پاسخ اجمالی:
راه هاى درمان مفاسد اخلاقى به طور كلى در دو راه علمى و عملى خلاصه مى شود: راه علمى: منظور از راه علمى، اين است كه انسان در آثار و پيامدهاى شهوت پرستى بيانديشد و ببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلّت، بدبختى، اسارت، تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مى كشاند؛ كه زندگى خفت بار افرادى كه آلوده شهوت شده اند، بيانگر اين واقعيت است.
راه عملى: از نظر عملى راه هاى مختلفى براى درمان «شهوت پرستى» وجود دارد از جمله: ۱. يكى از بهترين راه هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحيح اميال و خواست هاى جنسى است. ۲. يكى ديگر از راه هاى نجات از شهوت پرستى، برنامه ريزى دقيق براى برنامه هاى زندگى است. ۳. برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه هاى درمان و يا پيشگيرى است. ۴. احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز یکی از راه هاى مهم درمان يا پيشگيرى از آلودگى هاى شهوانى است. 5. انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند.
پاسخ تفصیلی:
راه هاى درمان مفاسد اخلاقى به صورت اصولى تقريبا همه جا يكى است كه به طور كلى در دو راه علمى و عملى خلاصه مى شود:
راه علمى: منظور از راه علمى، اين است كه انسان در آثار و پيامدهاى شهوت پرستى بيانديشد و ببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلّت، بدبختى، اسارت، تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مى كشاند؛ كه زندگى خفت بار افرادى كه آلوده شهوت شده اند، بيانگر اين واقعيت است. بنابراين تأمّل در امور مذكور و انديشه پيرامون شرح حال «اولياء الله» و پيروان راستين آنها كه بر اثر مبارزه با شهوات به مقامات بالا در دنيا و نزد خدا رسيده اند، انسان را از شهوت پرستى باز خواهد داشت.
علاوه بر اينكه تحكيم پايه هاى عقل و ايمان، انسان را قادر به كنترل شهوات مى كند. در اين رابطه اميرمؤمنان على عليه السّلام مى فرمايد: «مَنْ كَمُلَ عَقْلُهُ اسْتَهَانَ بِالشَّهَوَاتِ؛[1] كسى كه عقلش كامل شود، شهوت ها را كوچك و بى ارزش مى شمرد». ایشان در جاى ديگری مى فرمايد: «مَنْ غَلَبَ شَهْوَتَهُ ظَهَرَ عَقْلُهُ؛[2] كسى كه بر شهوات خود غالب شود، عقل و خرد او ظاهر مى گردد». همچنين از ایشان نقل شده است که: «كُلَّمَا قَوِيَتِ الْحِكْمَةُ ضَعفّت الشَّهْوَةُ؛[3] هر قدر حكمت و دانش انسان تقويت شود، شهوات و تمايلات سركش او ضعيف مى گردد». آن حضرت در پيام پر معناى ديگرى این توصیه را ارائه می دهند که: «اذْكُرْ مَعَ كُلِّ لَذَّةٍ زَوَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ نِعْمَةٍ انْتِقَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ بَلِيَّةٍ كَشْفَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَبْقَى لِلنِّعْمَةِ وَ أَنْفَى لِلشَّهْوَةِ وَ أَذْهَبُ لِلْبَطَرِ وَ أَقْرَبُ إِلَى الْفَرَجِ وَ أَجْدَرُ بِكَشْفِ الْغُمَّةِ وَ دَرْكِ الْمَأْمُولِ؛[4] هر گاه در لذت حرامى باشى، به ياد بياور كه روزى زايل مى شود و اگر در هر نعمتى هستى، به خاطر داشته باش كه روزى سلب خواهد شد. در بلاها نيز انتظار برطرف شدن آن را داشته باش. زيرا اين يادآوری ها، نعمت را پايدارتر مى كند و شهوات را دور مى سازد و مستى و غرور نعمت را زايل مى كند و به فرج و گشايش امور نزديک تر و در از ميان رفتن اندوه و رسيدن به مقصود، نزديک تر و شايسته است».
به اين ترتيب، انديشه در پيامدها، اثر عميقى در بازدارندگى از آلودگى به شهوت ها دارد. تمام تلاش رهبران الهى نيز اين بوده است تا عواقب شوم گرفتارى در چنگال شهوات را به انسانها گوشزد نموده و آنها را از كام شهوات نجات دهند. در بخشی از حديثی مشهور از پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله درباره عواقب برخی گناهان می خوانیم: «لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوهَا إِلَّا ظَهَرَ فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَ الْأَوْجَاعُ الَّتِي لَمْ تَكُنْ فِي أَسْلَافِهِمُ الَّذِينَ مَضَوْا؛[5] اعمال زشت و آشكار در هيچ قومى ظاهر نمى شود، مگر اينكه گرفتار طاعون و بيمارى هايى مى شوند كه در ميان پيشينيان آنها نبوده است». بى شك، تأمل و تدبّر در اين پيامدها، تأثير مستمر و يا موقّت در بازداشتن اعمال غير اخلاقى دارد.[6]
راه عملى: از نظر عملى راه هاى مختلفى براى درمان «شهوت پرستى» وجود دارد از جمله:
۱. يكى از بهترين راه هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحيح اميال و خواست هاى جنسى است. زيرا اگر خواست ها و اميالى كه در درون انسان وجود دارند، از راه هاى صحيح اشباع گردند، ديگر زيان بار و مخرّب نخواهند بود. به تعبير ديگر، اين خواست ها را نمى توان و نبايد سركوب كرد؛ بلكه بايد از آنها در كانال هاى صحيح و سازنده استفاده كرد. در غير اين صورت ممكن است تبديل به سيلاب ويران گرى شود كه حرث و نسل انسان را با خود خواهد برد. به همين دليل، اسلام نه تنها تفريحات سالم و بهره گيرى معتدل از خواست هاى درونى را مجاز شمرده، بلكه به آن تشويق نيز نموده است. خطبه معروفى كه از امام جواد عليه السّلام در مورد عقد همسرش نقل شده است، شاهد گوياى اين مدعاست. آن حضرت در اين خطبه مى فرمايند: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ كَانَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَى الْأَنَامِ أَنْ أَغْنَاهُمْ بِالْحَلَالِ عَنِ الْحَرَامِ؛[7] يكى از نعمت هاى الهى بر بندگان اين است كه آنها را به وسيله حلال از حرام بى نياز ساخته است».[8]
در همین رابطه، توجّه به نقل تاریخی ذیل درباره چگونگی مواجهه عملی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در جامعه با این مسأله می تواند بسیار درس آموز باشد. امام علی عليه السّلام صادر در ميان اصحابش نشسته بود. زن زيبايى - كه تمام چهره اش را نپوشانده بود - از آنجا عبور كرد و چشم حاضران را به خود جلب نمود. امام فرمود: «إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا؛[9] چشمان اين مردان، طغيان گر است و آنچه نظرشان بر آن افتاد مايه تحريك و هيجان آنهاست». اين سخن اشاره به اين است كه وقتى نظر مردى - مخصوصا مردان جوان - بى اختيار به زن زيبايى مى افتد، هيجان جنسى پيدا مى كند و راه علاجش همان است كه امام عليه السّلام در ادامه اين سخن بيان فرموده است؛ یعنی: «فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّما هِيَ امْرَأَتِهِ كَامْرَأَتِهِ؛[10] هرگاه يكى از شما نظرش به زنى افتاد كه زيبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آميزش كند، زيرا او هم زنى است مانند همسرش».
درست است كه زنها ازنظر زيبايى و جاذبه جنسى با هم متفاوت اند ولى نتيجه نهايى ارتباط با آنها كه آميزش جنسى است كم و بيش يكسان است و مى تواند جلوى تحريكات و انحرافات را بگيرد. اين درسى است از سوى امام عليه السّلام به همه جوانان که اگر كسى هوى پرست و شهوت پرست نباشد مشكل جنسى خود را با همسرش به هر صورت حل خواهد كرد.[11]
۲. يكى ديگر از راه هاى نجات از شهوت پرستى، برنامه ريزى دقيق براى برنامه هاى زندگى است. زيرا هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد - هرچند برنامه او در پاره اى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى داشته باشد - ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگى هاى شهوانى باقى نمى ماند.
۳. برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه هاى درمان و يا پيشگيرى است. زيرا امكان آلودگى به شهوات در محيط هاى آلوده فراوان است. يعنى اگر محيط، آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گيرد و آزادى نسبى نيز وجود داشته باشد، نجات از آلودگى مخصوصا براى جوانان يا كسانى كه در سطح پايينى از «معرفت» دينى قرار دارند، بسيار دشوار خواهد شد.
۴. احياى شخصيت معنوى و انسانى افراد جامعه نيز یکی از راه هاى مهم درمان يا پيشگيرى از آلودگى هاى شهوانى است. زيرا انسان هنگامى كه از ارزش وجود و شخصيت خود، آگاه شود و دريابد كه او عصاره جهان آفرينش و گل سرسبد جهان خلقت و خليفه خدا در روى زمين است، به اين سادگى خود را به شهوات نمى فروشد. اميرمؤمنان على عليه السّلام در اين رابطه مى فرمايد: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهْوَتُه؛[12] كسى كه به ارزش وجود خويش پى برد، شهوات در برابر او بى ارزش مى شوند». در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السّلام آمده است: «مَنْ عَرَفَ شَرَفَ مَعْنَاهُ صَانَهُ عَنْ دَنَاءَةِ شَهْوَتِهِ؛[13] كسى كه شرافت ذاتى خود را بشناسد او را از پستى شهوت مصون مى دارد».
5. آخرين نكته اى كه ذكر آن لازم به نظر مى رسد، اين است كه نه تنها در مسأله مبارزه با شهوات، بلكه در تمام موارد مبارزه با مفاسد اخلاقى، بايد به مسأله مبارزه عملى اهمّيّت داد؛ به اين معنا كه هر قدر انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و ضعيف مى شود و اين مبارزه از صورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مى آيد و خلق و خوى ثانوى در جهت مقابل شكل مى گيرد. مثلا اگر انسان بخيل بذل و بخشش را تكرار كند، آتش بخل به تدريج درون او فروكش كرده و خاموش مى شود. اگر شهوت پرستان نيز در برابر طغيان شهوات، مقاومت و ايستادگى نمايند، طغيان شهوت فرو نشسته و روح عفّت جايگزين آن مى شود. اين نكته در سخن پر معنايى از اميرمؤمنان على عليه السّلام نقل شده است: «قَاوِمِ الشَّهْوَةَ بِالْقَمْعِ لَهَا تَظْفَرْ؛[14] در برابر شهوت و اميال نفسانى، به قصد قلع و قمع مقاومت كن، تا پيروز شوى».[15]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. پيام امام امير المومنين (ع)
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.