جهل 93 مطلب

آثار حسد بر ایمان و سرنوشت اخروی انسان، در روایات اسلامی

از ديد روايات اسلامی، حسد چه آثاری بر ایمان و سرنوشت اخروی انسان دارد؟

حسد آثار بسيار زيان بارى از نظر معنوى به بار مى آورد و كمتر صفتى از صفات رذيله است كه اين همه پيامدهاى سوء داشته باشد. از ديد روايات اسلامى ایمان آدمی و سعادت یا شقاوت اخروی، از جمله امور مهمّی است که بسیار می تواند از حسد تأثیر بپذیرد. حسد ريشه هاى ايمان را مى خورد و نابود مى كند و انسان را به عدل و حكمت الهى بدبين مى سازد؛ چراكه حسود در اعماق قلبش به بخشنده نعمت ها يعنى خداوند بزرگ معترض است و ... .

مثال هايی از آثار مخرّب حسد در آیات قرآن

حسد از ديدگاه قرآن چه آثار مخرّبی دارد؟

از برخی آيات قرآن، اين آثار فوق العاده زيانبار حسد در زندگى فردى و اجتماعى روشن مى شود: حسد دست برادر را به خون برادر آغشته مى‏ كند؛ انسان را از مشاهده حقّ باز مى دارد؛ فضاى جامعه را تيره و تار مى كند؛ رشته هاى محبّت را پاره مى نمايد؛ جهنّم سوزانى در دنيا براى كسانى كه به آن آلوده هستند، به وجود مى آورد.

به عنوان مثال در سوره مائده سخن از داستان فرزندان آدم است كه يكى بر ديگرى حسد برد و سرانجام دستش به خون برادر آغشته شد و نخستين قتل و جنايت در روى زمين صورت گرفت و سرآغازى براى جنايت هاى ديگر شد. در سوره یوسف نيز حسد آن قدر قوى و هولناك است كه برادران يوسف را وادار به كشتن برادر مى كند و سبب گناهان زياد ديگرى می شود؛ از جمله گفتن دروغ هاى مختلف براى كتمان جنايت خود و نسبت دادن پدر (حضرت یعقوب) به ضلالت و گمراهى و ... .

ريشه‏ هاى عجله و شتابزدگی؟

عجله و شتابزدگی چه ريشه هايی دارد؟

گرفتار شدن به عجله و بی صبری در انجام کارها و اتخاذ تصمیمات، یک شبه به وجود نمی آید. این مسأله معلول خصلت های سوءِ شخصیتی و رفتاری فراوانی است که بدون معالجه آنها، رستن از بند این آسیب اخلاقی امکان ناپذیر است؛ خصلت هایی مانند: هواپرستى؛ حُبّ و وابستگى به دنيا؛ نداشتن سعه صدر؛ جهل و نادانى.

راه درمان‏ عجله و شتابزدگی؟

راه درمان‏ عجله و شتابزدگی چيست؟

براى درمان عجله و شتابزدگی، قبل از هر چيز بايد به پيامدهاى شوم آن انديشيد و عواقب دردناكش را مورد توجه قرار داد و نمونه هاى فراوانى را كه در تاريخ ثبت شده است، مورد توجه قرار داد.

همچنين توصيه های انبياء، پيشوايان و اولياء الهی مانند «الْعَجَلُ‏ قَبْلَ‏ الْإِمْكَانِ‏ يُوجِبُ الْغُصَّةَ» و «مَعَ الْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ»، بايد به صورت شعارهايى در زندگى فردى و اجتماعى درآيد و هميشه نصب العين افراد عجول قرار گیرد.

از سوى ديگر، بايد با تمرين ها و تلقين هاى پى در پى، بر اين خلق و خو چيره شد؛ زيرا هر كارى با تمرين مبدّل به يك عادت و هر عادتى با ادامه اصرار بر آن، مبدل به يك خلق و خو مى شود.

طرق درمان حرص

چگونه می توان رذیلت اخلاقی «حرص» را مداوا کرد؟

فيض كاشانى در «المحجّةُ البيضاء» مى گويد: داروى بيمارى حرص سه ركن دارد. «صبر» و «علم» و «عمل» و مجموع توصیه های مربوط به غلبه بر این ویژگی ناپسند اخلاقی پنج چيز مى شود: نخست: اقتصاد و ميانه روى در هزينه هاى زندگى. دوّم: هنگامى كه مال به اندازه كافى براى زيستن دارد، نگران آينده نباشد. سوّم: در فوايد قناعت و عزّت حاصل از آن و زيان هاى حرص و طمع و ذلّت ناشى از آنها بيانديشد. چهارم: در تاريخ گذشتگان مخصوصا گروهى از يهود حريص و دنياپرستان از اقوام ديگر بيانديشد. پنجم: در خطرات مال و ثروت بى حساب بينديشد و آفات دنيا و آخرت اين كار را در نظر بگيرد.

درمان غضب‏

چگونه می توان رذیلت اخلاقی غضب را درمان کرد؟

بزرگان علم اخلاق در اين زمينه بحث هاى فراوانى دارند و از آن بالاتر در روايات اسلامى دستورهاى مهم و مؤثرى براى خاموش كردن آتش غضب داده شده است؛ از جمله: ۱. شناخت ریشه های غضب و تأمل در آنها؛ ۲. فكر در عواقب خشم و غضب؛  3. ذكر خدا است؛ 4. تغيير دادن حالت و مکان و مشغول شدن به يک کار؛ 5. وضو گرفتن.

مصونیت پیامبران از القائات شیطانی، در دریافت وحی؟

آیا پیامبران هنگام نزول و گرفتن وحی از نفوذ تلقینات شیطانی در امان بودند؟

نفوذ وسوسه های شیطانی در وحی انبیاء علاوه بر اینکه ادعای بی اساس و بی دلیلی است با اصل موضوع بعثت انبیاء منافات دارد و برای همین بر اساس حکمت الهی منتفی است. اگر قرار باشد شیطان بتواند دخل و تصرفی در وحی کند، خداوند از آن مطلع بوده و قادر است آن را رفع کند و چون خداوند متعال می خواهد پیامش به صورت صحیح به بندگانش ابلاغ شود، مانع چنین تلقین های شیطانی خواهد شد.

غصب خلافت از علی(ع) و سکوت هزاران صحابی حاضر در غدیر؟!

اگر هزاران صحابی شاهد ماجرای غدیر بودند، چرا به هنگام غصب خلافت توسط ابوبکر سکوت کردند؟!

اولا: همه صحابه در برابر غصب خلافت سکوت نکردند؛ چنانکه در جمع سقیفه تعدادی از صحابه حضرت علی(ع) را شایسته خلافت معرفی کردند. خارج از جمع سقیفه نیز چهره های از مهاجرین و انصار و بنی هاشم با خلافت ابوبکر مخالفت کردند که بارزترین آنها چهره هایی مانند عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر، براء بن عازب و ابی بن کعب بودند. زبیر بن عوام نه تنها با تصمیمی که در سقیفه گرفته شد مخالفت کرد بلکه به روی سران سقیفه شمشیر نیز کشید. از آن جالب تر اینکه برخی از مورّخین اهل تسنن می گویند که سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، و هشت نفر دیگر از بزرگان مهاجر و انصار تصمیم داشتند هنگام اولین سخنرانی ابوبکر بعد از سقیفه در مسجد او را از بالای منبر به زیر آورند و بکشند.
ثانیا: اعتراض آنها بنا به دلایلی ره به جایی نبرد؛ چرا که کینه هایی که برخی قریشیان از حضرت علی(ع) به دل داشتند مانع پشتیبانی آنها از ایشان می شد. از طرفی ساختار قبیله ای جامعه شبه جزیره که در آن هر قبیله ای دنبال سهم خواهی از قدرت با نفوذ در دستگاه خلافت بود، امکان سپردن جانشینی رسول خدا را از حضرت علی(ع) سلب کرد. در این میان عموم مردم به تهدید یا تطمیع از میدان به در شدند و عده ای قلیل که هنوز در برابر توطئه سقیفه مقاومت می کردند باقی ماندند که از آنها هم کاری ساخته نبود.

نسخ آياتی از قرآن توسط آيات ديگر نشانه ای از بشری بودن آن!

در قرآن آياتی حکم آيات قبلی را نسخ و حکم متفاوت و جدیدی را بیان می کند؛ آیا این تناقض نیست؟! اگر قرآن وحی الهی است، چرا هر روز احکام آن تغيير می کند؟!

نسخ طبق تعریف اصطلاحی عبارت است از رفع قانون سابق ـ که هنگام تشریع بر حسب ظاهر اقتضای دوام داشت ـ به وسیله قانون بعدی، به صورتی که اجتماع آن دو با هم ممکن نباشد. در نسخ رأی جدیدی ایجاد نمی شود چون این مطلب بر خدا محال است. زیرا مستلزم تغییر رأی در اثر خطا یا نقص است و این هر دو از ذات خداوند منتفی است. نسخ تنها به ما خبر می دهد که زمان اعتبار حکم قبلی به آخر رسیده است. یعنی رأی و نظری تغییر نکرده است، زیرا که از اول بنا به این تغییر بوده است. ذات مقدس خداوند بر اساس علم بی پایان خود، از تغییر مصالح و مفاسد احکامی که تشریع کرده و به تبع آن از تغییر احکام آن موضوعات مطلع است و فقط آگاهی خود را در قالب وضع قوانین جدید و نسخ قوانین گذشته، به اطلاع بشر نیز می رساند. در صورتی نسخ، اختلاف و تناقض محسوب می شود که به معنای ابطال حکم سابق با تمام خصوصیّات آن باشد. در صورتی که نسخ به معنای پایان یافتن «زمان حکم» و نه «ابطال» آن است.

اجابت نشدن برخی دعاها، با وجود فراهم بودن شرايطِ استجابت دعا!

چرا خداوند گاهی دعاى مؤمنان را با وجود فراهم کردن شرايطِ استجابت توسطِ دعا کننده، اجابت نمى كند؟!

از برخى روايات استفاده مى شود كه گاهى اوقات، خداوند دعاى مؤمنان را اجابت نمى  كند و در عوض، گناهانى را از آنها مى آمرزد و يا آن را براى آخرت ذخيره مى سازد. گاهی نيز انسان بر اثر بى ‏اطّلاعى، حاجتى را با تمام وجودش از خدا مى خواهد كه به ضرر اوست. خداوند به لطفش آن چيز را دريغ مى ‏ دارد و به جاى آن، نعمت ديگرى به او مى بخشد؛ زيرا معلومات ما محدود و ناقص است و علم بى ‏پايان، نزد خداست.

قال الرّضا عليه السّلام :

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا کانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ ... .

امالى صدوق ، ص 111