جایگاه روش شناسی مسائل اعتقادی، در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
عبدالحسین خسروپناه[1]- مجتبی جولایی فر[2]
مجموعه مقالات منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دفتر اول
پرسش و پرسشگری اعتقادی از لحظه نخستین خلقت انسان، همزاد بشر شد. آنگاه که خدای متعال فرشتگان را از آفرینش خلیفه ای در زمین آگاهی داد و ملائکه الهی پرسیدند: «أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَك؛ آیا كسى را در آن قرار مى دهى كه فساد و خونریزى كند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا مى آوریم، و تو را تقدیس مى كنیم». (بقره:30)
اهمیت و جایگاه مباحث اعتقادی، به مرتبه ای است که امیرالمومنین در وصف آن می فرماید: «أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُه؛[3] اساس دین و اعتقاد هر مسلمانی، معرفت و شناخت به خداوند است».
دانش عقائد یا کلام اسلامی، تعاریف گوناگونی با رویکردهای موضوع محور، غایت نگر یا مبتنی بر روش را تجربه کرده است.[4] اما تعریف برگزیده که نسبت به مسائل این علم جامع نگر و با توجه به اهداف دانش کلام تنظیم شده، از این قرار است: «علم كلام، علمى است كه از معارف و اصول اعتقادات بحث مى كند؛ یعنى امورى كه هدف از آنها شناخت و ایمان و اعتقاد است كه به قلب و فكر مربوط مى شود، مانند مسائل مربوط به مبدأ، معاد، نبوّت، وحى، ملائكه و امامت».[5]
کلام اسلامی به عنوان علم مهارتی، شاخه ای از دین پژوهی است و متکلمان وظیفه پاسبانی از مرزهای اعتقادی اسلام را بر عهده دارند و اهداف علم کلام، استنباط و استخراج گزاره های اعتقادی است که شامل مراحل تبیین، تنظیم و اثبات مدعیات اعتقادی و عقلانی کردن آنها و پاسداری از آموزه های دینی و زدودن شبهات از آنها با روش های برون و درون دینی مانند: روش عقلی، نقلی، تجربی و وجدانی با رویکردهای استدلالی، توصیفی و تفسیری است.[6]
گفتار اول: کلیات
مفاهیم
تبیین پاره ای از مفاهیم اصلی این نگاشته لازم است، تا ورود به مباحث را آسان سازد؛ مفاهیمی مانند روش شناسی اعتقادی، روش استنباط، روش استدلال و مسایل و شبهات اعتقادی در تبیین مفاهیم بیان می گردد.
1. روش شناسی اعتقادی
تصور «روش شناسی اعتقادی»، متوقف بر آشنایی با سه واژه «روش»، «روش شناسی» و «اعتقاد» است.
واژه «روش» اسم مصدر و معادل کلمه «مِتُد»[7] در انگلیسی و در زبان فارسی به طریقه، قاعده، قانون، راه، شیوه و اسلوب، رسم و آئین معنا شده و در لغت عرب، «نهج» نامیده می شود[8] و در اصطلاح به سه چیز اطلاق خواهد شد:
برنامه و راهکارهایی است که افراد و گروه ها برای رسیدن به مقصودی دنبال می کنند؛
مجموع فعالیت هایی که رسیدن به مقصدی را میسّر می کنند؛
مجموعه وسایل و طرقی که وصول به منظور و هدفی را ممکن می سازد.[9]
در این سه معنا، روش متضمن تلاش فرد یا افرادی با برنامه و فعالیت و راه منظم است که هدف مشخصی را دنبال می کنند.
روششناسی یا دانش روش ها، رشته ای است که با مطالعه منظم و منطقی، اصول تفحص علمی را ترسیم می نماید،[10] اما با نگاهی عمیق تر، «روش شناسی» یا «متدولوژی»[11] دانشی است که با دو رویکرد درجه اول و درجه دوم به معرفی کاربست روش های معرفت می پردازد و به مجموعه ای از ابزارها و منابع معرفتی همچون حس و تجربه، عقل و وحی و نیز به شیوه های گردآوری اطلاعات و واکاوی آنها اطلاق می شود.
روش شناسی دربرگیرنده قواعد کلی درست اندیشیدن برای نقد و تحلیل اندیشه ها و همچنین فرآیند استدلال و استنتاج در یک یا چند دانش را مورد بررسی قرار می دهد. این مطالعه گاه با نگاه درجه دوم به عملکرد عالمان توجه و روش های گردآوری و داوری و کاربست آنها را شناسایی می کند تا بتوان به مدد آن به توصیه و تبعیت از روش شناسی عالمان سفارش کرد. همچنین به صورت منطقی روش های گردآوری را کشف و بدان اهتمام می ورزد.[12]
واژه «اعتقاد»[13] مصدر و از ریشه عقد به معنای شدت وثوق و اعتماد به چیزی[14] و در لغت فارسی به معانی در دل گرفتن و قرار دادن در دل، یقین کردن، تصدیق کردن و عقد قلب و دل برچیزی بستن و بدان ایمان آوردن توصیف شده است.[15]
اعتقاد در اصطلاح به معنای ایمان به مبدأ و معاد است که بدون این دو رکن اصلی بینشی اسلام، هیچ برنامه اخلاقی و عملی نتیجه بخش نیست و با فقدان ایمان به آغاز و انجام، بشر توان پیمودن راه حق و عدالت و سعادت را نخواهد داشت.[16]
بنابراین اعتقادات همان ایمان و باور به معارف دینی است که مستند به منابع معرفتی دین بوده و دانش کلام اسلامی عهدهدار بحث و فحص از این معرفت است.
مقصود از روششناسی اعتقادی واکاوی اعتقادات با شیوه توصیفی تحلیلی است که با نگاه درجه دوم به اندیشه ورزی و عملکرد و عملیات در معارف نظری دین مبتنی بر روش استنباطی و استدلالی مسائل اعتقادی را نشانه رفته است.
2. روش استنباط
واژه «استنباط» از ریشه نبط و بر وزن استفعال و به معنای استخراج شیء است.[17] این کلمه مترادف اجتهاد[18] به معنای استخراج احکام دینی از منابع معرفتی دین، به ویژه کتاب و سنت است. اگر چه اجتهاد بیشتر در فقه و به معنای استخراج حکم شرعی کاربرد دارد، اما با دقت بیشتر می توان دریافت که معنای اجتهاد و استنباط وسیع و محدود به فقه نبوده و گسترۀ آن شامل مسائل اعتقادی نیز می شود.[19]
استنباط در علوم اسلامی، امری ضروری و غیر قابل انکار است[20] و قدرت بر استنباط و اجتهاد نیازمند ممارست و تمرین فراوان است.[21] استنباط عالیترین مرحله استدلال[22] و اجتهاد و کوشش متفکر و اندیشمند مسلمان در کشف و گزارش معانی از متون اسلامی به یاری ابزارها و منابع معرفتی دین است.[23]
مقصود از روش استنباط در مسائل اعتقادی، شیوه های گردآوری و واکاوی مطالب و مسائل کلامی در قلمرو علم کلام به روش تبیین، تنظیم، اثبات و دفاع از گزاره های معرفتی شریعت اسلام است.
3. روش استدلال
واژه «استدلال» [24] از ریشه «دلل» بر وزن استفعال به معنای طلب دلیل است و در اصطلاح «ارائه دلیل» تعریف شده و خصوصیت آن اتقان مطالب و روشن بودن روش اثبات مدعا است.[25] استدلال با توجه به مبانی عقلی و نقلی نهفته در آن به استدلال عقلی و نقلی در اعتقادات و احکام شرعی تقسیم می شود. بحث از استدلال در دانش منطق بسیار گسترده بیان شده و اکثر مباحث دانش منطق که به هنر صحیح فکر کردن مشهور است، عهده دار بحث از روش صحیح اندیشه در حوزه استدلال است. بنابراین در روش استدلال به معرفت شناسی و کاربست دلیل می پردازیم.
4. مسائل و شبهات اعتقادی
مسائل، مفرد آن «سؤال» و در لغت به معنای طلب معرفت و درخواست دانایی است.[26] البته نقطه آغازین سؤال یا پرسش همیشه نبودن تصور کامل و صحیح یا عدم تصدیق مطلوب نیست. گاهی عناد و خصومت، جای جهل را تصرف کرده و منشاء اعتراض و طرح بحثی علمی می شود.
واژه شبهات مفرد آن «شبهه» است که از اشتباه مشتق شده و به التباس و پوشیدگی چیزی معنا می شود.[27] شبهه در اموری که جواز و حرمت و صحت و فساد و حق و باطل اشتباه شده، خودنمایی می کند.[28]
شبهه در اصطلاح از مقدمه یا مقدمات فاسد در تقدیر گرفته شده، تشکیل می شود که گمان انسان بر صحت آن است.[29]
انسان همیشه بر طبق روحیه حقیقت جویی، جویای مطلوبش نیست و برخی اوقات اسکات خصم و به کرسی نشاندن دیدگاه خویش، محرک ارائه مطلبی به دیگران بوده که ممکن است سبب گمراهی ایشان شود و از حق دورشان کند. در چنین صورتی که پرسشگر، مقصودش رفع جهل و پرده برداری از حقیقت پنهان از نظرش نیست و به دنبال مستور کردن واقعیت در ذهن فرد دیگری و یا به بیراهه بردن گروهی است، پرسش خود را در لباس شبهه نمایان می سازد.
گفتار دوم: جایگاه روش شناسی مسائل اعتقادی در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
ضرورت اهتمام به مسائل اعتقادی برای اندیشمندان مسلمان وقتی بیشتر احساس می شود که به آثار مخرب هجوم روز افزون عوامل استعمار به مبانی فکری و عقیدتی مسلمانان در جامعه اسلامی و حوزه های علمی دینی و دانشگاهی نظری افکنده و با انگیزه و جهاد عقیدتی درصدد مقابله با این جنگ فکری و فرهنگی به پا خیزند.
یکی از این مجاهدان صحنۀ جهاد فکری و فرهنگی آیت الله العظمی مکارم شیرازی است که در کنار تدریس دروس متداول فقه، اصول فقه و تفسیر، به آشنایی و آموزش طلاب علوم دینی با مباحث کلام اسلامی اهتمام ورزیده و شاگردان مبرزی تربیت و به جهان اسلام تقدیم نمود.[30]
امور اعتقادی دینی برای مسلمانان به ویژه جوانان بسیار اهمیت داشته و در رأس مسائل ایمانی قرار دارد؛ به گونه ای که اگر باورها تصحیح نشده باشد، شخص ممکن است از رسیدن به کمال انسانیت محروم شود و طعم ایمان واقعی را نچشد.[31] معظم له همواره در طول حیات پربرکت خویش در تلاش بوده تا با نوآوری و جذاب سازی مطالب دینی به پیشبرد علوم اسلامی گامی مؤثر و روبه جلو داشته باشد و کثرت آثار اعتقادی ایشان گواه آن است.
تعمیم مطالب و کیفیت بخشی به شیوه استنباط و استدلال اصول بینشی از خدمات شایان توجه و توصیه های معظم له است[32] و جایگاه روششناسی در منظومه فکری ایشان را می توان همچون روح در پیکره آموزه های باورمند دین اسلام تشبیه کرد که فرآیند ایجاد و تطوّر اندیشه را در حوزه بینش های اسلامی جان بخشی می کند.[33]
روش شناسی آیت الله العظمی مکارم شیرازی بر دو محور اصلی روش استنباط و استدلال استوار است و روش استنباط با روش تبیین، تنظیم و اثبات و روش دفاع در آثار معظم له سریال دارد تا علاوه بر فراگیری مسائل اعتقادی شیوۀ استنتاج و استدلال را به جویندگان حقیقت بیاموزد.
گفتار سوم: روش شناسی استنباطی مسائل اعتقادی
تعریف دانش کلام و ماهیت روش شناسی اعتقادی، تلاش متکلم را در دو حوزۀ معرفتی و مهارتی بیان کرده و روششناسی عقائد دینی نیز به دو بخش استنباط و استدلال منشعب می شود. در روش شناسی استنباط سخن پیرامون کاربست و روش تبیین و تنظیم گزاره های کلامی و در ادامه این فرایند از اثبات و دفاع آموزه های باورمند سخن به میان می آید؛ این مراحل در چهار گام ترسیم شده است. در ادامه، متکلم در روششناسی استدلال به گردآوری و داوری و کاربست منابع معرفتی اهتمام دارد.
متکلم باید همواره شرایط تبیین، تنظیم و اثبات مباحث کلامی را از جهت موضوع و مخاطب رعایت نماید. مهمترین شرط تبیین، رعایت اصل پرهیز از اصطلاحات پیچیده است و این وجه کمال یک اثر علمی است که زبانی ساده و قابل فهم برای همگان داشته باشد.[34] توجه به شرایط مخاطب و اصل مخاطب سنجی از دیگر شرایط تبیین مسئله است و بر اساس آن محقق باید با بیانی شیوا و بدون ابهامگویی مطالب را به دانش پژوهان منتقل کند[35] و نباید مصالح عموم را فدای نام و آوازه ای کند که می خواهد با استفاده از اصطلاحات مشکل و پیچیده برای خود مهیا کند؛ بلکه هدف باید متعالی و در مسیر رشد و رسیدن به کمال نویسنده و خواننده باشد.[36] شرط اساسی در تنظیم مسائل اعتقادی، ملاحظه وضعیت آموزه ها و تقدّم و تاخّر آنها است و خصوصیت مهم اثبات مسائل کلامی توجه به تقدم روش عقلی یا نقلی به نسبت موضوع و شرایط مخاطب است.[37] نظیر هنگامی که محقق در مبحث اثبات صانع، برهان حرکت را که دلیل عقلی و مقدم بر دلیل نقلی است در شمار یکی از براهین اثبات صانع محسوب می نماید، در این هنگام او باید پیش از ارائه برهان به تبیین موضوع برهان حرکت از منظر فلسفه اسلامی توجه نماید و به توضیح چیستی، وجود، ارکان و مقولاتی که در آن، حرکت واقع می شود، بپردازد[38] و با تنظیم منطقی مباحث به اثبات عقلی وجود خداوند توجه نماید تا فهم صحیحی از موضوع در ذهن مخاطب ایجاد شود. و یا در برهان امکان و وجوب که از براهین عقلی اثبات واجب الوجود است، با تبیین مفاهیم مرتبط به این برهان مخاطب را با مفهوم امکان و وجوب به زبانی ساده آشنا سازد و با ترتیب منطقی مقدمات استدلال، به اثبات خالق هستی بخش اهتمام ورزد.[39]
متکلم در روش شناسی استنباطی در صورتی به اهداف نهایی خویش در تبیین، تنظیم، اثبات و همچنین دفاع از اندیشه های اعتقادی دینی دست خواهد یافت که خود از مبانی دینی مستحکمی برخوردار باشد و توان تحلیل پرسش اعتقادی را به خوبی داشته و در مقام پاسخ، از وجود زمینه های فکری و اعتقادی پرسشگر آگاهی یافته و با شیوه های پاسخگویی آشنا باشد و نیز در به کارگیری ماهرانه دانسته های خویش، دقت لازم و مهارت کافی را بدست آورده باشد.
متکلم باید راهبرد خویش در ارائه مسائل اعتقادی را براساس چهار اصل ذیل تنظیم نماید تا وظیفه و رسالت خود را به خوبی انجام دهد. این چهار اصل عبارتند از:
1. از به کاربردن اصطلاحات پیچیده اجتناب کند.
2. صداقت در بحث علمی داشته باشد.
3. از تعصب اجتناب کند.
4. تلاش در نوآوری ارائه مطالب داشته باشد.[40]
الف) گام اول: روشتبیین
نخستین مؤلفه در روش شناسی استنباطی، روش تبیین است؛ زیرا تصور شیء مقدم بر تلاش برای اثبات آن است.
تبیین یا از مصدر «بان» به معنای ظهور است و یا از مصدر «بیّن» به معنای اظهار و انکشاف است.[41] تبیین به وضوح[42] بعد از ابهام و اجمال نیز گفته شده و کمال انکشاف از مجهولات را تبیان گویند.[43] تبیین در اصطلاح، اثبات به همراه دلیل را گویند.[44]
یکی از مهمترین وظایف متکلم در مقام استنباط و دفاع، توضیح و تبیین مسئله است و از جمله اشتباهات شایع و متداول در کاربرد الفاظ، تبیین های مغالطه ای همچون مغالطه اشتراک لفظی و مغالطه ابهام ساختاری است که منشاء آن عدم تبیین موضوع، کلمه و یا ترکیب چند کلمه در کلام است.
روش های تبیین گوناگون است که به برخی اشاره می شود.
1. روش های تبیین
یک- روش تبیین واژه ها
روش تبیین واژه ها به دو صورت تبیین مفرد و جمله قابل بررسی است.
تبیین مفردات صورت های مختلفی دارد. برخی مفردات «اصطلاحات علمی» و دسته ای «اسامی شخصیت ها و دانشمندان علوم» هستند و همچنین گاهی محقق با «تبیین واژه معادل انگلیسی» از دقت معنایی در انتقال معنا به خوبی استفاده می نماید و می کوشد به تناسب نیاز مخاطب کلمات ساده را انتخاب کند و گاه پس از بیان برخی از این واژگان، عبارات یا قواعد علمی به توضیح آنها می پردازد. مانند: جهت پاسخ به مدعای ماتریالیست ها مبنی بر اینکه ماده ازلی است، می توان به «قانون دوم ترمودینامیک» و «انتروپی» اشاره کرد[45] یا در پاسخ به یکی از اشکالات مادی گرایان که می گویند موحدان براین باورند که «خدا جهان را از عدم آفریده است، اما چگونه عدم منشاء وجود باشد؟»[46] منشا اشتباه مادیگرایان را در فهم غلط از واژه «از عدم» در جمله بوده و مقصود فلاسفه الهى این نیست كه عدم منشأ و اصل هستى است و مادّه تشكیل دهنده هستى است، بلكه مراد حکما این است كه جهان پدیده است و خصوصیتش مسبوقیت به عدم است و اساسا نیستی و عدم در پیدایش هیچ موجودی کوچکترین دخالتی ندارد.[47] گاه محقق با توضیحاتی در پاورقی همچون مبحث شگفتی های آسمان و نظم جهان، مخاطب را از سردرگمی در اطلاعات ارائه شده رهایی بخشیده تا بداند در نهایت مقصود از تحلیل، تبیین مقدمات مباحث خداشناسی است.[48]
در برخی مباحث از دانشمندان بزرگ جهان یاد می شود و برای آشنایی بیشتر مخاطب، زندگی نامه و خدمات وی گزارش شده تا اعتماد مخاطب به دیدگاه آن دانشمند جلب شود؛ مانند افرادی از قبیل «ویلیام هرشل» انگلیسی[49] کاشف سیاره «اورانوس» یا «ژان کپلر» آلمانی[50] که منجّم و ریاضی دان است و سه قانون مهم را کشف کرد و ملقب به «قانون گذار آسمان» شد[51] یا در مبحث برهان نظم برخی سیارات همچون «عطارد» با معادل «Mepcue» و «زهره» با معادل «Venus»[52] برای تبیین صحیح به کار برده می شود.
دو- روش بیان تاریخچه
تاریخچه مسئله، آثار مهم علمی به دنبال دارد. پیشینه شناسی می تواند دستاوردهای اندیشمندان را عرضه کند و راه طی شده در علم را بر مخاطب نمایان سازد تا با تجربه دیگران مقصد جدیدی را کشف نماید. همیشه این محقق نیست که از مزایای تاریخچه استفاده می کند؛ بلکه گاه مخاطب با شنیدن تاریخچه، تاثیر روانی پذیرفته و آگاه می شود که اصل مسئله جدید نیست و تنها قالب آن تغییر کرده یا به زبان امروزی بیان شده است. بیان تاریخچه به دو صورت تاریخچه طرح سؤال و پاسخ به آن ارائه می گردد. نظیر شبهه «چرا باید به خدایی که نمی بینیم ایمان بیاوریم؟» که از سوی مادیگرایان مطرح شده، اما در حقیقت این شبهه وام دار میراث ملحدان صدر اسلام است[53] یا متکلم در پاسخ به یکی از مسائل فلسفی که چگونگی رابطه «علم و عالم و معلوم» است، به تاریخچه پاسخ به این پرسش اشاره می کند که مُبدع آن «فرفوریوس» دانشمند یونانی پیرو ارسطو است و فارابی و ملاصدرا از پیروان این اندیشه و بوعلی سینا را از مخالفان آن معرفی می نماید.[54]
سه- روش بیان مبانی
مباحث کلامی با یکدیگر مرتبط هستند و گاه برخی به عنوان مبنا و اصل برای مبحث دیگر شمرده می شود[55] و تبیین صحیح اندیشه، گاه نیازمند تبیین مبانی معتقدان به آن باور است و آگاهی بخشی به مخاطب همیشه با بیان مقدمات استدلال نیست و گاهی تا مبانی تبیین نشود انتقال به مقصود ناممکن است. مانند مبحث عدل الهی که از پایه های اصلی و مبانی مباحث مهم جهان بینی اسلامی است و بدون آن، برخی مسائل اساسی همچون توحید، نبوّت و معاد دستخوش انحراف قرار می گیرند.[56]
چهار- روش بیان لوازم
یکی دیگر از روش های تبیین مسئله، بیان لوازم آن است که آشنایی مخاطب با آن، تصویر کامل تری از بحث را در ذهنش ایجاد می نماید. مراد از لوازم، همان توالی یک شیء است. در منطق، لازم ماهیت به دو قسم بیّن و غیر بیّن منشعب می شود. معیار در جدایی لوازم بیّن و غیر بیّن، حمل بدون واسطه و لزوم اثبات حدّ وسط یا با واسطه بودن حمل و عدم لزوم اثبات حدّ وسط است. پس در لازم بیّن، حمل لازم بر ملزوم بدیهی و بی نیاز از استدلال است و در لازم غیر بیّن محتاج نظر و اندیشه است که در روش های اثبات بدان خواهیم پرداخت. دانش منطق، لوازم بیّن را به دو قسم «بیّن بالمعنی الاعم» و «بیّن بالمعنی الاخص» منشعب می کند.[57] مانند بی توجهی به جایگاه و استقلال عقل در تشخیص حقایق، برخی مسائل بنیادین همچون توحید که خداشناسی و بعثت انبیا را زیر سؤال خواهد برد. دلیل بر این مدعا آن است که اثبات وجود خدای متعال و ضرورت نبوت آسمانی جز از طریق عقل - که لازم بیّن بالمعنی الاعم است - میسّر نیست[58] یا بدیهی - به نحو لزوم بیّن بالمعنی الاخص - است که عمل به احکام شرعی وقتی معنا پیدا می کند که عقل نخست توحید و نبوت را اثبات کند و در غیر این صورت، تبعیت از دستورات اسلام بی معنا است.[59]
پنج- روش بیان احتمالات و گزینش احتمال درست
عملکرد اندیشمندان در شیوه بیان احتمالات و برگزیدن اندیشه صحیح، همانند کاربرد برهان سبر و تقسیم است. سبر و تقسیم به معنای آزمودن و جمع کردن است و برهان آن بر مبنای کنار گذاشتن احتمالات باطل استوار است. این شیوه در روش تبیین نیز با کشف احتمالات معقول ممکن و ردّ موارد باطل در فهم و تبیین مطلب، گامی موثر برداشته و مخاطب را در تفهیم مطلب یاریگر است. نظیر تبیین آیه «وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِین» (توبه:19) از آیات ولایت که نیازمند بیان احتمالات است. در پاسخ به این پرسش که صادقین چه کسانی هستند که امر به پیروی ایشان شده، دو احتمال مطرح می شود. احتمال نخست اینکه، صادقین افراد خاصی هستند و احتمال دوم این است که عموم مسلمانان راستگو را شامل است. با توجه به معنای آیه و قرینه سیاق، احتمال نخست مقبول بوده و تبعیت از افراد خاصی بدون قید و شرط که ضمانت الهی دارند و مصون از اشتباه هستند مراد آیه است.[60]
شش- روش طرح سؤال
یکی از شیوه های جذاب سازی، طرح پرسش و پاسخ به آن در مسائل اعتقادی است. این شیوه با اهداف مختلفی از سوی پرسشگر همچون بالا بردن معرفت مخاطب، رفع شبهات، اقرار و اعتراف گرفتن از مخاطب، متنبه ساختن مخاطب و انذار و تبشیر در طرح سؤالات قرآنی دنبال می شود.
پذیرش این روش از سوی مخاطب فوایدی نظیر فعال و متمرکز شدن ذهن، حامل جواب بودن، تشویق به اندیشیدن یا درک ساده از مسئله را پدیدار می نماید و البته هنگامی از این شیوه و منافع آن می توان سود جست که شرایط به کارگیری آن رعایت شود و دقیق و ماهرانه از سؤال بهرهمند شد. مهمترین شرایط این روش عبارتند از: سؤال باید کاربردی و مورد نیاز مخاطب باشد، امکان پاسخ گویی به سؤال باشد، سؤال بدون جواب نماند، طرح سؤال موجب انحراف نشود، سؤال با بیانی ساده باشد.[61]
همیشه طرح پرسش صریح نیست و گاه توضیح مبحثی به شیوه غیر مستقیم در مقام پاسخ به شبهه یا پرسش بینشی است. از این رو برخی آثار کلامی نظیر «از تو سؤال می کنند» یا «پاسخ به پرسشهای مذهبی» با محور پرسش تنظیم شده و برخی همچون «شیعه پاسخ می گوید» به صورت غیرمستقیم برای پاسخ به شبهات وهابیت و اهل سنت تدوین شدهاند.
وجود اهداف متنوع در طرح سؤال، زمینه ساز آشکار شدن انواع سؤال از جهات مختلف است. الگوهایی نظیر طرح سؤالِ مخاطب و پاسخ به آن، سؤال از مخاطب و پاسخ به آن، بیان سؤال برای اعتراف گرفتن از مخاطب و بیان سؤال به شیوه گفت و گو تنها بخشی از موارد بی شمار شیوه های طرح سؤال برای تبیین مسئله است که در ادامه خواهد آمد.[62]
اول- طرح سؤال مخاطب و پاسخ آن
اینگونه طرح سؤال در قرآن با عبارت «یسئلونک» آغاز شده و شمار آن به 15مرتبه در 12 موضوع می رسد. خدای متعال در قرآن با این شیوه، سؤال های مردم از پیامبر اسلام (ص) را بیان و پاسخ مناسب آن را بیان نموده است.[63] مانند اینکه خدای متعال در آیه 189 سوره بقره خطاب به پیامبر (ص) می فرماید: «یسْئَلُونَكَ عَنْ الْأَهِلَّة» (بقره:189) و سپس دستور می دهد به آنها پاسخ بده که: «قُلْ هِىَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَج»؛ (بقره:189) بگو: آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است».
از کارکردها و منافع گردش هلال ایجاد تقویم روزانه و سالانه زندگی دنیایی و مشخص شدن عبادت هایی که وقت معین دارند شمرده می شود. این تقویم بر طبق مقیاس های طبیعی تنظیم شده و برای همه مردم جهان مورد استفاده است.[64]
دوم- سؤال از مخاطب و پاسخ به آن
پرسش از مخاطب سبب تقویت دقت و مایه جلب توجه وی است. نظیر سؤال «آیا شناخت خدا لازم است؟» برای مخاطب طرح شده و پاسخ آن مقدمه مباحث خداشناسی است و مطالب فصل نخست کتاب «آفریدگار جهان» بر محور آن تدوین شده است.[65] و یا سؤال «مسلمانان چگونه متحد شوند؟» ذهن مخاطب را به این سمت جهت می دهد که به نظر شما چگونه می توان به اهداف والای اتحاد دست یافت و از برکات و بهره های دنیایی و اخروی وحدت برای ترویج و گسترش دین اسلام استفاده کرد.[66]
سوم- طرح سؤال برای اخذ اعتراف از مخاطب
یکی دیگر از شیوه های طرح سؤال، اعتراف گرفتن از مخاطب به دلیل وضوح جواب آن است. مخاطب در این شیوه با پرسشی مواجه است که پاسخ آن نیاز به تفکر ندارد و بسیار واضح است؛ بلکه با پاسخ آن روزانه سر و کار دارد اما کمتر بدان توجه می کند؛ البته باید توجه داشت که اعتراف مخاطب دو منشا دارد: وضوح و وجدانی و فطری بودن جواب؛ پس از اثبات مقدمات برهان جایی برای تردید نیست. نمونه نخست که در ذیل آمده، به دلیل فطری بودن و نمونه دوم وضوح نتیجه بعد از مقدمات است.[67] نظیر اینکه برای تبیین رستاخیز از منظر فطرت انسان، از مخاطب سؤال می کنیم: «اگر رستاخیز فطری نیست، چگونه این باور همواره با بشر همراه بوده و ذهن او را درگیر خود کرده است؟»[68] یا با واکاوی دقیق نظم موجود در جهان هستی و بررسی مقدمات این برهان و ارائه اطلاعات کافی، مخاطب با مطالب توحیدی شگرفی مواجه می شود و در پایان بحث، این سؤال را مطرح می کنیم: «آیا ممکن است کسی با شنیدن این همه حقایق، دل او از ایمان و معرفت و عشق به خدای متعال لبریز نگردد؟».[69]
چهارم- بیان سؤال به شیوه گفت و گو
شیوه گفتوگو با مخاطب در بحث و دخالت دادن او در تفکر، علاوه بر ایجاد اشتیاق مخاطب در دنبال کردن بحث علمی، او را به این خود باوری می رساند که توان حل مسئله را دارد. مانند اینکه جناب راسل با طرح اندیشه برخی مادیگرایان می کوشد به اثبات باور غلط خود بپردازد. برای آشنایی بیشتر مخاطب با اشتباه راسل از وی می پرسیم: «به نظر شما چرا جناب راسل این سؤال را مطرح کرده در حالی که مادی گرایان با اینکه اصل سؤال از آنها است اشکال سخن جناب راسل را فهمیدهاند و اینگونه پرسش را مطرح نکردهاند؟».
در ادامه از زبان مخاطب پاسخ می دهیم، دلیل اشتباه جناب راسل واضح است و آن این است که ایشان اساسا در علوم ریاضی، طبیعی و جامعه شناسی متخصص بودهاند و از فلسفه اولی اطلاع کافی ندارد.[70]
هفت- روش بیان تشبیه
هنر بیان مطلب با ارائه تشبیه کامل می شود و دانش بلاغت که عهده دار تبیین تشبیه است، اقسام چهارگانه آن را توضیح داده است. [71] در این مبحث به بیان مثال برای دو قسم مورد ابتلاء آن یعنی «تشبیه محسوس به محسوس» و «تشبیه معقول به محسوس» اکتفا می کنیم. تشبیه محسوس به محسوس اساس آن انس ذهنی مخاطب با محسوسات است. از این رو می کوشیم مسئله مورد نظر را با تشبیه به امری دیگر که برای ذهن مخاطب ملموس است، تبیین نماییم یا در تشبیه معقول به محسوس، چون مخاطب توان درک کافی امری نادیده را ندارد، از تصورات ذهنی محسوس وی کمک می گیریم و با این مدل تشبیه، به تبیین مسئله می پردازیم.
مانند اینکه یکی از مقدمات برهان نظم، تصویرسازی نظم میان موجودات عالم است. برای درک کامل آن موجودات گوناگون جهان را به لشگری از انسانها که منظم و تحت فرماندهی واحدی هستند، تشبیه می نماییم[72] که مثال برای تشبیه محسوس به محسوس است. در مبحث دیگر، فکر و اندیشه انسان را همچون پرنده ای که در آسمان به پرواز درآمده به تصویر می کشیم[73] که نمونه ای از تشبیه معقول به محسوس است.
2. گام دوم: روش تنظیم
دومین مرحله در روش شناسی استنباط، تنظیم مباحث است.
تنظیم در لغت تالیف[74] و ترتیب و آراستگی[75] و در اصطلاح چینش اجزای آموزه های اعتقادی است که ضمن رعایت ترتیب منطقی بین آنها باید چینش مطالب برای مخاطب مقبول و معقول باشد. فایده تنظیم در کیفیت بخشی به تبیین و اثبات اعتقادات دینی آشکار می گردد؛ [76] چنانکه امیرالمومنین (ع) در حدیثی می فرماید: «أحسنُ الكلامِ مَا زَانَهُ حُسنَ النّظامِ و فَهِمَهُ الخَاصُّ و العامُّ؛ بهترین کلام، آن است که تالیف و ترکیب نیکویی داشته باشد و برای همه قابل فهم باشد».[77]
یک- روشهای تنظیم
روش های تنظیم، تاکنون اشکال مختلفی را تجربه کرده که به مهمترین آنها اشاره می کنیم.
اول- روش ترتیب منطقی
تنظیم مباحث اعتقادی بر اساس شیوه منطقی، به دو صورت منشعب می شود.
روش نخست، تقدم عقلی و ترتّب منطقی مباحث کلامی است که مایۀ سهولت نتیجه گیری برای مخاطب می گردد؛ نمونه آن در مبحث صفات ذات خداوند است و صفتی نظیر علم بر سمع و بصرالهی مقدم است؛ چراکه صفات سمع و بصر به علم الهی بازگشت دارند.[78]
روش دوم ترتیب منطقی، شیوه دسته بندی است. دسته بندی کردن اشیاء از امور فطری انسان است که در شئون مختلف زندگی انسان نقش داشته[79] و آثاری همچون «سهولت در فهم مخاطب» و «جلوگیری از پراکندگی مطالب» از نتایج کاربست آن است.[80] مبحث دسته بندی در دانش منطق با عنوان تقسیم معرفی شده و اقسام آن به ثنایی و تفصیلی منشعب می شود. [81]
روش تقسیم ثنایی، دایر مدار نفی و اثبات است و با حصر موضوع همراه است؛ نظیر تقسیم صفات و اخلاقیات انسان به غرایز و روحیات عالی انسان.[82]
تقسیم به شیوه تفصیلی، به دو قسم عقلی و استقرایی منقسم می شود.[83] در این شیوه تنظیم، شیء با اقسامش مورد دقت قرار می گیرد و قسم عقلی این روش در صورتی معنا پذیر است که احتمال و امکان عقلی برای قسم دیگری از اقسام وجود نداشته باشد. از این رو، این تقسیم به ثنایی بازگشت دارد؛ مانند تقسیم تفصیلی عقلی کمال انسان با توجه به ابعاد زندگی بشر، به دو نوع فردی و اجتماعی. [84]
قسم دوم شیوه تقسیم تفصیلی، استقرایی است که خصوصیت آن امکان عقلی وجود قسم دیگر است؛[85] نظیر انشعاب کمال فردی هر انسانی به سه قسم فکری، اخلاقی و عملی.[86]
دوم- تقدم آموزه های عقلی بر نقلی
مفاد موضوعات مسائل اعتقادی، گاهی عقلی و یا نقلی است و مسائل عقلی دانش کلام مقدم بر آموزه های نقلی اعتقادی است؛ نظیر مباحث توحیدی که پیرامون اثبات وجود، صفات ذات و فعل خداوند که عقلی هستند سخن می گوید و بر مباحث نقلی همچون امامت و معاد که بخش قابل توجه اثبات مسائل آنها از نقل استفاده می شود، مقدم است.[87]
سوم- تقدم آموزههای قطعی بر ظنّی
ارزش معرفتی دلایل کلامی قطعی و ظنی یکسان نیست. مباحثی که موضوعات آنها قطعی است مخاطب را بدون تردید به مقصود رهنمون است، از این رو بر مسائل ظنی مقدم هستند. مانند این پرسش که «چگونه نظم می تواند نشانه عقل و فکر باشد؟» که دو پاسخ برای آن ارائه شده است. یکی مبتنی بر عقل و اصل علیت و دیگری از راه احتمالات و قریب به قطع است.[88]
چهارم- تقدیم دلایل ساده بر مشکل (رعایت سطح مخاطب)
یکی دیگر از شیوه های تنظیم توجه به اصل مخاطب سنجی در ارائه دلیل اعتقادی است. دلایلی که تفهیم ساده تری دارند، از مقبولیت عمومی بیشتری برخوردارند و در ارائه به مخاطب بر دلیل پیچیده تر مقدماند؛ نظیر برهان نظم که برهانی تجربی ـ فلسفی است و بر برهان امکان و وجوب و یا صدیقین که فلسفی محض هستند، مقدم می شود.[89]
3. گام سوم: روش اثبات
سومین گام در استنباط مسائل اعتقادی، اثبات آموزه های باورمند است. اثبات جمع واژۀ «ثبت» و به معنای دوام و پایداری شیء است[90] و در اصطلاح، عرضه آموزه های اعتقادی همراه با دلیل به جهت ایجاد استحکام مطالب در ذهن مخاطب را گویند.[91] فائده اثبات، ثمربخشی به استنباط است که با نگاه به تناسب موضوع و دلیل و نیز توجه به شرایط زمان، مکان و مخاطب در انتخاب گزاره پدیدار می گردد.[92] روش های اثبات متعدد است که به برخی اشاره می کنیم.
الف) روشهای اثبات
یک- اثبات با انواع دلیل به لحاظ مقدمات
اثبات مباحث اعتقادی مبتنی بر دلیل است. دلیل به لحاظ صورت و ماده تنوع دارد و متکلم با توجه به شرایط اثبات، به دلخواه از هر کدام استفاده می نماید. گاهی از مقدمات عقل نظری و یا عقل عملی و گاهی از ماده وجدانی و یا تجربی و نیز عقلی بهره مند می شود و گاهی حجت محقق قیاس، استقرا و یا تمثیل است. نظیر استفاده از مقدمات عقل نظری که به ادراک «هست ها» و «نیست ها» توجه دارد و از مهم ترین مبادی برهان محسوب می شود. در مباحثی همچون براهین اثبات وجود خداوند[93] و اثبات صفات ثبوتی و سلبی[94] واجب الوجود کاربرد دارد. همچنین به کمک مُدرکات عقل عملی که از جنس «بایدها و نبایدها» است، حسن و قبح عقلی را می توان به عنوان دلیل عقلی در مسأله عدل الهی بیان و عدل الهی را برای مخاطب اثبات کرد.[95] برخی موضوعات کلامی با دلایل نقلی اثبات می شود؛ نظیر آیه تبلیغ که متضمن جریان غدیر است[96] و یا آیه مباهله که به اثبات امامت می پردازد.[97]
دوم- اثبات با انواع دلیل به لحاظ صورت و ماده
دلیل را از دوجهت صورت و ماده استدلال می توان بررسی کرد. صورت حجت یکی از اقسام موضوع دانش منطق است که به سه شیوه قیاس، استقرا و تمثیل ارزیابی می شود. قیاس، استدلال مشتمل بر مقدماتی که پذیرش آنها سبب اعتقاد به نتیجه است را گویند[98] و کارکرد آن از استقرا و تمثیل بیشتر و ارزش معرفتی والاتری دارد. قیاس اشکال متعددی همچون اقترانی و استثنایی یا صورت برهانی نظیر برهان خلف را به خود می گیرد. تمثیل نیز در تقریب مسئله به ذهن مخاطب موثر بوده و پذیرش آن را آسان می نماید. مانند اثبات خصوصیات کمالی انسان، با بیان دو مقدمه از راه قیاس اقترانی میسّر است.
مقدمه نخست: حس عدالت پروری از روحیات عالی انسانی است.
مقدمه دوم: درجه کمال انسان، به مقدار روحیات عالی انسانی است.
نتیجه اینکه؛ حس عدالت پروری حاکی از کمال انسان است.[99]
همچنین از راه «برهان خلف» با استناد به آیۀ «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا» (انبیاء:22) می توان به نفی تعدد خداوند و اثبات وحدت الهی پرداخت.[100]
اثبات با شیوه تمثیل نیز کارکرد فراوان دارد؛ نظیر اثبات وجود ناظم حکیم از راه مشاهده نظم دقیق موجودات با تصور تمثیلی ساده که در ذهن نقش می بندد. مانند اینکه از مخاطب می خواهیم فرض کند شعری بلیغ سروه شده است، آیا احتمال می دهد شاعر آن کودکی باشد که از روی اتفاق آن را سروده است؟[101] با شنیدن این پرسش مخاطب به سادگی وجود ناظم حکیم را تصدیق خواهد کرد.
علاوه بر صورت دلیل، ماده حجت نیز در اثبات اهمیت دارد. ماده قیاس اقسامی دارد همچون یقینیات، مشهورات و مسلمات که کارکرد آن در برهان و جدل است؛ نظیر بهره مندی از قیاس با ماده برهانی در برهان علت و معلول برای اثبات وجود خداوند[102] یا استفاده از روش جدلی برای اسکات خصم همچون استدلال بر ردّ تثلیث که با پرسشی ساده مانند «آیا یک مساوی سه است؟» به نیکویی ثمر بخش است.[103]
سوم- اثبات از راه فواید و کارکردها
انسان به سبب منفعت طلبی به امور ارزشمند گرایش دارد و جویای منافع بیشتر است. شنیدن بیان کارکرد و فواید پذیرش موضوعی برای مخاطب لذت بخش است و مقبولیت آن مسئله را در ذهنش دو چندان افزایش می دهد. این شیوه از استدلال، معمولا ابتدای موضوعات و ابواب مباحث کلامی به چشم می خورد و نقش انگیزشی دارد. نظیر مبحث نبوّت که در ابتدای آن ده فائده از بعثت انبیاء همچون تعلیم و تربیت، اقامه قسط و عدل و اتمام حجت بیان می شود و ضرورت بعثت را به اثبات می رساند.[104]
چهارم- اثبات از راه لوازم و آثار
اثبات از راه لوازم نیازمند تشویق مخاطب به اندیشه و تفکر است. مخاطب با شنیدن مطلب مورد نظر و پی بردن به وجه ملازمه به آسانی دلالت التزامی مسئله را کشف می کند و به اثبات آن نائل می آید. نظیر اثبات این مطلب که نظم همیشه از فاعل و مبدا متفکر و حکیم و با اراده صادر می شود. مخاطب با مشاهده آثار وجودی نظم در عالم، به وجود مبداء باشعور و حکیمی که ایجاد کننده این نظم در عالم است، منتقل می شود.[105]
پنجم- اثبات از راه تنبیه به فطرت و وجدان
بینش های فطری و وجدانی انسان همیشگی و زوال ناپذیر است و همچون قطب نمایی در وجود بشر، مسیر حقیقت جهت بخش را نشان می دهد. این بینشها در مباحث کلامی جایگاه مهمی دارد و کاربست آن در مسائل مختلف کلامی نقش آفرین است. مانند اثبات ضرورت نبوّت و نیاز انسان به راهنما برای رسیدن به سعادت و اقناع میل کمال طلبی انسان با تنبه بخشیدن در تصدیق به وجود رهبر متّقی برای هدایت انسان که امری بدیهی، وجدانی و فطری است.[106]
4. گام چهارم: روش دفاع
متکلمان برای پاسخ به پرسش های کلامی، علاوه برشیوه اثبات، به دفاع برای دفع شبهه نیز اهتمام دارند. دفاع از ریشه «دفع» و به معنای پاکسازی و برداشتن چیزی است[107] و در اصطلاح معارضه و ردّ شبهات مطروحه به شیوه عقلی و نقلی پیرامون اعتقادات دینی شناخته می شود. شرایط دفاع برای متکلمان مواردی همچون شناخت عقاید دینی، تسلط بر شبهه و پاسخ آن، آشنایی و مهارت در شیوه های پاسخگویی به شبهات است.[108] کاربرد دقیق شیوه های پاسخگویی به شبهات، فرع بر شناخت آنها است. روش های پاسخ به شبهات گوناگون است که به اختصار به چند مورد اشاره می گردد.[109]
ب) روش های دفاع
اول- براساس مبانی شبهه کننده یا نقاط مشترک
همیشه این مبانی اندیشه ها هستند که زمینه ساز ظهور نتایج افکارند و واکاوی این مبانی در ردّ شبهات و مغالطات بسیار موثر است. گاه برخی از مبانی مطرح شده در پرسش با مبانی اندیشه صحیح مشترک است، اما شبهه کننده بدان التفات ندارد. پس با یادآوری آن می توان در خروج وی از شبهه مطروحه، نقش مهمی ایفا کرد؛ نظیر شبهات پیرامون فلسفه بعثت انبیاء که می گویند: «اگر خداوند حکیم است پس چرا پیامبر او احکام خلاف عقل همچون حرام کردن بعضی غذاها آورده است؟».
برای پاسخ به این شبهه می توان از چهار مقدمه کمک گرفت که نخستین آن نقص نسبی دانش بشری است و آن را باید نقطه مشترک میان دانشمندان الهی و مادی دانست.[110]
دوم- پاسخ با روش تبیین واژه ها
تبیین معنای صحیح واژگان در جلوگیری از فهم اشتباه معانی کاربرد دارد. گاه با بیان معنای درست یک واژه شبهه برطرف شده و مخاطب به خطای خود پی می برد. مانند این پرسش که «دعا یک نوع معارضه با حکمت خداوند است، مگر ممکن است چیزی به صلاح ما باشد و خداوند دریغ کند؟».
پاسخ این شبهه با استفاده از آیۀ «اُدْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُم» (غافر:60) و به کمک تبیین واژه دعا و فلسفه تذکر خداوند به آن امری ساده و روشن است.[111]
سوم- روش طرح سؤال
طرح سؤال در روشهای تبیین و دفاع کاربرد دارد. کاربست این شیوه در روش تبیین اشاره شد و اینک نوبت به روش دفاع از اندیشه رسیده است.
روش طرح سؤال در دفاع به دو صورت بیان صریح شبهه و بیان غیرصریح آن ممکن است. در روش نخست شبهه به روشنی ارائه می گردد و حتی در برخی آثار همچون «آفریدگار جهان» قسمتی از مطالب کتاب به طرح اشکال و شبهه از سوی مخالفان اندیشۀ اسلامی اختصاص دارد و پاسخ واضح بدان اشکال ها آمده است. شبهاتی نظیر «چرا گروهى از علماى طبیعى به خدا ایمان ندارند؟»، «چگونه به خداى نادیده ایمان بیاوریم؟!» و «آیا با وجود علل طبیعى به خدا احتیاج داریم؟» بخشی از آن پرسشها خواهد بود.[112]
اما گاه شبهه به شیوه ای دیگر است و به صورت غیرمستقیم اشاره می شود و پاسخ آن در مطلب بیان شده است. مانند مبحث اثبات خداوند از راه دلیل اعجاز که در پاورقی بدون اشاره به شبهه، به دفع شبهه استثنای اصل علیت با اعجاز پرداخته و در متن با عباراتی ساده به شبهه این چنین پاسخ داده که معجزه واقعه ای برخلاف سنن عادی طبیعی است که علت آن امر ماوراء طبیعت است و محکوم به قانون علیت خواهد بود.[113]
چهارم- روش پاسخ نقضی و حلّی
پاسخ به پرسش و شبهه به روش حلی تام و صحیح محدود نیست. گاه لازم است ابتدا تصور پیچیدگی و حل ناپذیر بودن اشکال را در ذهن شبهه کننده بشکنیم و سپس با جواب حلی وی را روبرو کنیم. نظیر پاسخ به شبهه مادیگرایان که می گویند: «چگونه موحدان استدلال به برهان نظم و اسرار هستی می کنند در حالی که دانشمندان علوم طبیعی اعتقادی به وجود خداوند ندارند؟».
پاسخ نقضی این پرسش در اعتقاد و پافشاری بسیاری از دانشمندان خداپرست بر توحید است و دلیلی بر ردّ این مدعا است که گفته شد: «همه دانشمندان علوم طبیعی منکر خدا هستند». بسیاری از دانشمندان موحد هستند و گفتار هجده دانشمند موحد علوم طبیعی به عنوان نمونه، گواه آن است، اما پاسخ حلّی این پرسش که با وجود نظم و ناظم هستی آفرین، چرا برخی از اندیمشندان علوم طبیعی موحد نیستند، نیازمند واکاوی علل و عواملی است که سبب گرایش به مادیگرایی و انحراف آن دانشمندان شده است.[114]
پنجم- طرح احتمال
روش طرح احتمالات و گزینش دیدگاه صحیح پیشتر در روش های تبیین بیان شد و در روش های دفاع نیز کاربرد دارد. مانند پاسخ به شبهه آلوسی در استدلال امامیه به ولایت اهل بیت (ع) با آیه مباهله که معتقد است: «مراد از انفسنا در آیه خود پیامبر است نه امیرالمومنین».
رسیدن به پاسخ صحیح این مدعا در گرو بیان احتمالات از «انفسنا» است. اگر مراد از «انفسنا» خود پیامبر باشد، با اینکه قرآن فصیح ترین سخنان است، آیا دعوت از خویشتن معنا دارد؟ پس مراد امیرالمؤمنین بوده که همراه ایشان است.[115]
ششم- محسوس سازی معقولات
معقولات امور غیر حسی هستند و تصور آنها نسبت به محسوسات به دلیل انس ذهنی مخاطب با امور حسی دشوارتر است. از این رو محسوس سازی امور معقول در مباحث کلامی کارکرد مهمی دارد. مانند تصویرسازی کیفیت مرگ که امری معقول است به بوییدن گل برای صالحان و کشیدن بار سنگینی به عظمت یک کوه برای گنه کاران.[116]
گفتار چهارم: روش شناسی استدلالی مسائل اعتقادی
متدولوژی[117] استدلالی براساس منابع معرفت اسلامی را می توان به دو بخش معرفتی و مهارتی منشعب کرد. بخش معرفتی، عهده دار گردآوری و داوری در منابع معرفتی استدلال است و بخش مهارت، بیانگر کاربست منابع معرفتی است. اگر چه در روششناسی استنباط، روش های اثبات مسائل اعتقادی بیان شد، اما توجه به این مطلب که در چه مباحثی از این منابع معرفتی استفاده می شود نیز اهمیت دارد.
استدلالی ارزشمند است که حجت باشد و در کنار عقل از پرتو نور قرآن و سخنان معصومین (ع) پرورش یافته باشد.[118] در صورتی که استدلال زمینه هدایت بشر را فراهم ننماید و عدم پذیرش وجدان را در پی داشته باشد و نتیجه آن گمراهی شود، مذموم و این گونه استدلال متضمن سفسطه و مغالطه است.[119]
از این رو، محقق مباحث کلامی باید در شناخت منابع معرفت با پیروی از آموزه های دین و عقل به شناسایی و ارزشیابی این منابع بپردازد. در روش شناسی استدلال حجیت، شش منبع، یعنی: «احساس و تجربه»، «عقل و خرد»، «تاریخ و آثار تاریخی»، «فطرت و وجدان»، «وحی آسمانی» و «کشف و شهود» را واکاوی و روشهای استدلال هر یک را بیان می کنیم و کاربست آنها را توضیح خواهیم داد.
الف) روش تجربی
نخستین روش استدلالی، روش حسی و تجربی است که منبع معرفتی آن مبتنی بر محسوسات و تجربیات است.[120] انسان به کمک حواس پنج گانه که ابزار ادراک حسی است، زمینه شناخت خود و موجودات جهان را مهیا می سازد. اگر چه تجربه محصول استقراء ناقص است، اما تجربهگر با مشاهده تکرار در محسوسات به وجود قیاس خفی در آن پی می برد و از آن به تجربه یاد می کند.[121]
حس و تجربه ویژگیهایی همچون: «مخاطب همگانی داشتن»، «جزئی بودن» و «قابلیت آزمودن»[122] را دارا است و ادراکات این منبع معرفتی همچون مواد خامی هستند که در آزمایشگاه عقل با اجرای عملیات تجزیه و ترکیب بر روی آنها می توان مفاهیم کلی عقلی را از این تجربیات دریافت کرد و در استدلال به کار بست.[123]
کاربست این منبع معرفتی در موارد متعددی با به کارگیری یافته های علوم تجربی مانند مراحل خلقت انسان و تکاثر او[124] در مباحث انسان شناسی یا اعترافات دانشمندان تجربی به اثبات ناظم جهان از راه برهان نظم در مبحث اثبات توحید ظهور می یابد و مخاطب را تا ساحل خود شناسی و خداشناسی می رساند.[125]
ب) روش عقلی
روش عقلی در استدلال از مهمترین منابع استدلال است که از جهت مُدرَکاتش به «عقل نظری» و «عقل عملی» منشعب می شود.
نیمی از شخصیت انسان را علم و عقل تشکیل داده و عقل به منزله «قوّه قانون گذاری» در وجود انسان خودنمایی می کند.[126] آیات متعدد و روایات فراوان بر حجت بودن عقل دلالت دارد.[127] «مختار بودن»،[128] «محدود بودن» و «خطا پذیر بودن در ادارکات غیر بدیهی»[129] تنها بخش کوچکی از بیان حقیقت و امتیازات عقل است.
کاربست عقل در رابطه علت و معلول که از ادراکات عقل نظری است، در برخی آیات مشاهده می شود[130] و اصول اعتقادی که اولین بحث در آن توحید است، جز با دلیل عقل نظری ممکن نیست.[131] اثبات ضرورت نبوّت به یاری عقل، دومین قدم در اصول اعتقادی اسلام است که پس از توحید امکان پذیر خواهد بود.[132] اثبات ضرورت معاد نیز از براهین عقلی متعددی همچون «برهان حکمت» و «برهان عدالت» استفاده می کند که ره آورد ادراکات عقل نظری و عملی است.[133]
ج) روش تاریخی
روش تاریخی از منبع تاریخ تغذیه می کند. تاریخ آئینه جهان نمایی است که بیانگر واقعیات زندگی پیشینیان بوده و قانون کلی «تکرار پیوسته تاریخ» گواه این مطلب است که کمتر حادثه ای در زندگی کنونی ما اتفاق می افتد که نشانه هایی از آن در تاریخ نباشد.[134] تحلیل تاریخ، به گواه قرآن از توجه و عبرت صاحبان اندیشه، تاریخ گذشتگان و انبیاء «موجب بیداری قلب و فکر»، «شناخت عوامل سعادت و هلاکت» و «مایه ترس از عذاب الهی» است.[135]
روش تاریخی با تاکید بر اینکه در عالم تکوین و تشریع، قوانین ثابتی هست که هرگز در آنها تغییر راه ندارد، به تبیین «سنت های الهی» می پردازد و خصوصیت این سنت های الهی را «تغییر و تحویل ناپذیری» عنوان می کند.[136]
برخی آیات به سنت های الهی در زمینه اعتقادات همچون «ارسال رسل»[137] یا اینکه «هر امتی رسولی دارد»[138] در حوزه نبوّت یا «پیروزی لشکر حق»[139] و «پیروزی مؤمنان»[140] در زمینه وعد و وعید شمرده می شود.
قرآن برخی سرگذشت ها را در دل مصحف خود جای داده که در مباحث کلامی کاربرد دارد. همچون داستان زنده شدن مردگان به درخواست حضرت ابراهیم (ع) از خدای متعال[141] که دلیل بر اثبات معاد است یا ماجرای محاجّۀ حضرت ابراهیم (ع) با بت پرستان و استدلال ایشان در شکستن بت ها[142] که بر توحید دلالت دارد.
د) روش وجدانی
روش استدلالی فطری ـ وجدانی از منبع فطرت انسان بهره می برد. قرآن کریم و روایات، فطرت را به عنوان یک منبع معرفتی پذیرفته و ادارکات آن را حجّت می داند و برای فطرت ویژگیهایی همچون «همزاد انسان بودن از آفرینش»، «همگانی بودن»، «محدود بودن» از قرآن و روایات قابل استخراج است. [143]
کاربست روش فطری ـ وجدانی مبتنی بر شناخت های فطری است و برخی از شناخت ها بر پایه «اوّلیات» است و اولیات بینیاز از استدلال هستند. همچون اصل «محال بودن اجتماع نقیضین» که از بدیهی ترین اوّلیات است که نزد حکما به اولی الاوائل مشهور است؛ زیرا اساس معرفت بشری است و تمام بدیهیات به این اصل محتاج اند[144] و اساس استدلال مبتنی بر این اصل است. نه تنها توحید و اصول اعتقادی اسلام فطری هستند[145] بلکه اساس دین داری و پذیرش دین الهی مطابق فطرت حقیقتجوی انسان است[146]و نیز ضرورت خداشناسی[147] و معاد[148] از تصدیقهای فطری شمرده می شود.
هـ) روش وحیانی و روایی
روش نقلی در سه بخش «کلام الهی»، «سنت پیامبر» و «روایات اهل بیت (ع)» که در قالب خبر به دست ما رسیده، قابل بررسی است. وحی و قرآن از علم بی پایان الهی سرچشمه گرفته[149] و با استفاده از سه قرینه «همراهی تعالیم مافوق قدرت و علم بشر با مردان مدعی نبوّت»، «قرین بودن وحی با معجزه» و «جهان بینی توحیدی» می توان اثبات و قطعی بودن آن را پذیرفت.[150] قرآن علاوه بر ارائه دلیل به کیفیت استدلال هم رهنمون است تا انسان در سایه نشانه های رحمانی هدایت یافته و هدایتگر بندگان باشد. (نحل:125)[151]
کاربست روش وحیانی از منبع آیات قرآن در خداشناسی و توحید که از راهها و براهین خداشناسی،[152] اسماء و صفات خدای متعال[153] بحث می کند و همچنین از عدل الهی که مباحثی همچون عدالت (مائده: 8)،[154] قضا و قدر (بقره: 148)[155] را شامل است و نیز نبوّت که مشتمل بر مسائل نبوّت عامه و خاصه است[156] و همچنین امامت و ولایت که شامل مباحثی نظیر عصمت (احزاب:33) [157] و علم امام (آلعمران:7)[158]، فضائل و مناقب امامان (آل عمران:61)[159] است و نیز معاد که مشتمل بر ادله عقلی و نقلی معاد (واقعه: 57-62)[160] و شبهات معاد (بقره:26)[161] ارائه می گردد.
روش روایی پس از روش وحیانی اهمیت ویژهای دارد. سنت در اصطلاح به قول و فعل و تقریر معصوم (پیامبر اسلام و امامان دوازدهگانه) اطلاق می شود.[162] حجّیت سنت علاوه بر تمسّک به عصمت پیامبر اسلام (ص)، از اطلاق آیات[163] نیز میسّر است و سنت منقول از امامان معصوم (ع) نیز حجت است.[164]
از طریق اخبار متواتر که قطعی هستند و خبر واحد ظنی اگر واجد شرایط راه های وثوق نوعی[165] باشد می توان به سنت رسید. [166]
کاربست روایات در اصول اعتقادات اعم از روایات متواتر و خبر واحد موثوق الصدور است که در استدلال های مبتنی بر نقل جایگاه برجسته ای دارد. همچون استدلال نقلی در «علم نامحدود الهی»،[167] «فلسفه بعثت»،[168]«اثبات امامت با خبر متواتر»،[169] «علم غیب ائمه (ع)»،[170] «وجود فعلی بهشت».[171]
و) روش شهودی
روش شهودی بر منبع کشف و شهود متکی است. توضیح اینکه عالم هستی به دو دسته شهادت و غیب منشعب می شود. عالم شهادت، جهان مشهود به محسوسات را گویند و ادراک آن، تجربه و حس نامیده می شود و عالم غیب، مشاهده موجودات با غیر حواس پنج گانه را گویند که ادراک آن را شهود قلبی و مکاشفه و رؤیای صادقه می خوانند.[172]
ماهیت کشف و شهود کسب معرفت غیبی و مشاهده یا شنیدن از غیب است[173] که قطعا امکان پذیر است و وجود آیات و روایات همچون «وَ کَذلِکَ نُرِى اِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَالارضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِین» (انعام:75) که در شأن حضرت ابراهیم (ع) است و روایاتی نظیر سخن امیرالمومنین (ع) در خطبه 87 نهج البلاغه که به توصیف عباد الرّحمن پرداخته بر اثبات آن دلالت دارد.[174]
مکاشفه رحمانی شرایطی نظیر «یقینی و قطعی بودن»، «هماهنگی با کتاب و سنت» و «سازگاری محتوای آن با عقل» را واجد است.[175]
کسب حقایق ملکوت براساس روایات، دست یافتنی و راه آن تهذیب نفس است.[176] ماجرای اقدام به ذبح حضرت اسماعیل (ع) به فرمان الهی که در رؤیایی صادقه به حضرت ابراهیم (ع) امر شد (صافات: 102) یا رؤیای صادقه سلطان مصر که حضرت یوسف (ع) آن را تعبیر کرد و بدان عمل شد (یوسف: 4)، نمونه ای از حجّیت و عمل به مکاشفه و رؤیای صادقه است؛ ولی باید توجه داشت که شهود نظیر سایر منابع معرفت از قبیل عقل، حس و تجربه نیست که عمومی باشد، بلکه خصوصی است و شرایط بسیار مشکلی دارد،[177] امّا در مقابل مکاشفات شیطانی که خیال پردازی اند، فاقد این شرایط است و به نقل تاریخ هم بسیار اتفاق افتاده است.[178]
نتیجه گیری
واکاوی آثار کلامی و اعتقادی آیت الله العظمی مکارم شیرازی این ره آورد را به ارمغان می آورد که ایشان در تبیین، تنظیم و اثبات و نیز دفاع از گزاره های باورمند اسلام، به صورت روش مند به استنباط مسائل اعتقادی پرداخته و علاوه بر نوآوری در مراحل مختلف استنباط و تعیین قلمرو استدلال اعتقادی، امکان بهره مندی و گزینش شیوه معظم له برای سایر محققان امری ممکن و بلکه بایسته است و از خصوصیات روش شناسی مسائل اعتقادی استاد مکارم، سادگی و قابل تعلیم بودن و در عین حال جامعیت روش ایشان است.
منابع:
- قرآن کریم.
- نهج البلاغه.
- آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین؛ شرح غررالحکم و دررالکلم؛ تهران: دانشگاه تهران، 1366ش.
- آل کاشف الغطاء، محمد حسین؛ آئین ما؛ ترجمه ناصر مکارم شیرازی، قم: امام علی بن أبی طالب (ع)، 1388ش.
- ابن فارس، احمد بن فارس؛ معجم مقاییس اللغة؛ قم: مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.
- ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب؛ بیروت: دارصادر، 1414ق.
- ایجی، میر سید شریف؛ شرح المواقف؛ تصحیح بدرالدین نعمانی؛ قم: الشریف الرضی، 1325ق.
- برنجکار، رضا؛ روششناسی علم کلام؛ قم: دارالحدیث، 1391ش.
- تفتازانی، سعد الدین؛ شرح المقاصد؛ مقدمه و تحقیق و تصحیح دکتر عبدالرحمن عمیده؛ قم: الشریف الرضی، 1409ق.
- تهانوی، محمد علی بن علی؛ کشاف اصطلاحات الفنون؛ بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، 1996م.
- جوهری، اسماعیل بن حماد؛ الصحاح؛ تصحیح: احمد ابن الغفور عطار؛ بیروت: دارالملایین، 1376ق.
- خسروپناه، عبدالحسین؛ اسلام شناسی؛ قم: موسسه بوستان کتاب، 1398 ش.
- ــــــــــــــــــــــــ ؛ فلسفه فلسفه اسلامی؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1387ش.
- دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه دهخدا؛ تهران: دانشگاه تهران، بی تا.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ القرآن؛ تهران: مرتضوی، 1374ش.
- ساروخی، باقر؛ درآمدی بر دایرة المعارف علوم اجتماعی؛ تهران: انتشارات کیهان، 1380ش.
- سلمه ای، مسعود؛ روششناسی سخنرانی دینی؛ قم: موسسه امام خمینی (ره)، 1393ش.
- سلیمانی امیری، عسکری؛ معیار دانش؛ قم: موسسه امام خمینی (ره)، 1390ش.
- شایان مهر، علیرضا؛ دائرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی؛ تهران: نشر انتشارات کیهان، 1377ش.
- ــــــــــــــــــــ ؛ دایرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی؛ تهران: کیهان، 1377ش.
- علم الهدی، سیر مرتضی؛ الرسائل الشریف المرتضی؛ قم: دارالقرآن الکریم، 1405ق.
- فارابی، ابونصر؛ احصاء العلوم؛ مقدمه و شرح دکتر علی بوملحم؛ بیروت: مکتبة الهلال، 1996م.
- کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ مصحح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه؛ 1407ق.
- مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ بیروت: دار احیاء تراث العربی، 1403ق.
- مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ بیروت: مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، 1430ق.
- مظفر، محمد رضا؛ المنطق؛ قم: موسسه النشر الاسلامی، 1387ش.
- مکارم شیرازی، ناصر؛ آفریدگار جهان؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1379ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ آیات الولایة فی القرآن؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، 1425ق.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ آیات ولایت درقرآن؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: نسل جوان، 1386ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ از تو سؤال می کنند؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیاننژاد؛ قم: امام علی بن ابی طالب (ع)، 1387ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ اسلام در یک نگاه؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1383ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ اعتقاد ما؛ قم: نسل جوان، 1376ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل؛ تهیه و تنظیم جمعی از فضلا؛ قم؛ امام علی بن ابی طالب (ع)، 1379ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ انوار الاصول؛ مقرر احمد قدسی؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابیطالب (ع)، 1428ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ برگزیدۀ تفسیر نمونه؛ تهیه و تنظیم احمد علی بابایی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1382ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان؛ قم: نسل جوان، 1386ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ پیدایش مذاهب؛ قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، 1384ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ جلوه حق؛ قم: نسل جوان، 1384ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ خدا را چگونه بشناسیم؛ تهران: کانون انتشارات محمدی، 1362ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ زندگی در پرتو اخلاق؛ قم: سرور، 1386ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ شأن نزول آیات؛ تهیه و تنظیم محمدجعفر امامی؛ قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)، 1385ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ عقیده یک مسلمان؛ قم: هدف، 1379ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ معاد و جهان پس از مرگ؛ قم: سرور، 1376ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ نخستین آفریده خدا؛ تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژاد؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1394ش.
- ــــــــــــــــــــــ و سبحانی، جعفر؛ پاسخ به پرسش های مذهبی؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1377ش.
- ــــــــــــــــــــــ و جمعی از فضلا؛ پیام امام امیرالمومنین (ع)؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1386ش.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ پیام قرآن؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1386ش.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374ش.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ دایرة المعارف فقه مقارن؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1427ق.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؛ عرفان اسلامی؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابیطالب (ع)، 1397ش.
- ــــــــــــــــــــــ ؛ لغات تفسیر نمونه؛ قم: امام علی بن ابی طالب (ع)، 1387ش.
- هاشمی، احمد؛ جواهر البلاغة؛ قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1428ق.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.