شيطان 129 مطلب

عجله و شتاب در روايات اسلامى‏

عجله و شتاب چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارند؟

در روايات اسلامى بحث هاى فراوانى درباره نكوهش «عجله» و ستايش «تأنى» و خويشتن دارى ديده مى شود كه نكات زيادى در آنها نهفته است.  در اين احاديث «تأنّى» يك عطيّه الهى و «عجله» يك خوى شيطانى شمرده شده‏ است. همان خويى كه انسان را در زندگى ناكام مى سازد، فرصت ها را از دست او مى گيرد، لغزش او را زياد مى گرداند، موجب پشيمانی اش مى شود و به هلاكتش مى افکند. در صورتى كه نقطه مقابل آن؛ يعنى، تأنّى و خويشتن دارى سبب كاميابى و پيروزى و بهره بردارى هرچند بيشتر از فرصت هاست.

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر؟

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر در چيست؟

امام علی (ع) می فرمايد: «عجله كردن پيش از فراهم شدن امكانات، و از دست دادن امكانات و سستى نمودن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است». در واقع امام دو چيز را در اينجا نشانه حماقت و نادانى مى شمرد: نخست تعجيل كردن قبل از فراهم شدن امكانات است. ديگر اينكه وقتى فرصت ها فراهم مى شود، سستى كند و به اصطلاح اين دست و آن دست نمايد تا فرصت از دست برود.

شتاب گرفتن و سرعت در مبادرت به امور خیر آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوى مقصد بشتابد؛ كارى كه مسلماً سبب پيروزى و نجات و موفقيت است.

شبهات مستشرقین پیرامون «مکّي» و «مدني» بودن سُوَر

«مستشرقین» درباره «مکّي» و «مدني» بودن سوره ها و آیات «قرآن کریم» چه شبهاتی مطرح كرده اند و چه پاسخ هائي به آنها داده شده است؟

«مستشرقین» در ارتباط با مکّي و مدني بودن سوره ها، چند شبهه طرح كرده اند: 1. شيوه سُوَر مكّي، شدّت و پرخاش گرانه است اما سُوَر مدني مسالمت آميز است. 2. آيه ها و سُوَر مكّي كوتاه و آيه ها و سُوَر مدني بلندند. 3. در سُوَر مكّي از تشريع خبرى نيست؛ اما در سُوَر مدني هست. 4. در سُوَر مكّي، برهان و استدلال به چشم نمى خورد؛ ولى در سُوَر مدني وجود دارد و ... که به این شبهات پاسخ هایی داده شده است ...

تفاوت های «خدای قرآن» با خدای معرفی شده در «تورات» و «انجيل»؟

خدایی که «قرآن» توصیف می‌ کند با خدایی كه «تورات» و «انجيل» معرفی می‌كنند چه تفاوت هایی دارد؟

توصيف خداوند از سوى قرآن بسى فراتر از فهم بشر آن روز است؛ در سوره «حشر» آمده: «اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست، داننده غيب و آشكار است، اوست رحمتگر مهربان * اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست، همان فرمانرواى پاك سلامت بخش و مؤمن به حقيقت حقّه خود كه نگهبان، عزيز، جبّار و متكبّر است. پاك است خدا از آنچه با او شريك مى گردانند * اوست خداى خالق نوساز صورتگر كه بهترين نامها و صفات از آنِ اوست. آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مى گويند و او عزيز حكيم است».

اما «تورات» خدا را در حدّ بى ارزش ترين مخلوقات تنزّل مى دهد و در ساحت قدسى و والاى او دست اندازى هايى نامربوط دارد. اين داستان آغاز آفرينش است كه در «سفر تكوين» به گونه اى زشت و تحريف شده آمده است و خداى آفريننده و برتر را در آنجا در رقابتى سخت با مخلوق خود و تلاشى نافرجام مى يابيم: «پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا كار آن بكند و آن را محافظت نمايد. و خداوند خدا آدم را فرموده گفت از همه درختان باغ بى‌ممانعت بخور؛ اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخورى؛ زيرا روزى كه از آن خوردى هر آينه خواهى مرد».

عقيده به «جنّ» نشانه تأثيرپذيری قرآن از فرهنگ جاهلی!

آيا اينكه قرآن سخن از «جنّ» گفته و اين موجود را تأييد نموده، نشانه تأثيرپذيري قرآن از فرهنگ جاهلی زمان خويش نيست؟

گفته‌اند: «قرآن، همنوا با فرهنگ زمانه و تحت تأثير آن دچار جنّ و جنّ زدگى شده»! اما اين اتهام ظالمانه از بدفهمى و كج‌انديشى ناشی شده. آرى جنّ حقيقتى پابرجاست كه جاى انكار ندارد و در گذشته‌هاى نه چندان دور نمودهايى داشته است و نمى‌توان هرچيز غيرقابل درك حسّى را محكوم به نيستى كرد. ضمن اینکه اعتراف به وجود داشتن جنّ چيزى است و نفى قدرت او بر دخالت در امور آدميان چيزى ديگر؛ و انكار اين (قدرت دخالت)، منجر به انكار اصل وجود جنّ نمی شود.

برداشت واقعى از جايگاه دعا در زندگی و بندگی

آیا قرار است «دعا» جای تدبیر، عمل، نيكوكارى و تقوا را در زندگی و بندگی بگیرد؟

تعليمات اسلام روى موضوع عمل تأكيد فراوانى دارد. از طرفی دعا رمز خودسازى و تربيت است. كسى كه دعا مى ‏كند يعنى تقاضايى دارد. بنده اگر خطا كرده باشد چگونه مى ‏تواند از مولا بهشت بخواهد؟! دعا يعنى اينكه خودت را بساز و پاك كن. برداشت دقیق از دعا این است که دعا نمك است. كسى نمى ‏تواند به جاى غذا نمك بخورد، بلكه انسان بايد غذايى را تهيّه كند و بعد نمك مختصرى به آن بيفزايد. اگر زياد نمك در غذا بريزد نمى ‏تواند آن را مصرف كند، چون نمك زيادى كشنده است. برّ و نيكوكارى هم غذاى بدن انسان است و دعا نمك آن غذا، در حالى كه غالب مردم مى ‏خواهند برّ اخلاقى و عملى را كنار بگذارد و فقط دعا كنند!

منظور قرآن از «درخت زقّوم»

منظور قرآن از «درخت زقّوم» چیست؟

قرآن در سوره «دخان» مى فرمايد: «مسلّماً درخت زقّوم، طعام گنهكار است كه همانند فلز گداخته در شكم ها مى جوشد، جوششى همچون آب سوزان». در توضيح اوصاف «زقّوم»، اين غذاى ناگوار دوزخى در سوره «صافّات» چنين آمده: «درخت [نفرت انگيز] زقّوم ...، آن درختى است كه از قعر جهنّم مى رويد!، شكوفه هايش همچون سرهاى شياطين است! آنها [مجرمان] از آن مى خورند و شكم خود را پر مى كنند». بنابراين «زقوم» نه تنها ناگوار و بدطعم و بدبو است؛ بلكه از نظر ظاهر نيز بسيار بد منظر است، به خلاف بسيارى از گياهان سمّى دنيا كه ظاهر زيبايى دارند!

معنای واژه «وحی» در قرآن کریم

عبارت «وحی» در قرآن کریم در چه معانی بکار رفته است؟

واژه «وحى» در «قرآن» به چهار معنا آمده‌ است: 1. اشاره پنهانی: كه همان معناى لغوى است. 2. هدایت غریزی: يعنى رهنمودهاى طبيعى كه در نهاد تمام موجودات به ‌وديعت نهاده شده است. 3. اِلهام (سروش غيبى): گاه انسان پيامى را دريافت مى دارد كه منشأ آن را نمى داند، به ويژه در حالت اضطرار كه گمان مى برد راه به جايى ندارد ناگهان درخششى در دل او پديد مى آيد كه راه را بر او روشن مى سازد و او را از آن تنگنا بيرون مى آورد. اين پيام هاى راه گشا، همان سروش غيبى است كه از پشت پرده ظاهر شده و به مدد انسان مى آيد. از اين سروش غيبى در قرآن با نام «وحى» تعبير شده‌ است. 4. وحى رسالى: وحى بدين معنا شاخصه نبوّت است.

«ورقة بن نوفل» و داستان ساختگي منتسب به او

«ورقة بن نوفل» که بود و داستان ساختگی که به او نسبت می دهند، چیست؟

«ورقة بن نوفل» از عموزادگان حضرت خديجه(س) و فردى كم سواد بود؛ ولي كتاب هائي خوانده بود. بر اساس افسانه ای گفته می شود او پيامبر(ص) را از نگرانى كه در آغاز بعثت برايش رخ داده بود، نجات داد و با اطميناني كه او داد پيامبر(ص) به آرامش دست يافت. در پاسخ به این داستان ساختگي بايد گفت: 1. سلسله سند داستان به شخص نخست كه شاهد داستان است نمى رسد، لذا روايت اين داستان، مرسله است. 2. وجود اختلاف در نقل داستان، خود گواه ساختگى بودن آن است. 3. به گفته بسياري از مورّخين، ورقه تا ظهور دعوت پیامبر(ص) زنده بود؛ اما هرگز به دين اسلام مشرف نگرديد و سرانجام كافر از دنيا رفت [چطور فرد كافري مي تواند به پيامبر(ص) آرامش دهد؟!].

شبهه «وحیانی نبودن الفاظ قرآن»

پاسخ كسانی كه احتمال داده اند الفاظ و عبارات قرآن «وحيانى» نيست و معانى آن بر قلب پيامبر(ص) اِلقاء شده و ايشان آن را در قالب الفاظ درآورده اند چيست؟

در پاسخ بايد گفت: اولا: به تصريح قرآن، الفاظ و عبارات و ساختار آن، از آنِ خدا است و با دستِ وحى انجام گرفته است. ثانیا: با اعجاز و تحدّى قرآن منافات دارد؛ زيرا گستره عاجز بودن شامل پيامبر(ص) نيز مى شود. ضمن اینکه چنين برداشتى از دو آيه از سوره «بقره» و «شعراء» كاملا سطحى مى نمايد؛ زيرا مقصود از «قلب» در آنها، شخصيّت درونى پيامبر(ص) است كه شخصيّت حقيقى او را تشكيل مى دهد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

رسول الله (ص)

صوم شهر الصبر و ثلاثة ايام من کل شهر يذهبن وحر الصدر

روزه ماه رمضان و سه روز از هر ماه وسوسه هاي سينه را از بين مي برد

ميزان الحکمة 6 / 400