آثار و پيامدهاى توكّل‏

توكّل چه آثار و ثمراتی دارد؟

آثار مثبت و پیامدهای تعالی بخش توكّل فراوان اند؛ از جمله: ۱. نخستين اثر مثبتى كه در آنها به وجود مى آيد، مسئله اعتماد به نفس و ايستادگى و مقاومت در برابر مشكلات است. ۲. توكّل، بسيارى از صفات زشت و رذيله مانند حرص، حسد، دنياپرستى، بخل و تنگ نظرى را از انسان دور مى‏ کند. ۳. توكّل بر خداوند نور اميد را در دل انسان روشن می کند و به همین خاطر، توان و استعداد انسان شكوفا مى گردد و خستگى راه بر او چيره نمى شود و در همه حال احساس آرامش مى كند. ۴. توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را نیز افزایش می دهد و روشن بينى خاصّى به انسان مى دهد. ۵. توكّل بر خدا آدمى را از وابستگى ها كه سرچشمه ذلّت و بردگى است، نجات می دهد.

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

بر چه كسى بايد توكّل كرد؟

ذاتی که اتّکا و توکّل بر او مستقر می گردد، باید دارای این ویژگی ها باشد: نخست اينكه زنده باشد؛ دوّم اينكه حياتش جاودانى باشد؛ سوّم اينكه علم و آگاهی او همه چيز را در برگيرد؛ چهارم اينكه قدرت بر همه چيز داشته باشد؛ پنجم اينكه حاكميت و تدبير و اداره همه امور در كف با كفايت او باشد. مى دانيم اين صفات تنها در ذات پاك خدا جمع است.

راه هاى رسيدن به توكّل‏

انسان چگونه به حقيقت «توكّل» نزديك و در زمره متوكّلان حقيقى قرار مى گيرد؟

علماى علم اخلاق براى رسيدن به توكّل، راه هايى ارائه كرده اند كه هر كدام عامل مؤثرى براى كسب اين فضيلت بزرگ اخلاقى است؛ از جمله: توجّه به «توحيد افعالى» و باور عمیق به اين كه همه چيز در اين عالم مستند به خداست و سرچشمه و مسبب الاسباب اوست و تأثير هر عاملى به فرمان او انجام می پذیرد.

درجات توكّل‏

توكّل چه مراتب و درجاتی دارد؟

بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كرده اند:

نخست اينكه اعتماد و اطمينان انسان به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد و كار خود را به او وا مى گذارد، بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد. اين ضعيف ترين درجات توكّل است.

دوّم اينكه حال انسان در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك به مادر باشد. او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمى شناسد و به غير او اعتماد ندارد و چون او را ببيند، به دامن وى مى آويزد و اگر مادر حضور نداشته باشد، هر حادثه اى براى او پيش آيد، فوراً مادر را صدا مى كند و به هنگام گريه او را مى طلبد. بى شك اين درجه اى بالاتر از توكّل است؛ زيرا در اين حالت انسان غرق عنايات حق است و جز او كسى را نمى بيند و در مشكلات غير او را صدا نمى زند.

مرحله سوّم كه از اين هم بالاتر است اين است كه آدمی در برابر خدا هيچ گونه اراده اى از خود نداشته باشد؛ هر چه او بخواهد، همان مطلوب اوست و هر چه او نخواهد، مورد بى اعتنايى اوست.

راه هاى كسب صفت سخاوت

چگونه می توان صاحب صفت سخاوت شد؟

بى شك ايمان به آخرت نقش مهمّى در پرورش فضيلت هاى اخلاقى دارد. چون شخص سخىّ ايمان دارد كه آنچه در نزد او بماند، فانى شدنى است و فقط آنچه در نزد پروردگار ذخيره گردد، باقى و جاودان خواهد بود. علاوه بر آن اين فضيلت اخلاقى مانند ساير فضايل با تعليم و تربيت و انديشه و تفكّر و تمرين و ممارست حاصل مى شود. همچنين دقت در آثار و بركات و پيامدهاى مهمى كه براى «سخاوت» پیش از این بیان شد، مشوّق مؤثرى برای پرورش فضیلت سخاوت خواهد بود. مطالعه تاريخ زندگى سخاوتمندان و بخيلان و مقايسه آن دو با يكديگر نيز در ايجاد اين «سخاوت اخلاقى» بسيار مؤثر است. در ضمن، اگر پدر و مادر و معلّم و استاد كودكان را از آغاز عمر به «سخاوت» عادت دهند، اين فضیلت اخلاقی به آسانى در وجود آنها ريشه مى دواند.

عدالت برتر است يا جود و بخشش؟

عدالت برتر است يا جود و بخشش؟

نتيجه عدالت اين است كه هر كسى در جامعه به حق خويش برسد و هرچيز در جاى خود باشد. روشن است كه در اين صورت تمام افراد اجتماع به تلاش و كوشش بر مى خيزند، تا بتوانند حق عادلانه خود را بگيرند. در نتيجه جامعه در سايه عدالت، شكوفا و فعال و مترقى مى شود. امّا جود و بخشش چنين نيست. زيرا چيزى اضافه بر استحقاق افراد است كه البته در جاى خود بسيار خوب و شايسته است. ولى اى بسا همين صفت خوب و شايسته سبب شود كه عده اى به تنبلى روى آورند و تلاش و كوشش را كم كنند و به انتظار جود و بخشش سخاوتمندان بنشينند.

از طرفی عدالت امرى است فراگير كه تمام جامعه انسانى مى توانند از آن بهره مند گردند و در سايه آن به زندگى آبرومندى ادامه دهند. در حالى كه جود و بخشش فراگير نيست و هميشه موضعى و محدود است و روشن است چيزى كه آثار مثبت آن همه افراد جامعه را فرامى گيرد، از چيزى كه جنبه محدود دارد بهتر و اشرف و افضل است.

سخاوت در منابع حديثی

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در روايات اسلامى تعبيرات بسيار والايى درباره «جود» و «سخا» ديده مى شود كه در نوع خود كم نظير است. برای نمونه چند عنوان از آنها را از نظر می گذرانیم: 1. پیامبر اکرم (ص) مى فرمايند: «السَّخاءُ خُلْقُ اللّهِ الاعْظَمُ؛ سخاوت اخلاق بزرگ الهى است». 2. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «إِنَّ السَّخِيَّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ؛ همانا سخاوتمند نزديك به خدا، نزديك به مردم و نزديك به بهشت است». 3. اميرمؤمنان (ع) مى فرمايند: «غَطُّوا مَعَايِبَكُمْ بِالسَّخَاءِ فَإِنَّهُ سَتْرُ الْعُيُوبِ؛ عيوب خويش را با سخاوت بپوشانيد، زيرا سخاوت پوشاننده عيب ها است». 4. در حديثى ديگر نيز مى فرمايند: «مَا اسْتُجْلِبَتِ الْمَحَبَّةُ بِمِثْلِ السَّخَاءِ وَ الرِّفْقِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ؛ هيچ چيزى مانند سخاوت و مدارا كردن و حسن خلق جلب محبت نمى كند». 5. امام صادق (ع) مى فرمايند: «شَابٌّ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ؛ جوان سخاوتمند آلوده به گناه، نزد خدا محبوب تر از پيرمرد عابد بخيل است».

ارزش سخاوت در آیات قرآن

صفت «سخاوت» چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

در آیه ۹ سوره حشر سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند. خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد.   در آیات ۸ و ۹ سوره انسان (دهر) سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند. خداوند از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است.   از ديد قرآن «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود.   از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمام علىٌّ(عليه السلام)

عندَ الإيثارِ على النَّفْسِ تَتَبيّنُ جَواهِرُ الکُرَماءِ

هنگام ايثار است که گوهر بزرگواران آشکار مى شود

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 24