] براساس منابع حدیثی انبیاء اولوالعزم پنج نفر معرفی شدهاند که عبارتند از: نوح (ع)، ابراهیم (ع)، موسى (ع)، عیسى ( ع) و محمد (ص).[59]
روایات متعددی از فریقین وجود دارد که این تعداد از انبیاء اولوالعزم هستند[60] و احادیث امام سجاد (ع)، امام باقر (ع) و امام صادق (ع) موید این نظر است.[61]
در احادیث و گزارش های تاریخی از حضرت نوح (ع) به عنوان نخستین پیامبر اولوالعزم یاد شده و سرگذشت او در آیات مختلفى اشاره شده است.[62] پیامبران اولوالعزم صاحب شریعت و دین و آئین جدید هستند. نخستین پیامبر اولوالعزم حضرت نوح (ع) است؛ چرا كه نخستین شریعت یعنى آئینى كه داراى همه گونه قوانین عبادى و اجتماعى بود، با او آغاز شد و پیامبران پیش از او برنامه و دستورات محدودى داشتند.[63] حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع) شیخ الانبیاء و سر سلسله رسولان هستند و براساس آیات قرآن بعد از آنها پیامبران اولوالعزم دیگر، این صراط هدایت را تداوم بخشیدند.[64]
درباره زندگی حضرت نوح (ع)، کتاب مستقلی با عنوان «زندگی پرماجرای نوح (ع): آموزه ها و عبرت ها» نگارش شده که بیشتر به شیوه حدیثی است و از قرآن بیشترین استفاده تاریخی درباره زندگی حضرت نوح (ع) برده شده است.[65] افزون بر این، استفاده از روایات تاریخی نیز در این کتاب دیده می شود و گاه به ندرت از منابع تاریخی اهل سنت مثل «مختصر تاریخ دمشق» بهره گرفته شده است. در این کتاب، زندگی حضرت نوح (ع) و آغاز دعوت وی و عکس العمل قوم او نسبت به دعوت و در ادامه تهدیدات مشرکان، ساخت کشتی و داستان طوفان مورد بحث قرار گرفته و سرنوشت فرزند حضرت نوح (ع) و عوامل اصلی انحراف فرزند ایشان مطرح شده است.[66]
درباره زندگی حضرت ابراهیم (ع) نیز کتاب مستقلی به نام «قهرمان توحید، شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم» نگارش یافته که در آن به زندگی حضرت ابراهیم از تولد تا مرگ پرداخته شده است. این کتاب از آیات قرآن بهره زیادی برده و از منابع تاریخی همچون «تاریخ انبیاء»، «منتهى الآمال»، «اعیان الشیعه» و منابع حدیثی مانند «الکافی»، «عیون اخبار الرضا»، «بحار الانوار» و «وسائل الشیعه» نیز استفاده شده است.
گفتار سوم: روش شناسی تاریخ پیامبر اکرم (ص)
طبق بیان قرآن، مسلمانان موظف به پیروی از پیامبر اکرم (ص) هستند: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب:21). به همین دلیل حفظ سیره آن حضرت برای الگو گرفتن مسلمانان اهمیت بالایی دارد. لذا این مطلب جزو اساسی ترین انگیزه های مسلمانان در جهت ثبت رفتارهای رسول خدا (ص) بوده است.[67] اهمیت الگوگیری از سیره نبوی باعث توجه مسلمانان به ثبت و ضبط وقایع و حوادث زندگی پیامبر (ص) و جامعه اسلامی گردید و در واقع، تاریخ نگاری اسلامی را همین «سیره نویسی» بنیاد نهاد.[68] از این رو سیره نویسی یکی از اولین و مهمترین گونه های مختلف تاریخ نگاری مسلمانان است.[69]
اهمیت و جایگاه سیره و سنت نبوی به عنوان دومین منبع استنباط مورد اتّفاق تمامى فقهاى اسلام بوده و از آن با عنوان سنّت تعبیر شده است. این سنّت در اصل عبارت است از آنچه به جز قرآن از پیامبر اکرم (ص) به صورت قول، فعل یا تقریر صادر شده و مربوط به احكام شرعیه هستند.[70] چنانکه در برخی آثار به تحلیل و بررسی مدیریت رسول خدا (ص) در جامعه اسلامی پرداخته شده است.[71]
استفاده از تاریخ در سیره نبوی را می توان در تلفیق و تطبیق گزارش های تاریخی با مستندات قطعی همچون قرآن و عقل به کار برد. چنانکه با همین شیوه می توان ایمان آباء و اجداد پیامبر اکرم (ص) را اثبات نمود.[72] بر این اساس می توان گفت پدران و اجداد و مادران پیامبر اکرم (ص) علاوه بر پاكدامنى و ایمان، داراى فضایل انسانی و از عیوب اخلاقى پاك بودهاند.[73]
در این زمینه لازم است علاوه بر بهرهگیری از منابع تاریخی شیعی، از منابع تاریخی اهل سنت هم چون «السیره النبویه»، «تاریخ طبری»، «انساب الاشراف» بلاذری، «البدایه و النهایه» ابن کثیر، «تاریخ الاسلام» ذهبى، «تاریخ بغداد» خطیب بغدادى، «تاریخ مدینة دمشق» ابن عساکر و بسیاری دیگر نیز در این باره استفاده کرد و با دقت، گاه مطالب و یافته های تاریخی آنها را به نقد کشید و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. برای نمونه در بحث ابلاغ برائت تحت عنوان «یك واقعیت تاریخى» نقل های منابع تاریخی اهل سنت نظیر «البدایه و النهایه» و «ذخائر العقبى» محب الدین طبرى در جهت تلاش برای اثبات فضیلت ابوبکر قابل دقت است.[74]
همچنین تجزیه و تحلیل درباره عظمت و اعجاز قرآن از دریچه های گوناگون می تواند از راه های شناسائی پیامبر اکرم (ص) باشد.[75] اخبار انبیاء پیشین و كتب آسمانى آنها نیز از دلایل صدق ادعاى پیامبر اکرم (ص) و اعجاز قرآن است.[76] تفاوت معجزات انبیاء با یكدیگر، به صورت تاریخی نشان می دهد كه این امر تصادفى نیست؛ بلکه شرایط زمانی و مكانی در بحث معجزات تاثیر زیادی داشته است. به بیان دیگر باید معجزه پیامبران را ناظر بر شرایط زمانه دید. روایت امام رضا (ع) در پاسخ سؤال ابن سكّیت (عالم معروف ادبیات عرب) موید این سخن است.[77]
دلیل هجمه به ایمان حضرت ابوطالب (ع)، نسبتش با امام على (ع) است و به طور کلی هر كسی در تاریخ اسلام ارتباط نزدیكی با امیرمؤمنان على (ع) داشته از این حملات ناجوانمردانه بر كنار نمانده است. بر اساس گزارش سیره ابن هشام ابوطالب قبل از بعثت پیامبر اكرم (ص) به خوبى می دانست كه فرزند برادرش به مقام نبوت خواهد رسید؛ زیرا بر اساس نوشته مورخان در سفرى كه ابوطالب با كاروان قریش به شام رفت، برادرزاده خود محمد (ص) را نیز با خود برد. در این سفر علاوه بر كرامات گوناگونى كه از او دید، رفتار راهبى به نام بحیرا را با پیامبر (ص) كه در آن زمان دوازده سال بیش نداشت مشاهده کرده بود.[78]
تاریخ و سیره در مسائل عبادی نیز کاربرد دارد، چنانکه اخبار متواتر نشان مى دهد كه پیامبر اکرم (ص) تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترك نكرد و على (ع) در محراب عبادت به شهادت رسید.[79]
تطبیق تاریخى برخی وقایع مربوط به عصر پیامبر (ص) مانند ترتیب تطبیق تاریخى خبر قرآنى پیشگویی غلبه روم بر ایران در سلسله جنگ های میان آنها،[80] بهره گیری از اخبار تاریخی در راستای تبیین سیره نبوی،[81] پاسخ به شبهات در حوزه تاریخ اسلام و زندگانی پیامبر اکرم (ص)[82] و همچنین مدیریت و رفتار نبوی در جنگ ها نیز براساس گزارش های تاریخی،[83] بخشی از کاربردهای تاریخ در فهم سیره نبوی است.
گفتار چهارم: روش شناسی تاریخ زندگی ائمه اطهار (ع)
گزارش های تاریخ زندگی ائمه اطهار (ع) مانند هر خبر تاریخی دیگری، به واسطه مورخان و گزارشگران به دست ما رسیده است و ما برای دانستن وقایع و رخدادهای حیات آنان مجبوریم به كتاب ها و منابع تاریخی مراجعه كنیم. منابع و گزارش های زندگی ائمه، به جهت اهمیت و داشتن انگیزه های گوناگون در تحریف آنها و نیز فاصله زمانی طولانی كه به وجود آمده، باید با دقت مورد بررسی قرار گیرند تا اندازه اعتبار و ارزش آنها مشخص گردد.
بیتردید گزارشگران وقایع تاریخی، قرن های اولیه هجری درباره روایت تاریخ زندگی ائمّه اطهار (ع) دارای گرایش ها و دیدگاه های متفاوتی بوده اند؛ برخی از آنان انگیزه های بسیار قدرتمند قومی و سیاسی در تحریف و جعل واقعیت های تاریخی داشته اند؛ برخی دیگر هرچند اهل جعل و تحریف نبودند، ولی از نقل اخبار جعلی اجتناب نمی كردند و به خاطر كمی دانش تاریخی و سادگی فطری، هر خبر مشهوری را مسلم می انگاشتند و به آن اعتماد كامل می كردند. گاهی هم به جهت خوشایند دستگاه حاكمه یا ترس از آنها و حتی رعایت حال مردمِ پیرامون خودشان، اخبار كذب تاریخی را در كتاب های خود آوردهاند. حتی گاهی با انگیزه هایی چون افراط در محبت و قدرت نمایی در عرصه رقابت، به جعل اخبار تاریخی دست می زدند. به همین جهت بحث «تحریف تاریخ» و راه های فهم تفاوت میان وقایع تاریخی حقیقی با تحریف شده در تاریخ یکی از این موارد است.[84]
الف) بررسی زندگی حضرت زهرا (س)
با بهرهگیری از روایات و منابع تاریخی می توان به بررسی زندگانی حضرت زهرا (س) از تولد تا شهادت پرداخت و فضایل و مقامات آن حضرت را برشمرد. اگرچه عمده مؤلفان منابع در زندگی دخت پیامبر، شیعه هستند، اما از منابع تاریخی اهل سنت مانند «سیره ابن هشام»[85] و «تذكرة الخواص»[86] «تاریخ بغداد» و برخی منابع حدیثی همچون «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم» و «کنزالعمال» نیز می توان استفاده کرد.
به عنوان نمونه یورش به خانه وحی، خانه امیرالمومنین علی (ع) و حضرت زهرا (س)، را در گزارش های منابع تاریخی اهل سنت و در منابعی چون «انساب الاشراف»، «تاریخ طبری»، «العقد الفرید»، «مروج الذهب»، «الاموال» قاسم بن سلام، «معجم الکبیر» طبرانی، «الکامل» مبرد می توان یافت.[87]
در شرح خطبه های نهج البلاغه ذیل خطبه 202 و در تبیین سخنان امیرالمومنین علی (ع) به هنگام دفن حضرت فاطمه (س) به بیان وقایع منجر به شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) پرداخته شده و در این راستا زمان شهادت و مدفن آن حضرت قابل بررسی تاریخی است. به گونه ای که مدفن او را کنار قبر پیامبر (ص) و در روضه مقدسه دانسته اند و به قولی که پذیرفته شده تر است زمان وفات را 95 روز بعد رحلت پیامبر (ص) دانسته اند.[88]
روشنترین مصداق سوره کوثر وجود مبارك حضرت فاطمه زهرا (س) است و نسل رسول خدا (ص) از طریق فرزندان حضرت زهرا (س) ادامه یافته است.[89]
ب) بررسی زندگی امیرمومنان علی (ع)
تاریخ زندگانی و سخنان ارزشمند امیرالمومنین علی (ع) به ویژه کتاب شریف نهج البلاغه از زوایای مختلف قابل بررسی است. در شرح نهج البلاغه می توان به تفصیل و به مناسبت از تاریخ و سیره علوی یاد کرد. وجود عناوینی همچون «خطبه در یک نگاه»، «نامه در یک نگاه» و «نکته ها»، در کتاب ارزشمند پیام امام در این راستا بوده و در این بخش ها نکات تاریخی و تحلیل تاریخ ارائه شده است.
در این نگاه، نهج البلاغه كتاب عظیمى است با محتواى تربیتى بسیار غنى و قوى که تربیت بدون معرفت و معرفت بدون منابع آن ممكن نیست؛ چراکه سخنان امیرمؤمنان على (ع) در نهج البلاغه آن چنان حوادث تاریخى را شرح مى دهد كه گویى دست انسانها را گرفته و با خود به زمان هاى گذشته دور دست مى برد و صحنه ها را به روشنى در برابر آنها مجسم مى سازد. به طوری که گویا انسان، لشكر فرعون را با چشم خود مى بیند كه در تعقیب مستضعفین بنى اسرائیل هستند و سپس غرق شدن آنها را در دریاى نیل مشاهده می کند.[90]
گزارش های تاریخی و اعتراف مخالفان امام علی (ع)، به تقدم اسلام آن حضرت دلالت دارند؛ چنانکه گزارش های تاریخی اعتراف خلیفه دوم (عمر بن خطاب) به این مطلب اشاره دارد.[91]در مورد فضایل امیرمومنان علی (ع) سخنان رقبای امام و ذکر فضایل آن حضرت از زبان این افراد آمده است،[92] چنانکه از «تاریخ بغداد» نقل شده که عمر بن خطاب، مردى را دید كه به على (ع) ناسزا مى گوید. به وی گفت من فكر مى كنم كه تو مرد منافقى باشى؛ زیرا از پیامبر (ص) شنیدم كه فرمود: «على نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى است جز اینكه پیامبرى بعد از من نیست».[93]
در موضوع ابلاغ آیات برائت توسط امیرمومنان علی (ع)، تمام مفسّران عالم اسلام، اعمّ از شیعه و سنّى و تمام محدّثان و راویان اخبار، اجماع و اتّفاق دارند. هنگامى كه سوره توبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد، آن حضرت این سوره را به أبوبكر داد تا در مراسم حج براى مشركان بخواند. سپس از وى پس گرفت و به حضرت على (ع) سپرد تا آن حضرت این مأموریت را انجام دهد.[94]
از طرفی لازم است به تحریف برخی مسائل تاریخی درباره امام علی (ع) و حذف فضایل آن بزرگوار پرداخته شود؛ زیرا مطابق روایتى كه در بسیارى از معروف ترین كتب اهل سنت نقل شده، این آیات در مورد فضائل على (ع) نازل شده، هرچند مفهوم آن عام و گسترده است و شأن نزول ها، مفاهیم آیات را محدود نمی سازد.
بعضى از مفسران اهل سنت با اینکه امام علی (ع) را چهارمین پیشوای بزرگ خود می دانند، تمایل ندارند فضائل چشمگیرى براى او اثبات شود. شاید از این مى ترسند كه اگر در برابر مداركى كه امتیازات فوق العاده على (ع) را اثبات مى كند، تسلیم شوند، ممكن است جمعیت شیعه در برابر آنها بپاخیزند و آنها را در تنگنا قرار دهند كه چرا دیگران را بر على (ع) مقدم داشتند.
از اینرو، بسیار مى شود كه از واقعیت هاى تاریخى چشم مى پوشند و تا آنجا كه بتوانند به ایراد در این گونه احادیث از نظر سند مى پردازند. اگر هم جاى دست اندازى در سند پیدا نكنند، می کوشند به گونه اى دلالت آن را مخدوش سازند. این گونه تعصب ها متاسفانه حتى در عصر ما ادامه دارد و حتى بعضى از دانشمندان روشنفكر آنان از این موضوع بر كنار نمانده اند.[95]
یکی از مسائل پیچیده در تاریخ حکومت امام علی (ع)، بررسی نامه هاى معاویه به امام است. در بررسی دقیق این نامه ها اعتقاد بر این است که معاویه دو هدف را دنبال مى كرده است؛ نخست اینكه امام (ع) را عصبانى و خشمگین كند تا سخنان تندى بگوید و آن را بهانه كند و پیراهن عثمان دیگرى بسازد. همچنین درباره خلفاى سه گانه زیاد اغراق مى كند و امام (ع) را به حسادت نسبت به آنها متّهم مى سازد تا امام (ع) سخنى بر ضد آنها بگوید و آن نیز ضمیمه پیراهن عثمان شود.[96]
درباره مبنای روش تاریخی در تحلیل اینگونه موارد باید توجه داشت که این سخن یك استنباط نیست؛ بلكه مطلبى است كه صریحاً در تاریخ آمده و بر زبان عمرو بن عاص جارى شد. ابن ابى الحدید مى نویسد: «عمرو بن عاص به معاویه سفارش كرد كه نامه اى براى على (ع) بنویسد تا او را شدیداً تحریك كند و به خشم آورد تا سخنى از او در جواب صادر شود كه اسباب نكوهش او گردد و روش او را ناهنجار سازد. مخصوصاً تأكید كرد تا مى توانى از ابوبكر و عمر در نامه ات تعریف كن. معاویه نیز پیشنهاد عمرو بن عاص را پذیرفت و نامه اى را براى او نوشت».[97] فهم دقیق و تحلیل درست در تاریخ به همین شیوه است؛ یعنی بهره گرفتن از گزارش تاریخی و توجه به روابط در فضای تاریخی مورد نظر بهترین شیوه است. توجه به گروه ها و جریان های زمان امام علی (ع) نیز از نگاه تاریخی نباید پوشیده بماند؛ چنانکه ماهیت تاریخی خوارج این گونه مورد بحث و بررسی قرار گرفته[98] و علاوه بر این بحث هاى فراوانى درباره خوارج و اعمال و افكار آنها وجود دارد.[99] بحث غدیرخم به عنوان بخش مهمی از زندگانی امیرمومنان علی (ع) که سند گویای ولایت آن حضرت است، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته و در آن به بررسی این واقعه تاریخی از زوایای مختلف توجه شده است.[100]
ج) بررسی زندگی سایر امامان
تاریخ و گزارش های زندگی ائمه اطهار (ع) نیازمند بررسی های جدید و جدی است؛ به طوری که بخش های مهم نیازمند بازنگری هستند. چنانکه با استفاده از همین بررسی های تاریخی می توان به شبهات مربوط به ازدواج های امام حسن (ع) پاسخ داد. در واقع این گونه اخبار تاریخی دروغین، ساخته و پرداخته عمّال بنى امیه است كه در جعل اخبار سابقه فراوانى داشتند و ما نباید دانسته و ندانسته در مسیر این گونه اخبار مجعول قرار گیریم و با نقل آنها به دشمنان خاندان پیامبر كمك كنیم.[101]
در موضوع صلح امام حسن (ع) با معاویه نیز تبیین شرایط تاریخی دوره امام و بررسی تاریخی وضع سیاست خارجى مسلمانان در زمان معاویه چنان صلحى را ایجاب مى نماید؛ زیرا امپراطور روم شرقى كه جنگ هاى داخلى مسلمانان را به دقّت تعقیب مى كرد، خود را آماده مى ساخت كه اگر جنگ دیگرى میان امام حسن (ع) و معاویه در گیرد، بر مرز هاى كشور هاى اسلامى حمله كند و شكست هاى گذشته خود را جبران سازد و اگر چنین حادثه اى رخ مى داد، ممكن بود ضربه سختى بر پیكر اسلام و مسلمین وارد شود.[102]
بررسی تاریخ حیات امام حسین (ع)، تاریخ حماسه کربلا و اهداف نهضت عاشورا بیانگر این است که بهترین منبع براى رسیدن به اهداف قیام امام حسین (ع) دو چیز است: نخست سخنان آن حضرت در طول مسیر نهضت از مدینه تا كربلا؛ دیگر زیارتنامه هاى مربوط به آن حضرت که از مجموع این دو منبع، ده هدف براى نهضت پرشور عاشورا استفاده مى شود.[103] با استفاده از این دو منبع و نیز منابع تاریخی مثل «تاریخ طبری»، «مروج الذهب»، «الفتوح» ابن اعثم، «الارشاد» شیخ مفید، «تحف العقول»، «لهوف»، «مقتل خوارزمی»، اهداف قیام امام حسین (ع) را با استناد به خطبه ها و سخنان آن حضرت و تواریخ کربلا می توان اهداف قیام آن حضرت را روشن نمود.
تحلیل و بررسی واقعه عاشورا براساس گزارش ها و روایت های تاریخی می تواند تبیین کننده موضوعاتی مانند شخصیت امام حسین (ع) و فلسفۀ عزاداری، ریشه های قیام عاشورا، انگیزه های قیام عاشورا، رویدادهای قیام عاشورا آثار و پیامدهای قیام عاشورا باشد[104] که با گزارش های تاریخی معتبر و کاملا مستند و تحلیل های منطقی و کاربردی اطلاعات مفید و سودمندی درباره واقعه تاریخی کربلا به دست می دهد.
مناظرات، بخش مهمی از زندگی علمی امام رضا (ع) است که هفت مناظره مهم آن حضرت با افرادی همچون جاثلیق (دانشمند بزرگ مسیحى)، رأس الجالوت (بزرگ یهود)، مناظره با بزرگ هیربدان، عمران صابى (دانشمند شبه مادّى)، سلیمان مروزى (دانشمند كلامى)، على بن محمّد بن جهم، پیروان مكاتب مختلف در بصره، مورد بررسی تاریخی قرار گرفته است.[105] در این شیوه، ابتدا مناظره از منابع حدیثی و تاریخی نقل شده و در ادامه تحت عنوان «تحلیل و بررسى» یا «یادآورى لازم» به بررسی این واقعه تاریخی پرداخته شده است. در این بررسی تاریخی تکیه بر منابع شیعی است، اما در راستای این گزارش ها از منابع اهل سنت نیز می توان بهره گرفت.
همچنین درباره امام رضا (ع)[106] و امام هادی (ع)[107] و امام حسن عسکری (ع)[108] مجموعه هایى در قالب چهل حدیث تالیف شده که افزون بر درس ها و آموزه های اخلاقی از سخنان ائمه اطهار (ع) به بخش های از زندگی آنان توجه شده است.
گفتار پنجم: روش شناسی تاریخ خلفا
یکی از بخش های مهم تاریخ اسلام مربوط به مسئله جانشینی پیامبر اکرم (ص) و انحراف جانشینی آن حضرت از مسیر اصلی و سلطه خلفا بر مسند خلافت است.
الف) بررسی تاریخ عصر خلافت ابوبکر
در یک اثر علمی، گزارشی تاریخی از واقعه سقیفه بنیساعده و جریان غصب خلافت امام علی (ع) به صورت مستند آمده و چگونگی شکلگیری سقیفه بنیساعده از منظری تاریخی گزارش شده و جریان انتخاب خلیفه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) مورد نقد و ارزیابی تاریخی و کلامی قرار گرفته است. در این کتاب وقایع تلخ پس از سقیفه و هجوم به خانه امام علی (ع) برای بیعت منعکس شده و نقش عمر بن خطاب در این حوادث برجسته شده است.[109]
افزون بر این، مسألۀ خلافت و داستان سقیفه بنى ساعده از نگاه تاریخی مورد توجه قرار گرفته و ذیل خطبه 67 نهج البلاغه تحت عنوان «مسألۀ خلافت و داستان سقیفه بنى ساعده» به این ماجرا پرداخته شده است[110] و با تطبیق گزارش های تاریخی این واقعه با سایر مصادر می توان چنین نتیجه گرفت که بسیارى از این مطالب كه در تاریخ طبرى آمده، در صحیح بخارى نیز از قول عمر بن خطّاب نقل شده است.[111]
سقیفه سنگ بنای کجی بود که به تدریج باعث انحرافی گسترده در دین اسلام شد و با تبدیل شدن خلافت (عهد) الهى به امرى بشرى، انحرافی گسترده پدید آمد که ریشه ها و تدوام این انحراف تاریخی نیازمند بررسی است.[112] یكى از مهمترین پیامد هاى تاریخی سقیفه شكسته شدن حرمت پیامبر (ص) و اهل بیت است؛ چنانکه در سقیفه سخنان صریح پیامبر اکرم (ص) در نصب حضرت على (ع) براى خلافت و رهبرى امّت را به فراموشى سپردند و ابّهت پیامبر (ص) در میان امّت شكسته شد.[113] چگونگى انتخاب خلیفه دوّم و سوّم نیز مورد بحث بوده و در آن به سبک تحلیلی گزارش های تاریخی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.[114]
توجه تاریخی به مسئله حمله به خانه حضرت زهرا (س) در دوران خلافت ابوبکر از مهمترین مسائل این دوره است. بر این اساس توجه به نصوص موجود در كتاب های اهل سنّت به جهت بررسی این امر تاریخی و رویداد هاى بعدى در دستور کار بوده است.[115] در همین راستا به بررسی و نقد گزارش های تاریخی این موضوع در کتاب های تاریخی «انساب الاشراف»، «الإمامة و السیاسة» ابن قتیبه، «تاریخ طبری»، «العقد الفرید» ابن عبدربه، «الاموال» قاسم بن سلام، «مروج الذهب» مسعودی پرداخته شده است.[116]
ب) بررسی تاریخ عصر خلافت عمر
تحلیل رفتار و عملکرد عمر بن خطاب (خلیفه دوم) یکی دیگر از موضوعات تاریخی است که برای آن تحقیق مستقلی صورت گرفته است.[117] در این اثر علمی به تبیین شخصیت و رفتار خلیفه دوم بر پایه گزارش های تاریخی منابع اهل سنت توجه شده. همچنین گزارش های تاریخی آن از منابع اهل سنت استخراج گردیده تا شائبه احتمال اعمال تعصّب مذهبى کاملاً منتفى گردد.[118]
تحلیل رفتار هاى تند خلیفه دوم با دیگران مورد بحث جدی قرار گرفته و با ذکر نمونه هاى فراوان تاریخى از این رفتارها که در کتاب هاى تاریخى و حدیثى آمده، این سؤال مطرح مى شود که آیا کسى با این روحیه، مىتواند جانشین پیامبر اکرم (ص) که مظهر محبت بود، باشد و اسوه و سرمشق سایر مسلمانان گردد؟[119]
در اثر علمی دیگری به وقایع تاریخی دوره خلیفه دوم تحت عنوان «شورای شش نفره» توجه شده که به دنبال پاسخ به این پرسش است که خلیفه دوم بر اساس چه معیاری و با استناد به چه دلیلی دست به چنین اقدامی زد؟ همچنین به معیار و دلیل انتخاب شورای شش نفره که به انتخاب خلیفه سوم منتهی شد، پرداخته است. در این کتاب مهمترین وقایع تاریخی مرتبط با این موضوع که عبارتند از: فرمان خلیفه دوم؛ مرگ عمر و تشکیل شورا؛ عکسالعمل ها؛ تحلیل و بررسی و شورای شش نفره مورد بررسی تاریخی و تحلیلی قرار گرفته است.[120] این جریان از آن نظر که پیش از آن و پس از آن منحصر به فرد بوده و هرگز تکرار نشد، سؤال برانگیز است.[121]
درباره موضوع تاریخی و بحث برانگیز ازدواج ام کلثوم با عمر بن خطاب نیز تحقیقی صورت گرفته و با طرح پرسش «امکلثوم کیست؟» به اختصار به معرفی و شرح حال او براساس شواهد تاریخی پرداخته که امکلثوم با استناد به منابع تاریخی و رجالی از فرزندان حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) است. دیدگاه مورخان، درباره این ازدواج نیز مورد بررسی قرار گرفته و با طرح نظریه علمای گذشته همچون سید مرتضی گفته شده این ازدواج در حال اختیار و با رغبت نبوده است. در پایان، موضوع ازدواج تحت عنوان تهدیدها و ضرورت ها مورد بحث و پژوهش قرار گرفته و بر این نکته تاکید می شود که حضرت علی (ع) بنابر مصالح امت اسلامی و پیشگیری از نزاع داخلی و تضعیف کیان اسلام، با این ازدواج موافقت کرده است.[122]
ج) بررسی تاریخ عصر خلافت عثمان
درباره خلافت عثمان بن عفان خلیفه سوم اثر مستقلی تالیف نشده، اما به مناسبت برخی وقایع تاریخی این مقطع مورد توجه قرار گرفته است؛ چنانکه نقش عثمان در قدرتگیری بنی امیه حائز اهمیت است. توجه به پیامد هاى خلافت عثمان و نقش آن در تحكیم قدرت بنى امیه بیانگر این نکته است که با انتخاب عثمان برای خلافت، بنىامیه كه دشمنى آنان با اسلام و رسول خدا (ص) از همان آغاز آشكار بود، قدرت زیادی یافتند و زمینه هاى انتقام از آل رسولاللَّه (ص) برای آنان فراهم شد.[123]
د) بررسی تاریخ خلافت اموی و عباسی
درباره خلافت امویان و عباسیان نیز اثر مستقلی تالیف نشده، اما به مناسبت برخی وقایع تاریخی این دوره نیز مورد توجه قرار گرفته است و بى شك تاریك ترین دوران تاریخ اسلام دوران حكومت بنى امیه است كه بر امّت اسلامى گذشت.[124]
دشمنى دیرینه و تاریخی بنى امیه با بنى هاشم یکی از این مباحث است. با اینكه پیامبر اكرم (ص) خود از قبیله قریش بود، ولى واقعیت هاى تاریخى نشان مى دهد كه سرسخت ترین دشمنان اسلام نیز از همین قبیله برخاسته اند و از هیچ تلاشى در كارشكنى و عداوت علیه پیامبر (ص) و فرزندانش فروگذار نكردند. به خصوص پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) چنان حوادث تلخ و دردناكى به بار آوردند كه تاریخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد كرد. [125]
به قدرت رسیدن بنى امیه در شام و تبدیل خلافت به پادشاهى را باید محصول انحراف در جانشینی پیامبر (ص) دانست. شاید حاضران در سقیفه از ابتدا فكر نمی كردند چیزى كه آنها تصویب مى كنند، پس از یكى دو دهه دیگر، به یك حكومت سلطنتى موروثى تبدیل خواهد شد.[126]
همچنین طرح خلافت عباسى بر پایه خودكامگی و استبداد تاریخی خلفای عباسی مورد توجه بوده است[127] که با بحث شرایط خاص فرهنگى جامعه اسلامى در عصر عباسیان کاملا اثبات می شود.[128] از گزارش های تاریخی و داستان های مرتبط به دوره خلافت عباسی در راستای مباحث اخلاقی نیز بهره گرفته شده است.[129]
نتیجهگیری
تاریخ، دانشی معرفتی با موضوع گذشته است که با تکیه بر روش های خاص خود در پی کشف شیوه حقیقت تاریخی است و محققان از رویکردها و روش های متفاوتی در دانش تاریخ بهره می گیرند. در این تحقیق شیوه تاریخ پژوهی آیت الله العظمی مکارم و استفاده از دانش تاریخ از منظر ایشان، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. در نگاه معظم له، تاریخ بزرگترین آزمایشگاه زندگى بشری دانسته شده که محك بسیار خوبى براى تبیین ارزش ها و جداسازى حقایق از اوهام است و معیار اصلی اطمینان به تاریخ مبتنی بر سند روایت، راویان و البته خود دلالت متن است. ایشان در روش شناسی تاریخ انبیاء به مباحث خلقت آدم، تاریخ فرزندان آدم، تاریخ انبیاء به صورت کلی و تاریخ انبیاء اوالولعزم توجه ویژه نموده است و علاوه بر نقل آیات مرتبط قرآن و روایات مذهبی به کتاب های آسمانی همچون تورات نیز مراجعه کرده است. روش شناسی تاریخی ایشان در موضوع پیامبر اکرم (ص) مبتنی بر سیره و سنت نبوی بوده و نوآوری ایشان تلفیق و تطبیق گزارش های تاریخی با مستندات قطعی همچون قرآن و عقل است. روش شناسی تاریخی در زندگی ائمه اطهار (ع) و دوره خلفا، مبتنی بر فهم درست گذشته و پرهیز از قرار گرفتن در دام «تحریف تاریخ» است و راه هایی برای فهم تفاوت میان وقایع تاریخی حقیقی با تحریف در تاریخ ارائه نموده است. همچنین نگارش کتاب های مستقل در بخش های از زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و بررسی موردی تاریخ نبوی و تاریخ امامت در آثار تفسیری مانند تفسیر نمونه و پیام امام و پیام قرآن به صورت مکرر دیده میشود. در موضوع اهل بیت (ع) شیوه ایشان بیشتر بر نقل فضایل و اثبات برتری آنها با تکیه بر تاریخ است.
منابع:
- امامی فر، علی؛ تاریخ نگاران شیعه؛ قم: انتشارات پارسایان، 1383ش.
- ابن منظور، لسان العرب؛ بیروت: دار الصادر، 1414ق.
- اچ. کار؛ تاریخ چیست؟؛ ترجمه حسن کامشاد؛ تهران: خوارزمی، ۱۳۵۱ش.
- آئینه وند، صادق؛ علم تاریخ در گسترۀ تمدن اسلامی؛ تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1387ش.
- ترابی، علی اکبر؛ فلسفۀ علوم؛ تهران: امیرکبیر، 1347ش.
- جان احمدى، فاطمه؛ تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى؛ قم: دفتر نشر معارف، 1386ش.
- جعفریان، رسول؛ منابع تاریخ اسلام؛ قم: انصاریان، 1382ش.
- حسینى زبیدى واسطى، محمد مرتضى؛ تاج العروس من جواهر القاموس؛ بیروت: دار الفكر، 1414ق.
- حضرتی، حسن؛ روش پژوهش در تاریخ شناسی؛ تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، 1390ش.
- داوودی، سعید و رستم نژاد، مهدی؛ عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها؛ زیر نظر آیت الله مکارم؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، بیتا.
- داوودی، سعید؛ ازدواج ام کلثوم، مظلومیتی دیگر؛ قم: امام علی بن ابی طالب (ع)، 1389ش.
- ـــــــــــــــ ؛ رفتار شناسی خلیفه دوم؛ قم: امام علی بن ابی طالب (ع)، 1387ش.
- ـــــــــــــــ ؛ مشروعیت سقیفه؛ قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، 1388ش.
- ــــــــــــــــ ؛ شورای شش نفره؛ قم: امام علی بن ابی طالب (ع)، 1388ش.
- روزنتال، فرانس؛ تاریخ تاریخ نگاری در اسلام؛ ترجمه اسدالله آزاد؛ مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش.
- ساروخانی، باقر؛ روش های تحقیق در علوم اجتماعی؛ تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375ش.
- شاله، فیلیپس؛ شناخت روش علوم یا فلسفۀ علمی؛ ترجمه یحیی مهدوی؛ تهران: دانشگاه تهران، 1346ش.
- صدر، سید حسن، نهایة الدرایة، تهران، نشر مشعر، بیتا.
- فرامرز قراملکی، احد؛ روش شناسی مطالعات دینی؛ مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1380ش.
- مفتخری، حسین؛ مبانی علم تاریخ؛ تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، ۱۳۹۱ش.
- مکارم شیرازی، ناصر و سبحانى، جعفر؛ پاسخ به پرسش هاى مذهبى؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابى طالب (ع)، 1377ش.
- مكارم شیرازى، ناصر و جمعی از فضلا؛ اخلاق در قرآن؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1377ش.
- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ پیام امام امیر المومنین (ع)؛ تهران: دار الكتب الاسلامیه، 1386ش.
- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ پیام قرآن؛ تهران: دار الكتب الاسلامیه، 1386ش.
- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دار الكتب الاسلامیه، 1374ش.
- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ دائرة المعارف فقه مقارن؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1427ق.
- ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ موسوعة الفقه الاسلامی المقارن؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابى طالب (ع)، 1390ش.
- ــــــــــــــــــــ و همکاران؛ تحقیق احمد قدسی و سعید داوودی و همکاران؛ ترجمه مسعود مکارم و محمد رضا حامدی؛ كلیات مفاتیح نوین؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1390ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ آیات ولایت در قرآن؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: نسل جوان، 1386ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین)؛ تهیه و تنظیم اکبر خادم الذاکرین؛ قم: نسل جوان، 1385ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ اعتقاد ما؛ قم: نسل جوان، 1376ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ الغارة على بیت الوحی؛ تهیه و تنظیم سعید داوودی؛ قم؛ دفتر معظم له.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ اهداف قیام حسینى؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: امام على بن ابى طالب (ع)، 1389ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان؛ قم: نسل جوان، 1386ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ حدیث غدیر سند گویای ولایت؛ قم: مدرسه الامام علی ابن ابیطالب (ع)، 1382ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ رهبران بزرگ؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1373ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ زندگی پرماجرای نوح (ع): آموزه ها و عبرتها؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: نشر نجفی، 1391ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ زهرا (ع) برترین بانوى جهان؛ قم: نشر مولف، بیتا.
- مكارم شیرازى، ناصر؛ شیعه پاسخ مى گوید؛ قم: مدرسه الامام على بن ابىطالب (ع)، 1428ق.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ طریق الوصول إلى مهمات علم الأصول (أصول الفقه بأسلوب حدیث و آراء جدیدة)؛ تهیه و تنظیم محمد حسین ساعی فر؛ قم: دار النشر الامام على بن ابى طالب (ع)، 1432ق.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ قبسات من السیرة العلویة؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1429ق.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ قرآن و آخرین پیامبر؛ تهران: دار الكتب الاسلامیه، 1385ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ کشتی نجات چهل حدیث ناب از سخنان امام حسن عسکری (ع)؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: موسسه تنظیم و نشر آثار آیتالله العظمی مکارم شیرازی، 1396ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ کشتی نجات چهل حدیث ناب از سخنان امام رضا (ع)؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: موسسه تنظیم و نشر آثار آیتالله العظمی مکارم شیرازی، 1397ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ کشتی نجات چهل حدیث ناب از سخنان امام هادی (ع)؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: موسسه تنظیم و نشر آثار مکارم شیرازی، 1396ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ گفتار معصومین (ع)؛ تهیه و تنظیم محمد عبدالله زاده؛ قم: مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع)، 1387ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ مدیریت و فرماندهى در اسلام؛ قم: نسل جوان، 1389 ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ مناظرات تاریخى امام رضا (ع) با پیروان مذاهب و مكاتب دیگر؛ مشهد مقدس: آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش هاى اسلامى، 1388ش.
- نجفی، محمد علی؛ آفات پژوهش؛ قم: دارالتفسیر، 1393ش.
- نوذری، حسینعلی؛ فلسفه تاریخ روش شناسی و تاریخ نگاری؛ تهران: طرح نو، 1379ش.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.