پاسخ اجمالی:
در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است. بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.
طبق بيان آيات قرآن کریم: يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است؛ سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است؛ خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند و اينکه بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد.
پاسخ تفصیلی:
طبق بيان آيات قرآن کریم، يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است. در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است.
آيات ۵۹ و ۶۰ سوره مريم: در آیه نخست، بعد از ذكر نام گروهى از پيامبران الهى و صفات برجسته و والاى آن بزرگواران گفته می شود: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا؛ امّا پس از آنان، فرزندان ناشايسته اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند و به زودى [مجازات] گمراهى خود را خواهند ديد». بلافاصله بعد از آن - به عنوان يك استثنا - گفته می شود که: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً؛ مگر آنان كه توبه كنند و ايمان بياورند و كار شايسته انجام دهند. چنين كسانى داخل بهشت مى شوند و كمترين ستمى به آنان نخواهد شد».
شايان توجّه اينكه بعد از مسأله ضايع كردن نماز، سخن از پيروى «شهوات» و به دنبال آن، گمراهى به ميان آمده است. اين تعبير حساب شده از يك سو اشاره به آن است كه نماز، عامل مهمى براى شكستن «شهوات» و خود كامگى ها و هواپرستى هاست[1]و از سوى ديگر نشان مى دهد كه سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است.[2] روشن است كه «شهوات» در اينجا مفهوم وسيعى دارد و منحصر به «شهوت جنسى» نيست؛ بلكه هرگونه تمايل افراطى نفسانى و هواپرستى را شامل مى شود. البته كسانى كه توبه كنند و ايمان خود را كه به خاطر گناه ضربه ديده است تجديد نموده و به سراغ اعمال صالح بروند، اهل بهشت خواهند بود و آثار تضييع نماز و پيروى شهوات از وجودشان برچيده خواهد شد.[3]
آيه ۲۷ سوره نساء: در این آیه ضمن بيان مقابله آشكار ميان «بازگشت به سوى خدا» و «پيروى از شهوات» و اشاره به اينكه اين دو موضوع در دو جهت مخالف، حركت مى كنند، گفته می شود: «وَ اللَّهُ يُريدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَميلُوا مَيْلاً عَظيماً؛ خدا مى خواهد شما را ببخشد [و از آلودگى پاك نمايد] امّا آنها كه پيرو شهوات اند مى خواهند شما به كلى منحرف شويد».
آنها كه غرق گناه و شهوت اند، می خواهند ديگران را نيز همرنگ خود سازند و از سر تا پا آلوده گناه كنند. در حالى كه خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند. به گفته مفسّران بزرگ، منظور از «ميل عظيم»، هتك حدود الهى و آلوده شدن به انواع گناهان است. بعضى نيز آن را به معناى ازدواج با محارم و مانند آن تفسير كرده اند كه در واقع يكى از مصاديق مفهوم بالاست. به هر حال اين آيه گواه روشنى است به اينكه راه «شهوت پرستى» از راه «خداپرستى» جدا بوده و اين دو در مقابل هم قرار دارند.[4]
انحرافات قوم لوط
در قرآن مجید و در آیات متعددی، مسأله «شهوت پرستی» قوم لوط مورد بررسی قرار گرفته است. شهوتى آميخته با انحرافات جنسى كه در تمام تاريخ آمده است. در هر کدام از این آیات نكته ای خاص تعقيب شده که به صورت اجمالی به آن اشاره می کنیم:
آیات ۲۸ و ۲۹ سوره عنکبوت: در این آیات گفتار حضرت لوط علیه السّلام بیان شده که قوم خود را به خاطر عملی غیر اخلاقی مورد سرزنش قرار می دهد: «وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمينَ*أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيلَ وَ تَأْتُونَ في ناديكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ؛ و لوط را فرستاديم هنگامى كه به قوم خود گفت: شما عمل بسيار زشتى انجام مى دهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است * آيا شما به سراغ مردان مى رويد و راه [تداوم نسل انسان] را قطع مى كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى دهيد؟! اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند: اگر راست مى گويى عذاب الهى را براى ما بياور».
«فاحشه» واژه اى است كه به هر كار بسيار زشت اطلاق مى شود. هرچند در تعبيرات متعارف، بيشتر به «فحشاء جنسى» اطلاق مى گردد. تعبير آيه، نشان مى دهد كه در جامعه بشرى «همجنسگرايى» از قوم لوط عليه السّلام شروع شد و تا آن زمان سابقه نداشت. در اين آیه يكى از علت هاى مهم تحريم «همجنسگرايى»، قطع نسل بشر دانسته شده است. زيرا هنگامى كه اين عمل زشت اخلاقى به شكل فراگير درآيد، خطر انقطاع نسل بشر، جامعه بشرى را تهديد مى كند.
گرچه قرآن كريم، در اينجا شرح نداده كه آنها در جلسات تفريحى خود، چه منكرات ديگرى را انجام مى دادند، ولى پيداست كه اعمالى متناسب با همان عمل شنيع شان بوده است. در روايات آمده است آنها در حضور جمع، بدن هاى خود را برهنه مى كردند، فحش هاى ركيك مى دادند و كلمات زشت و بسيار زننده ردّ و بدل مى نمودند و حركات ناشايست ديگرى داشتند كه قلم از ذكر آنها شرم دارد. آنها چنان غرق در شهوت بودند كه خدا و همه ارزش هاى اخلاقى و انسانى را به باد مسخره مى گرفتند. به همين دليل، هنگامى كه پيامبرشان حضرت لوط عليه السّلام از روى تعجب و انكار سؤالى از عمل شنيع شان نمود، پاسخ قومش این بود كه: اگر راست مى گويى، عذاب الهى را براى ما بياور! و به اين ترتيب عذاب الهى را نيز به سخريّه گرفتند.[5]
آیات ۷۷ تا ۸۳ سوره هود: این آیات نیز به گوشه ای دیگر از داستان قوم لوط اشاره می کند: «وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصيبٌ * وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ في ضَيْفي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشيدٌ * قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا في بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُريدُ * قالَ لَوْ أَنَّ لي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى رُكْنٍ شَديدٍ * قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريبٍ * فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ * مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمينَ بِبَعيدٍ؛ و هنگامى كه رسولان ما [فرشتگان عذاب] به سراغ لوط آمدند از آمدن شان ناراحت شد و قلبش پريشان گشت و گفت: امروز روز سختى است. [زيرا آنها را نشناخت و ترسيد قوم تبهكار مزاحم آنها شوند] * قوم او [به قصد مزاحمت ميهمانان] به سرعت به سراغ او آمدند - و قبلا كارهاى بد انجام مى دادند - گفت: اى قوم من! اينها دختران منند. براى شما پاكيزه ترند! [با آنها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد] از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد. آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟! * گفتند: تو كه مى دانى ما تمايلى به دختران تو نداريم؛ و خوب مى دانى ما چه مى خواهيم * گفت: [افسوس] اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم؛ يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود [آن گاه مى دانستم با شما زشت سيرتان ددمنش چه كنم * [فرشتگان عذاب] گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب خانواده ات را [از اين شهر] حركت ده و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى شوند، گرفتار خواهد شد. موعد آنها صبح است. آيا صبح نزديك نيست؟! * و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، آن [شهر و ديار] را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ [گِل هاى متحجر] متراكم بر روى هم بر آنها نازل نموديم * [سنگ هايى كه] نزد پروردگارت نشاندار بود و آن [از ساير] ستمگران دور نيست».
در این بخش از داستان قوم لوط، اين درس آموزنده و این عبرت ارزشمند ارائه می شود که براى مبارزه با مفاسد تنها نباید روى نفى تكيه کرد، بلكه روى اثبات هم بايد تكيه كرد. يعنى بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد. گرچه قوم لوط در فساد، انسانهایی استثنايى بودند كه اين پیشنهاد ایجابی در آنها مؤثر نيفتاد.[6]
آیات ۳۳ و ۳۴ سوره قمر: در این آیات ضمن اشاره به مجازات شديد قومِ زشت سيرتِ لوط، گفته می شود: «كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ * إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ؛ قوم لوط انذارها [ى پى در پى پيامبرشان] را تكذيب كردند * ما بر آنها تندبادى كه ريگ ها را به حركت در مى آورد فرستاديم [و همه را هلاك كرديم] جز خاندان لوط را كه سحرگاهان نجات شان داديم».
این عذاب بيانگر شدت خشم الهى، نسبت به اين قوم روسياه است.
آیات ۸۰ تا ۸۴ سوره اعراف: «وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ * وَ ما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ * فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ * وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمينَ؛ و [به خاطر آوريد] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا عمل بسيار زشتى را انجام مى دهيد كه هيچ يك از جهانيان پيش از شما انجام نداده است؟ * آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى رويد، نه زنان؟ شما گروه اسراف كار [و منحرفى] هستيد! * ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: اينها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى طلبند [و با ما همصدا نيستند] * [چون كار به اينجا رسيد] ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم جز همسرش كه از بازماندگان [در شهر] بود * و [سپس چنان] بارانى [از سنگ] بر آنها فرستاديم [كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت] پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد».
فاسدان قوم لوط چنان آلوده بودند كه بى گناهى و پاكدامنى را گناه مى دانستند و پاكان را به جرم پاكى محكوم به تبعيد و راندن از خانه و زندگی شان مى كردند. هرچند قبل از انجام اين كار، به غضب الهى گرفتار و نابود شدند.
بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.[7]
منبع:
1. اخلاق در قرآن
2. تفسير نمونه
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.