رسول خدا 143 مطلب

جُبن و ترس در روايات اسلامى‏

جُبن و ترس بی مورد چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در احاديث اسلامى نكوهش از اين رذيله اخلاقى بازتاب گسترده اى دارد از جمله: رسول خدا (ص) در سفارشی به على (ع) مى فرمايد: «يَا عَلِيُّ لَا تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ؛ اى على [در كارهايت] با انسان ترسو مشورت مكن چراكه راه برون رفت از مشكلات را بر تو تنگ مى كند». اميرمؤمنان على عليه السّلام در سخنى جامع مى فرمايد: «لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ‏؛ فرمان هاى الهى را بر پا نمى دارد، مگر كسى كه اهل سازش نباشد و در برابر ديگران زبونى نكند و به دنبال طمع ها نرود».

مراحل و شیوه های تقابل مشرکان مکّه با رسول خدا (ص)؟

مشرکان مکّه با چه شيوه هايی به مقابله با رسول خدا (ص) پرداختند؟

رسول خدا (ص) در سال سوم بعثت مأمور شد دعوت خود را آشكار كند. پيامبر (ص) به دعوت علنى پرداخت و اين كار را از خويشاوندان خود شروع كرد. در اين هنگام انواع فشارها متوجه پيامبر اكرم (ص) شد و دشمنان از هر سو به حركت در آمدند. برخورد دشمن با پيامبر (ص) در چند مرحله  و به چند صورت مختلف بود: 1. استهزاء؛ 2. برچسب زنی؛ 3. تضييقات مختلف اجتماعى و محاصره اقتصادى؛ 4. ترور؛ 5. مبارزه مسلحانه با حکومت پيامبر در مدينه؛ 6. فتنه گرى داخلی منافقان در مدينه.

برداشت واقعى از جايگاه دعا در زندگی و بندگی

آیا قرار است «دعا» جای تدبیر، عمل، نيكوكارى و تقوا را در زندگی و بندگی بگیرد؟

تعليمات اسلام روى موضوع عمل تأكيد فراوانى دارد. از طرفی دعا رمز خودسازى و تربيت است. كسى كه دعا مى ‏كند يعنى تقاضايى دارد. بنده اگر خطا كرده باشد چگونه مى ‏تواند از مولا بهشت بخواهد؟! دعا يعنى اينكه خودت را بساز و پاك كن. برداشت دقیق از دعا این است که دعا نمك است. كسى نمى ‏تواند به جاى غذا نمك بخورد، بلكه انسان بايد غذايى را تهيّه كند و بعد نمك مختصرى به آن بيفزايد. اگر زياد نمك در غذا بريزد نمى ‏تواند آن را مصرف كند، چون نمك زيادى كشنده است. برّ و نيكوكارى هم غذاى بدن انسان است و دعا نمك آن غذا، در حالى كه غالب مردم مى ‏خواهند برّ اخلاقى و عملى را كنار بگذارد و فقط دعا كنند!

منظور از گناهان گذشته و آينده پيامبر اسلام در آيه «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ»؟!

منظور از گناهان گذشته و آينده پيامبر اسلام در آيه «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ» چیست؟!

 اين گناهان، گناهان واقعى نبود، بلكه گناهانى بود پندارى در افكار و باور مشرکان. اگر رابطه آمرزش اين گناهان را با مساله «فتح حديبيه» در نظر بگيريم، مطلب كاملا روشن است. مشركان مكه، چه قبل از هجرت و چه بعد از آن، ذهنيات نادرستى در باره اسلام و شخص پيامبر (ص) داشتند كه پيروزيهاى بعد بر همه آنها خط بطلان كشيد. مراد از اين گناهان، تمام نسبت هاى ناروا و گناهانى است كه مشرکان به زعم خود در «گذشته» و «آينده» به پيغمبر اكرم نسبت مى دادند. اگر اين پيروزى بزرگ نصيب نشده بود، تمام اين گناهان را قطعى مى پنداشتند، ولى با حصول اين پيروزى هم نسبت هاى نارواى گذشته برچيده شد، و هم آنچه ممكن بود در آينده نسبت دهند.

شاكيان انسان در قيامت

چه کسانی و یا چه چیزهايی در قيامت از انسان شكايت مى ‏كنند؟

در قيامت شاكيانى هستند كه از انسان شكايت مى ‏كنند: 1. رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز قيامت نزد خداوند شكايت مى‏كند و مى گويد: «وَ قَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِى اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛ و پيامبر عرضه داشت: پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند». 2. يكى ديگر از شاكيان در روز قيامت قرآن است. امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «سه چيز نزد خدا شكايت مى‏ كنند: مسجدى كه خراب شده و در آن نماز خوانده نمى شود، عالمى كه در بين مردم قرار دارد و از او بهره نمى ‏برند، و قرآنى كه غبار روى آن را گرفته و خوانده نمى ‏شود».

سوءظنّ و حسن ظنّ در آیات قرآن

سوءظنّ و حسن ظنّ چه جايگاهی در آیات قرآن دارند؟

در تعدادی از آیات قرآن و ناظر به برخی حوادث مربوط به زمان حیات رسول مُکرّم اسلام (ص)، نکوهش ‌های شدیدی از سوءظنّ به خداوند متعال و مردم، ایراد شده و در مقابل به حسن ظنّ در چنین مواضعی دعوت شده است.

از ديد قرآن، بيشترين گمانهاى مردم در حق يكديگر گمان ‏هاى بد است. مردم بايد از گمانهاى بد بپرهيزند تا گرفتار سوء ظنّ خلاف واقع نشوند و به گناه نيافتند.

همچنين از تعبيرات آيات قرآن اين نكته روشن مى شود كه مسأله سوءظنّ به خداوند غالبا در مواقع بحرانى و در دل هاى افراد ضعيف الايمان پيدا مى شود.

بی اطلاعی پیامبران از اتفاقات ناگوار زندگی؟!

اگر پيامبران از غيب اطلاع داشتند، چرا نتوانستند شداید و اتفاقات ناگوار را از خود دور نمایند؟!

محدوده علم پیامبران مقید به اراده الهی یا منوط به امور مرتبط با هدایت بشر یا محدود به اصولی کلی است. بنابراین می توان گفت اطلاع از امور ناگوار در محدوده تعریف شده برای علم آنها نیست. علاوه بر آن پیامبران وظیفه نداشتند همه جا طبق علومى که از راه هاى غیر عادی حاصل شده عمل کنند و انجام امور زندگی شان طبق علومى بود که از راه های عادى پیدا می شد. این هم زمینه برخورداری شان از ثواب را فراهم می کرد و هم امکان الگوگیری را برای مردمان عادی فراهم می کرد؛ بدون مواجهه با سختی های عمومی یک زندگی معمولی به عنوان انسانی عادی، الگوگیری از آنها نقض می شد.

دلیل درخواست کاغذ و قلم توسط رسول خدا(ص) در آخر عمرشان؟

چرا پیامبراکرم(ص) در آخر عمر از حضرت علی(ع) کاغذ و قلم درخواست نمود؟

شیعیان اعتقاد دارند که وصیت نانوشته مانده پیامبر اکرم(ص) در حادثه «یوم الخمیس»، تصریح ایشان به مساله ولایت و خلافت امام علی(ع) است. زیرا اولا: خود خلیفه دوم که مانع نوشته شدن آن وصیت نامه بود، در مواردی به این حقیقت اعتراف کرده است. ثانیا: تمهید پیامبر در گسیل داشتن اصحاب به همراهی با سپاه اسامه نشانگر نگرانی ایشان از ثبت مکتوب این جانشینی و مخالفت آن اصحاب با این امر بود. ثالثا: تعبیر آن حضرت مبنی بر گمراه نشدن امت بعد از ایشان در صورت نگاشتن آن وصیت، شباهت بسیار زیادی به تعبیر حدیث ثقلین در گمراه نشدن امت با تمسک به ثقلین است.

دلیل اجابت نشدن خواسته پیامبر(ص) برای ثبت وصیت شان توسط حضرت علی(ع) در ماجرای رزیة یوم الخمیس؟!

چرا وقتی رسول خدا(ص) در مجلس وصیت از حضرت علی(ع) تقاضای دوات و قلم و ثبت وصیت داشت، ایشان به وصیت پیامبر(ص) عمل نکرد؟!

حضرت علی(ع) در آن مجلس بعد از پدید آمدن نزاعی که خلیفه دوم با کلام توهین آمیز خود ایجاد کرده بود، با هماهنگی و توجه به وضعیت و نظر پیامبر خدا(ص) به وصیت پیامبر(ص) عمل نکرد تا از اهانت های بیشتر به آن جناب و شدیدتر شدن اختلاف و نزاع بین اصحاب رسول خدا(ص) پیش گیری کرده باشد. چنانکه رسول خدا(ص) خود نیز بعد از پیش آمدن آن وضعیت، خطاب به نزاع کنندگان فرمود: «برخیزید و از نزد من بروید»؛ که نشان از ناراحتی ایشان از وضعیت پیش آمده است.

عصمت انبیاء و حکمت استغفار آنها؟!

در برخی از آیات قرآن، از استغفار و طلب آمرزش انبیاء خبر داده شده است؛ مثل استغفار حضرت نوح(ع)، حضرت داود(ع) و حضرت سلیمان(ع). همچنین خداوند به پیامبر اسلام(ص) در سوره نصر دستور استغفار می دهد: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا». آیا این موارد با عصمت انبیاء سازگار است؟!

دقت در این آیات نشان می دهد که این تعابیر مربوط به «ترک اولی» هایی هستند که از سوی پیامبرانی چون داود(ع)، سلیمان(ع) و نوح(ع) سر زده است که به هیچ وچه به معنای معصیت نیست. ترک اولی داود(ع) این بود که در قضاوت بین دو شخص عجله کرد و با شنیدن صحبت های یک طرف دعوا، اقدام به صدور حکم کرد. ترک اولی داود(ع) نیز آن بود که بدون اینکه «إن شاء الله» بگوید، با خود اندیشید که حتما صاحب فرزندانی برومند برای نیل به اهدافش خواهد شد. درباره نوح(ع) هم باید گفت ترک اولی از این جهت راجع به آن حضرت مصداق می یابد که هنگام درگرفتن طوفان، بدون اطلاع از باورهای کفرآمیز فرزند خود، از خداوند متعال طلب نجات او را کرد. دستور الهی به استغفار پیامبر اسلام نیز نوعی درس و سرمشق برای همه مسلمانان و مومنان جهت اجتناب از غرور و ایمان به وعده های الهی و موارد دیگر بوده و هیچ منافاتی با موضوع عصمت انبیاء ندارد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

الامام علي (ع)

فرض الله الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق

خداوند روزه را براي آزمودن اخلاص بندگان واجب کرد

ميزان الحکمة 6 / 389