استثناء 4 مطلب

عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

جواز شکنجه بدنی براى كشف اطلاعات از جاسوسان؟

آيا شکنجه بدنی براى كشف اطلاعات ضروری از جاسوس جايز است؟

اگر حاكم شرع يقين يا ظنّ قوى دارد كه نزد او اطلاعات بسيار مهمى است كه در سرنوشت كشور اسلام و مسلمين دخالت دارد، در چنين حالى مى‏ توان او را تحت فشار قرار داد؛ ولى فشارهايى كه ضدّ انسانى نباشد. معلوم است اين گونه فشارها در اين گونه موارد نه بر خلاف عقل است و نه برخلاف‏ شرع؛ چرا كه اهميّت مسأله در حدّى است كه اين مقدار فشار را تجويز مى‏ كند. به تعبير ديگر قانون «اهمّ و مهمّ» و «تزاحم واجبات و محرمات» اين فشار و مانند آن را در اين گونه مسائل مجاز مى‏ شمرد.

ولی نبايد فراموش كرد که اين يك استثناء است و جز در موارد «ضرورت»، آن هم با رعايت جهات‏ انسانى در كَمّ و كُيف آن، نبايد مورد استفاده قرار گيرد. هرگز نبايد با اين بهانه اجازه داد كه از اين قانون سوء استفاده شود و افراد متهم را تحت فشارهاى شديد و شكنجه‏ هاى طاقت فرسا قرار دهند و يا با كمترين سوء ظن استفاده از اين استثنا را براى خود مباح شمرند.

حکم غیبت «متجاهر به فسق»

غیبت «متجاهر به فسق» چه حکمی دارد؟

علماى اخلاق و فقها، با استناد به روایات، «متجاهر به فسق» را از تعريف غيبت خارج مي دانند. همانند سخن پیامبر(ص) که می فرمایند: «غيبت فاسقى كه آشكارا گناه مى كند، غيبت محسوب نمى شود»، زيرا اولا، عيوب متجاهر به فسق مخفى نیست، ثانیا از ذكر آن نیز ناراحت نمی شود. اما غيبت آنها در امورى كه تجاهر به فسق ندارند جايز نيست.

موارد جواز «سخن چينی»

«سخن چينی» در چه مواردی جایز شمرده شده است؟

زشتی سخن چينى و حرمت آن از منظر علم اخلاق، به عنوان گناهی کبيره پذيرفته شده است، لکن مانند ساير احکام شرع، دارای استثناء هایی می باشد. مثلا اگر ظالمی، قصد آسیب رساندن به کسى را داشته باشد، باید به آن شخص خبر داد. همچنین مى توان به وسيله سخن چينى در صفوف دشمن اختلاف افكند. ولى اين گونه استثنائات نادر، نبايد بهانه اى براى آلوده شدن به اين گناه يا استقبال از گفته های سخن چينان شود. بلکه با آنها باید مثل حکم جواز اکل میته (خوردن مردار) در حالت اضطرار برخورد کرد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال علي (عليه السلام):

اَلْحَاجُّ وَالْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ، وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُکْرِمَ وَفْدَهُ وَ يَحْبُوَهُ بِالْمَغْفِرَةِ.

حج گزار و عمره گزار، واردشدگان بر خداوند مى باشند و بر خدا است که وارد شده بر خود را گرامى داشته، او را مشمول مغفرت و آمرزش خويش قرار دهد.

وسائل الشيعه: 4/116