جایگاه حدیث شناسی در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
محمد کاظم طباطبایی[1]
حدیث، به عنوان آثار به جای مانده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) که حاكى از سنّت ایشان و در حقیقت راهى براى دست یابى به سنّت است، به عنوان متنی قدیمی و دارای عمر بیش از هزار سال، امروزه در منابع گوناگون در اختیار است. بدیهی است که تعامل با چنین پدیده ای ساده و راحت نیست و نیازمند قواعد و قوانین منضبط و دقیق است.
گفتار اول: کلیات
مفاهیم
1.حدیث
«حدیث» نزد لغت پژوهان از ریشه «حدث» به معنای شیء جدید و نو[3] و نقیض قدیم[4] شناخته می شود. این واژه را در اصلاح به روایات نیز اطلاق می کنند و منظور از «علم الحدیث» آشنایى با ادبیات و لحن روایات، شأن ورود احادیث، شرایط زمانى و مكانى، ویژگی هاى راوى حدیث و شناخت مضمون روایات است.[5]
2. اهمیّت و ضرورت حدیث شناسی
دانشمندان شیعه در دوران حضور معصومین (علیهم السّلام) و پس از آن، در تکاپوی حفظ این آثار ارزشمند بوده اند و بنا به شرایط زمانی و مکانی، رویکردهای ویژه ای به کار می گرفتند. امروزه با گسترش علوم مختلف، لزوم شناخت جایگاه حدیث و علم حدیث در میان سایر علوم و بهره گیری از معارف ارزشمند آن بیشتر احساس می شود. این مهم، وظیفه و رویکرد عالمان دین است. برای حفظ و گسترش معارف دینی، لزوم آشنایی با مبانی آنان در دانش حدیث لازم است.
از دیدگاه استاد مکارم علم حدیث به منزله تفسیر نسبت به قرآن است كه به واسطه آن مى توان حدیث را از غیر حدیث و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخیص داد.[6]
حضرت آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، در تحصیل علوم دینی و حدیثی از محضر علمای بزرگی چون آیت الله بروجردی، آیت الله خویی، آیت الله حکیم، آیت الله سید عبدالهادی شیرازی و سایر علمای زمان خود استفاده کرده و دارای مبانی علمی و عملی در استفاده از حدیث معصومان (علیهم السّلام) است. هرچند اثری مستقل در ارائه مبانی حدیثی از این فقیه دیده نمی شود، ولی با کاوش در آثار معظم له، می توان مبانی، روش و اصول اصلی حاکم بر تفکر ایشان را استخراج کرد. اگرچه در استخراج مبانی حدیثی ایشان، چه بسا مبنا و نظری مخالف مبنا و نظر مشهور دیده نشود، لکن کشف و نحوه بکارگیری آن مبانی در استنباط و فهم از حدیث، شیوه ای کاربردی و ارزشمند است که در هر عصری با توجه به شرایط آن زمان، نیاز به بازگویی دارد.
گفتار دوم: جایگاه حدیث شناسی در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مراجعه به کتب حدیثی یا علوم حدیثی محدثان مسلمان، یکی از راه های شناخت رویکرد حدیثی آنهاست است. بررسی شیوه تعامل با احادیث مختلف در مقام اعتبارسنجی سندی، منبع، محتوا و کشف قرائن پیرامونی، مبنای علمی هر یک از بزرگان حدیث را روشن می کند. این نوشتار در پی شناخت مبانی و رویکرد حدیثی آیت الله العظمی مکارم شیرازی بر اساس آثار حدیثی معظم له است. ایشان در برخی کتب، چه از لحاظ محتوای حدیث و چه بحث های علوم حدیثی، رویکردهای خود را به اختصار یا تفصیل بیان کرده اند. کتاب های «دائرة المعارف فقه مقارن»، «ترجمه و شرح نهج البلاغه»، «شرح صحیفه سجادیه» و دیگر کتاب ها و مقالات در موضوعات مرتبط با احادیث از این جمله است.
ایشان در بیان علم حدیث، منظور از این علم را آشنایى با ادبیات و لحن روایات، شأن ورود احادیث، شرایط زمانى و مكانى، ویژگی هاى راوى حدیث و شناخت آن دسته از روایات و احادیثى می داند كه مربوط به احكام و معرف دین است. ایشان با بیان این نکته که سنّت نبوى (ص) و روایات اهل بیت (علیهم السلام) داراى آهنگ خاص و لحن ویژه اى است و با عبارات فقها و سایر ادبا تفاوت دارد، نتیجه می گیرد که علم حدیث به منزله تفسیر نسبت به قرآن است، كه به واسطه آن مى توان حدیث را از غیر حدیث و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخیص داد. همچنین آگاهی از تعبیرات خاصّ معصومین و مصطلحات كلماتشان، با تتبّع در احادیث آن بزرگواران حاصل مى شود (هرچند مدوّن نشده باشد). بنابراین، در طریق استنباط حكم شرعى فرعى، وجود این علم را براى مجتهد ضرورى و لازم می داند. شناخت لازم نسبت به احادیث مربوط به احكام و شناسایى مواضع آنها کفایت می کند تا در وقت ضرورت و نیاز، به آنها رجوع كند. از این رو، ضرورت آگاهى بر این علم جهت تحصیل اجتهاد، مورد تأكید جمعى علماى اسلام به ویژه معظم له قرار گرفته است.[7]
جهت کشف منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی در عرصه حدیث و علوم حدیث، با روشی سیستمی و نگاهی کل گرایانه به مجموعه آثار ایشان، می توان مبانی ایشان را استخراج و در محورهای مختلف دسته بندی و ارائه داد. روش سیستمی در این نوع کارها، کمک می کند تا پس از مطالعه جامع مجموعه آثار یکی از فرهیختگان، محوریت مبنا و هسته اصلی دیدگاه وی کشف گردد و سپس حول این محور، سایر مسائل مرتبط گزارش شود. در نوشتار پیش رو تمام گزارشات، مستند به مطالب آیت الله العظمی مکارم شیرازی دسته بندی شده است و نگارنده شرح و بسط و داوری اضافه پیرامون آنها نداشته است.
گفتار سوم: مبانی حجیت حدیث
مجموعه «دائرة المعارف فقه مقارن» به منابع استنباط از دیدگاه فقهای اسلامی میپ ردازد و پس از بحث قرآنی، سنّت را به عنوان آنچه به جز قرآن از نبى اسلام (ص) صادر شده معرفی کرده است. سنّت عبارتست از نفس قول (حتی كتاب و نوشته)، فعل یا تقریر (مشروط به آنكه مربوط به احكام شرعیه باشد)[8] حضرات معصوم (علیهم السّلام).[9] از این رو اخبار و احادیث سنّت نیستند، بلكه حاكى از سنّت اند و در حقیقت راهى براى دست یابى به سنّت به شمار می آیند.[10]
الف) حجیت سنّت
آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در کتاب «دائرة المعارف فقه مقارن»، ابتدا حجیت سنّت رسول خدا (ص) را اثبات می کنند. سپس حجیت سنّت امامان اهل بیت (ع) را مطرح می کند و به پاره ای از مناقشات در این راستا پاسخ می دهد.
حجیت سنّت رسول اللَّه (ص) با ادلّه مختلفى قابل اثبات است. دسته اول ادله قرآنی است. خداوند با اطلاق در ذکر آیه هفتم سوره حشر،[11] اطاعت پیغمبر را در همه آنچه براى مردم آورده از قول، فعل و تقریر ایشان، واجب دانسته است و تخلّف از آن را مستلزم كیفر بیان کرده است. همچنین در آیات دیگر، اطاعت از رسول اللَّه واجب شمرده شده (نساء:آیه59) و اثبات مى كند تمام گفته هاى پیغمبر (ص) از ناحیه خداوند و وحى است؛ منتهى قسمتى از وحى، قرآن است و قسمتى دیگر، احادیث آن حضرت (نجم:آیه3 - 4).[12]
امامان معصوم (علیهم السلام) از قبیل مجتهدانى نیستند كه به حدس و گمان اجتهاد كنند و گاهى با همدیگر اختلاف داشته باشند، بلكه امامت عهد و منصبی الهی است كه از سوى خدا به آنان تفویض شده و آنان مبلّغ احكام واقعى او هستند.[13] این عهد و پیمان به گونه ای است كه هر معصوم آن را از معصوم قبل دریافت كرده است. برای اثبات این مطلب به روایاتی می توان استناد کرد،[14] اما در اصل، حجیت سنّت اهل بیت (علیهم السلام) با حدیث متواتر (شیعه و اهل سنّت) ثقلین اثبات می شود. بر اساس این حدیث، تمسّك به عترت در کنار قرآن واجب است و عاملی برای مصون ماندن از گمراهی خواهد بود.[15]
ب) استنباط از فعل و تقریر معصوم (علیه السّلام)
چگونگی استنباط از فعل معصوم (علیه السّلام) و حجیت تقریر معصوم (ع) از بحث های مهم است. استنباط از فعل معصوم، اقوال و احادیث، گویاتر از افعال و سیره هستند.[16] امر و نهى لفظى صادر از معصوم (ع)، در وجوب و حرمت ظهور دارد و این گونه ظهورات قابل استناد است، ولى آیا فعل معصوم مانند امر او ظهور و دلالت بر وجوب دارد؟ آیا ترك عمل از سوى معصوم دلالت بر حرمت دارد؟ فعل معصوم (ع) بر بیش از جواز (عدم حرمت) دلالتى ندارد و ترك یك كار نیز تنها بر عدم وجوب دلالت دارد نه بر حرمت آن.[17] همچنین در حجیت تقریر معصوم (ع)، باید گفت اگر قول و عملی که در برابر معصوم انجام شده، حرام و منكر بود، باید معصوم با آن مخالفت مى كرد؛ زیرا نهى از منكر واجب است.[18]
1. حجیت خبر واحد
بحث خبر واحد از مهم ترین مباحث منابع استنباط است و در حجیت آن میان فقها اختلاف است. سید مرتضى، ابن زهره، ابن برّاج، طبرسى و ابن ادریس[19] و از اهل سنّت قدریه و برخى از ظاهریه منكر حجیت خبر واحد هستند. شیخ طوسى و غالب بزرگان فقهاى شیعه و همه اخبارى ها و جمهور اهل سنّت، معتقد به حجیت خبر واحد هستند.[20]
خبر واحد را اینگونه تعریف کردهاند: «روایتى كه راویان آن در هر یك از طبقات یا حتى در یك طبقه، یك نفر یا بیش از یك نفر باشد، ولى به حدّ تواتر[21] نرسد و قطعآور نباشد». خبر واحد در دو حیطه تقسیم می شود؛ اول خبر واحد توأم با قرینه قطعیه که از طرق قطعی دستیابی به سنّت شمرده اند که آن قرائن یقین به صدور حدیث را از معصوم به دست می دهد. اخباری ها وجود روایت در کتب اربعه را یکی از این قرائن قلمداد می کنند.[22]
نوع دوم خبر واحدی است که قرینه خاصی برای صدور قطعی آن ندارد؛ اگرچه قرائن مختلف، اطمینان نسبی به دست می دهد. آیت الله العظمی مکارم در توضیح فرق میان مبنای قدما و متأخرین در پذیرش خبر واحد، وجود رأی یکسان برای شرایط حجیت خبر واحد را نفی می کند. به گفته ایشان، قدماى علمای امامیه روایتى را معتبر مى دانستند كه همراه با قرائن صحت باشد؛ اعمّ از قرینه داخلى همانند وثاقت راوى یا خارجى همانند وجود روایت در كتاب معتبر یا تكرار حدیث در یك كتاب و روایت غیر معتبر را روایتى مى دانستند كه همراه با اینگونه قرائن نباشد. ولى علماى شیعى از قرن ششم به بعد برخى شرط حجیت را عدالت راوى ها و برخى وثاقت آنان دانسته اند كه بر اساس همین عقیده روایات را به چهار بخش تقسیم مىكنند: صحیح، حسن، موثق و ضعیف.[23]
سپس ایشان با بیان بی دلیل بودن ادعای اخباریون مبنی بر حجیت تمام روایات کتب اربعه، به تعریف تقسیم بندی چهارگانه متأخرین می پردازند و با تعاریف اهل سنّت مقایسه می کنند.[24]
2. تمایز اعتبارسنجی روایات فقهی و غیر فقهی
مسئله مهم در بحث خبر واحد، تمایز حجیت آن در روایات فقهی با روایات غیر فقهی است که معظم له به آن اشاره کرده اند. ایشان در جواب این سؤال که «مگر در مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و عقیدتی اعتبار حجیت خبر از نظر سند لازم نیست که تنها در مسائل فقهی روی آن تکیه می شود؟» با تأکید بر روایات کتاب شریف نهج البلاغه، میان روایات عقیدتی، اجتماعی، اخلاقی و فقهی تمایز قائل می شوند. بنابر نظر ایشان به دلیل آنکه روایات عقیدتی خصوصا آنچه در نهج البلاغه آمده همراه با استدلالات عقلی و فلسفی و قرآنی است، نیاز به سند ندارد؛ چراکه نگاه به این دسته از روایات از باب استدلال آنها است، نه حدیث بودن آن. پس خبر واحد یا مسند یا بی سند بودن آنها تأثیر چندانی ندارد؛ زیرا اصول اعتقادی تنها از طریق علم و یقین شناخته می شود نه از طریق خبر واحد و مانند آن. ایشان این امر را در مورد بسیاری از رهنمودهای سیاسی و اجتماعی و مانند آن نیز صادق می دانند. بنابراین، تکیه بر اسناد در این موارد چندان مطرح نیست.[25]
ایشان در زمینه مسائل اخلاقی نیز به دلیل شناخته شده بودن اصول اخلاقی نزد عقل و فطرت، سند را در نقد حدیث کاربردی نمی دانند. نقش یک رهبر اخلاقی بیشتر جایگزین کردن اصول اخلاقی در روح پیروان و ایجاد انگیز ههای پذیرش و حرکت به سوی آن است و نه تعلیم این اصول. لذا در این زمینه نیز مسألۀ سند حدیث چندان مطرح نیست؛ مخصوصاً در مواردی که اصول اخلاقی از مرز واجب و حرام در می گذرد و شکل «مستحب» را به خود می گیرد که بنابر اصل معروف «تسامح در ادلّۀ سنن» در میان علمای اصول، مطلب واضح تر خواهد بود.[26]
3. اعتبارسنجی روایات
در مسائل فقهی مخصوصاً آنچه به احکام تعبدی واجب و حرام باز می گردد، چاره ای جز یافتن یک سند معتبر نیست و گرنه دلالت هر اندازه قوی باشد با فقدان سند قابل اعتماد، کاری از پیش نمی رود. برای راه یافتن به اعتبار سند یک حدیث راه های شناخته شده ای وجود دارد. اولین و مشهورترین راه، معتبر بودن تمام رجال سند یک حدیث است.
راه دیگری که برای سند یک حدیث مورد استفاده قرار می گیرد به اصطلاح «عرضه کردن بر کتاب الله» است؛ یعنی حدیث را با متن قرآن که اصلی ترین و قطعی ترین سند اسلامی است مقایسه می کنیم و اگر با آن هماهنگ بود آن را معتبر می شمریم. این روشی است که در احادیث متعددی از معصومین (ع) به ما رسیده است.[27]
راه سوم، «شهرت حدیث یا کتاب حدیثی در میان اصحاب» و علما و بزرگان دین است که اگر معیار این باشد، این کتاب نفیس (نهج البلاغه) اسلامی در اوج شهرت در میان همه علما است و همگی با دیده عظمت به آن می نگرند و پیوسته در کلمات خود به مطالب مختلف آن استناد می جویند و روی آن تکیه می کنند؛ استنادی که بیانگر اعتماد آنها به این کتاب والاقدر اسلامی است.
راه چهارم، «علوّ مضمون» است؛ یعنی محتوا و مضمون حدیث به قدری عالی و در سطح بالا باشد که نتوان احتمال داد از غیر معصوم صادر شده باشد و این معنی در کلمات فقهای بزرگ درباره بعضی از روایات برجسته و عالی مضمون که ظاهراً سند معتبری از آن در دست نیست گفته شده است.
راه پنجم، انسجام و هماهنگی محتوای یک حدیث مجهول السند با روایات قطعی است.[28]
گفتار چهارم: کتابشناسی منابع حدیثی
اطلاع مجتهد از علم الحدیث ضروری است. همچنین علم درایه را نیز یكى از پیش نیازهاى اجتهاد محسوب می شود؛ چراکه فقیه را از انواع احادیث و میزان اعتبار آنها و مشكلاتى كه در سند آن وجود دارد آگاه مى سازد. مقصود از علم درایه، علمى است كه به وسیله آن، طبقه بندى حدیث از قبیل متواتر، مستفیض، صحیح، ضعیف، موثق، حسن، مرسله، مقطوعه، مضمره بودن و ... شناخته مى شود.[29]
کتاب ارزشمند پیام امام، در قسمت «شرح نهج البلاغه» به تفصیل درباره اهمیّت این کتاب اشاره می شود. آنچه در کتاب شناسی نهج البلاغه حائز اهمیّت است، معرفی این کتاب ارزشمند به عنوان یکی از منابع فقهی است؛ چراکه نهج البلاغه به عنوان کتابی ارزشمند در مسائل اعتقادی و اجتماعی است و نگاه فقهی به آن کمتر است. برای معرفی معارف فقهی نهج البلاغه، به عنوان نمونه، به چند کتاب از کتب فقهی که احادیث بیشتری دارد می توان اشاره کرد و موارد استفاده از آن در کتاب «وسائل الشیعه» مشخص می شود.
کتاب الزکات: فلسفه تشریع زکات،[30] آداب جمع آوری زکات،[31] انفاق های مستحبی،[32] تحریم شکایت به غیر مؤمن.[33]
کتاب جهاد: بحث جهاد نفس،[34] جهاد با دشمن (متابعت فرماندهی،[35] حکم فرار از جهاد،[36] جنگ با بُغات و مراعات اولویتها (توبه:132) شاخههای امر به معروف و نهی از منکر.[37]
کتاب القضاء: نهی از قیاس و آراء ظنی، لزوم مراجعه به کتاب الله و سنّت در تشخیص احادیث معتبر،[38] بطلان تصویب،[39] صفات قاضی،[40] ناسخ و منسوخ.[41]
کتاب تجارت: مبارزه با احتکار، و نرخ گذاری[42] (تحریم احتکار، نظارت حکومت اسلامی بر نرخ گذاری، واگذاری تعزیرات حکومتی به حاکم شرع، لزوم تناسب میان تعزیر و جرم).
اما دیدگاه آیت الله العظمی مکارم نسبت به سایر کتب حدیثی همچون مشهور علمای شیعه است و با دیدگاه اخباریون تعارض دارد. اخبارى ها روایات كتب اربعه (كافى، استبصار، تهذیب و من لا یحضره الفقیه) را از قبیل خبر واحد محفوف به قرینه مى دانند و همه را حجّت قرار مى دهند و روى همین جهت تقسیم روایات این كتب را به صحیح و ضعیف و مرسل و مرفوع و ... قبول ندارند. اكثر اهل سنّت نیز بر همین اساس، همه روایات كتب صحاح ششگانه مخصوصاً صحیح بخارى و صحیح مسلم را حجّت مى دانند.[43]
گفتار پنجم: دیدگاه های رجالی
علم رجال، دانشى است كه به وسیله آن، احوال اشخاص و راویان حدیث، مشخص مى گردد.[44] یعنى از طریق این علم دانسته مى شود كه فلان راوى ثقه و مورد اطمینان است، عادل است و آیا مى توان به روایاتى كه نقل مى كند اعتماد كرد؟
خبر متواتر و خبر واحد محفوف به قرینه، بی نیاز از بررسى سندی است، در حالی که در خبر واحدى كه مجرّد از قرینه است، جهت مشخص شدن وضعیت صدور، نیاز به بررسى سند است. لذا دانستن علم رجال برای اجتهاد ضروری است.[45]
دیدگاه منتخب با عدم پذیرش دیدگاه اخباریون مبنی بر محفوف به قرینه بودن تمام اخبار و بی نیازی از بررسی سندی، همچنین بی نیازی از علم رجال،[46] نظر مشهور علما را می پذیرد كه احادیث موجود در كتب اربعه و سایر كتب مشهور حدیث همه از نظر صدور قطعى نیستند، بلكه در میان آنها صحیح و ضعیف و حسن و موثق و ... وجود دارد و براى تمیز احادیث معتبر از غیر آن باید به علم رجال، متوسّل شد تا در مقام اجتهاد و استنباط به احادیث صحیح و معتبر تمسّك جست.[47]
البته در تکمیل بحث، این نکته را می توان اضافه کرد که وثوق به روایت از راه هاى مختلف حاصل مى شود: گاهى از طریق وثوق به راوى؛ و گاه هم از طریق موافق بودن با عمل مشهور؛ و زمانى هم از طریق عالى بودن مضامین و محتوا؛ و گاهى هم از جهت كثرت و متضافر بودن حدیث. ولى به هر حال به علم رجال نیز در حصول این وثوق نیاز است؛ لذا علم رجال یكى از علوم مهم و پیش نیاز اجتهاد به شمار می رود. البته اگر فقیه خود در علم رجال، مجتهد و صاحب نظر باشد، به اجتهاد خود عمل مى كند و اگر در علم رجال مجتهد و صاحب نظر نباشد، از نظرات متخصّصان و خبرههاى علم رجال پیروى مى كند.[48]
معیارهاى وثاقت راوى، در میان علما مورد اختلاف است. همه در وجود برخی از شرایط برای راوی اتفاق نظر دارند؛ مانند «صداقت». ولی در برخی دیگر همچون «هم مذهب بودن» اختلاف نظر وجود دارد. به نظر می رسد که ملاک هم مذهب بودن پذیرفته نیست؛ زیرا راویانی بودند که صداقت آنها محرز بوده، ولی به هر دلیلی به شیعه بودن آنها اشاره نشده و برخی از اهل سنّت بوده اند.[49]
گفتار ششم: نقد و فهم حدیث
مجموع دانش ها و راهکارهایی که در فهم و درک عمیق تر از متن حدیث، یاری رسان است، علم «فقه الحدیث» نام دارد. فقه الحدیث در مقایسه با دانش های دیگر حدیث، والاترین مقام را دارد؛ زیرا مقصود اصلی از علوم حدیث، دست یابی به مراد و مقصود معصومیان (علیهم السّلام) است.[50] از این رو بزرگان قبل از برخورد با متن حدیث، با مبانی فقه الحدیث آشنا شده و مبنای خود را بیان می کنند.
از جمله مباحث مهم در فقه الحدیث، «نقد الحدیث» است که به بررسی و تحصیل قواعد سنجش متون حدیثی با آموزه های قطعی و مسلم، می پردازد.[51] مبانی نقد حدیث برای دانشمندان حدیث اهمیّت ویژه ای دارد؛ زیرا در این صورت است که روایات صحیح، قوی و معتبر از متون غیرقابل پذیرش و مجعول شناسایی می شود. مهم ترین معیارهای مطرح در سنجش روایات عبارتند از: قرآن، سنّت، ضروریات و مسلمات دین و مذهب، عقل فطری و بدیهی، علم قطعی و مسلمات تاریخی.[52]
الف) فقهالحدیث و نقدالحدیث
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کتب مختلف و در مباحث مختلف خود، برای اثبات ادعا در زمینه های گوناگون یا برای آوردن شاهد مثال و مؤید، از آیات قرآن کریم و روایات ائمه (ع) بهره گرفته و فهم خویش از مفردات و مقصود ائمه را بیان کرده است. اینگونه موارد در کتب مختلف ایشان به وفور هویدا است.
برای نمونه در جواب شبهات وارد شده بر حجیت سنّت ائمه (ع) گاه از روایات استفاده شده که اثبات شود فهم مستشکل از سنّت ائمه (علیهم السّلام) اشتباه است. بر اساس روایات، سنّت ائمه (علیهم السّلام) برابر و موازی سنّت رسول خدا (ص) نیست؛ بلکه طبق فرمایش خودشان؛ هر آنچه بیان می کنند از کتاب الهی و سنّت پیامبر است.[53] بنابراین اگرچه تمام دین در زمان پیامبر کامل شده و ایشان همه واجبات و محرماتى كه بهشت و جهنم را در پى دارد براى مسلمانان بیان كرده است و نقصى در دین وجود ندارد، لکن فرمایشات ائمه نیز در راستای سنّت پیامبر است و ایشان از اصحاب رأی نیستند (همه آنچه را مى گویند از پیامبر (ص) است).[54]
اگرچه جز سه امام اول، سایر ائمه (ع) پیامبر (ص) را درک نکردهاند، لکن با توجه به اسناد موجود در برخی از روایات، مشخص است که اسناد همه روایات ایشان، از رسول خدا (ص) است. البتّه ائمّه اطهار (علیهم السلام) غالباً هنگام بیان احادیث، سند را تا رسول اللَّه (ص) به جهت وضوح آن، نقل نمى كردند و فقط هنگامى كه برخى از اهل سنّت در مجلس بودند، سند را به پیامبر (ص) مى رساندند. از این رو است که روایات برخی از اهل سنّت كه راویان از اهل بیت (ع) هستند، غالباً با اتصال سند به رسول اللَّه (ص) همراه است.[55]
ایشان در برخی شبهات که مستند به روایات است، از روش نقد حدیث در برخورد با استناد غیر صحیح بهره می برند. اهل سنّت در توجیه عدالت همه صحابه و در نتیجه حجیت احادیث آنها، به روایت «أصحابی كالنّجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم»[56] استناد کرده اند، که با ارجاع به سخن ابن حزم در کذب و ناصحیح بودن این روایت، چنین فهمی قابل نقد است.[57]
ایشان در بحث نقد محتوایی، چه در باب تعارض و چه در پذیرش و مقام فتوا، روایاتی که دارای شهرت روایی (به خبرى كه راویان زیادى داشته باشد و به حدّ تواتر نرسد) و شهرت عملی (روایتى كه در میان فقها عمل و استناد به آن مشهور است) هستند را مقدم دانسته اند.[58] یعنى هرگاه روایتى بر طبق موازین، ضعیف باشد، ولى بسیارى از فقها بر طبق آن فتوا داده باشند، عمل و فتواى آنان ضعف سند روایت را جبران و آن را قابل اعتماد مى كند؛ همانگونه كه اگر خبرى صحیح و معتبر باشد، ولى فقها آن را كنار بگذارند و از آن اعراض كنند آن روایت از درجه اعتبار ساقط مى شود.[59]
در این راستا، کتابی با عنوان «منتخب الآثار من بحار الانوار» در قالب 12 جلد منتشر شده و در آن گزینشی حساب شده از روایات کتاب شریف علامه مجلسی صورت پذیرفته و توضیحات لازم برای گره گشایی از احادیث پیچیده، اعراب کامل، توضیح لغات و مصادر جدید اضافه شده است.[60]
ب) مشکل الحدیث و اختلاف الحدیث
یکی از مسائل مهم در فهم حدیث، شناخت احادیث مشکل و رفع مشکل موجود و شناخت اختلافات موجود در احادیث است. درک و فهم حدیث و دستیابی به مراد و مقصود آن، گاه با دشواری مواجه می شود و اطمینان به برداشت صحیح را خدشه دار می کند. گاه این مشکل از ناحیه فهم معنای برخی واژگان است. این کج فهمی، گاه در فهم از آیات قرآن هم رخ می دهد. آیت الله العظمی مکارم در برخی موارد که علت رخ دادن شبهه و اشکال در عدم فهم صحیح از معنای واژه باشد، با استناد به منبع لغت آن را توضیح می دهد و گاه در تکمیل معنای واژه ای بحث اجتهادی مطرح می نماید. برخی با تمسک به آیات قرآن کریم و عدم کتمان دین توسط رسول خدا (ص)، نیاز به وجود ائمه بعد از پیامبر را رد می کنند؛ در حالیکه معظم له با اشاره به معنای «كتمان ما انزل اللَّه»، کتمان را مخفى كردن آنچه بیان و اعلام آن واجب است، تفسیر نموده است.[61]
1. چیستی اختلاف الحدیث
اختلاف و تنافی بین مدلول دو حدیث یا دو گروه از احادیث (تناقض، تضاد، زیاده، نقیصه و ...) را اختلاف حدیث می گویند.[62] برخی بر اساس وجود تعارض و اختلاف در حدیث شیعه، اعتقاد به عصمت ائمه (علیهم السّلام) را زیر سؤال برده اند. آیت الله العظمی مکارم، در جواب به این شبهه، دو پاسخ داده اند. اولاً مسألۀ تعارض نه تنها در احادیث ائمّه (علیهم السلام) بلكه در احادیث نبوى (ص) نیز مطرح است و اهل سنّت نیز در كتب اصولى خویش[63] بحث تعارض روایات و كیفیت جمع و ترجیح را مطرح كرده اند. ثانیا منشأ تعارض اخبار عوامل متعددی است که می توان به این موارد اشاره کرد: خطای راوی در فهم روایات؛ از بین رفتن قرائن لفظیه و حالیه؛ نقل به معنا توسط راویان؛ تدریجى بودن در بیان احكام از سوى پیامبر (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام)؛ مسألۀ تقیه از حكّام ستمگر در قول یا سلوك امام (ع) كه گاه منشأ توهُّم تعارض میان روایات مى گردد؛ در نظر گرفتن شرایط مخاطب؛ و ایجاد تحریف و تغییر در كلام امام (ع) از سوى مغرضان.[64]
در بحث تعارض مدلولی دو روایت، اگر یکی از آنها خبر مشهور یا مستفیض (به خبرى كه راویان زیادى داشته باشد و به حدّ تواتر نرسد) باشد، روایت مشهور ترجیح دارد. در بیان دلیل این ترجیح می توان گفت: نفس شهرت باعث وثوق و اطمینان می شود. همچنین با استناد به مقبوله عمر بن حنظله استدلال می شود که در این حدیث تصریح شده است که اگر دو نفر از راویان كه هر دو مورد وثوق و اطمینانند در حدیثی اختلاف كردند، باید پس از تقدیم برخى مرجّحات، هر كدام كه مشهورتر بین اصحاب است، مقدّم باشند و دیگرى رها شود.[65] همچنین اگر روایتی دارای شهرت عملی (روایتى كه در میان فقها عمل و استناد به آن مشهور است) باشد، در مقام تعارض دارای یکی از مرجحات است.[66]
از دیدگاه برگزیده در بیان علت به وجود آمدن تعارض و اختلاف در احادیث، عدم رسیدن حکم جدید به برخی از صحابه و استصحاب حکم سابق توسط آنها قابل اشاره است؛ چراکه سیر طبیعى اطلاع یابى صحابه از احادیث پیامبر اكرم (ص) بدین گونه بوده است كه در آغاز هر حدیث توسط آن حضرت مستقیماً به اطلاع همان یك یا چند مخاطب اوّل مى رسید و سپس توسط آنان به تعدادى دیگر منتقل مى شد. قهراً آن دسته از صحابه كه این احادیث به آنها رسیده بود، بر اساس آن عمل مى كردند و دیگران كه هنوز نشنیده بودند طبق فهم و استنباط خود از دانش پیشین خویش بهره جسته و مطابق آن عمل مى كردند. همین موضوع موجب اختلاف فتاوا و حدیث بین صحابه مى شد.[67] همچنین گاه فراموشى حدیث خاصّى كه دلیل بر یك حكم فقهى بود، موجب شده كه شخص فتوایى مخالف فتواى دیگران بدهد.[68]
توجه به اختلاف موجود میان احادیث به ویژه برای فقیه بسیار حائز اهمیّت است؛ چراکه یکی از علل اختلاف فتوا در میان آنها، اختلاف موجود در روایات است.[69] منشأ اختلاف در متون اشتراک لفظی،[70] ابهام لفظ و قابلیت تطبیق بر چند مصداق،[71] تردید در بین معنای لغوی و شرعی[72] و مردد بودن بین معنای حقیقی، کنایی و مجازی[73] است. در بحث اشتراک لفظی، اشتراک لفظی یک اسم،[74] اشتراک لفظی یک حرف،[75] اشتراک لفظی یک صیغه صرفی[76] و اشتراک یک ترکیب کلامی بین مفاهیم متعدد[77] (استثنا پس از جمله های متعدد و اختلاف در تقیید دو موصوف توسّط یك صفت) باعث بروز اختلاف در احادیث شده است.
2. استفاده از حدیث در تفسیر قرآن
استفاده از حدیث در تفسیر قرآن کریم، در قدیمیترین تفاسیر به چشم می خورد که به روش تفسیر روایی یا مأثور مشهور است. طبق برخی آیات قرآن کریم، پیامبر اکرم مبیِّن و شفاف کننده آیات قرآن است و سنّت ایشان در این راستا اهمیّت دارد. حدیث نیز به عنوان حکایتگر سنّت از این جهت ارزشمند است. حال اگر حدیث و ظاهر آیه همسو باشد مشکلی نیست، ولی مشکل آنجا پدید می آید که حدیث با آیه به گونه ای همسو نباشند.
گاه حدیث مخالف مضمون قرآنی است و گاه در مقام نسخ آیه است. گاهی نیز ممکن است حدیث درصدد تخصیص و تقیید آیه باشد. اکثر علمای اسلام، در تعارض مفهومی حدیث و آیه، حدیث را کنار می گذارند[78] و جواز نسخ قرآن به خبر متواتر را قبول دارند. به خلاف علماى شافعى و اكثر اهل ظاهر که آن را جایز نمى دانند.[79] اما نسخ قرآن به خبر واحد، از نظر شیعه و اهل سنّت ممنوع است؛ زیرا نسخِ یك مسألۀ مهم، کم اتفاق می افتد و اگر تحقّق پیدا كند، باید به صورت قطعی باشد؛ همچون خبر متواتر یا متضافر یا توأم با قرائن قطعیه. به خلاف تخصیص و تقیید كه امر رایجى است. اصولًا قرآن دربردارنده كلیات و خطوط اصلى مسائل و احكام است. لذا براى به دست آوردن جزئیات، شرایط و قیود، به دنبال شرح و تفسیرهایى كه از رسول خدا (ص) رسیده است باید رفت.[80]
البته در این میان اشکالاتی وجود دارد. از جمله آنکه قرآن حجت قطعى است و بدون تردید از سوى خدا صادر شده است، امّا خبر واحد حجّت قطعى نیست. كنار گذاشتن دلیل قطعى به وسیله دلیل غیر قطعى عقلًا جایز نخواهد بود. بنابراین دست برداشتن از عمومات و مطلقات قرآن با خبر واحد صحیح نیست. در پاسخ به این اشکال، باید گفت: قرآن از نظر صدور قطعى است، نه از نظر دلالت؛ لذا عمومات و اطلاقات قرآن قطعى نیست و حجیت آن از باب حجیت ظواهر است و ظواهر در صورتى حجّت است كه قرینه اى بر خلاف نباشد.[81]
گفتار هفتم: شرح حدیث
آیات قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (علیهم السّلام) سرشار از معارف غنی و گهربار است. مطالعه اجمالی، انسان را به عمق معارف متوجه نمی کند. از این رو علما و دانشمندان حدیث، با تسلط و اشرافی که بر ادبیات عرب و ظرایف ادبی و معرفتی دارند، به شرح و بازگویی تفصیلی این روایات در قالب دسته بندی موضوعی می پردازند تا خوانندگان با توجه به شرایط زندگی به راحتی با معارف اسلامی ارتباط پیدا کرده و از آن دریای معرفتی بهره مند گردند.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کنار آثار تخصصی و علمی، در برخی کتب به شرح و تفصیل روایات در موضوعات مختلف پرداخته اند و آنان را برای عموم مردم فراهم نموده اند. در آثار حدیثی معظم له، شرح حدیث، دعا و زیارت نگاری، شرح روایات اخلاقی، فارسی نویسی وجود دارد.
الف) شرح نهج البلاغه
نهج البلاغه مرهمى بر دردهاى جانكاه بشریت، حمایت توده هاى رنجدیده، داروى تلطیف روح انسانها و مبارزه با خشونت ها، درخت بى خزان که بر شاخسار آن هرگونه میوه اى در هر وقت و زمان وجود دارد، اثرى به درخشندگى آفتاب، به لطافت گل، به قاطعیت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج و به بلندى ستارگان دور دست بر اوج آسمانها است.[82]
کتاب «ترجمه گویا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه»، «اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین)» و «نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان» نشان از علاقه معظم له به نهج البلاغه است. ایشان کشش و جاذبه نیرومند خطبه ها، نامه ها، كلمات قصار حضرت على (ع) را در نهج البلاغه كاملا محسوس و قابل لمس می داند.[83]
ایشان در بیان عظمت ادب و محتوای نهج البلاغه، از «جورج جرداق» نویسنده معروف مسیحی لبنانی پیرامون نهج البلاغه چنین نقل می کند: «نهج البلاغه در بلاغت، فوق بلاغت هاست. قرآنی است که از مقام خود اندکی فرود آمده؛ سخنی است که تمام زیبایی های زبان عرب را در گذشته و آینده در خود جا داده تا آنجا که درباره گوینده آن گفته اند: سخنش پایین تر از کلام خالق و بالاتر از کلام مخلوق است».[84]
همچنین از محمد غزالی در کتاب «نظرات فی القرآن» از یازجی اینگونه نقل شده که به فرزندش در حفظ قرآن و نهج البلاغه جهت برتری در علم و ادب، سفارش کرده است.[85]
ایشان علت کشش و جذابیت نهج البلاغه را در چند عامل می داند. سخن از همدردى با طبقات محروم و ستمدیده انسانها، از مبارزه با ظلم و بى عدالتى، از آزادى انسانها از زنجیر اسارت، هوى و هوس هاى سركش است؛ هشدار به این كه هرجا نعمت هاى فراوانى روی هم انباشته است حقوق از دست رفته اى در كنار آن به چشم مى خورد.[86] از این رو است که معظم له این سه ویژگی را مهم ترین ویژگیهای نهج البلاغه می دانند: اول جامعیت نهج البلاغه، دوم عینیت و واقعگرایی نهج البلاغه و سوم جاودانگی و ابدیت این کتاب شریف.[87]
ایشان هدف خود را از نشر این كتاب برداشتن گامى براى كم كردن فاصله مردم با نهج البلاغه بیان کرده اند تا فارسى زبانان بتوانند بیش از پیش با این اثر بزرگ اسلامى آشنا گردند و از زلال جان پرورش سیراب گردند و راه زندگى را بیابند و مفاهیم و ارزشهاى اسلامى را بهتر ارزیابى كنند.[88]
کتاب «ترجمه گویا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه» دارای ویژگیهایی است. ترجمه خطبه ها و سایر گفته هاى امیر مؤمنان (ع) به طرزى جالب و روان دور از تعقید و پیچیدگى، توضیح جمله هایى كه از نظر ادبى، تاریخى، فلسفى و كلامى، نیاز به توضیح دارند، بیان فضای صدور (موقعیت ها و شرائطى كه خطبه ها در آن صادر شده)، بیان مدارك خطبه ها تا آنجا كه امروز در دسترس است و تفسیر كلیه لغات مشكل.[89]
ایشان در کتاب اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، شرح خطبه معروف به «متقین» را بیان می کند. این خطبه یكصد و ده صفت از صفات برجسته پرهیزگاران را به تصویر می کشد. «خطبه همّام» از معروف ترین خطب مولى على (ع) است كه در كتب معتبر «شیعه و سنی» با كمى اختلاف، نقل شده و پیوسته علماى بزرگ حفظ آن را مانند حفظ قرآن لازم دانسته و به شاگردان خود سفارش مى نموده اند.[90]
آشنایی با کتاب پیام امام
مهم ترین تلاش حدیثی ایشان در باره نهج البلاغه، شرح جامع و روان بر نهج البلاغه با عنوان «پیام امام امیرالمؤمنین (ع)» است که به شرح تمام خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه به زبان فارسی می پردازد و در پانزده جلد منتشر شده است. شرح نگاری این کتاب با استفاده از تجربه تفسیر نمونه و پیام قرآن و با بهره گیری از شیوه تفسیر نمونه تدوین شده است.
ایشان در این کتاب، نهج البلاغه را «گنجینه بزرگ معارف اسلام»، «عالی ترین درس براى تعلیم و تربیت انسانها»، «بهترین سرمایه خودسازى و تهذیب نفس» و «مؤثّرترین برنامه براى ساختن جامعهاى سالم و پاك و سربلند» معرفی می کند.[91]
با وجود شرح های فراوان و گوناگونی که با محوریت نهج البلاغه نگاشته شده است، دست نخورده بودن و مظلومیت این کتاب ارزشمند، دلیل اصلی نگارش کتاب پیام امام بود. به ویژه در عصر کنونی با مشكلات پیچیده جوامع انسانى، عصر ظهور مكتب هاى مختلف فكرى، عصر تهاجم بر اعتقادات، اخلاق، تقوى و فضیلت از سوى دنیاپرستان و جهانخواران، لازم است معارف اصیل نهج البلاغه بیش از پیش معرفی و تبیین گردد.
در آغاز و پس از معرفی تفصیلی سید رضی، از فصاحت و بلاغت مطالب نهج البلاغه خصوصاً از کلام دانشمندان غیر شیعی و حتی غیر مسلمان نقل شده است،[92] سپس از محتوای ژرف و جامعیت این کتاب ارزشمند سخن به میان آمده[93] و از جاذبه فوق العاده آن در قالب سخن از همدردى با طبقات محروم و ستمدیده انسانها، سخن از مبارزه با ظلم و بى عدالتى و بیدادگری هاى استثمارگران و طاغوت ها، سخن از آزادى انسان از زنجیر اسارت هوا و هوس و سخنان ارزشمند و محوری دیگر گفت وگو می شود.[94]
بحث از اسناد و مصادر نهج البلاغه به جهت بیان اعتبار کتاب و پاسخ به شبهات وارد شده در ادامه آمده است؛ چراکه خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه به شکل روایات مرسل است. ایشان در ابتدا اشاره می کنند که غالب خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه، بلكه اكثریت قریب به اتفاق آن، مطالبى است مستدل یا در خور استدلال منطقى كه دلیلش در خودش نهفته است؛ چراکه بخش عظیمى از آن درباره معارف اعتقادى، مبدأ و معاد، صفات خداوند، دلایل عظمت قرآن و پیامبر اسلام (ص)، مواعظ و نصایح، درسهاى عبرت انگیز در زندگى امّت هاى پیشین، آیین كشوردارى و زندگى اجتماعى، آداب جهاد و مانند آن است؛ بنابراین به سلسله اسناد به عنوان مباحث تعبّدى نیازى ندارد.
اما از باب معیار حجیت سند برای پذیرش احادیث، ایشان مشکلی در نهج البلاغه نمی بیند؛ زیرا بر اساس مبنای ایشان، براى پذیرش حدیث و روایت - آن گونه كه در علم اصول تحقیق شده - معیار اصلى، وثوق و اعتماد و اطمینان به روایت است كه از طرق مختلف ممكن است به وجود آید. گاه سلسله سند با راویان مورد اعتماد، سبب وثوق به روایت مى شود و گاه كثرت و تعدّد روایت - آن هم در كتب معتبر و مشهور - چنین اعتمادى را حاصل مىكند. گاهی نیز محتوا آنقدر بلند و عمیق و والاست كه گواهى مى دهد تنها از فكر پیامبر (ص) یا امام معصومى تراوش كرده است و همین سبب اعتماد به چنین روایتى مى شود.[95] با این وجود، به دلیل مقام و شخصیت والای علمی و اجتماعی مرحوم سید رضی، این اطمینان برای شارحین نهج البلاغه وجود دارد که تا او مطالب را در منابع مورد اطمینان ندیده باشد، به امیرالمؤمنین علی (ع) نسبت نمی دهد. از این گذشته كتاب هاى زیادى قبل از «سید رضى» نوشته شده است كه بسیارى از خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه یا غالب آنها در آن كتب آمده است و این به خوبى نشان مى دهد كه این كلمات قبل از «سید رضى» نیز در میان دانشمندان و راویان حدیث و گاه در میان توده هاى مردم مشهور و معروف بوده است. این شهرت مى تواند بى نیازی از اسناد متّصل مطالب نهج البلاغه را اثبات كند.[96]
کتاب پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، قبل از ورود به شرح متن نهج البلاغه، به معرفی مهم ترین آثار از شروح و ترجمه های نهج البلاغه می پردازد. همچنین در قالب هشت جلد خطبه ها، سه جلد نامه ها و چهار جلد کلمات قصار نهج البلاغه را با توجه به اصول شرح و ترجمه و در نظر گرفتن شرایط زمانی مخاطبان عصر کنونی، بررسی می کند.
ویژگی های شرح نهج البلاغه در قالب کتاب «پیام امام امیرالمؤمنین (ع)» اینگونه است:
ـ تألیف کتاب به صورت گروهی و بهرمندی از افراد متخصص و با تجربه زیر نظر مولف
ـ قلم روان و قابل استفاده براى عموم مردم و به دور از تعصّب و توهین
ـ ارتباط میان آیات قرآن و روایات نهج البلاغه
ـ مورد توجه بودن همه فصول و فرازهاى نهج البلاغه و ارتباط سنجی بین آنها
ـ توجه خاص به پیوند جمله ها و بخش هاى یك خطبه یا نامه و كلمات حضرت
ـ توجه به روح كلّى حاكم بر مجموع خطبه ها و نامه ها با عنوان «خطبه یا نامه در یک نگاه»
ـ توجه به برخی واژههای چند بعدی و دیریاب و تلاش در جهت رفع برخی مشکل الحدیث ها
ـ ترجمه لغات مشکل به روان ترین و شیواترین واژه و توجه به ریشه های معنایی لغات
ـ توجه به سند و مصادر کهن هر روایت
ـ اضافه کردن شرح و بیان در قالب نکته
ـ بیان دورنمای کلی خطبه ها و نامه ها در آغاز هرکدام
ـ عصری سازی متون نهج البلاغه با توجه به نیاز زمانه ومسائل روز
ـ سبب ورود كلمات حضرت ـ در مواضع حسّاس و تأثیرگذار ـ با نگاه به تاریخ آن زمان
ـ توجه به سایر شروح
ـ پدید آمدن شرحی همه خوان، خوشخوان و فراگیر برای مخاطب فارسی زبان
این اثر که با همکاری برخی از فضلای حوزوی پدیدآمده است، افزون بر بنای اثر مکتوب به آموزش و مهارت یابی همکاران پژوهش و نگارش نیز منجر شده است. کتاب «پیام امام» در سال 1382 به عنوان کتاب سال ولایت معرفی شد.
ب) شرح صحیفه سجادیه
یکی از میراث گرانبهای تشیع، کتاب شریف صحیفه سجادیه است. این مجموعه چنانكه از نامش هویداست، از دعاهاى امام چهارم علىّ بن الحسین زین العابدین (علیهما السلام) است. صحیفه سجادیه مجموعه اى است از فصیح ترین و زیباترین دعاها، با محتواى عالی و عمیق كه در واقع همان خطبه هاى «نهج البلاغه» را از طریق دیگرى به مخاطبان می آموزد. جمله به جمله آن دارای معارف بلند و دارای درس تازهاى به انسان است؛ طرز نیایش و مناجات با خداوند را به هر انسانى مى آموزد و روح و جان آدمى را نور و صفا مى بخشد.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی، با همکاری گروهی از اندیشمندان حوزوی و با توجه به منابع معتبر اسلامی، به تدوین مجموعه کتاب هایی بنام «عرفان اسلامی» پرداختند که در سایه شرح صحیفه سجادیه، مبانی قرآنی و حدیثی عرفان اسلامی را تبیین نمایند. در این مجموعه، اسناد صحیفه سجادیه به طور جامع مورد بررسی قرار گرفته و تاریخچه آن تبیین شده است. همچنین نکات ارزشمندی در رابطه با آشنایی بیشتر با امام سجاد (ع) ارائه شده است. سپس شرح دعاهای صحیفه سجادیه، در قالبهای عرفانی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی صورت گرفته است.
معظم له بیان می دارد که امام زین العابدین (ع) پس از گذراندن دوران سخت بعد از وقایع عاشورا، برنامه دعا و راز و نیاز با خداوند متعال را در قالبی جدید در پیش گرفت و تمام حقایق و معارف اسلامی را در قالب دعا به یادگار گذاشته است.[97] از آنجایی که مسألۀ عرفان اسلامی به صورت واضح، در دعاهای صحیفه سجادیه موج می زند، یکی از بهترین منابع برای تبیین عرفان اسلامی به شمار می آید.
ایشان در یک تقسیم بندی، دعاهای صحیفه را در هفت محور دسته بندی می کنند: بخش اول، حمد و ثنای الهی، درود بر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) و حاملان عرش، فرشتگان مکرم و انبیای الهی. بخش دوم، دعاهای مربوط به زمانهای مختلف. بخش سوم، دعاهایی برای حل مشکلات مادی و معنوی. بخش چهارم، ادعیه مکارم الاخلاق که بیانگر فضائل اخلاقی است. بخش پنجم، دعاهایی در حق دیگران مثل پدر و مادر، فرزندان، همسایه، دوستان، مرزداران و ... . بخش ششم، دعاهای پیرامون مسائل عرفانی و ارتباط با خداوند متعال. بخش هفتم، دعا به هنگام بروز حوادث و بلایا و پناه بردن به ذات خداوند.[98]
ایشان در مقدمه جلد دوم این کتاب، صحیفه سجادیه را گوهری بی نظیر حاوی حقایق مربوط به زندگی معرفی می کند که معارف را در لا به لای دعا منعکس کرده است.[99] گرچه مضمون این دعاها و عناوین آنها مختلف هستند، ولی شامل اکثر مسائل زندگی فردی و اجتماعی می شود و ترسیم زنده و روشنی از مسئله عرفان اسلامی دارد.
ج) کتاب منتخب بحارالانوار
کتاب «منتخب الآثار من بحارالانوار» مجموعه ای دوازده جلدی به زبان عربی است، که زیر نظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی منتشر شده است. «بحارالانوار» همان گونه كه از نامش پیداست دریاى بى كرانى است كه در موضوعات مختلف، آیات مرتبط، احادیث رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) را به اضافه شرح در بر دارد. با توجه به ضرورت ها و شرایط زمانی لازم بود كارهاى تازه اى روى این اثر بزرگ با حفظ اصالت بحارالانوار انجام شود تا استفاده از آن جامع تر و آسان تر و بهتر شود. از جمله آن که موضوعات نا همخوان با دنیای کنونی باید حذف شود یا با توجه به نیازهای امروزی تغییر کند. از این رو با توجه به اینكه مقدارى تلخیص در اصل کتاب انجام شده نام «منتخب الآثار من بحارالأنوار» به آن اختصاص یافت.
بنابراین، مجموعه حاضر، همان گونه که از نامش پیداست گزینشی است عالمانه و حساب شده و به منزله ویرایشی جدید از کتاب پر ارزش و نورانی بحارالأنوار مرحوم علامه مجلسی (رحمة الله علیه) همراه با توضیحات لازم برای گره گشایی از احادیث پیچیده، اعراب کامل و توضیح لغات، مصادر جدید و مزایای متعدد دیگر که در نوع خود کم نظیر است.
کتاب عقل، علم و جهل و موضوعات پیرامون آنها در جلد اول تنظیم شده و سپس در مجلدات دیگر به این موضوعات پرداخته شده است: توحید، عدل و معاد، احتجاجات و مناظرات و علوم ائمه (ع)، قصص أنبیاء (علیهم السلام)، تاریخ پیامبر اسلام (ص)، مباحث پیرامون امامت، وقایع بعد از پیامبر از غصب خلافت و نبردهای امیرالمؤمنین (ع)، تاریخ أمیرالمومنین (ع)، تاریخ حضرت فاطمه زهرا (س) و یکایک امامان (علیهم السّلام)، مسائل پیرامون غیبت و احوال امام زمان (ع)، روایاتی درباره آسمان، علم نجوم، ملائکه و جن و انس، حیوانات و پرندگان و شکار آنها، و احادیث طبی، مباحث ایمان و کفر و مکارم اخلاق، آداب و سنن، اوامر و نواهی، گناهان کبیره، مباحث پیرامون نماز و طهارت، قرآن و دعاء، زکات و روزه و اعمال روزهای سال، مباحث حج، زیارات، احکام خرید و فروش و اجاره.
د) دعا و زیارت نگاری
دعا، از جمله گونه های مهم و ناب معارف حدیثی شیعه است. در طول تاریخ، جمعى از بزرگان شیعه به گردآورى ادعیه و زیارت های صادر شده از جانب پیامبر اكرم (ص) و ائمّه معصومین (علیهمالسلام) پرداخته اند و آنها را در کتب خویش نگاشته اند. از «كامل الزیارات» و «مصباح المتهجّد» گرفته تا «اقبال الاعمال»، «زاد المعاد» و «مفاتیح الجنان» شیخ عباس قمی (م 1359 ق). کتاب «مفاتیح الجنان» شیخ عباس قمی به دلیل توضیحات فارسی و دسته بندی ویژه از استقبال کم نظیری برخوردار و به زبان های مختلف ترجمه شده است. از آنجا كه این كتاب براى شرایط زمانى و مكانى زمان خود نوشته شده بود، به تجدید نظر و رفع کاستی هایی نیاز داشت. همچنین مدارك و منابع دعاها و زیارات، رمز و راز، فلسفه، آثار و بركات دعاها و زیارات نیز بدان افزوده و نظم نوینى به آن داده شد. این نسخه با نام «کلیات مفاتیح نوین» منتشر شد.[100]
یكى از نشانه هاى اعتبار سند روایات، محتواى روایت است. از این رو در گزینش دعاها و زیارات علاوه بر دقّت در اسناد، به محتواى آن نیز توجّه شده و ترجمه ای روان و قابل فهم از آن ارائه شده است.[101]
بر اساس نظر معظم له، برخی از ادعیه صادر شده از ائمه معصومین (علیهم السّلام)، شبیه اعجاز بود؛ چراکه اینها را در هیچ جا و نزد هیچ گروهی نمی توان یافت. این دعاها منبع الهام بخش معارف غنىّ اسلام است و راه و رسم خودسازى و «سیر و سلوك الى اللَّه» را به انسان مى آموزد و چون روى سخن در آنها با خدا است، چنان اوج مىگیرد كه از قلّه افكار آدمیان فراتر مى رود. بنابراین دعا، نقش بسیار مؤثّرى در تربیت نفوس انسانى و سوق آنها به مراتب كمال دارد. از آنجا که در حدیث می فرماید: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ»[102] دعا اكسیر اعظم، كیمیاى سعادت، آب حیات و روح عبادت است. قرآن می فرماید: «قُلْ مَا یعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛ ارزش انسانها در پیشگاه پروردگار به خاطر دعاهاى آنهاست» (فرقان: 77). به گفته ایشان، دعا عامل مهمّى براى تربیت و پرورش روح انسان است؛ چراکه دعا از ناامیدى و یأس جلوگیرى می کند و نور امید را بر دل مى پاشد. همچنین دعا در مشكلات به انسان نیرو مى بخشد و در برابر حوادث سخت درس مقاومت مى دهد. دعا نشاط و شادابى روح و دل را تضمین مى كند و انسان را از افسردگى رهایى مى بخشد. دعا در برابر مصائب زندگى به انسان پایدارى و تحمّل مى دهد.[103]
آیت الله العظمی مکارم شیرازی، علاوه بر توجه و اصلاح کتاب شریف «مفاتیح الجنان»، کتاب شریف «حلیة المتقین» علامه مجلسی را با جمعی از فضلای حوزه علمیه، ویرایش جدید و منتشر کرده اند. این کتاب یکی از کتاب های فارسی علامه محمد باقر مجلسی است که با متنی روان و ساده، آداب زندگی را در تمام زمینه ها از دیدگاه اسلام در چهارده باب به رشته تحریر درآورده است؛ به گونه ای که بیشتر مسائل فردی ـ اجتماعی و مادی ـ معنوی انسان را پوشش دهد، ولی با گذشت حدود چهارصد سال از انتشار این کتاب و تغییرات زبانی ادبیات فارسی، لازم بود ویرایشی دقیق در آن صورت پذیرد و پاره ای از مسائل که خارج از عرف زندگی امروزه است، خارج گردد و با حفظ اصالت محتوا در معرض اهل تقوا قرار گیرد.[104]
هـ) شرح روایات اخلاقی
علمای اسلام، در کنار توجه به فقه و روایات فقهی، به مسائل اخلاقی نیز توجه ویژه داشته اند. آنچه که در مسیر سعادت در زندگی اهمیّت دارد، زندگی اخلاقی در کنار توجه به فرامین دینی است. توجه به مسائل اخلاقی به همراه تربیت اخلاقی است و در اهمیّت تهذیب نفس از رذایل اخلاقى همین بس كه آن را «جهاد اكبر» نامیده اند. این تعبیر را آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کتاب «زندگی در پرتو اخلاق» از حدیث پیامبر اكرم (ص) به مجاهدین اصحابشان گرفته اند. آن حضرت پس از مراجعت از یكى از جنگها فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهادُ الْاكْبَرُ. فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْجِهادُ الْاكْبَرُ؟ قالَ: جِهادُ النَّفْسِ؛[105] آفرین بر جمعیتى كه جهاد كوچك را انجام دادند و جهاد اكبر بر آنها باقى مانده است. عرض كردند: جهاد اكبر كدام است؟ فرمود: جهاد و مبارزه با هوسهاى سركش نفسانى».
از این رو، بعضى از بزرگان اصحاب حدیث در كتاب هاى خود بحث هاى مربوط به تهذیب اخلاق را در كتاب جهاد عنوان كرده و آن را جزء جهاد دانسته اند. ایشان روایت دیگری نیز از آن حضرت نقل می کنند که می فرمایند: «انَّ افْضَلَ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَینَ جَنْبَیهِ؛ برترین جهاد، جهاد با هوس هاى سركشى است كه در درون سینه آدمى است».[106] معظم له پس از ذکر این روایت، علت نامگذاری تربیت اخلاقی به «جهاد اكبر» را از این رو می دانند كه یك جهاد ابدى و پایان ناپذیر است. ایشان معتقد است که در درون وجود انسان همیشه نیروهاى متضادى است كه صورت یك صحنه جنگ را دارد و بستگی دارد انسان از کدام نیرو پیروى کند. یك نبرد داخلى همیشه از یك نبرد خارجى خطرناك تر است و شكست در این جهاد نتیجه اى جز شقاوت و بدبختى ندارد. این جهاد با اینكه ناراحت كننده است، رمز تكامل انسان خواهد بود؛ زیرا تكامل معمولًا نتیجه تضادها و كشمكش قواى «نفى» و «اثبات» است. به همین جهت انسان تا در كوران حوادث قرار نگیرد و با مشكلات دست و پنجه نرم نكند، ورزیده و آبدیده نمى شود.
تفاوتی که در کتب فقهی این بزرگان با نوشته های اخلاقی ایشان به چشم می خورد شیوه تعامل آنان با این دو دسته از روایات است. شیوه استناد به روایات در کتب فقهی، به این صورت است که محوریت کلام، آیه ای از قرآن کریم یا روایتی از ائمه معصومین (علیهم السّلام) است. به این صورت که اول آیه یا روایت ذکر می شود سپس پیرامون استناد یا استدلال آن سخن به میان می آید. اما در کتب اخلاقی به دلیل تفاوت در جنسیت استدلال های اخلاقی، اول بحث ها به صورت گفت وگو و براهین عقلی ذکر می شود و پس از رسیدن به نتیجه، برای تکمیل و تقویت مباحث از آیات و روایات به عنوان شاهد استفاده می شود. این شیوه در کتاب های اخلاقی آیت الله العظمی مکارم شیرازی نیز به چشم می خورد.
و) فارسی نویسی
در کتب حدیثی، برای فهم معارف حدیث برای کسانی که فهم عربی برایشان دشوار است، استفاده از ترجمه روان و گویا اهمیّت ویژه ای دارد. برای این کار، علاوه بر فهم مراد گوینده برای مترجم، انتخاب واژگان معادل و ترکیب مناسب آنها که مقصود را به خوبی و صحیح برساند، لازم است. در گذشته این کار توسط افراد متخصص انجام می شده که هر کدام در کنار مزایا و قوت ها دارای اشکالات بسیاری بوده است. امروزه برای برطرف شدن این اشکال، بهره مندی از گروه علمی و متخصص نسبت به کار فردی بسیار اهمیّت دارد.
یکی از ویژگی های بارز کتب حدیثی و ادعیه که زیر نظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی منتشر شده است، وجود ترجمه های دقیق و گویا است که برای عموم مردم قابل استفاده و فهم باشد. این کار زیر نظر گروه متخصص ترجمه و در نهایت نظر معظم له صورت گرفته است.
نتیجه گیری
آیت الله العظمی مکارم شیرازی، به عنوان فقیه، همانند فقهای سلف، در علوم پیرامون حدیث، دارای مبنا و نظریه هستند و در برخی کتب، چه از لحاظ محتوای حدیث و چه بحث های علوم حدیثی، رویکردهای خود را به اختصار یا تفصیل بیان کرده اند. ایشان در کتاب های «دائرة المعارف فقه مقارن»، «پیام امام» (ترجمه و شرح نهج البلاغه)، «عرفان اسلامی» (شرح صحیفه سجادیه)، «منتخب الآثار من بحار الانوار» و دیگر کتاب ها و مقالات در موضوعات مرتبط با احادیث، مطالب خود را تشریح نموده اند.
ایشان در علم الحدیث، منظور از این علم را آشنایى با ادبیات و لحن روایات، شأن ورود احادیث، شرایط زمانى و مكانى، ویژگی هاى راوى حدیث و شناخت آن دسته از روایات و احادیثى می داند كه مربوط به احكام و معارف دین است. وی علم حدیث را به منزله تفسیر نسبت به قرآن می داند كه به واسطه آن مى توان حدیث را از غیر حدیث و ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخیص داد. همچنین آگاهی از تعبیرات خاصّ معصومین و مصطلحات كلماتشان، با تتبّع در احادیث آن بزرگواران حاصل مى شود (هرچند مدوّن نشده باشد). بنابراین، در طریق استنباط حكم شرعى فرعى، وجود این علم را براى مجتهد ضرورى و لازم می دانند. از این رو ضرورت آگاهى بر این علم جهت تحصیل اجتهاد، مورد تأكید معظم له و جمع کثیری از علماى اسلام است.
ایشان در تعریف سنّت و تمایز آن با حدیث و حجیت آن، استنباط از فعل و تقریر معصوم (علیهم السّلام)، حجیت خبر واحد، اعتبار سنجی روایات به ویژه تمایز اعتبار سنجی روایات فقهی از غیرفقهی و برخی دیدگاه های رجالی نظرات و مبانی خود را در کتب بیان فرموده اند. همچنین در مباحث فقه الحدیث، نقد الحدیث، مشکل الحدیث و اختلاف الحدیث مطالبی بیان فرموده اند. معظم له با توجه به دیدگاه های خود، به ترجمه، تبیین و شرح برخی روایات پرداخته اند که از مهم ترین آنها کتاب «پیام امام» در شرح نهج البلاغه، «عرفان اسلامی» در شرح صحیفه سجادیه و کتب بسیار دیگر است.
منابع:
- قرآن کریم
- ابن قدامة المقدسی؛ روضة الناظر؛ قم: مؤسسة الریان للطباعة والنشر والتوزیع، 1423ق.
- حر عاملی، محمد؛ وسائل الشیعه؛ قم: مؤسسة آل البیت، 1409ق.
- رضی، حسین؛ نهج البلاغه پارسی؛ مترجم جمال الدین دینپرور؛ تهران: بنیاد نهج البلاغه، 1379ش.
- طباطبایی، محمد کاظم؛ سه ویژگی در نهج البلاغه (جامعیت، عینیت، ابدیت)، علوم قرآن و حدیث، پژوهش های نهج البلاغه، زمستان 1383، شماره 11 و 12.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ فصاحت و بلاغت نهج البلاغه، مجله گلستان قرآن، اردیبهشت 1379، شماره 10.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ مبانی شناخت حدیث از دیدگاه فریقین؛ قم: انتشارات دارالحدیث، 1396ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ منطق فهم حدیث؛ قم: انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، 1390ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی، پژوهش های نهج البلاغه، زمستان 1380 و بهار 1381، شماره 2 و 3.
- مجلسی، محمد باقر؛ حلیة المتقین؛ تصحیح آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب (ع)، 1391ش.
- مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از فضلا؛ منتخب الآثار من بحار الانوار؛ قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، 1437ق.
- ــــــــــــــــــــــ و همکاران؛ تحقیق احمد قدسی و سعید داوودی ترجمه مسعود مکارم و محمد رضا حامدی ؛ کلیات مفاتیح نوین؛ قم: مدرسة الامام على بن ابى طالب (ع)، 1390ش.
- ــــــــــــــــــــــ و همکاران؛ دائرة المعارف فقه مقارن؛ قم: مدرسه الامام على بن ابىطالب (ع)، 1427ق.
- ــــــــــــــــــــــ و همکاران؛ عرفان اسلامی؛ قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب (ع)، 1394ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ اخلاق اسلامی در نهج البلاغه؛ قم: نسل جوان، 1385ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ ترجمه گویا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه؛ قم: موسسه مطبوعاتى هدف، بیتا.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ زندگی در پرتو اخلاق؛ قم: نشر سرور، 1386ش.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.