شيطان 133 مطلب

تکبّر و استکبار در قرآن

قرآن چه نگاهی به تکبّر و استکبار دارد؟

آيات قرآن مجيد مملوّ است از بيان مفاسد استكبار و بدبختى هاى ناشى از تكبّر و مشكلاتى كه در طول تاريخ بشر از اين صفت مذموم در جوامع انسانى به وجود آمده. قرآن مجيد «تكبّر و استكبار» را از زشت ترين صفات و بدترين اعمال و نكوهيده ترين خصلت هاى انسانى مى شمرد. صفتى كه مى تواند سرچشمه انواع گناهان و حتّى سرچشمه كفر گردد و آنها كه در اين خصلت زشت غوطه ور گردند، هرگز روى سعادت را نخواهند ديد و راه به سوى قرب خدا پيدا نمى كنند. بنابراين سالكان الى اللَّه و راهيان راه حقّ، قبل از هر كار بايد ريشه استكبار و خودخواهى و خود برتربينى را در وجود خود بخشكانند كه بزرگ ترين مانع راه آنهاست.

داستان يوسف (ع) و برادرانش؛ عبرتی در حفظ اسرار

چه درس مهمّی از بابت «اسرار» در داستان يوسف (ع) و برادرانش وجود دارد؟

[گرچه حکمت موجود در سير داستان حضرت يوسف عليه السّلام اقتضاء آن را داشت که او همه آن مشکلات را از سر بگذارند، تا به جايگاهی برسد که رسالت الهی را محقّق کند؛ امّا] درسى كه اين آيات به ما مى ‏دهد، درس «حفظ اسرار» است، كه گاهى حتى در مقابل برادران نيز بايد عملى شود. هميشه در زندگى انسان اسرارى وجود دارد كه اگر فاش شود، ممكن است آينده او يا جامعه ‏اش را به خطر اندازد. خويشتن دارى در حفظ اين اسرار يكى از نشانه ‏هاى وسعت روح و قدرت‏ اراده است. چه بسيارند افرادى كه به خاطر ضعف در اين قسمت سرنوشت خويش و يا جامعه ‏اى را به خطر افكنده‏ اند!

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر؟

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر در چيست؟

امام علی (ع) می فرمايد: «عجله كردن پيش از فراهم شدن امكانات، و از دست دادن امكانات و سستى نمودن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است». در واقع امام دو چيز را در اينجا نشانه حماقت و نادانى مى شمرد: نخست تعجيل كردن قبل از فراهم شدن امكانات است. ديگر اينكه وقتى فرصت ها فراهم مى شود، سستى كند و به اصطلاح اين دست و آن دست نمايد تا فرصت از دست برود.

شتاب گرفتن و سرعت در مبادرت به امور خیر آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوى مقصد بشتابد؛ كارى كه مسلماً سبب پيروزى و نجات و موفقيت است.

عجله و شتاب در روايات اسلامى‏

عجله و شتاب چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارند؟

در روايات اسلامى بحث هاى فراوانى درباره نكوهش «عجله» و ستايش «تأنى» و خويشتن دارى ديده مى شود كه نكات زيادى در آنها نهفته است.  در اين احاديث «تأنّى» يك عطيّه الهى و «عجله» يك خوى شيطانى شمرده شده‏ است. همان خويى كه انسان را در زندگى ناكام مى سازد، فرصت ها را از دست او مى گيرد، لغزش او را زياد مى گرداند، موجب پشيمانی اش مى شود و به هلاكتش مى افکند. در صورتى كه نقطه مقابل آن؛ يعنى، تأنّى و خويشتن دارى سبب كاميابى و پيروزى و بهره بردارى هرچند بيشتر از فرصت هاست.

حرص و فزون طلبی در آیات قرآن

قرآن چه نگاهی به حرص و فزون طلبی دارد؟

حرص و فزون طلبی از جمله ویژگی هایی است که در آیات متعددی از قرآن مجید، در بیان سرگذشتِ انبیاءِ اقوامِ گذشته و از جنبه های گوناگون، مورد اشاره و هشدار قرار گرفته است. از مجموع آيات قرآن چنين نتيجه مى گيريم كه مسئله حرص و آز و دنياپرستى و دلباختگى و دلدادگى نسبت به مواهب مادّى از ديدگاه قرآن بسيار خطرناك و نكوهيده و مايه انواع شرّ و فساد است و به يقين در مسير خودسازى و تكامل اخلاق، از بزرگترين موانع محسوب مى شود.

غضب در روايات اسلامى‏

روايات اسلامى چه تعبيراتی درباره غضب دارند؟

در روايات اسلامى تعبيرات عجيب و تكان دهنده اى درباره خشم و غضب وارد شده است كه از خطرات اين رذيله اخلاقى به خوبى پرده بر مى دارد. طبق اين روايات خشم بدترين دشمن انسان، آتش سوزان، خطرناك ترين لشكر شيطان، كليد تمام بدى ها، آغازش جنون و پايانش‏ پشيمانى است.

به عنوان نمونه، اميرمؤمنان على (ع) می فرماید: «إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنُونٌ وَ آخِرُهُ نَدَمٌ‏؛ از غضب بپرهيز كه آغازش ديوانگى و آخرش پشيمانى است». امام صادق (ع) نيز می فرمايند: «الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ؛ خشم و غضب كليد تمام بدى ها است».

شبهات مستشرقین پیرامون «مکّي» و «مدني» بودن سُوَر

«مستشرقین» درباره «مکّي» و «مدني» بودن سوره ها و آیات «قرآن کریم» چه شبهاتی مطرح كرده اند و چه پاسخ هائي به آنها داده شده است؟

«مستشرقین» در ارتباط با مکّي و مدني بودن سوره ها، چند شبهه طرح كرده اند: 1. شيوه سُوَر مكّي، شدّت و پرخاش گرانه است اما سُوَر مدني مسالمت آميز است. 2. آيه ها و سُوَر مكّي كوتاه و آيه ها و سُوَر مدني بلندند. 3. در سُوَر مكّي از تشريع خبرى نيست؛ اما در سُوَر مدني هست. 4. در سُوَر مكّي، برهان و استدلال به چشم نمى خورد؛ ولى در سُوَر مدني وجود دارد و ... که به این شبهات پاسخ هایی داده شده است ...

تفاوت های «خدای قرآن» با خدای معرفی شده در «تورات» و «انجيل»؟

خدایی که «قرآن» توصیف می‌ کند با خدایی كه «تورات» و «انجيل» معرفی می‌كنند چه تفاوت هایی دارد؟

توصيف خداوند از سوى قرآن بسى فراتر از فهم بشر آن روز است؛ در سوره «حشر» آمده: «اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست، داننده غيب و آشكار است، اوست رحمتگر مهربان * اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست، همان فرمانرواى پاك سلامت بخش و مؤمن به حقيقت حقّه خود كه نگهبان، عزيز، جبّار و متكبّر است. پاك است خدا از آنچه با او شريك مى گردانند * اوست خداى خالق نوساز صورتگر كه بهترين نامها و صفات از آنِ اوست. آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مى گويند و او عزيز حكيم است».

اما «تورات» خدا را در حدّ بى ارزش ترين مخلوقات تنزّل مى دهد و در ساحت قدسى و والاى او دست اندازى هايى نامربوط دارد. اين داستان آغاز آفرينش است كه در «سفر تكوين» به گونه اى زشت و تحريف شده آمده است و خداى آفريننده و برتر را در آنجا در رقابتى سخت با مخلوق خود و تلاشى نافرجام مى يابيم: «پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا كار آن بكند و آن را محافظت نمايد. و خداوند خدا آدم را فرموده گفت از همه درختان باغ بى‌ممانعت بخور؛ اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخورى؛ زيرا روزى كه از آن خوردى هر آينه خواهى مرد».

عقيده به «جنّ» نشانه تأثيرپذيری قرآن از فرهنگ جاهلی!

آيا اينكه قرآن سخن از «جنّ» گفته و اين موجود را تأييد نموده، نشانه تأثيرپذيري قرآن از فرهنگ جاهلی زمان خويش نيست؟

گفته‌اند: «قرآن، همنوا با فرهنگ زمانه و تحت تأثير آن دچار جنّ و جنّ زدگى شده»! اما اين اتهام ظالمانه از بدفهمى و كج‌انديشى ناشی شده. آرى جنّ حقيقتى پابرجاست كه جاى انكار ندارد و در گذشته‌هاى نه چندان دور نمودهايى داشته است و نمى‌توان هرچيز غيرقابل درك حسّى را محكوم به نيستى كرد. ضمن اینکه اعتراف به وجود داشتن جنّ چيزى است و نفى قدرت او بر دخالت در امور آدميان چيزى ديگر؛ و انكار اين (قدرت دخالت)، منجر به انكار اصل وجود جنّ نمی شود.

برداشت واقعى از جايگاه دعا در زندگی و بندگی

آیا قرار است «دعا» جای تدبیر، عمل، نيكوكارى و تقوا را در زندگی و بندگی بگیرد؟

تعليمات اسلام روى موضوع عمل تأكيد فراوانى دارد. از طرفی دعا رمز خودسازى و تربيت است. كسى كه دعا مى ‏كند يعنى تقاضايى دارد. بنده اگر خطا كرده باشد چگونه مى ‏تواند از مولا بهشت بخواهد؟! دعا يعنى اينكه خودت را بساز و پاك كن. برداشت دقیق از دعا این است که دعا نمك است. كسى نمى ‏تواند به جاى غذا نمك بخورد، بلكه انسان بايد غذايى را تهيّه كند و بعد نمك مختصرى به آن بيفزايد. اگر زياد نمك در غذا بريزد نمى ‏تواند آن را مصرف كند، چون نمك زيادى كشنده است. برّ و نيكوكارى هم غذاى بدن انسان است و دعا نمك آن غذا، در حالى كه غالب مردم مى ‏خواهند برّ اخلاقى و عملى را كنار بگذارد و فقط دعا كنند!

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

رسول الله (ص)

الصوم يدق المصير، و يذيل اللحم، و يبعد من حر السعير

روزه روده را باريک مي کند، گوشت را مي ريزد، و از گرماي سوزان دوزخ دور مي گرداند

ميزان الحکمة 6 / 389