پاسخ اجمالی:
در احادیث ائمه علیهم السّلام و آموزه های مربوط به سیره تاریخی آن بزرگواران، درس های زیادی درباره آثار شجاعت به چشم می خورد. به عنوان مثال در فرمان مالك اشتر كه جامع ترين فرمان الهى سياسى براى كشوردارى است، در موارد متعدّدى به اين مسأله اشاره شده است. در يك جا حضرت امیرالمؤمنین (ع) به مالك هشدار مى دهد كه افراد ترسو و حريص را جزء مشاوران خود قرار ندهد. در جاى ديگر در مورد فرماندهان بزرگ لشكر مى فرمايد: «رابطه خود را با افراد با شخصيّت و اصيل و خاندان هاى صالح و خوش سابقه برقرار ساز، سپس با افراد شجاع و با شهامت و سخاوتمند و بزرگوار همكارى داشته باش، چراكه آنها كانون بزرگوارى و مركز نيكى هستند». در اينجا امام (ع) مسأله شجاعت و شهامت را از اصول اساسى صفات برجسته انسانى و فرماندهان لشكر يا كارگزاران به طور عام شمرده است.
پاسخ تفصیلی:
نقطه مقابل صفت رذيله جُبن و ترس، همان «شجاعت و دليرى» است. شناخت مفهوم جُبن و ترس بدون شناخت مفهوم شجاعت مشكل است؛ همان گونه كه شناخت مفهوم شجاعت بدون شناخت جُبن و ترس دشوار مى باشد.
در احادیث ائمه علیهم السّلام و آموزه های مربوط به سیره تاریخی آن بزرگواران، درس های زیادی درباره آثار شجاعت به چشم می خورد.
۱. در فرمان مالك اشتر كه جامع ترين فرمان الهى سياسى براى كشوردارى است، در موارد متعدّدى به اين مسأله اشاره شده است. در يك جا حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام به مالك هشدار مى دهد كه افراد ترسو و حريص را جزء مشاوران خود قرار ندهد.[1] در جاى ديگر در مورد فرماندهان بزرگ لشكر مى فرمايد: «ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ لصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْكَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ؛[2] رابطه خود را با افراد با شخصيّت و اصيل و خاندان هاى صالح و خوش سابقه برقرار ساز، سپس با افراد شجاع و با شهامت و سخاوتمند و بزرگوار همكارى داشته باش، چراكه آنها كانون بزرگوارى و مركز نيكى هستند». در اينجا امام عليه السّلام مسأله شجاعت و شهامت را از اصول اساسى صفات برجسته انسانى و فرماندهان لشكر يا كارگزاران به طور عام شمرده است.
۲. در بیانات دیگری از خود حضرت علی علیه السّلام در ستایش شجاعت مى خوانيم: «الشَّجَاعَةُ زَيْنٌ،[3] شجاعت زينت است».
۳. امیرالمؤمنین در جایی دیگر می فرماید: «السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ غَرَائِزُ شَرِيفَةٌ يَضَعُهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِيمَنْ أَحَبَّهُ وَ امْتَحَنَهُ؛[4] سخاوت و شجاعت صفات شريفى است، كه خداوند سبحان آن را در وجود كسانى كه دوست شان دارد و آزموده است، قرار مى دهد».
۴. پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله در مقام ذكر افتخارات اهل بيت طاهرينش، هفت صفت را ذكر مى كند، كه يكى از آنها «شجاعت» است.[5]
۵. در حديث «ليلة المبيت»، همان شبى كه على عليه السّلام به جاى پيامبر صلّى الله عليه و آله در بسترش خوابيد، تا آن حضرت هجرت به مدينه را آغاز كند، مى خوانيم که صبحگاهان هنگامى كه محاصره كنندگان خانه پيامبر به درون خانه ريختند و به سوى بستر حمله كردند، على عليه السّلام را به جاى پيامبر ديدند، و با سخنان زشتى نسبت به مقام والاى ایشان اهانت كردند. امام فرمود: اين سخنان را درباره من مى گوييد در حالى كه خداوند افتخارات بزرگى به من داده. از جمله آن افتخارات ذکر فرمود: «... بَلِ اللَّهُ تَعَالَى قَدْ أَعْطَانِي ... وَ مِنَ الشَّجَاعَةِ مَا لَوْ قُسِمَ عَلَى جَمِيعِ جُبَنَاءِ الدُّنْيَا لَصَارُوا شَجْعَاناً؛[6] خداوند آن قدر شجاعت به من عطا فرموده، كه اگر بر تمام افراد ترسو و جبان دنيا تقسيم شود، همه شجاع خواهند شد».
۶. در خطبه معروف امام سجّاد على بن الحسين عليه السّلام در شام نيز مى خوانيم كه امام در آغاز خطبه تكان دهنده و تاريخی اش فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ أُعْطِينَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ أُعْطِينَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ...؛[7] اى مردم! خداوند شش موهبت به ما عطا فرموده و به هفت چيز ما را برترى داده است. آن شش موهبت عبارت است از علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبوبيّت در دل هاى مؤمنان ...».
۷. امام صادق علیه السّلام فرمود: گروهى از اسيران را خدمت پيامبر صلّی الله عليه و آله آوردند. آن حضرت به خاطر جناياتى كه آنها انجام داده بودند، دستور قتل آنها را صادر كرد، به استثناى يك نفر. آن فرد تعجّب نمود و عرض كرد چگونه مرا از ميان همه آنها آزاد كردى؟! فرمود: جبرئيل از سوى خدا اين خبر را به من داده است كه تو داراى پنج صفت هستى كه خدا و پيامبرش آن را دوست دارند: «... أَنَّ فِيكَ خَمْسَ خِصَالٍ يُحِبُّهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولُهُ الْغَيْرَةَ الشَّدِيدَةَ عَلَى حَرَمِكَ وَ السَّخَاءَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ صِدْقَ اللِّسَانِ وَ الشَّجَاعَةَ ...؛[8] غيرت شديد نسبت به ناموست و سخاوت و خسن خلق و راستگويى و شجاعت». هنگامى كه آن مرد اسير آزاد شده اين سخن را شنيد اسلام آورد و در زمره مسلمانان شايسته قرار گرفت.[9]
از این احاديث و نقل های تاریخی، ارزش والاى فضيلت شجاعت كاملا روشن مى شود. ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى رسد كه «شجاعت» معنای وسيع و گسترده اى دارد كه دليرى در ميدان نبرد يكى از شاخه هاى آن است. شجاعت در ميدان سياست، در مسائل علمى و ابراز و اظهار نظرات جديد منطقى و نوآوری ها و شجاعت در مقام قضاوت و داورى و مانند آن هر كدام يكى از شاخه هاى مهمّ شجاعت محسوب مى شود.
لذا در بعضى از روايات مى خوانيم: «الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ؛ صبر نوعى شجاعت است». یا در حديثی از امام على عليه السّلام آمده است: «أَشْجَعُ النَّاسِ أَسْخَاهُمْ؛[10] شجاع ترين مردم كسى است كه از همه با سخاوت تر باشد». یا در جایی دیگر از همان بزرگوار با این مضمون مواجه می شویم که: «لَوْ تَمَيَّزَتِ الْأَشْيَاءُ، لَكَانَ الصِّدْقُ مَعَ الشَّجَاعَة،ِ وَ كَانَ الْجُبنُ مَعَ الْكَذِبِ؛[11] هرگاه اشياء از هم جدا شوند [و گروه بندى گردند]، صدق و راستى در كنار شجاعت، و ترس در كنار دروغگويى قرار خواهد گرفت».
اين احاديث هر كدام به يكى از شاخه هاى شجاعت اشاره مى كند كه در مفهوم جامع اين واژه درج شده است.[12]
منبع: اخلاق در قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.