پاسخ اجمالی:
اولين راه براى درمان بيماری هاى اخلاقى اين است که همانند بيماری هاى جسمانى بايد به سراغ ريشه ها رفت. زيرا تا ريشه ها نخشكند، بيمارى همچنان وجود دارد؛ هرچند به صورت موقت آثار آن زايل شود. راه ديگر مبارزه با «بُخل» اين است كه شخص «بخيل» دندان روى جگر بگذارد و از اموال خود ببخشد. هرگاه اين كار تكرار شود، عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد. انديشيدن درباره تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند، يكى از راه هاى درمان «بُخل» و دورى از اين رذيله زشت اخلاقى است. همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء «بُخل» نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد.
پاسخ تفصیلی:
اولين راه براى درمان بيماری هاى اخلاقى اين است که همانند بيماری هاى جسمانى بايد به سراغ ريشه ها رفت. زيرا تا ريشه ها نخشكند، بيمارى همچنان وجود دارد؛ هرچند به صورت موقت آثار آن زايل شود. از آنجا كه انگيزه هاى «بُخل» متعدد است، بايد آنها را ريشه يابى کرد.
- بعضى به خاطر علاقه زياد به شهوات دنيا به اموال خود كه وسيله اى براى وصول به شهوات است، عشق مى ورزند؛ به طورى كه حاضر نيستند كمترين چيزى در اختيار كسى بگذارند. اين افراد بايد به سراغ امورى روند كه اين عشق و علاقه را از ميان مى برد. به عواقب دردناك شهوترانى و سرانجام دنياپرستان شهوتران بيانديشند تا از آن باز ايستند و بدانند این منش چه عواقبى دارند.
- انگيزه ديگر «بُخل» آرزوهاى بلند است كه انسان را به جمع مال و بُخل در مصرف دعوت مى كند. بخیلان اگر به ناپايدارى دنيا و قطع آمال و آرزوها توجه داشته باشند و به كسانى بنگرند كه جان خود را به وسيله حوادث گوناگون و بيماری هاى مرموز و بى مقدمه از دست داده اند، داشتن آرزوهاى بلند را اشتباه دانسته و از بُخل شان مى كاهند.
- انگيزه ديگر «بُخل» عشق و علاقه به فرزندان و ثروت اندوزى براى آينده آنهاست. این در حالی است که خداوند روزى آنها را مثل هر موجود دیگری تضمين كرده است. اگر آنها از دوستان خدا باشند، خدا آنها را تنها نمى گذارد و اگر از دشمنان خدا باشند، جمع مال براى كسانى كه آن را ابزار گناه قرار مى دهند كاری نيكو و عاقلانه نيست. البته گاهى نيز افرادى بدون اينكه ميراثى از پدر دريافت كنند، فقط بر اثر لياقت ذاتى خود زندگى بسيار بهترى در مقایسه با كسانى كه ثروت سرشارى از پدر به آنها رسيده پيدا كرده اند.
- عامل ديگرى كه به گفته بعضى از بزرگان علم اخلاق شبيه دردی بى درمان است، اين است كه بعضى از مردم مال را به خاطر خودش دوست داشته و به آن عشق مى ورزند و هميشه در جمع آورى آن مى كوشند و از خرج كردن آن وحشت دارند. آنها فراموش كرده اند كه مال وسيله اى است براى رسيدن به اهداف مادى يا معنوى و اگر از آن استفاده صحيح نشود با سنگ و چوب و آجر تفاوتى نمى كند.
راه ديگر مبارزه با «بُخل» اين است كه شخص «بخيل» دندان روى جگر بگذارد و از اموال خود ببخشد. هرگاه اين كار تكرار شود، عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد. همانند افراد ترسو كه اگر در ميدان هاى مختلف زندگى گام نهند، به تدريج ترس و وحشت آنها مى ريزد. افراد كم رو نيز اگر چندين بار در مجالسى كه بزرگان نشسته اند سخن بگويند، حالت كم رويى آنها از بين مى رود. بنا به فرموده پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله، كسى كه زكات مالش را بپردازد، از بُخل شديد دور است: «بَرِیءَ مِن الشُّحِّ مَن أَدَّى الزَكاةَ».[1]
انديشيدن درباره تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند و اینکه بعضا آنها را موجوداتى پست و كثيف مى دانند و احترامى كه براى سخاوتمندان قائل اند و آنها را انسان هايى برتر مى شمارند، يكى از راه هاى درمان «بُخل» و دورى از اين رذيله زشت اخلاقى است.
همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء «بُخل» نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد.[2]
منبع:
اخلاق در قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.