نعمت 120 مطلب

تفاوت حسد با غِبطه؟

«حسد» چه تفاوتی با «غِبطه» دارد؟

هنگامى كه نعمتى به ديگرى مى رسد، اگر انسان آرزو كند همان ‏گونه كه ديگران دارند او هم داشته باشد، اين حالت را «غِبطه» مى گويند و حالتى است پسنديده. زيرا انسان را به كوشش سازنده وا مى دارد و هيچ اثر مخرّبى در اجتماع ندارد. امّا اگر دوست دارد آن نعمت از ديگران سلب شود و براى اين كار به تلاش برمى خيزد، اين همان حالت بسيار ناپسند «حَسَد» است كه انسان را وا مى دارد بى آنكه تلاش سازنده اى در مورد خودش انجام دهد، به تخريب ديگران بپردازد. از این توضیحات مشخص می شود که «غِبطه» تفاوتی اساسی با حسد دارد. غبطه نه تنها مذموم نيست بلكه پسنديده و مايه ترقّى و پيشرفت است.

آثار حسد بر ایمان و سرنوشت اخروی انسان، در روایات اسلامی

از ديد روايات اسلامی، حسد چه آثاری بر ایمان و سرنوشت اخروی انسان دارد؟

حسد آثار بسيار زيان بارى از نظر معنوى به بار مى آورد و كمتر صفتى از صفات رذيله است كه اين همه پيامدهاى سوء داشته باشد. از ديد روايات اسلامى ایمان آدمی و سعادت یا شقاوت اخروی، از جمله امور مهمّی است که بسیار می تواند از حسد تأثیر بپذیرد. حسد ريشه هاى ايمان را مى خورد و نابود مى كند و انسان را به عدل و حكمت الهى بدبين مى سازد؛ چراكه حسود در اعماق قلبش به بخشنده نعمت ها يعنى خداوند بزرگ معترض است و ... .

اهمّيّت دعا در روايات اهل بيت علیهم السلام

دعا در روايات اهل بيت علیهم السلام چه اهمّيّتی دارد؟

امام باقر عليه السلام  فرمود: «چيزى نزد خدا برتر از اين نيست كه از او تقاضا كنند و از آنچه نزد اوست بخواهند و نزد خداوند هيچ‏كس مبغوض ‏تر و منفورتر از كسانى كه از عبادت او تكبّر ورزند و از مواهب او تقاضا نمى ‏كنند نيست».

امام صادق عليه السلام در روايتى فرمود: «نزد خدا مقامى است كه جز با دعا و تقاضا نمى ‏توان به آن رسيد و اگر بنده ‏اى دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزى تقاضا نكند چيزى به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود، چرا كه هر درى را بكوبيد و اصرار كنيد سرانجام گشوده خواهد شد».

عبث بودن دعا، با وجود رحمت عامّه خدا!

خداوند به همه انسانها - چه كسانى كه دعا كنند و چه نكنند - نعمت عطا مى‏ كند، بنابراين چه نيازى به دعا و توسّل است؟!

فيض بركات خداوند اقسام و انواعى دارد: بخشى از آن را خداوند به همه انسان‏ها عطا مى‏ كند، همانند باران كه در هنگام نزول كافر و مؤمن، عارف و غيرعارف و ... همه از آن بهره‏ مند مى‏ شوند.  بخش ديگر آن، بركاتى است كه تنها به اهل معرفت عطا مى‏ شود و غير مؤمن مشمول آن نمى‏ گردد.   و بخش سوم، نعمت‏ هايى است كه تنها دعاكنندگان از آن بهره مى‏ برند.

انگیزهای حداقلی در پرهيز از ظلم؟

چه انگيزه های حداقلی جز ترس از کیفر، در پرهیز از ظلم ارزش توجّه دارد؟

ظلم و ستم بى شك كيفر شديدى دارد؛ ولى در ترك آن ثوابِ فوق العاده‏ اى است. بنابراين نه به جهت كيفرش، بلكه به موجب ثواب تركش، اگر انسان آن را ترك گويد، بسيار به جاست. همچنين به پاس نعمت ‏های خداوندی، شايسته است که خدا نافرمانى نشود و يکی از فرامين الهی پرهیز از ظلم و ستم است.

حسد و نُصح؛ مروری کوتاه بر معنا و ماهیّت

حسد و نُصح چه معنا و ماهیّتی دارند؟

«حسد» به معناى ناراحت شدن از نعمت هايى است كه خداوند نصيب ديگران كرده. شخص حسود آرزوى زوال آن نعمت ها را دارد و حتّى در این راه ممکن است كوشش کند. در واقع مى توان گفت حسد يكى از ريشه هاى اصلّى تمام بدى هاست و از دام هاى بسيار خطرناك شيطان است. در روايات اسلامى، حسد در کنار «حرص» و «تکبّر» يكى از اصول سه گانه «كفر» شمرده شده است؛ چراکه شخص «حسود» در واقع معترض به حكمت الهى است.

نقطه مقابل حسد، «نُصح» و خيرخواهى است. به اين معنا كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى آنها گردد. به تعبيرى ديگر «خيرخواهى» اين است كه انسان از نعمت هايى كه نصيب ديگرى مى شود، لذّت ببرد و سعادت خود را در سعادت ديگران بداند و منافع ديگران را با منافع خود به يك چشم بنگرد.

جایگاه عدل الهی در کامیابی های دنیوی بی دینان و ناکامی های دینداران؟!

آیا درست است که افراد بی دین در زندگی موفق باشند، اما دینداران ناموفق؟! در این صورت جایگاه عدل الهی کجاست؟!

اولا: اینکه همه انسانهای بی دین لزوما انسان هایی موفق باشند و همه انسانهای دیندار ناموفق باشند، ادعایی بدون دلیل است؛ چرا که سنت الهی این گونه است که امور زندگی بر اساس قانون اسباب و مسببات جریان یابند؛ بنابراین هر کسی مقدمات رسيدن به موفقیت ها را بتواند برای خود فراهم آورد، می تواند از آنها بهره مند گردد و برعکس هر کسی که تدبیر صحیحی برای زندگی و سرمایه های مادی و غیرمادی اش نداشته باشد، به هیچ موفقیتی نائل نمی گردد.

ثانیا: موفقیت فقط منحصر در پیشرفت های مادی، علمی و شغلی نیست؛ کسانی که با بی تقوایی و بی دینی، مکررا خطوط قرمز الهی و احکام شرعی را نقض می کنند، حتی اگر در این دنیا به توفیقاتی برسند، پس از مرگ متوجه می گردند که آنچه کامیابی و پیشرفت می پنداشتند، تنها سرابی بی حاصل بوده و آورده ای برای بهره مندی از نعمات جاویدان آخرت به همراه ندارند.

ثالثا: خداوند متعال از آنجایی که وجودش سراسر عدل و داد است، ممکن است بندگان عاصی را نیز از نعمات و توفیقات دنیا بهره مند سازد؛ زیرا چنین انسان هایی نیز ممکن است حسناتی داشته باشند. در این صورت از آنجا که خداوند هیچ عملی را بی پاداش نمی گذارد موفقیت های علمی و شغلی انسان های بی تقوا در دنیا پاداش همان حسنات شان به حساب می آید.

رابعا: بعضی از ناکامی انسان های دیندار و باتقوا اسباب گوناگونی دارد: گاهی چنین انسان هایی با تنبلی فرصت های خود برای پیشرفت علمی و اجتماعی را از دست می دهند؛ گاهی نیز رسیدن به چنان موفقیت هایی به صلاح آنها نیست؛ گاهی نیز بعضی از ناکامی های انسان نتیجه اعمال بد خود اوست.

نسبت عصیان و ظلم به حضرت آدم(ع)!

خداوند در آيات ۳۵ و ۳۶ سوره بقره، از حضرت آدم(ع) و همسرش خواسته بود که «به شجره ممنوعه نزدیک نشوند» که در غیر این صورت از «ظالمین» می گردند. با این حال، آنها نافرمانی کردند. همچنین در آیه 121 سوره طه نیز آمده است که آدم بر پروردگار خویش عصیان کرد. آيا با اين وجود می توان حضرت آدم را معصوم دانست؟!

آیات 35 و 36 سوره بقره، عصمت آدم(ع) را نقض نمی کنند. در این باره تفاسیر و توضیحات متعددی وارد شده است. از میان این تفاسیر به نظر می رسد صحیح ترین شان همان است که گفته شود نافرمانی آدم(ع) نوعی ترک اولی بوده که ناقض عصمت ایشان نیست. درباره آیه 121 سوره طه نیز که در آن به «عصیان» آدم اشاره شده، می توان همین معنای «ترک اولی» را درباره آن محتمل دانست علاوه بر اینکه حتی از لحاظ لغت نیز، مخالف با امر مستحب نیز «عصیان» به شمار می آید و لزومی ندارد که هر گونه «عصیان» به معنای گناه باشد.

پنج کار انجام بده؛ آنگاه هرچه می خواهی گناه کن!

امام حسین(ع) برای روی گردانی از گناه چه پندی دارد؟

مردى خدمت حضرت حسين بن علی(علیهما السلام) رسيده و عرض کرد: من مردی گناه كارم كه نمی توانم خود را از معصيت نگه دارم؛ مرا پند و اندرزى بده. امام حسین(علیه السلام) فرمود: پنج كار را انجام بده؛ سپس هر گناهى مايلى بكن: اوّل از روزى خدا نخور؛ هر گناهى مايلى بكن. دوّم از ولايت خدا خارج شو؛ هر گناهى مي خواهى بكن. سوّم جايى را پيدا كن كه خدا ترا نبيند؛ هر چه مي خواهى بكن. چهارم وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد، او را از خود دور كن؛ سپس هر گناهى می خواهى بكن. پنجم وقتى مالك دوزخ ترا داخل جهنم كرد، داخل نشو؛ هر گناهى مايلى انجام ده.

برداشت واقعى از جايگاه دعا در زندگی و بندگی

آیا قرار است «دعا» جای تدبیر، عمل، نيكوكارى و تقوا را در زندگی و بندگی بگیرد؟

تعليمات اسلام روى موضوع عمل تأكيد فراوانى دارد. از طرفی دعا رمز خودسازى و تربيت است. كسى كه دعا مى ‏كند يعنى تقاضايى دارد. بنده اگر خطا كرده باشد چگونه مى ‏تواند از مولا بهشت بخواهد؟! دعا يعنى اينكه خودت را بساز و پاك كن. برداشت دقیق از دعا این است که دعا نمك است. كسى نمى ‏تواند به جاى غذا نمك بخورد، بلكه انسان بايد غذايى را تهيّه كند و بعد نمك مختصرى به آن بيفزايد. اگر زياد نمك در غذا بريزد نمى ‏تواند آن را مصرف كند، چون نمك زيادى كشنده است. برّ و نيكوكارى هم غذاى بدن انسان است و دعا نمك آن غذا، در حالى كه غالب مردم مى ‏خواهند برّ اخلاقى و عملى را كنار بگذارد و فقط دعا كنند!

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)

قولا بالحَقِّ، و اعْمَلا للأجْرِ

حق بگوييد و براى پاداش (آخرت) کار کنيد

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 30