پاسخ اجمالی:
برای درمان جُبن و پیشگیری از آن، گزینه ها و روش های متعددی وجود دارد، که هر کدام می تواند تا حد بسیار تأثیرگذاری موفق باشد: ۱. يكى از راه های اصلّى درمان اين رذيله اخلاقى، انديشيدن در ثمرات شوم و آثار زيانبار آن است. ۲. پرداختن به قطع ريشه ها، راه مهمّ ديگر درمان آن است. ۳. يكى ديگر از طرق درمان جُبن و ترس، پاك بودن و پاك زيستن است. زيرا افراد آلوده غالباً از نتيجه اعمال خود بيمناكند. ۴. يكى ديگر از راه های درمان اين رذيله اخلاقى ورود در صحنه هاى رعب آور و تكرار آن است.
پاسخ تفصیلی:
برای درمان جُبن و پیشگیری از آن، گزینه ها و روش های متعددی وجود دارد، که هر کدام می تواند تا حد بسیار تأثیرگذاری موفق باشد.
۱. يكى از راه های اصلّى درمان اين رذيله اخلاقى - همانند درمان ساير رذايل - انديشيدن در ثمرات شوم و آثار زيانبار آن است. هنگامى كه افراد جبان و ترسو آثار نكبت بار و ذلّت و زبونى ناشى از ترس بى جا و عقب ماندگى و محروميّت حاصل از آن را در زندگى خود يا ديگران مشاهده كنند، غالبا به فكر تجديد نظر در برنامه اخلاقى خود و دور ساختن اين رذيله مى افتند.
۲. پرداختن به قطع ريشه ها، راه مهمّ ديگر درمان آن است. هنگامى كه ابرهاى تيره و تار سوء ظن باللَّه از آسمان قلب انسان كنار رود و خورشيد توكّل بر جان او نور افشان شود، ظلمات خيالات واهى كه انسان را به ترس بى جا مى كشاند، برچيده خواهد شد. ولى اين كار احتياج به مطالعه و دقّت فراوان دارد.
۳. يكى ديگر از طرق درمان جُبن و ترس، پاك بودن و پاك زيستن است. زيرا افراد آلوده غالباً از نتيجه اعمال خود بيمناكند و از آنجا كه اعمال آنها روزى آفتابى و برملا مى شود، در هراسند. به همين دليل در حديث معروف علوى آمده است: «مَا أَشْجَعَ الْبَرِيءَ وَ أَجْبَنَ الْمُرِيبَ؛[1] چه شجاع است انسان پاكدامن و چه ترسوست انسان مسئله دار!». در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «لَوْ تَمَيَّزَتِ الْأَشْيَاءُ لَكَانَ الصِّدْقُ مَعَ الشَّجَاعَةِ وَ كَانَ الْجُبن مَعَ الْكَذِبِ؛[2] اگر اشيا از هم جدا شوند [و گروه بندى گردند]، صدق و راستى همراه شجاعت خواهد بود و ترس همراه دروغ».
۴. يكى ديگر از راه های درمان اين رذيله اخلاقى ورود در صحنه هاى رعب آور و تكرار آن است. فى المثل بعضى هستند كه از خوردن دارو يا تزريقات مختلف وحشت دارند، ولى هنگامى كه چند بار تكرار شود، وحشت آنها فرو مى ريزد. در كلمات قصار اميرمؤمنان عليه السّلام اين معنى به صورت زيبايى بيان شده مى فرمايد: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا يُخَافُ مِنْهُ؛[3] هنگامى كه از چيزى مى ترسى، خود را در آن بيفكن كه آن ترس از خود آن سخت تر و وحشتناك تر است».
اين يك واقعيّت است كه ترديدها و دو دلى ها و ترس از عواقب خطرناك يك كار، غالبا بيش از خود آن انسان را رنج مى دهد.[4] دليل اين مشكل روانى روشن است. زيرا اولا تا انسان وارد چيزى نشده، پيوسته در پريشانى و وحشت به سر مى برد و اى بسا روزها و هفته ها اين درد و رنج ادامه يابد. امّا هنگامى كه خود را در آن افكند ممكن است در چند دقيقه پايان يابد. ثانياً تا انسان به سراغ مطلبى كه از آن مى ترسد نرود، احتمالات گوناگون مى دهد كه بسيارى از آن احتمالات بيش از واقعيتى است كه در آن امر مخوف وجود دارد. به همين دليل درد و رنج انسان افزايش مى يابد. از اين رو بعضى از علماى اخلاق در كتب اخلاقى براى درمان رذيله ترس پيشنهاد مى كنند انسان در صحنه هاى رعب آور وارد شود.
ولى به هر حال اين سخن بدان معنا نيست كه انسان بى مطالعه خود را به خطر بيافكند؛ بلكه به مواردى مربوط است كه انسان ترس بيجا به چيزى دارد و همين مانع پيشرفت برنامه هاى او مى شود. در اينگونه موارد بايد با مطالعه و مشورت وارد عمل شد، تا ترس فرو ريزد و شجاعت اقدام به عمل حاصل شود.[5]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. پيام امام امير المؤمنين (ع)
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.