جریان شناسی «داعش» با محوریت کتاب «شرح نواقض الاسلام»
مصطفی مهاجر
مقدمه
جنایاتی که «داعش» به نام اسلام انجام می دهد و افراطی که در تکفیر مسلمانان مرتکب می شود، برگرفته از افکار و عقاید و آثار وهابیت، به خصوص محمد بن عبدالوهاب و علمای وهابی می باشد؛ هرچند شاید امروزه حکام وهابی آل سعود و داعش، همدیگر را در ظاهر دشمن هم بدانند، ولی در بررسی آثار و رفتار و عملکردِ این دو گروه، تاثیرپذیری عمیق داعش از وهابیت، به خصوص شخص محمد بن عبدالوهاب و علمای تراز اول وهابیت، کاملا روشن است. داعش شبیه ترین گروه به دوره اول وهابیت می باشد و داعشی ها، خودشان را شبیه ترین فرد به محمد بن عبدالوهاب و شاگردانش می دانند. داعش و وهابیت با یک منشور و با یک بهانه که نواقض الاسلام محمد بن عبدالوهاب می باشد، مسلمانان را تکفیر می کنند.
اهمیت رسالۀ «نواقض الاسلام» محمد بن عبدالوهاب در نزد وهابیت به میزانی است که آن را «اهم مصنفات» او توصیف میکنند[1] و حتی در شمارش تألیفات محمد بن عبدالوهاب، تنها به نام چهار تألیف او اکتفا میکنند که یکی از آنها نواقض الإسلام است.[2] پس از مرگ وی و به قدرت رسیدن پیروان او، نهضت نواقض نویسی به وجود آمد و نوشتههای زیادی به تشریح این موضوع پرداختند. بیشترین تألیفات در این زمینه، به صورت شرح و تبیین رسالۀ «نواقض الإسلام» وی سامان گرفته است. یکی از این شروح «دروس في شرح نواقض الإسلام؛ صالح بن فوزان، در 207 صفحه» می باشد.
در نزد داعش نیز، برای رسالۀ «نواقض الاسلام» محمد بن عبدالوهاب شروح زیادی نوشته شده است، که یکی از این شروح «التفريغ النصي لسلسلة شرح نواقض الإسلام العشرة؛ ترکی بن علی معروف به ابوهمام اثری در 174 صفحه» است.
هر دو نویسنده در مقدمه کتاب خود معتقدند که تعداد نواقض چهارصد مورد[3] و بیش از آن[4] است، و تنها در این جا بخش مهمی از آن توسط ابن عبدالوهاب جمع آوری شده است که به شرح آن پرداخته اند.
در ذیل به صورت مقارنه ای به شرح دو کتاب نواقض صالح فوزان و ترکی بن علی پرداخته می شود.
ناقض اول: شرک به خدا در عبادت
محمد بن عبدالوهاب ناقض اول را «الشرك في عبادة الله تعالى» ذکر کرده است.[5]
صالح فوزان معتقد است که اگر کسی چیزی از عبادتش را برای غیر خداوند انجام دهد، مشرک است، نظیر نذر و ذبح برای غیر خداوند، سجده کردن برای غیر خداوند، استغاثه به اموات و غیر این موارد را که از جمله مصادیق شرک در عبادت محسوب کرده است.[6] وی برای عبادت صحیح دو شرط اخلاص و موافق سنت نبوی(صلی الله علیه وآله وسلم) را ذکر می کند،[7] و در ادامه به بیان تقسیم شرک به دو قسم {شرک اکبر و اصغر} و خصوصیات آن ها پرداخته است.[8] صالح فوزان هم چنین شرک اصغر را به دو قسم؛ شرک در الفاظ (مانند قسم به غیر الله) و شرک خفی در قلوب (مانند ریاء)[9] تقسیم می کند و در ادامه فرق های میان شرک اکبر و شرک اصغر را ذکر کرده است.[10]
ترکی بن علی نیز سخنانی مانند صالح فوزان را بیان کرده است. وی اقسام متعددی برای شرک بیان کرده است؛ ترکی بن علی شرک را به (ربوبی، الوهی، اسماء و صفات) و به (شرک اکبر و شرک اصغر) و به (شرک ظاهر و مخفی) تقسیم کرده است و تمامی این اقسام را مندرج تحت ناقض اول می داند.[11]
ناقض دوم: واسطه قراردادن بین خود و خدا
محمد بن عبدالوهاب ناقض دوم را «من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم ويسألهم الشفاعة ويتوكل عليهم فقد كفر إجماعا» ذکر کرده است.[12]
صالح فوزان در تفسیر ناقض دوم معتقد است که مقصود، شرک در عبودیت و الوهیت است و مُراد از کلمه شفاعت، دعا و واسطه گری است. بنابراین درخواست دعای من دون الله شرک محسوب میشود.[13]
صالح فوزان در ادامه واسطه را به (واسطه غیر شرکی و دیگری واسطه شرکی) تقسیم کرده است، و مُراد از واسطه در این قسمت را واسطه شرکی دانسته است. وی هر گونه درخواست دعا از انبیا و اولیا و صالحین اعم از غایب و یا در عالم برزخ را مصداق شرک جلی (شرک اکبر) ذکر کرده است و بر این باور است که مشرکین قریش نیز به همین شرک مبتلا بوده اند.[14]
ترکی بن علی نیز همان سخنان صالح فوزان را تکرار می کند[15] ولیکن در کتابش با شدّت بیشتری بر علیه شیعه تاخته است.[16] وی در ادامه به برخی از مصادیق واسطه های غیر شرکی نیز اشاره کرده است.[17]
ناقض سوم: عدم تکفیر مشرکین
ناقض سوم عبارت است از اینکه هركس مشركان را كافر نداند يا در كفرشان شك داشته باشد يا مذهب ودين آنها را صحيح بداند كافر است.[18]
صالح فوزان در تفسیر ناقض سوم، موالات را به دو قسم (جایز و غیر جایز) تقسیم کرده است. وی یازده مصداق را به عنوان لوازم عملی و مظاهر اعتقاد به این مفهوم بر شمرده است.[19] و چهار مصداق را از اقسام موالات جایز با کفار ذکر کرده است.[20]
ترکی بن علی نیز عقیده ولاء و براء را ملازم عقیده تکفیر دانسته است؛ و معتقد است کسی که با عقیده تکفیر مخالفت کند، و یا در این زمینه توقف کند، کافر است.[21] وی هم چنین اقسامی را در خصوص کفار ذکر کرده است.[22]
ناقض چهارم: برتر دانستن حکم غیر پیامبر بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)
اگر کسی اعتقاد داشته باشد قانون غیر پیامبر از قانون رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) بهتر و کامل تر است، این شخص مانند کسی است که حکم طواغیت را بر حکم رسول ترجیح میدهد، پس چنین فردی کافر است.[23]
صالح فوزان در تفسیر ناقض چهارم، آن را به دو قسم تقسیم می کند؛ اول کسانی که هدایت غیر پیامبر را ترجیح می دهند،[24] و دوم کسانی که احکام غیر پیامبر را ترجیح می دهند.[25] از نظر وی، کسی که حکم بغیر ما أنزل الله می کند، نیز تکفیر می شود.[26] او این مسئله را در حکم بما أنزل الله نیز تبیین کرده و آن را در توحید ربوبی، الوهی و اسماء و صفات تعمیم می دهد.[27]
ترکی بن علی نیز همان سخنان صالح فوزان را تکرار می کند. وی این ناقض را در اعتقاد و عمل تعمیم داده است.[28] هم چنین او اقسامی را برای حکم بغیر ما أنزل الله بیان کرده است،[29] و در حکم تکفیر استناد به آیات، روایات و اجماع را ذکر می کند.[30]
ناقض پنجم: بغض نسبت به آورده های پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)
بغض داشتن به چیزی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) آورده است؛ هرچند که آن فرد به آن عمل نکند؛ پس چنین فردی کافر است.[31]
صالح فوزان در تفسیر ناقض پنجم، افرادی را که بغض به ما انزل الله دارند را به دو فرقه تقسیم می کند. دسته اول کفار هستند و دسته دوم منافقین هستند.[32] وی برای هرکدام از موارد فوق به ادله ی نصوص دینی نیز تمسک کرده است.[33]
ترکی بن علی نیز با صالح فوزان هم عقیده است و مانند او به ادله ای در اثبات ناقض پنجم تمسک کرده است.[34]
ناقض ششم: مسخره کردن دین خدا
استهزا و تمسخر نسبت به دین پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و یا یکی از ثواب و عقاب دین کفر است.[35]
صالح فوزان در تفسیر ناقض ششم، به ادله ای استناد کرده است و از آن ها حکم کفر را اثبات می کند.[36] وی در ادامه استهزاء را به دو قسم {با زبان و یا با اشاره} تقسیم می کند.[37]
ترکی بن علی نیز با استناد به وجود نصوص دینی، استهزاء و تمسخر شریعت نبوی را موجب کفر بیان کرده است.[38]
ناقض هفتم: سحر، جادوگری و اقسام آنها
سحر، جادوگری و اقسام آنها یا رضایت داشتن به این امور به عنوان ناقض هفتم موجب کفر دانسته شده است.[39]
صالح فوزان در تفسیر ناقض هفتم سحر را به دو قسم {حقیقی و تخیلی} تقسیم می کند.[40] و سپس با استناد به وجود نصوص دینی (آیات و روایات)، سحر را موجب کفر دانسته است.[41] ترکی بن علی نیز همین سخنان {تقسیم سحر[42] و ادله ی اثبات کفر[43]} را در کتابش ذکر کرده است. وی حکم ساحر را نیز قتل دانسته و به اختلافات میان حُکم ساحر و ارتداد اشاراتی کرده است.[44]
ناقض هشتم: پشتیبانی از مشرکین علیه مسلمانان
ابن عبد الوهاب، دوستی و همکاری با مشرکان علیه مسلمانان را به عنوان ناقض هشتم ذکر کرده است.[45]
صالح فوزان در تفسیر ناقض هشتم موالات با کفار را دارای اقسامی هم چون {محبت کردن به کفار، همکاری کردن با آنان و مدح کردن آنها} ذکر کرده است.[46] وی هم چنین برای مظاهرت و همکاری با کفار اقسامی را متصور شده و حُکم آن ها را به همراه ادله آن ذکر کرده است.[47]
ترکی بن علی نیز با استناد به سخنان عالمان وهابی، در اثبات کفر ناقض هشتم، به ادله و نصوص دینی استناد می کند.[48]
ناقض نهم: اعتقاد به امکان خروج از شریعت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)
اعتقاد به اینکه هر انسانی حق دارد از دایرۀ شریعت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خارج شود، همچنان که حضرت خضر حق خروج از شريعت موسي عليه السلام را داشت به عنوان ناقض نهم ذکر شده است.[49]
صالح فوزان در تفسیر ناقض نهم، همه ی امت علی الخصوص صوفی ها را مشمول اطاعت از شریعت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ذکر می کند و به ادله ای در خصوص کافر بودن این ناقض استناد می کند.[50] وی هم چنین به مباحثی در ارتباط با حضرت خضر (نظیر نبی بودن یا ولی بودن وی و ... ) اشاره کرده است و علت عدم تبعیت ایشان را تبیین می کند.[51]
ترکی بن علی نیز همین مضامین را در کتابش بیان کرده است.[52]
ناقض دهم: إعراض عملی و علمی از دین خدا
اعراض از دین خدا به گونه ای که برای آگاهی و عمل به احکام آن تلاشی انجام ندهد، پس چنین فردی کافر است.[53]
صالح فوزان به بیان ادله ای در اثبات کفر ناقض دهم پرداخته است.[54] وی تعلیم علم را به دو قسم تقسیم کرده[55] و معتقد است علم و عمل کردن دو امر قرین در کنار یکدیگر هستند،[56] و هر کسی هر دو یا یکی از آن ها را ترک کند، مرتد محسوب می شود.[57]
ترکی بن علی نیز ترک علم و عمل را ناقضی مستقل ذکر کرده است.[58] وی در ادامه به مساله جهل معجز اشاره می کند و آن را یکی از موانع تکفیر بر می شمارد،[59] و حتی در ادامه جهل مطلق (به اینکه کسی هیچ یک از تعالیم دینی را نیاموخته باشد) را معذور ندانسته و آن را به کفر محکوم می کند.[60]
اگر چه وهابیت در پاره ای از موارد به معذور بودن جاهل و لزوم اقامه حجت اشاره کرده است، اما لااقل در مقارنه ی شرح نواقض صالح فوزان و ترکی بن علی می توان گفت داعش جهل معجز را عذر دانسته است در حالی که صالح فوزان اساسا به معذوریت جهل اشاره نکرده است و اساسا برای جهل محلی از اعراب قائل نیست.
خاتمه نواقض: نواقض برای همه یکسان است مگر مُکرَه
محمد بن عبدالوهاب نواقض را برای همه {اعم از کسی که شوخی کند یا جدی بگوید و یا از روی ترس بگوید} نمی گذارد و به کفر همه آن ها حُکم می کند، مگر کسی که از روی اکراه سخن گفته باشد.[61]
صالح فوزان نیز ضمن تبیین مطالب فوق، به ادله ای آن ها اشاره و استناد می کند.[62] ترکی بن علی نیز همان سخنان را به صورت مختصر و با ذکر ادله ذکر کرده است.[63]
نتیجه
چنان که از مقارنه ی دو شرح نواقض صالح فوزان و ترکی بن علی به دست آمد، ایدئولوژی جریان وهابیت و داعش از تفکرات محمد بن عبدالوهاب سرچشمه می گیرد. آن ها در تمامی نواقض مذکور با یکدیگر هم سو هستند.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.