احتياط 3 مطلب

ريشه هاى جُبن (ترس نامعقول)

جُبن (ترس نامعقول) چه ریشه هایی دارد؟

جُبن و ترس می تواند ریشه های متعددی داشته باشد؛ مثلا:‏ ۱. ضعف ايمان و سوء ظنّ به خدا؛ ۲. احساس كمبود شخصيّت و عقده حقارت؛ ۳. عدم آگاهى و جهل؛ ۴. «عافيت طلبى»؛ ۵. بروز حوادث تلخ و ناگوار؛ ۶. افراط در احتياط؛ ۷. ضعف جسمی و روانی.

توصیه امام علي(ع) به رعایت «احتیاط»

امام علي(علیه السلام) رعایت «احتیاط» را با چه استدلالی به فرزند خویش توصيه نموده اند؟

امام علي(ع) در نامه ای به امام حسن(ع) او را به رعایت «احتیاط» توصیه کرده و می فرماید: «در راهى كه ترس از گمراهى در آن است قدم مگذار؛ چه اينكه خوددارى كردن به هنگام بيم از گمراهى بهتر از آن است كه انسان خود را به مسيرهاى خطرناك بيفكند». احتياط در موارد مشكوك از اصول مسلّم مذهب ماست و گاهي واجب و گاهي مستحب است و ريشه آن، حكم عقل است. به طور خلاصه بايد گفت: احتياط اگر به افراط كشيده نشود در همه جا و همه چيز ـ خواه در امور معنوى و يا امور مادى ـ كارى عاقلانه و منطقى است.

تفاوت «اجل محتوم» و «اجل معلق»

اگر در اجل انسان تقدیم و تأخیر راه ندارد پس این همه دستور در احتیاط برای چیست؟

از يك طرف آيات قرآن مي فرمايد: در آمدن اجل تقديم و تاخيري وجود ندارد؛ و از طرف ديگر اسلام دستور احتياط داده است به گونه‌اي كه اگر مريض شدي به پزشك مراجعه كن و صله رحم انجام بده و.... در جواب بايد گفت: ما دو نوع اجل داريم؛ «اجل محتوم» كه آيات قرآن به آن اشاره دارد و غيرقابل تغيير است و «اجل معلق» که با دستورات اسلامي سازگار است و مي توان آن را تاخير يا جلو انداخت.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

اِنَّ النَّبىَّ لَمّا جائَتْهُ وَفاةُ جَعْفَرِ بنِ اَبى طالبٍ وَ زَيْدِ بنِ حارِثَةَ کانَ اَذا دَخَلَ بَيْتَهُ کَثُرَ بُکائُهُ عَلَيْهِما جِدّاً وَ يَقولُ: کانا يُحَدِّثانى وَ يُؤ انِسانى فَذَهَبا جَميعاً.

من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 177