معنای توکّل
معنای توکّل چیست؟
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
معنای توكّل سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست و چنین معنایی ارتباطی وثیق با معنای لغوی این واژه دارد. «توكّل» از مادّه «وكالت» به معناى انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگرى است.
اولا: یکی از لوازم و ویژگی های نظام احسن، وجود تفاوت در استعداد و توانایی ها و ظاهر مخلوقات است. اگر انسان ها همانند بودند، هرگز زندگی اجتماعی که کمال محسوب می شود، ادامه نمی یافت و مشکلات عدیده ای را در پی داشت. چرا که افراد انسان باهم يك درخت بزرگ و بارور را تشكيل مى دهند كه هر دسته بلكه هر فردى رسالت خاصى در اين پيكر بزرگ بر عهده دارد، و متناسب آن دارای ویژگی هایی است.
ثانیا: در ميان افراد بشر يك سلسله تفاوتهاى مصنوعى نیز وجود دارد كه یا نتيجه مظالم و «ستمگرى» بعضى از انسانها نسبت به بعض ديگر است، یا حاصل «سبک زندگی» انسان و نحوه تعامل او با طبیعت و سایر انسان ها است. مسلما اين تفاوت ها را به حساب دستگاه آفرينش نمى توان گذارد.
ثالثا: هیچکدام از تفاوتهای طبیعی، مانع رشد و کمال نمی گردند. در قیامت نیز بر اساس توانایی انسانها حکم خواهد شد. از دید قرآن آنچه سعادت ابدی را در پی دارد تقوا و عمل صالح می باشد و آنچه به اقتضای حکمت الهی سبب فضیلت و برتری برخی از افراد شده، وسیله امتحان است و مسئولیّت ایشان را سنگین تر خواهد کرد.
علم سرچشمه قدرت، دانايى و توانايى است. در سوره «نمل» آنجا که به ماجرای حضرت سلیمان(ع) و ملکه سبأ اشاره شده، پس از آن که حضرت سلیمان(ع) امر به حاضر کردن تخت ملکه سبأ می نماید، دو نفر برای انجام این فرمان اعلام آمادگی کردند، در اینجا خداوند قدرت کسی را که از علم و دانش کتاب بهره مند بود، بیشتر از دیگری می داند.
در قرآن کريم براي هر مسئولیت، روى صفاتى متناسب با همان پست و مقام تكيه شده است؛ مثلا در مورد فرماندهان روى دو ويژگى مهم توانایی علمی و جسمی، در مورد كاركنان روى عنوان قوّت و امانت داری و در مورد حافظان بيت المال روى امانت و آگاهى تكيه شده است. البته با توجّه به اين كه مديريّت و فرماندهى به خاطر برنامه هاى پيچيده عصر ما نسبت به گذشته متفاوت شده، ناچار براى گزينش مديران بايد اصول كلّى و مشترك ياد شده را در نظر گرفت و يك سلسله شرايط ويژه كه متناسب با همان بخش است را به آن افزود.
«علم» و «قدرت» دو ملاک مهم در گزينش فرمانده است. قرآن در قضیه انتخاب «طالوت» به عنوان فرمانده بنی اسرائیل توسط خداوند روی این دو خصوصیت او تاکید کرده و آنها را دلیل انتخاب شدنش می داند. اين سخن نشان می دهد كه در معيارهاى گزينش فرمانده، مهم «دانائى» و «توانائى» است. امام صادق(ع) مى فرمايند: «كسى كه بدون آگاهى كارى را انجام مى دهد، مانند كسى است كه از بيراهه سير مى كند، هر چه سريعتر برود از مقصد دورتر مى شود».
در متون دینی آثار والایی برای روزه بیان شده است. برای رعایت حرمت چنین عبادت مهمی باید از سوی خداوند به عنوان قانونگذار جریمه های سنگینی وضع شود تا کسی از آن تخطی نکند. علاوه بر آن چنین جریمه ای آثار تربیتی و روانی بسیار مثبتی برای توبه کنندگانی که می خواهند روح شان را از عصیان روزه خواری برهانند، دارد. از آن گذشته کفاره روزه منحصر در این یک مورد نیست و می توان با اطعام فقرا که خود عاملی جهت شکل گیری بیشتر عدالت اجتماعی است، این کفاره را به جا آورد.
در نهایت خداوند به تصریح آیه 286 سوره بقره «هیچ کس را، جز به اندازه توانایی اش، تکلیف نمى کند»؛ لذا فقها فرموده اند: كسى كه كفاره روزه بر او واجب شود، بايد يكى از اين دو (60 روز روزه گرفتن یا اطعام 60 فقیر) را انجام دهد و اگر هيچ يک از اينها برايش مقدور نيست، بايد يا 18 روز روزه بگيرد و يا چند مُدّ طعام به فقير بدهد و اگر نتواند هرچند روز را كه مى تواند روزه بگيرد و اگر آن را هم نتواند انجام دهد، بايد استغفار كند.
این میزان از رأفت و ارفاق در حکم کفاره نشان می دهد که هدف خداوند از تشریع چنین حکمی نه آزار بندگان و نه ظلم به آنهاست بلکه او توبه و رشد معنوی بندگان و نفوذ هر چه بیشتر عدالت اجتماعی در لایه های مختلف اجتماعی شان را مد نظر قرار داده است.
سرچشمه «ظلم» جهل، نیاز، ناتوانی، خود خواهی، کینه توزی و انتقام جویی است. گاهى ظالم به راستى نمى داند چه مى کند گاه نیاز به چیزى که در دست دیگران است او را وسوسه مى کند. گاه انسان قدرت و توانایى ادای حق را ندارد و گاه خودخواهى یا حسّ انتقام جویى و کینه توزى او را وادار به ظلم مى کند. امّا با توجّه به این که هیچ یک از این صفات زشت و کمبودها در وجود مقدّس خداوند راه ندارد، معنى ندارد مرتکب ظلمى شود.
الإمام عليٌّ(عليه السلام)
الإيثارُ أعلى الإحسانِ
ايثار، بالاترين نيکوکارى است
ميزان الحکمه، جلد 1، ص 22