نيكى 6 مطلب

عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

تضاد تعالیم اسلامی در توصيه به حلم و توصیه به مقابله با رفتارهای خصمانه!

در دستورات اسلامی، از طرفى مى خوانيم: «هركس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد» و از طرفى هم حلم و بردبارى مورد ترغيب است؛ اين تضاد را چگونه برطرف كنيم؟!

عناصری که در مقابل صلاح و اصلاح و ترقى جامعه مى ايستند دو دسته اند: 1. مخالفانى كه فهميده با برنامه ريزى و تمام قدرت به مخالفت برمى خيزند. 2. نادانان و ناآگاهانى كه از روى جهالت به مقابله برمى خيزند.

در برابر دسته دوم بايد نرمش نشان داد؛ مقابله به مثل سبب نابودى برنامه هاى تعليم و تربيت است. امّا برخورد با دسته اول كه تعمّدا قصد ضربه زدن دارند و با برنامه ريزى پيش رفته، و جاى برگشتى براى خود باقى نگذارده اند، به گونه ديگر است. گاهى كار به جایى مى رسد كه بايد جواب مشت را با مشت داد. اين در موقعى است كه ديگر قابليّت اصلاح از بين رفته است.

منظور از واژه اسوه

واژه اسوه به چه معناست؟

«اسوة» به گفته مقائيس اللّغه در اصل به معناى مداوا و درمان و اصلاح آمده و لذا به طبيب، «آسِى» گفته مى شود و «اَسَى» (بر وزن عصا) به معناى غم و اندوه است. سپس اين واژه به معناى پيروى و تبعيت و دنباله روی نيز آمده، از آن جهت كه مداوا و درمان و اصلاح نياز به پى گيرى دارد. ولى راغب در مفردات معناى اصلى «اُسوه» را همان حالت پيروى مى داند؛ خواه در نيكى ها باشد يا بدى ها.

تفاوت ریا و سُمعه

ریا و سُمعه چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

«ريا» آن است كه عمل را طورى انجام دهد كه ديگران ببينند و از اين طريق كسب وجاهت و موقعيت براى عمل كننده حاصل شود، ولى «سمعه» آن است كه عمل نيكى دور از چشم مردم انجام دهد به اين هدف كه بعداً به گوش مردم برسد و موقعيتى در جامعه براى او فراهم شود. در واقع هيچ تفاوتى از نظر فساد و بطلان عمل و فقدان قصد قربت و آلودگى نيّت در ميان اين دو نيست.

تعريف «معروف»

«معروف» چيست؟

«معروف» از ماده «عرفان» يعنى چيز شناخته شده و «منكر» از ماده «انكار» يعنى چيز ناشناخته است. راغب در «مفردات» مى گويد: «معروف اسم است براى هر فعلى كه با عقل و شرع نيكى و خوبى آن شناخته مى شود و منكر اسم است براى هر فعلى كه با اين دو، حُسن و خوبى آن انكار مى شود». به عمل نيك، «معروف» و شناخته شده گويند؛ زيرا خدا روح انسان را چنان آفريده كه براي او صفات خوب شناخته شده است.

امام علی(ع) و مقایسه نعمت های دنیوی و اخروی

امام علی(علیه السلام) چگونه نعمت های دنیوی و اخروی را با یکدیگر مقایسه می نمایند؟

امام علی(ع) در توصیف نعمت های دنیوی و اخروی می فرماید: «هيچ چيز بدتر از شر نيست، مگر كيفر آن، و چيزى بهتر از نيكى نيست مگر پاداش آن». در واقع انسان فطرتا از بدى ها فرار کرده و به نيكى جذب مى شود، از این رو امام(ع) بدترين بدها را كيفر الهى، و بهترين نيكيها را پاداش الهى می داند. هم چنین می فرماید: «شنیدن وصف دنيا مهمتر از ديدن آن است در حالى كه دیدن آخرت از شنيدنش مهمتر است». در واقع مواهب مادى همچون سرابی است که انسان با نزدیک شدن به آن آرزو مى کند اى كاش هرگز به آن نرسيده بود.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

رسول الله(ص)

عليکم بالصوم؛ فإنه محسمة للعروق و مذهبة للأشر

بر شما باد به روزه گرفتن که آن رگها را مي بُرد [شهوت را کم مي کند] و سرمستي را مي بَرد

ميزان الحکمة 6 / 389