لجوج 31 مطلب

عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

ضرورت دعوت انبياء(ع) از منكران لجوج

بعثت انبياء(علیهم السلام) و دعوت آنان از منكران لجوج چه ضرورتی دارد؟

معمولا گروهى از مردم لجوج و خودخواه كه قبول دعوت انبياء را مخالف منافع خويش مى بينند، از پذيرش آن سرباز مى زنند و با اين كه بعد از بعثت آنان، موضع گيری مخالفى دارند ولی چنانچه بعثتى صورت نگيرد، ممكن است هزار گونه ادّعا كنند كه اگر پيامبران الهى آمده بودند، ما با آغوش باز از آنها استقبال مى كرديم و چنين و چنان بوديم. به همين دليل يكى از اهداف بعثت پيامبران، اتمام حجّت بر اين گروه و بر همه مخالفان است. اين اتمام حجّت اوّلا عدل الهى را روشن مى سازد و ثانياً زبان دورغگويان پر مدّعا را کوتاه می سازد.

قرآن و بیان لجاجت «شیطان»

قرآن چگونه لجاجت «شیطان» را به تصویر کشیده است؟

خداوند در آیات 14 تا 16 سوره اعراف، به نخستین لجوج، یعنی شیطان اشاره می کند. او دارای مقامی والا در بین فرشتگان بود، اما بر اثر تکبر، حقیر و ناچیز گردید. او بجای اینکه درصدد توبه برآید، تصميم گرفت از آدم و فرزندانش انتقام بگيرد و آنها را با وسوسه هاى خود گمراه كند، لذا از خداوند درخواست کرد تا روز رستاخیز به او مهلت دهد. عمر طولانی، نعمت و سرمایه ای است که می توان با آن اشتباهات خود را اصلاح کرد، ولى اين عمر طولانى براى طاغيان، ياغيان و لجوجان، نتيجه معكوس دارد.

«نيکی» در برابر «بدی»

خداوند جواب نيکو دادن به بدی ديگران را دارای چه اثری دانسته است؟

خداوند می فرمايد: «بدى را با نيكى دفع كن تا دشمنان سرسخت هم چون دوستان صميمى گردند». البته اینکار (دفع بدی با نیکی) شيوه های مختلفى دارد كه يكى از آنها نرمى و خوش رويى در برابر دشمنان سرسخت است كه در بسيارى از مواقع، آنان را تبدیل به دوستان مهربان مى کند. البته درک اين مرحله از حسن خلق احتياج به سلطه كامل بر نفس دارد و تنها با داشتن خودسازى، سعه صدر كافى و ريشه کن سازی انتقام جويى در وجود خويش می توان چنين كارى را انجام داد.

اشاره قرآن به روحيه «جدال» در انسان

خداوند چگونه در قرآن به روحيه «جدال» در انسان اشاره کرده است؟

انسان اگر از فطرت پاك نخستين منحرف شود، بیش از هر چیزی، به جدل روى مى آورد، و با سخنان باطل و تعصب آلودش در برابر حق مى ايستد. خداوند در مورد این افراد می فرمايد: «کسانی که بدون علم یا هدايت پیشوایی آگاه و یا كتابی روشنگر، مجادله می کنند پیرو شیطان اند. این افراد که سبب گمراهى ديگران مى شوند، در دنيا رسوا، و در آخرت گرفتار عذاب خواهند شد».

قرآن و سفارش به فرو بردن «غضب»

چه آياتی از قرآن در مورد حلم و بردباری و فرو بردن «غضب» نازل شده است؟

خداوند در قرآن به ستایش بردبارى و ترك غضب سفارش مى كنند، مثلا در آیه 114 سوره توبه، حضرت ابراهیم(ع) را با عنوان «اوّاه حلیم»؛ (دلسوز در هدایت گری و بردبار) می ستاید. حتی زمانی که به او بشارت اسماعیل را می دهد، از ميان تمام صفات برجسته انسان، تنها روى صفت بردبارى اسماعیل تكيه می کند (سوره صافات، آيه 101). همچنین در سوره اعراف، آيه 199 به پیامبر(ص) توصیه می فرماید که در مواجهه با جاهلان بردبار باشد، و ...

قرآن و بیان «توکل» حضرت نوح(ع)

قرآن درباره «توکل» نمودن حضرت نوح(علیه السلام) بر خدا چه مي فرمايد؟

در آیات قرآن، صفت «توکل» از بارزترین صفات انبياء از جمله حضرت نوح(ع) شمرده شده و ايشان همواره در برابر حوادث سخت اعتماد و تکیه گاهشان ذات پاک خدا بوده است. حضرت نوح(ع) در برابر دشمنان قدرتمند و سرسخت ایستادند و بی اعتنایی خویش را به نقشه‏ ها و افكار و بت هاى آنها نشان دادند و به اين وسيله ضربه ‏اى محكم بر آنان وارد ساختند و عامل شجاعت و شهامت ايشان همان ایمان به خدا و توکل بر ذات پاک او بود.

قرآن و بیان «توکل» حضرت هود(ع)

قرآن درباره «توکل» نمودن حضرت هود(علیه السلام) بر خدا چه مي فرمايد؟

حضرت هود(ع) از سوی قوم بت پرستش تهدید به مرگ می شود، ولی نه تنها به قدرت عظيم مخالفان بت‏ پرست و شرارت هاى آنها اعتنا نمى ‏كند؛ بلكه آنها را تحريك به قيام بر ضدّ خود مى‏ نمايد، تا به آنان ثابت كند قلب و روح او به جاى ديگرى وابسته است و با «توکل» بر ذات پاك او كمترين واهمه ‏اى از توطئه‏ هاى دشمنان ندارد و اين خود نشان مى ‏دهد كه توكّل بر خدا تا چه اندازه به انسان شجاعت و استقامت مى‏ بخشد.

قرآن و بیان «توکل» حضرت ابراهيم(ع)

قرآن درباره «توکل» نمودن حضرت ابراهيم(علیه السلام) بر خدا چه مي فرمايد؟

قرآن درباره «توکل» حضرت ابراهیم(ع)، به يكي از مشكل ترين ساعات زندگاني ايشان اشاره كرده مى‏ فرمايد او به خدای خود عرض کرد: «پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى آب و علفى در كنار خانه‏ اى كه حرم توست [به فرمان تو و با توكّل بر تو] ساكن ساختم تا نماز را بر پا دارند، اكنون تو دل هاى مردم را متوجّه آنها كن و از ثمرات به آنها روزى ده تا شكر تو را بجا آورند».

راه به دست آوردن رأی و نظر صحیح

امام علی(علیه السلام) چه راهکاری را برای به دست آوردن رأی و نظر صحیح ارائه می نماید؟

امام علی(ع) در بیان شیوه به دست آوردن رأی صحیح می فرماید: «كسى كه از آراء مختلف استقبال كند موارد خطا را خواهد شناخت»، حكما، متكلمان و فقهاى ما همواره در مسائل نظرى با پرداختن به نقل اقوال و دلایل آنها و بررسى ضعف ها و قوت ها، قول برتر را انتخاب مى كنند؛ حتى گاه به بررسی اقوال كسانى می پردازند كه با آنها اختلاف مذهبى دارند. در واقع سخن امام(ع) هشدارى است به افراد متعصب، لجوج و مستبد كه گاه حاضر نيستند حتى سخنان ديگران را بشنوند، و از سویی روشنگر مساله آزادى و سعه صدر در مسائل علمى است.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)

أقربْ شيء الأجلُ

نزديکترين چيز اجل است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 44