آمادگی نظامی در قرآن؛ با نگاه ويژه به صنعت دفاعی
آیت الله العظمی ناصر مکارم شيرازی
تحقيق: حجّت الاسلام احمد حیدری
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قال الله الحکيم فی کتابه الکريم: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانايى داريد از«نيرو» آماده سازيد [و همچنين] اسب هاى ورزيده [براى ميدان نبرد] تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد و [همچنين] گروه ديگرى غير از اينها را كه شما نمى شناسيد و خدا مى شناسد [بترسانيد]، و هر چه در راه خدا [و تقويت بنيه دفاعى اسلام] انفاق كنيد، به شما باز گردانده مى شود و به شما ستم نخواهد شد».[1]
مقدمه:
يكى از اهداف جنگ از منظر اسلام دفاع از وطن، جان، مال و ناموس است. اگر دشمن به ما حمله كرد، و خاک، جان، مال و ناموس ما را هدف قرار داد، آيا بايد سكوت كرده، و ضربات و لطمات دشمن را تحمّل نموده، و نابود شويم، يا كسى كه مورد هجوم قرار مى گيرد، مطابق حكم عقل و شرع حق دارد از خود دفاع كند؟ بى شك شما گزينه دوم را انتخاب مى كنيد.[2]
مادامى كه همه مردم جهان در برابر اصول عقل و عدالت تسليم نشده، و زور و قدرت بر روابط ملل دنيا حكومت مى كند و اين احتمال وجود دارد كه جامعه اسلامى مورد تهاجم بيگانه قرار گيرد، اسلام دستور مى دهد كه مسلمانان آمادگى كامل خود را براى دفاع از خويش حفظ كنند.[3]
آمادگى براى جهاد و دفاع از كيان اسلام و مسلمين
قرآن دستور صريحى درباره «دفاع» دارد و آيات متعدّدى در اين مورد نازل شده، كه به چند نمونه آن اشاره مى كنيم:
1. خداوند متعال در آيه 39 سوره حج، كه به اعتقاد جمعى از مفسّران اوّلين آيه اى است كه در مورد جهاد نازل شده، مى فرمايد: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛ به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است، چراكه مورد ستم قرار گرفته اند، و به يقين خدا بر يارى آنها تواناست».[4]
اين آيه شريفه صراحت در جنگ دفاعى دارد، و به مظلومين اجازه مى دهد در مقابل ظلم ظالمين از خود دفاع كنند.
2. دومين آيه اى كه دلالت بر ادّعاى ما دارد، و به اعتقاد برخى ديگر از مفسّران، اوّلين آيه اى است كه در مورد جهاد دفاعى نازل شده،[5] آيه شريفه 190 سوره بقره است: «وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ و در راه خدا، با كسانى كه با شما مى جنگند نبرد كنيد، و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا متجاوزان را دوست ندارد».
اين آيه شريفه به صراحت مى گويد: «اگر به شما حمله كردند، با آنها بجنگيد و از خود دفاع كنيد، و در عين حال در موقع جنگِ دفاعى، افراط نكنيد».
3. آيه 13 سوره توبه از ديگر آياتى است كه صراحت در جهاد دفاعى دارد: «أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ آيا با گروهى كه پيمان هاى خود را شكستند، و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند، پيكار نمى كنيد؟! در حالى كه نخستين بار، آنها [پيكار با شما را] آغاز كردند؛ آيا از آنها مى ترسيد؟! با اينكه اگر ايمان داريد خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد».
طبق اين آيه شريفه مسلمانان مأمور جنگ با كسانى شدند كه آغازگر جنگ بودند، و پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله و مؤمنين را از شهر و ديار خود بيرون رانده، و در مورد ترك مخاصمه به عهد و پيمان خويش وفادار نماندند.
آيا در هيچ دين و مذهب و عقل و منطقى چنين جنگى نامشروع است!؟
بله، يك گروه در جهان يافت مى شود كه جنگ و جهاد را به هيچ وجه - حتّى از نوع دفاعيش - قبول ندارد، و آن فرقه ضالّه بهائيت است. آنان دو اصل اساسى دارند كه همه اعضاى فرقه ضالّه به آن معتقد و پايبند هستند: 1. عدم مداخله در سياست 2. ترك جنگ و جهاد.
اساساً فلسفه وجودى اين فرقه گمراهِ گمراه كننده همين مطلب است؛ زيرا استعمارگران با اسلام سياسى و جهادى نمى توانند كنار بيايند، و آن را مانع منافع و مطامع خويش مى بينند، لذا مذهبى ساختند كه نه كارى با سياست داشته باشد و نه به سراغ جهاد برود.
اخيراً آمريكائيها به بعضى از كشورهاى اسلامى منطقه فشار آورده اند كه بايد سه دسته از آيات قرآن را از كتابهاى درسى دانش آموزانشان حذف كنند: 1. آيات مربوط به جهاد 2. آيات مربوط به شهادت 3. آياتى كه در مذمّت و نكوهش يهوديان سخن مى گويد!
اين سفارشات براى مسلمانان پيام دارد. و آن اينكه: هرچه بيشتر روى اين گروه از آيات كار كرده، و فرزندانشان را بيش از پيش با آن آشنا كنند.
اسلام به مسلمانان دستور مى دهد كه در مقابل ظلمِ ظالمان سكوت ننموده، بلكه بر عليه ظالمان قيام كنند، و اگر نفرات آنها كم بود از كمى نفرات نترسند كه خداوند به آنها كمك مى كند.
4. آيه 90 سوره شريفه نساء از ديگر آياتى است كه جهاد دفاعى را تأييد مى كند: «فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً؛ پس اگر از شما كناره گيرى كرده و با شما پيكار ننمودند، [بلكه] پيشنهاد صلح كردند، خداوند براى شما راهى براى تعرض بر آنان قرار نداده است».
اين آيه شريفه جنگ را تا زمانى كه دشمن به جنگ ادامه مى دهد، مجاز مى شمارد؛ بنابراين، به محض اينكه دشمن سلاح را زمين بگذارد، مسلمانان نيز موظّفند دست از جنگ كشيده، و آتش بس را بپذيرند.
5. آيه 8 و 9 سوره ممتحنه از ديگر آياتى است كه به روشنى دلالت بر جهاد دفاعى مى كند: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى كند، چراكه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد * خداوند شما را تنها از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند، و [كسانى كه] به بيرون راندن شما كمك كردند، و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ستمگر است».
ما به اين آيه شريفه در فقه استدلال كرده ايم كه تنها «كفّار ذمّى» مورد احترام نيستند، بلكه تمام اقسام كفّار، غير از «كفّار حربى»، مورد احترامند.
طبق اين آيه شريفه، ما مسلمانان نه تنها حق جنگيدن با كشورها و دولت هايى كه با ما نمى جنگند را نداريم، بلكه مى توانيم با آنها روابط دوستانه داشته باشيم. قطع رابطه دوستى تنها با دولت هايى است كه در حال جنگ با مسلمانان بوده، و آنها را از خانه و كاشانه خود آواره كردند.
به مقتضاى آيات مذكور هيچ كشور اسلامى نبايد با آمريكا و اسرائيل، كه دامانشان به خون مسلمانان آلوده است، رابطه داشته باشند. مگر اسرائيل با كمك و پشتيبانى آمريكا مسلمانان فلسطين را از وطنشان آواره نكرده است؟ پس چگونه برخى از دولت هاى اسلامى دست دوستى به سوى اين دولت غاصب دراز كرده اند؟!
6. خداوند متعال در آيه 60 سوره انفال مى فرمايد: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ براى مقابله با آنها (دشمنان) هر چه در توان داريد از نيرو و از اسب هاى ورزيده آماده سازيد، تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن [شناخته شده] خويش را و دشمنان ديگرى غير از اينها كه شما آنها را [به علت نفاقشان] نمى شناسيد و خدا آنها را مى شناسد، بترسانيد! و هرچه در راه خدا [و تقويت اسلام] انفاق كنيد، بى كم و كاست به شما بازگردانده مى شود، و به شما ستم نخواهد شد».[6]
ضرورت افزايش قدرت دفاعی
آخرين آيه به يك اصل حياتى كه در هر عصر و زمان بايد مورد توجه مسلمانان باشد، اشاره مى كند، و آن لزوم آمادگى رزمى كافى در برابر دشمنان است.
نخست مى گويد «و در برابر دشمنان هر قدر توانايى داريد از نيرو و قدرت آماده سازيد؛ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ».
يعنى در انتظار نمانيد تا دشمن به شما حمله كند و آنگاه آماده مقابله شويد، بلكه از پيش بايد به حد كافى آمادگى در برابر «هجوم هاى احتمالى» دشمن داشته باشيد.
سپس اضافه مى كند: «و همچنين به اندازه كافى اسب هاى ورزيده براى ميدان جهاد فراهم سازيد؛ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ».
«رِباطِ» به معنى بستن و پيوند دادن است، و بيشتر به معنى بستن حيوان در نقطه اى براى نگهدارى و محافظت به كار رفته، سپس به همين تناسب به معنى محافظت و مراقبت به طور كلى آمده است. «مُرابطه» به معنى محافظت مرزها و همچنين به معنى مراقبت از هر چيز ديگر مى آيد. به محل بستن و نگاهدارى حيوانات «رباط» گفته مى شود و به همين تناسب، عرب به كاروانسرا «رباط» مى گويد.
در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت:
1. در جمله كوتاه فوق يك اصل اساسى در زمينه جهاد اسلامى و حفظ موجوديت مسلمانان، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بيان شده است، و تعبير آيه به قدرى وسيع است كه بر هر عصر و زمان و مكانى كاملا تطبيق مى كند.
كلمه «قُوَّةٍ» چه كلمه كوچك و پر معنايى است! نه تنها وسائل جنگى و سلاح هاى مدرن هر عصرى را در بر مى گيرد، بلكه تمام نيروها و قدرت هايى را كه به نوعى از انواع در پيروزى بر دشمن اثر دارد، شامل مى شود؛ اعم از نيروهاى مادى و معنوى.
آنها كه گمان مى كنند راه پيروزى بر دشمن و حفظ موجوديت خويش، تنها بستگى به كميت سلاح هاى جنگى دارد، سخت در اشتباهند. زيرا ما در همين ميدان هاى جنگ عصر خود ملت هايى را ديديم كه با نفرات و اسلحه كمتر در برابر ملت هاى نيرومندتر و با سلاحى پيشرفته تر پيروز شدند، مانند ملت مسلمان الجزائر در برابر دولت نيرومند فرانسه.
بنابراين علاوه بر اينكه بايد از پيشرفته ترين سلاح هاى هر زمان - به عنوان يك وظيفه قطعى اسلامى - بهره گيرى كرد، بايد به تقويت روحيه و ايمان سربازان كه قوة و نيروى مهم ترى است، پرداخت.
از قدرت هاى اقتصادى، فرهنگى، سياسى، كه آنها نيز در مفهوم «قوة» مندرج هستند و نقش بسيار مؤثرى در پيروزى بر دشمن دارد، نبايد غفلت كرد.
جالب اين است كه در روايات اسلامى براى كلمه «قوة» تفسيرهاى گوناگونى شده كه از وسعت مفهوم اين كلمه حكايت مى كند. مثلا در بعضى از روايات مى خوانيم كه پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود منظور از قوة «تير» است[7] و در روايت ديگرى كه در تفسير «على بن ابراهيم» آمده مى خوانيم كه منظور از آن هر گونه «اسلحه» است،[8] و باز در روايتى كه در تفسير عياشى آمده، مى خوانيم كه منظور از آن «شمشير و سپر» است.[9]
و بالآخره در روايت ديگر كه در كتاب «من لا يحضر» آمده، مى خوانيم: «مِنْهُ الْخِضَابُ بِالسَّوَادِ؛[10] يكى از مصداق هاى «قوة» در آيه، موهاى سفيد را سياه كردن است». يعنى اسلام حتى رنگ موها را - كه به سرباز بزرگسال چهره جوان ترى مى دهد، تا دشمن مرعوب گردد - از نظر دور نداشته است. اين نشان مى دهد كه چه اندازه مفهوم «قوة» در آيه فوق وسيع است.
بنابراين آنها كه تنها پاره اى از روايات را ديده اند و كلمه «قوة» را به يك مصداق، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجيبى شده اند.
ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن يك چنين دستور صريح و روشنى، گويا همه چيز را به دست فراموشى سپرده اند؛ نه از فراهم ساختن نيروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در ميان آنها خبرى هست، و نه از نيروهاى اقتصادى و فرهنگى و سياسى و نظامى. عجب اين است كه با اين فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنين دستور صريح، باز خود را مسلمان مى دانيم، و گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مى افكنيم و مى گوئيم اگر اسلام آئين پيشرفت و پيروزى است، پس چرا ما مسلمانها عقب افتادهايم؟!
به عقيده ما اگر اين دستور بزرگ اسلامى «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، به عنوان يك شعار همگانى در همه جا تبليغ شود، و مسلمانان از كوچك و بزرگ، عالم و غير عالم، نويسنده و گوينده، سرباز و افسر، كشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را بكار بندند، براى جبران عقب ماندگيشان كافى است.
سيره عملى پيامبر صلّى الله عليه و آله و پيشوايان بزرگ اسلام نيز نشان مى دهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هيچ فرصتى غفلت نمى كردند؛ در تهيه سلاح و نفرات، تقويت روحيه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به كار بستن هر گونه تاكتيك جنگى، هيچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمى داشتند.
معروف است كه در ايام جنگ «حُنين» به پيامبر صلّى الله عليه و آله خبر دادند كه سلاح تازه مؤثرى در «يمن» اختراع شده است. پيامبر (ص) فورا كسانى را به يمن فرستاد، تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهيه كنند.[11]
در حوادث جنگ احد مى خوانيم كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در مقابل شعار بت پرستان «اُعْلُ هُبَلُ، اُعْلُ هُبَلُ؛ سربلند باد بت هبل ...»، شعار كوبنده تر و نافذترى به مسلمانان تعليم داد، تا بگويند «اللَّهُ أَعْلَى وَ أَجَلُّ؛ خدا برتر و بالاتر از همه چيز است»، و در برابر شعار «لَنَا عُزَّى وَ لَا عُزَّى لَكُمْ؛ بت عزى براى ماست و شما عزى نداريد»، بگويند: «اللَّهُ مَوْلَانَا وَ لَا مَوْلَا لَكُمْ؛ خداوند ولى و سرپرست و تكيه گاه ماست و شما تكيه گاهى نداريد».[12]
اين نشان مى دهد كه پيامبر صلّى الله عليه و آله و مسلمانان حتى از تاثير يك «شعار قوى» در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترين آن را براى خود انتخاب مى كردند.
دستور مهم فقهى اسلام در زمينه «مسابقه تيراندازى و اسب سوارى» كه حتى برد و باخت مالى را در زمينه آن تجويز كرده، و مسلمانان را به اين مسابقه دعوت نموده است، نمونه ديگرى از بينش عميق اسلام در زمينه آمادگى در برابر دشمن است.
2. نكته مهم ديگرى كه از آيه فوق استفاده مى شود، رمز جهانى و جاويدانى بودن آئين اسلام است. زيرا مفاهيم و محتويات اين آئين آن چنان گسترده است، كه با گذشت زمان به كهنگى و فرسودگى نمى گرايد. جمله «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، هزار سال پيش مفهوم زنده اى داشت، و امروز هم چنين است، و ده هزار سال ديگر هم مفهوم آن هم چنان زنده باقى خواهد ماند. زيرا هر سلاح و قدرتى در آينده نيز پيدا شود در كلمه جامع «قُوَّةٍ» نهفته است؛ چون جمله «مَا اسْتَطَعْتُمْ»، «عام» و كلمه «قوة» كه به صورت «نكره» آمده است، عموميت آن را تقويت كرده و هر گونه نيرويى را شامل مى شود.
3. در اينجا يك سؤال پيش مى آيد و آن اينكه چرا بعد از ذكر كلمه «قوة» كه مفهومى چنين گسترده دارد، مسئله اسب هاى ورزيده جنگى مطرح شده است؟
پاسخ اين سؤال با يك جمله روشن مى شود، و آن اينكه آيه فوق در عين اينكه يك دستور وسيع براى همه قرون و اعصار بيان نموده، دستور خاصى هم براى عصر پيامبر صلّى الله عليه و آله، عصر نزول قرآن نيز بيان داشته است. در حقيقت، اين مفهوم كلى را با ذكر يك مثال روشن براى نياز آن عصر و زمان پياده كرده است. زيرا اسب اگرچه در ميدان هاى جنگ امروز با وجود تانكها و زره پوشها و هواپيماها و هلى كوپترها نقش چندانى ندارد، ولى در آن عصر براى رزمندگان شجاع و پيشرو وسيله چابك و سريعى محسوب مى شد.
هدف نهايى تهيه سلاح و افزايش قدرت جنگى؟
قرآن به دنبال دستور فوق، اشاره به هدف منطقى و انسانى اين موضوع مى كند و مى گويد: هدف اين نيست كه مردم جهان و حتى ملّت خود را بانواع سلاح هاى مخرب و ويرانگر درو كنيد، و آباديها و زمين ها را به ويرانى بكشانيد؛ هدف اين نيست كه سرزمين ها و اموال ديگران را تصاحب كنيد؛ هدف اين نيست كه اصول بردگى و استعمار را در جهان گسترش دهيد؛ بلكه هدف اين است كه: «با اين وسائل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد؛ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ».
زيرا غالب دشمنان گوششان بدهكار حرف حساب و منطق و اصول انسانى نيست، آنها چيزى جز «منطق زور» نمى فهمند.
اگر مسلمانان ضعيف باشند، همه گونه «تحميلات» به آنها مى شود؛ اما هنگامى كه كسب «قدرت كافى» كنند، دشمنان حق و عدالت و دشمنان استقلال و آزادى به وحشت مى افتند و سر جاى خود مى نشينند.
هم اكنون قسمت مهمى از سرزمين هاى اسلامى در «فلسطين» و كشورهاى ديگر در زير چكمه هاى سربازان «اسرائيل» است، هجوم ناجوانمردانه اى كه اخيرا به «جنوب لبنان» شد و هزاران خانواده را آواره كردند، و صدها نفر را بكشتن دادند، و آباديها را به ويرانه هاى وحشتناكى مبدل ساختند، بر اين ماجراى غم انگيز فصل تازه اى افزود.
در حالى كه افكار عمومى مردم جهان به طور دربست اين عمل را محكوم كرده، و حتى دوستان اسرائيل در اين موضوع با ديگران هم صدا شده اند، قطعنامه هاى سازمان ملل اسرائيل را به تخليه همه اين سرزمين ها مامور مى كند، ولى اين ملت چند مليونى گوششان بدهكار هيچ يك از اين مسائل نيست. چراكه زور دارند و اسلحه و قدرت و آمادگى جنگى كافى و پشتيبان قوى و از ساليان دراز پيش از اين خود را آماده براى چنين تجاوزهايى كرده اند.
تنها منطقى كه می تواند جوابگوى آنها باشد، منطق «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ»، مى باشد. گويى اين آيه در عصر ما و براى وضع امروز ما نازل شده است و مى گويد آن چنان نيرومند شويد كه دشمن به وحشت بيفتد و زمين هاى غصب شده را پس بدهد و در سر جاى خود بنشيند.
جالب توجه اينكه كلمه «عَدُوَّ اللَّهِ» را با «عَدُوَّكُمْ» قرين ساخته، اشاره به اينكه در موضوع جهاد و دفاع اسلامى اغراض شخصى مطرح نيست، بلكه هدف حفظ مكتب انسانى اسلام است؛ آنها كه دشمنيشان با شما شكلى از دشمنى با خدا، يعنى دشمنى با حق و عدالت و ايمان و توحيد و برنامه هاى انسانى دارد، بايد در اين زمينه ها هدف حملات يا دفاع شما باشند.
در حقيقت اين تعبير شبيه تعبير «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» و يا «جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» است، كه نشان مى دهد جهاد و دفاع اسلامى نه بشكل كشورگشايى سلاطين پيشين، و نه توسعه طلبى استعمارگران و امپرياليست هاى امروز، و نه به صورت غارتگرى قبائل عرب جاهلى است، بلكه همه براى خدا، و در راه خدا، و در مسير احياى «حق و عدالت» است.
آيه سپس اضافه مى كند، «علاوه بر اين دشمنانى كه مى شناسيد، دشمنان ديگرى نيز داريد كه آنها را نمى شناسيد» و با افزايش آمادگى جنگى شما، آنها نيز مى ترسند و بر سر جاى خود مى نشينند: «وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ».
در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد:
1. مفسران درباره اين گروه (دشمنان ناشناخته) احتمالات گوناگونى داده اند: بعضى آن را اشاره به گروهى از يهود مدينه دانسته اند كه عداوت خود را مخفى مى داشتند؛ بعضى ديگر آن را اشاره به دشمنان آينده مسلمانان، همچون امپراطورى روم و دربار ساسانيان كه در آن روز مسلمانان احتمال در گيرى با آنها را نمى دادند، دانسته اند. ولى آنچه صحيح تر به نظر مى رسد، آن است كه منظور منافقانند؛ زيرا آنها در ميان صفوف مسلمين به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگى كامل سپاه اسلام آنان نيز به وحشت مى افتادند و دست و پاى خود را جمع مى كردند.
شاهد اين موضوع آيه 101 سوره توبه است كه مى گويد «وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ؛ بعضى از اهل مدينه در نفاق و دورويى جسور و سركش هستند، تو آنها را نمى شناسى ولى ما آنها را مى شناسيم».
اين احتمال نيز وجود دارد كه تمام گروه هاى دشمنان ناشناخته اسلام اعم از منافقان و غير آنها در مفهوم آيه جمع باشند.
2. آيه متضمن دستورى براى امروز مسلمانان نيز هست و آن اينكه تنها نبايد روى دشمنان شناخته شده خود تكيه كنند و آمادگى خويش را در سر حد مبارزه آنها محدود سازند، بلكه «دشمنان احتمالى» و بالقوة را نيز بايد در نظر بگيرند و حد اكثر نيرو و قدرت لازم را فراهم كنند. اگر به راستى مسلمانان چنين نكته اى را در نظر مى داشتند، هيچگاه گرفتار حملات غافلگيرانه دشمنان نيرومند نمى شدند.
3. اين آيه اشاره به موضوع مهم ديگرى نيز مى كند و آن اينكه تهيه نيرو و قوه كافى و ابزار و اسلحه جنگى، و وسائل مختلف دفاعى، نياز به سرمايه مالى دارد؛ لذا به مسلمانان دستور مى دهد كه بايد با همكارى عموم اين سرمايه را فراهم سازند، و بدانيد هرچه در اين راه بدهيد، در راه خدا داده ايد و هرگز گم نخواهد شد: «و آنچه در راه خدا انفاق كنيد به شما پس داده خواهد شد؛ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ». و تمام آنها و بيشتر از آن به شما مى رسد: «و هيچگونه ستمى بر شما وارد نمى گردد؛ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ».
اين پاداش، هم در زندگى اين جهان از طريق پيروزى اسلام و شوكت و عظمت آن به شما مى رسد. زيرا سرمايه هاى مالى يك ملت ضعيف و مغلوب به خطر خواهد افتاد و امنيت و آرامش و استقلال خويش را نيز از دست خواهد داد. بنابراين ثروت هايى كه در اين راه صرف مى شود از طريق ديگر و در سطحى بالاتر عائد انفاق كنندگان خواهد شد.
و هم پاداش بزرگترى در جهان ديگر در جوار رحمت پروردگار در انتظار شماست. با اين حال نه تنها ظلم و ستمى بر شما نخواهد رفت بلكه بالاترين سود و بهره را خواهيد برد.
جالب توجه اينكه در جمله بالا كلمه «شَيْءٍ» كه مفهوم وسيعى دارد، به كار رفته؛ يعنى هر گونه چيزى اعم از جان و مال و قدرت فكرى يا نيروى منطق و يا هر گونه سرمايه ديگرى را در راه تقويت بنيه دفاعى و نظامى مسلمانان در برابر دشمن انفاق كنيد، از خدا پنهان نخواهد ماند و آن را محفوظ داشته و به موقع به شما مى دهد.
در تفسير جمله «وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» اين احتمال را نيز بعضى از مفسران داده اند كه جمله عطف به جمله «تُرْهِبُونَ» باشد. يعنى اگر نيروى كافى براى مقابله با دشمنان فراهم سازيد، آنها از حمله به شما وحشت مى كنند و توانايى بر ظلم و ستم كردن به شما نخواهند داشت؛ بنابراين ظلم و ستمى بر شما واقع نمى شود.
هدف از جهاد اسلامى؟
نكته ديگرى كه از آيه فوق استفاده مى شود و پاسخگوى بسيارى از سؤالات و ايرادهاى خرده گيران و افراد ناآگاه خواهد بود، شكل و هدف و برنامه جهاد اسلامى است. آيه به روشنى مى گويد هدف اين نيست كه انسانها را به كشتن دهيد و هدف اين نيست كه به حقوق ديگران تجاوز كنيد؛ بلكه همانطور كه گفتيم هدف اصلّى اين است كه دشمنان بترسند و به شما تجاوز نكنند و زور نگويند، و تمام تلاش و كوشش شما بايد در كوتاه كردن شرّ دشمنان خدا و حق و عدالت خلاصه شود.[13]
مجهّز به پيشرفته ترين سلاح هاى نظامى دنيا باشيد
انسان علاوه بر غرايز ثابت و لا يتغيّر، داراى يك سلسله شرايط زمانى و مكانى است كه با دگرگونى آنها وضع او نيز تغيير خواهد نمود. در اين صورت كلّيّه مقرّرات مربوط به اين موضوع بايد در حال تغيير بوده باشد. از اين نظر در اسلام براى اين نوع موضوعات، احكام خاصّى وضع نشده است و همواره تابع شرايطى است كه پيرامون آنها وجود دارد. البتّه تغيير و تحوّل در اين موضوعات به آن معنا نيست كه تحت هيچ قانونى داخل نباشند، بلكه اين قسم مقرّرات بايد با توجّه به يك سلسله اصول كلّى ثابت استنباط و اجرا گردند. براى توضيح اين نوع مقرّرات، مثال هاى زير را مى آوريم:
مثلًا، حكومت اسلامى درباره مناسبات خود با اجانب نمى تواند براى ابد نظر واحدى اتّخاذ كند؛ گاهى شرايط ايجاب مى كند كه از در دوستى وارد گردد و مناسبات دوستانه اى برقرار سازد و روابط تجارى وسيعى به وجود آورد و گاهى شرايط ايجاب مى كند كه شدّت عمل به خرج داده و روابط خود را قطع كند و روابط تجارى را تا مدّتى تحريم يا محدود نمايد. موضوع معروف تحريم تنباكو به وسيله يكى از مراجع بزرگ پيشين در برابر يك دولت انحصار طلب استعمارى، يكى از همين مواردى است كه در تاريخ معاصر رخ داده است.
اسلام در مسائل دفاعى و نوع اسلحه جنگى و نحوه استقلال و تماميّت ارضى و جلوگيرى از نفوذ دشمنان، احكام خاصّى ندارد، بلكه بايد با در نظر گرفتن اوضاع و احوال موجود، مقرّرات و احكامى از طرف حكومت اسلامى در نظر گرفته شود و از راهى كه به حفظ مقاصد اسلام كمك كند، اقدام گردد.
از اين نظر، اسلام در تقويت بنيه دفاعى به وضع يك اصل كلّى دست زده و مصداق و نوع سلاح و تاكتيك را معيّن نمى كند و مى فرمايد: «وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة؛[14] هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها [ دشمنان] آماده سازيد!».[15]
از طرفی بدون شك انسان امروزى نمى تواند به وسايل زمان هاى گذشته قناعت نمايد و در دفاع از كشورها از هيچ يك از سلاح هاى جنگى روز استفاده نكند و فقط با شمشير و نيزه به ميدان جنگ برود. بدون شك چنين كشورى عقب مانده ترين، فقيرترين، ضعيف ترين و وابسته ترين كشورهاى دنيا محسوب خواهد شد و نظام چنين كشورى به هم مى ريزد و سنگ روى سنگ نخواهد ماند.
علاوه بر اينكه چنين كارى مخالف كلام خداوند در آيه 60 سوره انفال است كه مى فرمايد: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ هر نوع [امكانات و] نيرويى در توان داريد، براى مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد».
همان گونه كه منافات با آيه 141 سوره نساء دارد، كه مى فرمايد: «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا؛ خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است».
و همان طور كه مخالف با اين روايت است و مانع تحقق مضمون آن، كه در واقع يك حكم شرعى است، مى گردد: «الْإِسْلَامُ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَى عَلَيْهِ؛[16] اسلام برترى پيدا مى كند و هيچ چيز بر آن برترى نخواهد يافت».
بنابراين آيات قرآن، روايات معصومان و عقل هر انسان حكم مى كند كه در هر كارى از پيشرفته ترين ابزار مشروع و مفيد آن استفاده كنيم.[17]
آيه 60 سوره انفال كه مى فرمايد: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ هر نوع [امكانات و] نيرويى در توان داريد، براى مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد»، براى تمام مكان ها، زمان ها، كشورها و ادوار تاريخ الهام بخش است. زيرا از اسلحه خاصّى سخن نمى گويد كه با گذشت زمان از رده خارج شود، بلكه تعبير به «قوّه» مى كند. يعنى مسلمانان براى حفظ آمادگى خويش بايد از هر سلاحى كمك بگيرند، در هر عصر و زمان بايد مجهّز به پيشرفته ترين سلاحهاى نظامى دنيا باشند.
كلمه «قوّه» حتّى سلاحهاى ديگر، غير از سلاح هاى جنگى، را هم شامل مى شود؛ مثلًا، وسايل تبليغاتى كه نيرويى قوى براى نابودى دشمن بشمار مى رود نيز مشمول «قوّه» مى باشد. همان گونه كه اين كلمه شامل امور اقتصادى، اخلاقى، اجتماعى نيز مى شود و خلاصه، هر چيزى كه در نبرد با دشمن كارساز باشد، و جلوى تجاوز دشمن را بگيرد، و در دفاع در برابر دشمن ما را يارى كند، مشمول آيه مى باشد.
طبق اين آيه بايد تمام نيروها و سلاح ها را در اختيار داشت تا دشمن جرأت حمله نكند، بلكه خيال حمله را نيز در سر نپروراند؛ چون ستمگران و ظالمان هميشه به كشورها و افراد ضعيف و ناتوان حمله مى كنند و قوّت و قدرت، عاملِ بازدارنده آنها از تجاوز و جنگ است.[18]
ضرورت هوشياری و آمادگی های مداوم نظامى
از آيه شريفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...»، كه شرح آن در بحث پيش گذشت به روشنى استفاده مى شود، كه مسلمانان حتى در حال صلح بايد آمادگى و قدرت نظامى خود را حفظ كنند؛ اگر روز به روز فنون جنگى پيشرفته تر شود، آنها هم به طور مداوم آموزش هاى نظامى را هماهنگ با آن ببيند، و همچنين سلاح هاى پيشرفته را به هر قيمتى كه هست در اختيار بگيرند، و با توجّه به اينكه «قوّه» (نيرو) تمام نيروهاى معنوى و مادى انسانى و غير انسانى را شامل مى شود، همه اينها را آماده سازند.
در آيه 71 سوره «نساء» مى خوانيم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آمادگى خود را در برابر دشمن حفظ كنيد و در گروه هاى متعدد يا به صورت دسته واحد [طبق شرايط موجود]، به سوى دشمن حركت نماييد».
با توجه به اينكه «حِذر» - بر وزن خِضر - به معناى بيدارى و هوشيارى و آماده باش در برابر خطر است، و گاه به معنى وسيله اى است كه با كمك آن با خطر مبارزه مى شود، لزوم «آماده باش دائمى» مسلمين در مقابل دشمن، به خوبى روشن مى گردد.
جمله «فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً»، با توجّه به معنى «نَفْر» (كوچ كردن) نشان مى دهد، كه مسلمانان نبايد بنشينند، تا دشمن بر آنها هجوم برد. بلكه بايد به استقبال دشمن بروند - و پيش از تهاجم - بر او هجوم برند و از روش هاى مختلف براى اين امر استفاده نمايند؛ گاه به صورت گروه هاى پراكنده، جنگ پارتيزانى بر ضدّ او به راه بيندازند، و گاه به صورت ارتش منظّم و يكپارچه حمله را آغاز نمايند، و در هرجا مطابق مقتضاى زمان و مكان عمل كنند.[19]
منابع:
1. از تو سوال مى كنند (مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله)
2. اسلام در يك نگاه
4. آيات ولايت در قرآن
5. پاسخ به پرسشهاى مذهبى
6. پيام قرآن
7. تفسير نمونه
8. دائرة المعارف فقه مقارن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.