مروان 44 مطلب

غضبِ مثبت و ستوده

آيا خشم و غضب هميشه جنبه منفى دارد و خلقت آن خلاف حکمت الهی است؟

خشم و غضب هميشه جنبه منفى ندارد؛ گاه جنبه مثبت دارد و براى زندگى مادى و معنوى انسان ضرورى و لازم است. اگر كسى گمان كند خداوند نيرويى را در انسان بى حكمت آفريده است، يا بعضى از نيروهاى خداداد صرفا جنبه ويرانگرى دارد، چنين كسى حكمت خدا را نشناخته و در واقع توحيد افعالى او ناقص است. محال است عضوى در پيكر و نيرویى در درون و جان آدمى باشد و اثر مثبتى نداشته باشد؛ از جمله نيروى غضب. هنگامى كه انسان خشمگين مى شود تمام توان او بسيج مى گردد و گاه قدرت او چندين برابر زمانِ عادى و معمولى مى شود. فلسفه وجودى اين حالت در واقع آن است كه اگر جان يا مال يا منافع ديگر انسان به خطر بيافتد، بتواند حداكثر دفاع را در برابر مهاجم داشته باشد و اين نعمت بسيار بزرگى است. بنابراين نيروى غضب يك نيروى مفيد و مهم دفاعى است كه براى بقاى حيات انسان ضرورت دارد، مشروط بر اينكه در جاى خود به كار گرفته شود.

مُصحف «زید بن ثابت» و سرانجام آن

ماجرای تألیف مُصحف توسط «زید بن ثابت» چه بود و چه بلایی بر سر مُصحف او آمد؟

پس از شهادت عده اي از حافظان قرآن در جنگ یمامه، ابوبکر از «زید بن ثابت» خواست تا قرآن را جمع آوری کند. زيد با وجود سنگينى كار، به ناچار آن را پذيرفت. وی در نخستين اقدام اعلام كرد: هر كس هر چه از قرآن نزد خود دارد، بياورد، لکن هيچ چيز را به عنوان قرآن نمى پذيرفت، مگر آن كه دو شاهد بياورد كه آنچه آورده جزء قرآن است. شاهد اول نسخه خطى، يعنى نوشته اى كه حكايت از وحى قرآنى داشته باشد. شاهد دوم شاهد حفظى، يعنى ديگران نيز شهادت دهند كه آن را از زبان پيامبر(ص) شنيده است. بدين كيفيت، زيد آيه ها و سوره هاى قرآن را جمع آورى كرد و آن را از پراكندگى نجات داد. سرانجام مروان - حاكم معاویه در مدینه - اين مُصحف را از ورثه حفصه گرفت و از بین برد.

ماجرای شهادت امام حسن(ع)

جریان شهادت امام مجتبی(ع) در تاریخ چگونه نقل شده است؟

از منظر تاریخ نگاران کوچکترین تردیدی وجود ندارد که معاویه با ترتیب دادن توطئه ای، امام حسن(ع) را به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس به شهادت رساند. همچنین «ام بکر» دختر «مسور» گوید: «بارها به امام سم خورانده شد. هر بار از آن رهایی می یافت تا آن که مرتبه آخر، سم به قدری شدید بود که پاره های جگر امام از گلویشان خارج می شد». پس از شهادت امام، طبق وصیت آن حضرت خواستند او را در کنار قبر رسول خدا(ص) دفن کنند؛ اما «عایشه» با استناد به این که «بَیْتِی لَا آذَنُ فِیهِ»، مانع از این کار شد.

فضيلت هاي «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» از زبان امام علي(ع)

امام علي(علیه السلام) درباره فضيلت هاي «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» چه فرمودند؟

امام علي(ع) درباره فضيلت هاي «بنی هاشم» بر «بنی امیّه» فرمودند: «چگونه اين دو گروه يكسانند در حالى كه در بین ما پيامبر(ص) و در بین شما تكذيب كننده اي مانند ابوجهل وجود دارد، از ميان ما شير خدا و از ميان شما شير پيمان هاى ضد اسلامى، از ميان ما دو سرور جوانان بهشت و از ميان شما كودكان آتش، از ما بهترين زنان جهان و از شما حمّالة الحطب و ... وجود دارد، پس ما به سبب خويشاوندي با پيامبر(ص) و اطاعت از او از ديگران سزاوارتريم. از سوى ديگر اگر دليل پيروزي در سقيفه استدلال به خويشاوندى با پيامبر(ص) بود، پس حق با ماست؛ چرا كه ما از همه به پيامبر(ص) نزديك تريم و اگر دليل ديگري داشت انصار نيز در خلافت حقّى خواهند داشت».

امام علي(ع) و پیشگوئي سرنوشت «بنی امیّه»

امام علي(ع) در خطبه 158 «نهج البلاغه» چه سرنوشتي را براي «بنی امیّه» پیشگوئي نموده است؟

امام علي(ع) در پایان خطبه 158، سرنوشت بني اميّه را چنين پيشگوئي فرمودند: «سوگند ياد مى كنم! كه بعد از من بنى اميّه خلافت را همچون اخلاط سر و سينه بيرون مى افكنند، سپس هرگز طعم آن را تا ابد نخواهند چشيد و از آن بهره نمى گيرند تا آن زمان كه شب و روز در پى هم آيند!». امام(ع) تأكيد فرمودند كه بني اميّه حكومت اسلامى را آن قدر آلوده و كثيف و با ظلم و فساد آميخته مي كنند كه مانند اخلاط سر و سينه شده و كار به جايى مي رسد كه خود آنها نيز تحمل آن را نخواهند داشت و مثل كسى كه اخلاط درون را برون بريزد، آن را از دست خواهند داد و چنان منفور خواهند شد كه هرگز مسلمانان به سراغشان نخواهند رفت.

بيشترين خطبه های امام علي(ع) در مذمّت «دنیا»

چرا خطبه های زیادي از امام علي(ع) در مذمّت «دنیا» ايراد شده است؟

عامل اصلي فساد جوامع، رواج مظاهر دنياپرستي است كه عمده ترين مظاهر آن در سه چيز «حُبّ مال»، «حُبّ جاه» و «حُبّ شهوات» خلاصه مي شود. اين موضوع در جوامعى كه بطور ناگهاني از حالت فقر به حالت غنا مى رسند؛ ظهور و بروز بيشترى دارد؛ همچون جامعه اسلامى كه قبل از بعثت، مردم در فقر شديدى بسر مي بردند؛ ولى فتوحات و غنايم، ناگهان وضع را دگرگون ساخت و رقابت هاى مخرّب و دنياپرستى، دامانِ گروهى را گرفت و غرق در گناه ساخت. از اين رو امام علي(ع) ضمن ايراد خطبه هايي در مذمّت دنيا، پيامبر(ص) و خودش را به عنوان الگو براي دنياپرستانِ آن محيط معرفي كردند.

چگونگی برخورد امام سجاد(ع) با امويان؟

امام سجاد(ع) چگونه با امويانی كه در رأس حكومت بودند برخورد می نمودند؟

اولين برخورد امام سجاد(ع) و امويان با ابن زياد بود. به درخواست ابن زياد امام(ع) خود را معرفي كرد. ابن زياد با عصبانيت گفت: «مگر خدا علی بن حسین را نکشت؟» امام(ع) فرمود: «برادری داشتم که مردم او را کشتند». ابن زیاد خواست او را بکشد که با اقدام شجاعانه حضرت زینب(س) از این کار منصرف گردید.

برخورد دوم با يزيد در شام است؛ امام(ع) با ايراد خطبه در شام، هم مردم را با حسب و نسب خود آشنا ساخت و هم يزيد را رسوا كرد. يزيد هم جنايت كربلا را به گردن ابن زياد انداخت و كاروان اسرا را با احترام به مدينه فرستاد.

مدتی بعد از واقعه کربلا، مردم مدینه شورش حَرّه را سامان دادند. از نظر امام(ع) حرکت مزبور ماهیت شیعی نداشت، لذا در این حادثه شرکت نکرد. هنگامی که مردم مدینه امویان را از شهر بیرون راندند و مسلم بن عُقبه، حرکت مردم مدینه را سرکوب کرد، با علی بن حسين(ع) به ملایمت برخورد کرد و این به دلیل آن بود که امام در این حرکت شرکت نداشت.

از آنجا که نمی‌توان در شرایط مختلف شیوه عمل واحدی را به کار گرفت، وظیفه هر امام در هر موقعیتی متفاوت است؛ بنابراین با توجه به سوابق مناسبات علویان با امویان، امام مورد سوء ظن شدید امویان بود و کوچکترین حرکتی از ناحیه امام، عواقب وخیمی داشت که طبعاً در نظر امام ارزش دست زدن به این اقدامات را نداشته است.

مهمترین اصل دینی-سیاسی که امام سجاد(ع) با استفاده از آن، روزگار سیاسی خود را می‌گذراند، «تقیّه» بود. سپری که شیعیان در طول تاریخ، با استفاده از آن، حیات خویش را تضمین کرده و ائمه شیعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شیعه کرده‌اند.

ملایمت امام در برخورد با امویان، سبب شد تا امام زندگی آزادی در مدینه داشته و کمتر توجه مخالفان را به خود جلب کند و بُعد علمی امام در جهت حفظ دین تجلی بیشتری بیابد.

گزارشات منابع تاريخی درباره شخصیّت، فضائل معنوی و جايگاه اجتماعی و علمی امام سجاد(ع)

در منابع تاريخی درباره شخصیّت، فضائل معنوی و جايگاه اجتماعی و علمی امام سجاد(ع) چه گزارشاتی به ما رسيده است؟

امام سجّاد(ع) چهارمین امام شیعه بنا بر قول مشهور در سال 38 هجری متولد شدند. در دوره ايشان ارزش‌های دینی دچار تحریف و تغییر امویان قرار گرفت و امام(ع) با سلاح دعا مهمترین تأثیر اجتماعی را در پیوند مردم با خدا برقرار كرد. شخصیتی که همه مردم تحت تأثیر روحیات و شیفته مرام و روش او بودند. هنگام وضو گرفتن، رنگ چهره‌اش دگرگون می‌شد و در وقت نماز به هیچ چیز توجه نداشت. در دادن صدقه و رسیدگی به محرومین زبانزد خاص و عام بود. حضرت نسبش را در مسافرت پنهان مي‌كرد و دو بار اموالش را در راه خدا تقسيم كرد.

چگونگي ترويج و گسترش تشيع با آزاد كردن بردگان از سوي امام سجاد(ع)؟

امام سجاد(علیه السّلام) چگونه با آزاد كردن بردگان، در ترويج و گسترش تشيّع گام بر مي‌داشت؟

از جمله تلاش‌های امام سجاد(ع) که هم جنبه دینی داشت و هم سیاسی، توجه به قشری بود که از زمان خلیفه دوم به بعد و مخصوصاً در عصر امویان، مورد شدیدترین فشارهای اجتماعی بودند. بردگان و کنیزکان، متحمل سخت‌ترین کارها شده و از طرف اربابان مورد اهانت‌های شدیدی قرار می‌گرفتند. امام سجاد(ع)، همانند امیر المؤمنین(صلوات الله علیهما) که با برخورد اسلامی خویش بخشی از موالی عراق را به سمت خویش جذب کرد، کوشید تا حیثیت اجتماعی این قشر را بالا برد. امام در حالی که نیازی به بردگان نداشت، آنها را می‌خرید. این خریدن تنها برای آزاد کردن آنها بود. گفته‌اند امام قریب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان که چنین نیّتی از امام می‌دیدند، خود را در معرض او می‌نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد(ع) در هر ماه و روز و سالی به آزادی آنها می‌پرداخت؛ به طوری که در شهر مدینه عده زیادی، همچون یک لشکر از موالی آزاد شده، از زن و مرد، به چشم می‌خورد که همگی از موالی امام بودند. هیچ برده‌ای را بیش از یک سال نگه نمی‌داشت و حتی پس از آزادی، اموالی هم در اختیار آنها می‌گذاشت. در این مدت آنها از نزدیک با امام سجّاد(ع) و شخصیت عظیم علمی و اخلاقی و تقوایی حضرت آشنا می‌شدند و طبیعی بود که در قلوب بسیاری از آنها علاقه‌ای نسبت به امام سجاد(ع) و جریانات شیعی به وجود آید.

جریان جنگ «جمل»

ماجرای جنگ جمل چه بود؟ و امام چه برخوردی با پيمان شكنان جنگ «جمل» كردند؟

در آغازین روزهای خلافت امام علی(ع)، نخستین جنگ داخلی مسلمانان اتفاق افتاد و جنگ جمل، با تحریک گروهی پیمان شکن، و به رهبری طلحه، زبیر و عایشه به وقوع پیوست. آنان با لشكری عازم بصره شدند. امام علی(ع) نیز با سپاهی عازم بصره شد. با آغاز جنگ از سوي دشمن، طلحه بدست مروان كشته شد و زبير هم كناره گرفت، و سرانجام دشمن شكست خورد. امام دستور دادند فراریان را تعقیب نکرده و اسرا و مجروحین را نکشند. در پایان جنگ حضرت(ع) افرادی چون مروان و فرزندان عثمان را آزاد کرد و عايشه را نيز با احترام به مدينه فرستاد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قالَ الرّضا عليه السّلام :

يَا ابنَ شَبيبٍ! اِنْ کُنْتَ باکِياً لِشَئٍ فَاْبکِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلىّ بْنِ اَبى طالبٍ عليه السّلام فَاِنَّهُ ذُبِحَ کَما يُذْبَحُ الْکَبْشُ.

بحارالانوار، ج 44، ص 286