«درخواست ازدیگران» از منظر وهابیت و مسلمانان
مصطفی مهاجر
مقدمه
از دیدگاه اسلام، درخواست و طلب کردن از افراد زنده، منعی ندارد، چنان که قرآن مؤمنین را تشویق میکند به اینکه از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) طلب دعا واستغفار کنید؛ «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً»؛[1] (و اگر آنان هنگامى كه [با ارتكاب گناه] به خود ستم كردند، نزد تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند، و پيامبر هم براى آنان طلب آمرزش مى كرد، يقيناً خدا را بسيار توبه پذير و مهربان مى يافتند). از این رو، از منظر هیچ یک از فرق اسلامی، طلب کمک کردن از احیاء، (مانند درخواست طلب آمرزش از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در زمان حیات ایشان غیر مشروع نمی باشد.
ولیکن نسبت به درخواست و طلب کردن از اموات، (مانند درخواست طلب آمرزش از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در زمان ممات ایشان) میان مسلمانان و وهابیت اختلاف وجود دارد. مسلمانان درخواست و طلب کردن از اموات، را جائز می دانند، ولیکن فرقه نوظهور وهابیت، مطلق ندای اموات را شرک اکبر و کفر می دانند، چنان که محمد بن عبدالوهاب در نوشته هایش به این امر تصریح کرده است. وی در پاسخ به کسی که قائل به جواز توسل است، می نویسد:
«ویقال له ... وأن الاعتماد على الصالحين ودعاءهم لا يدخل في ذلك، فهذا يرده ما ذكره الله في كتابه من كفر من تعلق على الملائكة وعيسى والصالحين، فلا بد أن يقر لك أن من أشرك في عبادة الله أحدا من الصالحين فهو الشرك المذكور في القران، وهذا هو المطلوب»؛[2] (اینکه اعتماد بر صالحین و دعاء آن ها داخل در عبادت اصنام نیست، (این سخن) باطل بوده و رد می شود، چرا که خداوند در کتابش کسانی را که به ملائکه و عیسی و صالحین (توسل) دارند را، کافر دانسته است. پس شرک در قرآن همان شرک کسانی است که با خداوند، صالحین را نیز عبادت می کنند).
اتباع محمد بن عبدالوهاب نیز همان مطالب او را، با عباراتی دیگر، تکرار کرده اند. مثلاً سلیمان، نوه ابن عبدالوهاب، در شرح خود بر کتاب پدربزرگش، با ادّعای اینکه بزرگترین شرک، شرک در دعا کردن می باشد، می نویسد:
«شرک در دعا نسبت به شرک در دیگر انواع عبادت، سزاوارتر به شرک بودن است، بلکه شرک در دعا، بزرگ ترین شرک مشرکانی بوده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به سوی آن ها مبعوث شده است؛ زیرا آن ها به درگاه پیامبران و صالحان و فرشتگان دعا می کردند تا نزد خدا از آن ها شفاعت کنند و به همین دلیل، وقتی مشکلاتِ بسیار سخت پیش می آمد، همه آن شرک ها را فراموش و خالصانه به درگاه خدا دعا می کردند».[3]
هم چنین عبدالعزیز بن باز، مفتی وهابیان، در عصر خود می نویسد:
«دعا از مصادیق عبادت است، و هر کس در هر بقعه ای از بقعه های زمین بگوید: یا رسول اللَّه، یا نبی اللَّه، یا محمّد به فریاد من برس، مرا دریاب، مرا یاری کن، مرا شفا بده، امّتت را یاری کن، بیماران را شفا بده، گمراهان را هدایت فرما یا امثال اینها، با گفتن این جمله ها برای خدا شریک در عبادت قرار داده و در حقیقت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را عبادت کرده است».[4]
بن باز هم چنین معتقد است که دعای غایب نیز شرک اکبر است، وی می نویسد:
«لأن دعاء الغائب بدون الآلات الحسیه معناه اعتقاد أنه یعلم الغیب أو أنه یسمع دعاءک وإن بعد»؛ (چون دعای غائب (صدا زدن و ندا) بدون آلات حسی معنایش این است که اعتقاد به علم غیب او داری یا اعتقاد داری که او صدای تو را می شنود، اگرچه دور است!).[5]
نقد و بررسی
با توجه به آن چه از سخنان وهابیت ذکر شد، درخواست و طلب کمک کردن از اموات، شرک اکبر و کفر می باشد، در حالی که این سخن دارای اشکالات متعددی می باشد، که در ذیل برخی از آن ها ذکر می گردد.
اولا: چگونه می شود که درخواست از فرد زنده عین توحید باشد، ولیکن درخواست همان دعا از فرد میت عین شرک به شمار رود، در حالی که ماهیت عمل یکی است، جز اینکه طرف (درخواست شونده) یکی در قید حیات است، و در دیگری رخت از جهان بربسته است، و هرگز هیچ موحّدی، حیات و موت را میزان توحید و شرک معرفی نکرده است. آری، حیات و موت می تواند در مفید بودن و نبودن این درخواست مؤثر باشد، امّا در توحید و شرک تأثیری ندارد.
ثانیا: چنان که بیان شد، از نظر وهابیت، صرف درخواست دعا از فرد میّت شرک و کفر اکبر به شمار می رود، بدون آن که نیت و اعتقاد به الوهیّت و ربوبیّت برای آن ذکر کنند. این در حالی است که از نظر مسلمانان، در عبادت کردن، (اعتقاد به الوهیت و ربوبیت داشتن) یکی از ارکان عبادت محسوب می شود،
چنان که طبری، مفسّر اهل سنّت، خضوع با تذلل برای خدا را عبادت می داند، چنان که می نویسد: «معنی العباده الخضوع لله بالطاعه والتذلل له بالاستکانه».[6]
و یا ابن عاشور، از مفسّران اهل سنت، در ارتباط با معنای عبادت می نویسد:
«أنها إظهار الخضوع للمعبود و اعتقاد أنه یملک نفع العابد و ضرّه ملکا ذاتیا مستمرا، فالمعبود إله للعابد کما حکی اللّه قول فرعون «وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ»»؛[7] (عبادت اظهار خضوع برای معبود است با این اعتقاد که او ذاتاً و مستمراً، مالک نفع و ضرر عابد است؛ پس معبود اله عابد است).
بنابراین صرف درخواست دعا از فرد میّت، نمی تواند موجب شرک و کفر کسی باشد، چرا که اعتقاد به الوهیّت و ربوبیّت در آن وجود ندارد، و هیچ گاه مسلمانان از اولیاء الهی، با این اعتقاد چیزی را درخواست نمی کنند.
ثالثا: با نگاهی به سیره مسلمانان به وضوح روشن می گردد، که درخواست و طلب از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در سیره مسلمانان وجود داشته، و تا قبل از پیدایش فرقه وهابیت، نه تنها کسی آن را منع نکرده است، بلکه به وجود پیامبر توسل می کردند. چنان که سمهودی، از عالمان اهل سنّت، در بیان جواز استغاثه و شفاعت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)، و سیره مسلمانان در این خصوص می نویسد:
«اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبي (صلی الله علیه و آله وسلم) وبجاهه وبركته إلى ربه تعالى من فعل الأنبياء والمرسلين، وسير السلف الصالحين، واقع في كل حال، قبل خلقه صلى الله تعالى عليه وآله وسلم وبعد خلقه، في حياته الدنيوية ومدة البرزخ وعرصات القيامة»؛[8] (بدان که استغاثه به پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) و طلب شفاعت از ایشان و (توسل) به جاه و برکت او به سوی خدا، از کارهای انبیاء و مرسلین میباشد و سیره سلف صالح بر آن است که قبل از خلقت ایشان، بعد از خلق و در زمان حیات دنیوی و در حیات برزخی و در قیامت انجام می گیرد).
تقی الدین سبکی از بزرگان اهل سنّت، ضمن نیکو دانستن امر توسل، از سیره مسلمانان در مسئله توسل سخن گفته و بیان می دارد:
«اعلم انّه يجوز ويحسن التوسّل والإستغاثة والتشفّع بالنبي (صلّی الله علیه وآله وسلّم) إلى ربّه سبحانه وتعالى وجواز ذلك وحُسنه من الأمور المعلومة لكلّ ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء و المرسلين وسير سلف الصالحين والعلماء والعوام من المسلمين، ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان، ولا سمع به في زمن من الأزمان»؛[9] (بدان كه جايز و نیکو است توسل و استغاثه و طلب شفاعت از پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نزد پروردگار سبحان و بلندمرتبه، و جواز و حُسن آن از امور معلوم نزد هر صاحب دين بوده و معروف از فعل انبياء و مرسلين و سيره سلف صالح و علما و عوام از مسلمانان است، هيچ ديندارى آن را انكار نكرده و به گوش هيچ كس در هيچ زمانى نخورده است).
نووی از دیگر علماء اهل سنّت، نیز در کتاب "المجموع شرح المهذّب" ضمن تبیین کیفیت زیارت نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله)، به سیره اصحاب اشاره می کند، چنان که می نویسد:
«ثم يرجع إلى موقفه الأول قبالة وجه رسول الله (صلى الله عليه و أله و سلم) ويتوسل به في حق نفسه ويستشفع به إلى ربه سبحانه وتعالى ومن أحسن ما يقول ما حكاه الماوردي والقاضي أبو الطيب وسائر أصحابنا عن العتبي مستحسنين له قال (كنت جالسا عند قبر رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) فجاء أعرابي فقال السلام عليك يا رسول الله سمعت الله يقول (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما)»؛[10] (سپس زائر به روبروی صورت مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) برگردد و در حق خودش، به ایشان توسل کند و از آنحضرت بخواهد که نزد خدای متعال، شفاعتش را انجام دهد. این مسئله، مسئله ای مرسوم در بین صحابه بوده است چنانکه ماوردی و غیر او نقل کرده اند که شخصی نزد حضرت رسول صلی الله علیه وآله شرفیاب شد و با استناد به آیه 64 سوره نساء از حضرت درخواست نمود تا شفاعتش را انجام بدهد).
بنابر آن چه ذکر شد، درخواست و طلب کردن از اموات، (صالحین و اولیاء)، یکی از مسائلی است که در سیره مسلمانان وجود داشته و در جواز آن نزد مسلمین هیچ گونه ابهامی وجود ندارد.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.