درجات بُخل

بخل چه درجات و انواعی دارد؟

بُخل مانند تمام صفات رذيله، داراى درجاتى است. بعضى از مراحل آن به قدرى ضعيف است كه ممكن است از ديد بسيارى از افراد مخفى بماند و بعضى از مراحل آن به قدرى آشكار است كه هر كس، حتى كودكان نيز آن را درك مى كنند. بعضى نسبت به اموال خود بخيل اند؛ بعضى از آن هم فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخيل اند؛ بعضى از آن نيز فراتر رفته، هرگاه ببينند افراد اموال شان را براى خودشان به طور گسترده مصرف مى كنند، ناراحت مى شوند و اين بدترين و عجيب ترين نوع بُخل است! از سوى ديگر، بعضى در امور مادى بخيل اند و بعضى در امور معنوى. بعضى در انجام انفاق هاى مستحب «بُخل» نشان مى دهند در حالى كه بعضى حتی در واجبات - مانند اداى خمس و زكات – نیز از خود «بُخل» نشان می دهند. گروهى بُخل خود را بدون پوشش و توجيه نشان مى دهند، در حالى كه گروهی ديگر پوشش هاى ظاهرى براى آن درست مى كنند.

سخاوت واقعى

سخاوت واقعى چگونه بايد باشد؟

امام علی (ع) می فرماید: «السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ‏؛ سخاوت آن است كه ابتدايى [و بدون درخواست] باشد امّا آنچه در برابر تقاضا داده مى شود، يا از روى حياست و يا براى فرار از مذمّت».

سخاوت را اين گونه تفسير كرده اند: «حالت و فضيلتى درونى است كه انسان را به بذل مال به مستحقان و نيازمندان بدون عوض وا مى دارد». بر اين اساس اگر كسى درخواستى كند و از آبروى خود به وسيله درخواست مايه بگذارد، آنچه شخص سخاوتمند مى بخشد، در واقع عوض آبروى اوست و به راحتى نمى توان نام آن را سخاوت گذاشت.

محدوده سخاوت

آيا «سخاوت» اندازه و محدوه ای دارد؟

«سخاوت» مانند تمام صفات و كارهاى نيك مقدار و اندازه اى دارد، كه اگر در مسير افراط قرار گيرد، نتيجه منفى خواهد داشت. همچنين «سخاوت» نبايد لطمه به آبرو و حيثيت و زندگى كسانى كه به انسان وابسته اند بزند. «سخاوت» بايد در اموال حلال باشد، نه اموالى كه از راه هاى حرام و يا ظلم و ستم به دست آمده باشند. هم چنين «سخاوت» نبايد در اموال مربوط به بيت المال باشد، زيرا اموال بيت المال، حساب و كتاب مخصوص به خود دارد كه بايد به دقت رعايت گردد.

بُخل، صفتی نا هماهنگ با ساز و کارهای عالم هستی

بُخل، چه نسبتی با ساز و کارهای عالم هستی دارد؟

اگر نگاهى به جهان آفرينش بياندازيم همه جا سخاوت و انفاق و بذل و بخشش را مشاهده مى كنيم. مثلا می بینیم خورشيد دائم مى سوزد و بخشى از وجودش را تبديل به نور و حرارت مى كند و آن را به تمام منظومه شمسى مى رساند و با نور و گرماى خود به همه مخلوقات، زندگى مى بخشد. در وجود يك انسان نيز همين مسئله حكم فرماست. در جهانى كه همه جا «سخاوت» حكم فرماست آيا جايى براى انسان بخيل وجود دارد؟ آيا ناهماهنگى با عالم هستى او را به فساد و مرگ نمى كشاند؟

جود و سخاوت؛ معنی و جايگاه آن در بين فضائل اخلاقی

معنی جود و سخاوت چيست و چه جايگاهی در بين فضائل اخلاقی دارد؟

اين دو واژه كه معنای شان در مقابل معنای «بُخل» است، غالبا در يك معنا استعمال مى شوند. ولى گاه از بعضى كلمات استفاده مى شود كه «جود» مرحله ای بالاتر از «سخاوت» است. در تعريف «جود» گفته اند: «بخششی بدون درخواست است و در عين حال، بخشش کننده عمل خود را كوچك بشمارد». گاه نیز گفته اند: «جود خوشحال شدن از درخواست مردم و شاد گشتن به هنگام بخشش است». بعضى نيز گفته اند: «جود آن بخششى است كه در آن بخشش کننده مال را مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند و خودش را در اين ميان واسطه ببيند». این در حالى كه «سخاوت» معناى وسيع ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى شود.

آنچه مسلم است این است که «جود» و «سخاوت» از فضايل مهم اخلاقى است. هر اندازه «بُخل» نشانه پستى و حقارت و ضعف ايمان و فقدان شخصيت است، «جود» و «سخاوت» نشانه ايمان و شخصيت والاى انسان است. 

عفّت در روايات اسلامى

عفّت چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به مقوله «عفّت» داده شده است و آثار و پیامدهای بسیار مثبت آن برای فرد و اجتماع مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى شود اين است كه اسلام اهتمام فوق العاده ای به مسأله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد، تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت (ع) معرفى مى كند.

به عنوان مثال، امام اميرالمؤمنين (ع) در سخنان گران بهايی می فرمايند: 1. «لَا تَكْمُلُ الْمَكَارِمُ إِلَّا بِالْعَفَافِ وَ الْإِيثَارِ؛ فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». 2. «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا؛ پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستی ها دور نگه مى دارد». 3. «أَهْلُ الْعَفَافِ أَشْرَفُ الْأَشْرَافِ؛ اهل عفّت و پاكدامنى با شرافت ترين اشراف اند».

راه هاى درمان شهوت پرستى

راه هاى درمان شهوت پرستى چيست؟

راه هاى درمان مفاسد اخلاقى به طور كلى در دو راه علمى و عملى خلاصه مى شود: راه علمى: منظور از راه علمى، اين است كه انسان در آثار و پيامدهاى شهوت پرستى بيانديشد و ببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلّت، بدبختى، اسارت، تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مى كشاند؛ كه زندگى خفت بار افرادى كه آلوده شهوت شده اند، بيانگر اين واقعيت است.

راه عملى: از نظر عملى راه هاى مختلفى براى درمان «شهوت پرستى» وجود دارد از جمله: ۱. يكى از بهترين راه هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحيح اميال و خواست هاى جنسى است. ۲. يكى ديگر از راه هاى نجات از شهوت پرستى، برنامه ريزى دقيق براى برنامه هاى زندگى است. ۳. برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه هاى درمان و يا پيشگيرى است. ۴. احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز یکی از راه هاى مهم درمان يا پيشگيرى از آلودگى هاى شهوانى است. 5. انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند.

نگاه قرآن به مقوله ی شهوت رانی

قرآن چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارد؟

در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است. بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.

طبق بيان آيات قرآن کریم: يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است؛ سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است؛ خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند و اينکه بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد.

آثار زيان بار شهوت پرستى

شهوت رانی چه آثار زيان باری دارد؟

در واقع يكى از سرچشمه هاى اصلّى گناه و معصيت و نافرمانى خدا همین شهوت پرستی است. زيرا چشم و گوش انسان را بسته و به مصداق حديث نبوى «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ»، آدمى را كور و كر كرده و قدرت درك واقعيت ها را از او مى گيرد و در چنين حال، زشتى ها در نظر او زيبا و زيبايى ها در نظر او زشت و بى رنگ مى شود. شهوت پرستى، پرده هاى ضخيمى بر عقل و فكر انسان مى اندازد، حق را در نظر او باطل و باطل را در نظر او حق جلوه مى دهد. شهوت پرستى، شخصيت و احترام اجتماعى انسان را در هم مى شكند و او را به ذلّت مى كشاند. زيرا براى كاميابى هاى شهوانى، بايد تمام قيد و بندهاى اجتماعى را شكست و تن به هر پستى داد. زنجير عادت های ناشی از شهوت پرستى آن چنان دست و پاى انسان را مى بندد كه گويا هرگونه حركت و تلاش براى دورى جستن از خواست هاى رذيله، بسيار مشكل مى گردد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الصادق (عليه السلام)

من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت کند بهشت بر او واجب ميشود.

اقبال الاعمال، ص568