عظمت 79 مطلب

آثار منفى جُبن و ترس در زندگى فردى و اجتماعى‏

جُبن و ترس چه آثاری در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد؟

اين صفت رذيله به يقين يكى از عوامل قطعى شكست و زبونى و ذلّت است. ملّت هاى بسيارى را در طول تاريخ مى شناسيم كه با داشتن عِدّه و عُدّه فراوان، سالها گرفتار زبونى و اسارت بودند، ولى به محض اينكه رهبرى شجاع و فرماندهى با شهامت پيدا كردند، تمام توان آنها بسيج شد و به سرعت عقب ماندگى خود را جبران كردند، و به اوج عزّت و عظمت رسيدند. به همين دليل در احاديث اسلامى از امام على (ع)، این دو روایت آمده است كه فرمود: «شجاعت عزّتی آشکار است» و «ترس ذلّتی آشکار است».

يكى ديگر از آثار منفى اين رذيله اخلاقى اين است كه انسان را از كارهاى بزرگ بازمى دارد؛ زيرا كارهاى بزرگ هميشه با مشكلات بزرگ رو به روست و انسان هايى را مى طلبد كه بتوانند از سدّ مشكلات عبور كنند و اين كار از افراد ترسو ساخته نيست.

حکمت تنوع در معجزات پیامبران الهی؟

چرا معجزات پيامبران الهي بسيار متنوع و مختلف بوده اند؟ بهتر نبود پیامبران الهی معجزه مشترکی می داشتند تا کسی که آن را ارائه می داد، بدون شک نبوتش اثبات می گشت؟ مگر ارائه معجزات متنوع چه مزیتی دارد جز اینکه موجب می شود عده ای به راحتی پیامبران الهی را متهم به سحر و جادو کنند؟

آوردن معجزه الهی از سوی پیامبران از آنجا که به هدف هدایت مردم صورت می گیرد باید تناسبی با مقتضیات جامعه هدف داشته باشد. پیامبران اقوام مختلف در هر عصر و زمان معجزات الهی متفاوتی ارائه داده اند تا حداکثر بهره برداری را از تمرکز و توجه افکار اجتماع خود به موضوعات خاص ببرند. به عنوان نمونه وسعت سحر در عصر حضرت موسى(ع) و پیشرفت طبّ در عصر حضرت مسیح(ع) هر کدام ایجاب مى کرد که معجزات آنها چنان باشد که پیشرفته ترین علوم و دانش هاى زمان در مقابل آن عاجز بماند.

«یقظه» و «بيداري» از منظر روایات

آیا در روایات به موضوع «یقظه» و «بيداري» اشاره ای شده است؟

در روايات اسلامى به طور گسترده به مسئله «يقظه» اشاره شده، از جمله اين كه: «خداوند پيامبرى به سوى شما فرستاد تا بيماري هاى شما را برطرف سازد و شما را از خواب غفلت بيدار كند». «آيا كسى نيست كه از خواب غفلتش بيدار شود، قبل از مدت پايان عمرش؟». «با نور يقظه و بيدارى، چشم و گوش و قلب را روشن سازيد» و ....

راه علمی درمان «تکبر»

چگونه می توان «تکبر» را از راه علمی درمان کرد؟

از دیدگاه بزرگان علم اخلاق راه علمی درمان «تکبر» این است که فرد متکبر درباره خود بیندیشد و به آغاز و انجام کار خود فکر کند؛ سپس درباره عظمت خداوند بیندیشد و خود را در برابر ذات بی مثال او ببیند. همچنین تاریخ سراسر عبرت جهان را بررسی کند و درباره سرنوشت فرعون ها، نمرودها، قیصرها و سرانجام کار هر یک کمی مطالعه کند تا بداند پیروزی های زود گذر جهان چیزی نیست که بتوان بر آن تکیه کرد و آن را نشانه بزرگی شمرد.

مژده قرآن به «صابران»

قرآن «صابران» بر مصائب را به چه عنایاتی مژده داده است؟

قرآن در سوره «بقره»، ضمن بشارت به «صابران» در برابر آزمايش هاى بزرگ الهى مى فرمايد: «به يقين همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، زيان مالى و جانى و كمبود ميوه ها، آزمايش مى كنيم و صابران را بشارت ده ...». چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان در برابر صبرش، مشمول اين سه عنايت بزرگ الهى گردد: نخست، صلوات و درودى از نوع آنچه بر پيامبر بزرگش فرستاده مى شود، دوم شمول رحمت واسعه الهى، نسبت به او و از همه مهم تر كه عنايت سوم است هدايت پروردگار كه سرچشمه تمام نعمت ها و خوشبختى هاست.

آثار زندگی «پوچ گرایانه» در روح انسان

زندگی بی هدف و «پوچ گرایانه» چه آثاری در روح و روان انسان دارد؟

زندگی بدون هدف و «پوچ گرایانه»، آثار گوناگونی در روح و روان انسان دارد. زندگی بدون هدف، احساس حیات طبیعی را دگرگونی ساخته و زندگی را به عنوان یک ضرورت تنفّرآمیز جلوه می دهد. از سویی زندگی بدون غایت، سبب ازهم پاشیدگی واقعیات و قوانین و روابط حاکم بر آنها شده، و سقوط ارزش ها و مخلوط شدن عظمت ها و پستی ها را به دنبال دارد. در واقع این آثار از ناتوانی در تفسیر حیات و قوانین آن ناشی می شود، خصوصاً اگر این بیماری به شکل فلسفه و مکتب عرضه شود.

اهميت «آيه مباهله»؟

«آيه مباهله» از چه جهت دارای اهميت می باشد؟

اول اینکه مسأله مباهله نشانه حقانيت پيامبر(ص) در رسالت است؛ زیرا کسی كه ايمان قطعي به راه خود ندارد مباهله نمي كند. دیگر اینکه اين آيه سندی روشن بر عظمت مقام اهل بيت(ع) نزد خداوند است؛ چرا که پیامبر(ص) در این عرصه فقط آنان را به همراه خود برد و این نشانه افضلیت آنها را بر تمام امت می باشد.

خانه علی(ع) مصداق «فِي بُيُوت أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»

بر اساس روایات اهل سنت، منظور از بيوتی که در آيه 36 سوره «نور» آمده چه خانه‌ هايي است؟

در آيات 36 تا 38 سوره «نور» كه به دنبال آيه «الله نورُ السّماوات وَ الاَرْض» آمده مى خوانيم: «فِي بُيُوت أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاْصَالِ...». روایات اهل سنت به نقل از پیامبر(ص) در تفسیر این آیه می گویند: «منظور این آیه، خانه های پیامبران(ص) است و خانه حضرت علی(ع) نه تنها جزء آنها بلکه از برترين آنها است».

منشأ «خوف از خدا»

منشأ «خوف از خدا» چيست؟

سه چیز باعث «خوف از خدا» می شود؛ 1- «معرفت خدا»؛ مومن هرگاه عظمت، شوکت، قدرت، علم و ازلیت و ابدیت خدا را می بیند خائف می شود. 2- «ترس از دادگاه الهی»؛ از آنجا که ممکن الوجود نمی تواند حق عبادت واجب الوجود را اداء کند، لذا خائف می شود که شايد نتوانسته آن طور كه از او انتظار می رود، اداء وظيفه كند. 3- «ترس از گناه»؛ و به عبارت صحيح تر، ترس از عدالت خداوندى، زیرا که خدا مى تواند شخصی را براى يك معصيت عذاب كند و اين خلاف عدل نيست و لو اینکه او تمام عمر را عبادت كرده باشد.

تبدیل «هیبت الهی» به «آرامش» در ذکر خدا

چگونه هیبت و عظمت حضور الهی در مساله ذکر خدا به آرامش تبدیل می شود؟

از آيات قرآن چنين استنباط مي شود كه سالك طریق وصل الی الله، در ابتدا مرعوب هیمنه و هیبت الهی مي شود و سلطه حضور او سبب اضطراب سالک ذاكر مي ‏گردد و هراسی مُقدَّس بر قلب او مستولي مي‏ گردد؛ اما كم كم اُنسِ با یاد خدا و خواندن و شنيدن كلام او، بر ايمانش می افزاید و همين افزايش ايمان سبب ورود او به دِژ امن الهی خواهد شد، سپس ظاهر و باطن، قلب و قالب او هر دو، به سوي ياد خدا مي ‏آرمد و نرم مي شود.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال ابي عبدالله (عليه السلام)

إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَادْخُلْهُ حَافِياً عَلَى السَّکِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْخُشُوعِ...

هنگامى که به مسجد الحرام وارد شدى، با پاى برهنه و با آرامش و متانت و خشوع داخل شو.

کافى: 4/401