آيت الله مکارم العظمی شيرازی
تحقیق: حجّت الاسلام احمد حيدری
امنيّت؛ نعمت بزرگ خدا
حضرت يوسف عليه السّلام - آن زمان که قوم خود را به سکونت در مصر دعوت می کرد - از ميان تمام مواهب و نعمت هاى مصر، انگشت روى مسأله «امنيّت» گذاشت و به پدر و مادر و برادران گفت: «وارد مصر شويد كه انشاء اللَّه در امنيّت خواهيد بود؛ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ».[1]
بيان فوق نشان مى دهد كه «نعمت امنيّت» ريشه همه نعمت ها است و حقا چنين است. زيرا هر گاه امنيّت از ميان برود، ساير مسائل رفاهى و مواهب مادى و معنوى نيز به خطر خواهد افتاد، در يك محيط ناأمن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگى توام با سربلندى و آسودگى فكر، و نه تلاش و كوشش و جهاد براى پيشبرد هدفهاى اجتماعى.
ضمن اينکه ممكن است جمله حضرت يوسف عليه السّلام، اشاره به اين نكته باشد كه يوسف مى خواهد بگويد: سرزمين مصر در حكومت من، آن سرزمين فراعنه ديروز نيست؛ آن خودكامگى ها جنايت ها، استثمارها، خفقان ها و شكنجه ها همه از ميان رفته است، محيطى است كاملا امن و امان.[2]
در آيه 112سوره نحل، منطقه آبادى را مثل زده شده که براى اين منطقه آباد، خوشبخت و پر بركت، سه ويژگى ذكر شده است: نخستين آنها امنيّت، سپس اطمينان به ادامه زندگى در آن، و بعد از آن مساله جلب روزى و مواد غذايى فراوان مى باشد، که از نظر ترتيب طبيعى به همان شكل كه در آيه آمده صورت حلقه هاى زنجيرى علت و معلول دارد. چرا كه تا امنيّت نباشد كسى اطمينان به ادامه زندگى در محلى پيدا نمى كند، و تا اين دو نباشند كسى علاقه مند به توليد و سر و سامان دادن به وضع اقتصادى نمى شود.[3]
اين درسى است براى همه ما و همه كسانى كه مى خواهند سرزمينى آباد و آزاد و مستقل داشته باشند، بايد قبل از هر چيز به مسأله «امنيّت» پرداخت؛ سپس مردم را به آينده خود در آن منطقه اميدوار ساخت و به دنبال آن چرخ هاى اقتصادى را به حركت در آورد.[4]
امنيّت از نيازهاى اوّليه همه مردم است: «ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ يَحْتَاجُ النَّاسُ طُرّاً إِلَيْهَا: الْأَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ؛[5] سه چيز است كه همه مردمان به آن نيازمندند: امنيّت و عدالت و فراوانى». همچنين بدون امنيّت زندگى گوارا نخواهد بود: «خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِيهِ لَمْ يَتَهَنَّ بِالْعَيْشِ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَى وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِيسُ الْمُوَافِقُ؛[6] پنج چيز است كه هر كس نداشته باشد، زندگی گوارا نخواهد داشت: تندرستى، امنيّت، بى نيازى، قناعت، و مونسى همدل».
از همين رو «امنيّت» از شاخص هاى رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناأمن به طور طبيعى جامعه اى توسعه نيافته است كه به سبب ناأمنى، ديگر عوامل رشد و توسعه را نيز از دست مى دهد. در چنين جامعه اى سرمايه گذارى، توليد و تجارت، راه اندازى كارخانه هاى صنعتى و مانند آن بى رونق خواهد بود. همچنين ناأمنى، فرار سرمايه ها و مغزها را در پى دارد كه نتيجه آن فقر و عقب ماندگى است.
قرآن كريم پس از ذكر نعمت نابودى لشكريان ابرهه و سپاه فيل، از نعمت هايى كه بر مردم قريش مى شمارد، رهايى از گرسنگى و رفع ناأمنى است: «الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ؛[7] همان پروردگاری كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ناأمنى رهايى بخشيد».
وجود نعمت «امنيّت» در كنار نعمت «تغذيه كافى»، گواه اهميّت اين نعمت و شدّت ارتباط اين دو با هم است.
ابراهيم خليل عليه السّلام هنگامى كه براى سرزمين مكه و مردم آن دعا مى كند، چنين مى گويد: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[8] پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده، و اهل آن را [آنها كه ايمان به خدا و روز بازپسين آورده اند] از ثمرات [گوناگون] روزى ده».
نخست نعمت امنيّت و سپس روزى فراوان را برای مردم آنجا از خداوند طلب مى كند. در واقع نعمت امنيّت مقدمه اى براى تكاپوهاى اقتصادى و رشد و توسعه يك جامعه است.
در يك بيان روشن، امام على عليه السّلام مى فرمايد: «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْبَ؛[9] بدترين شهرها، شهرى است كه نه امنيّت دارد و نه فراوانى نعمت». به يقين بدون امنيّت نمى توان به فراوانى و توسعه انديشيد.[10]
اهتمام به امنيّت در قرآن
قرآن مجيد «نعمت امنيّت» را آن چنان بزرگ مى شمرد كه بر هر چيز ديگر مقدم مى دارد. به همين دليل - چنانکه گفته آمد - هنگامى كه ابراهيم خليل عليه السّلام وارد سرزمين خشك و سوزان و بى آب و علف مكه شد و خانه كعبه را بنا كرد، اوّلين چيزى كه از خداوند براى ساكنان آينده آن سرزمين تقاضا كرد، «نعمت امنيّت» بود: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ؛[11] پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده، و اهل آن را از ثمرات [گوناگون] روزى ده».
قرآن در جاى ديگر همين معنا را با تعبير ديگرى از او نقل مى كند: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ؛ [12]پروردگارا اين شهر (مكه) را شهر امنى قرار ده، و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار».
در آيه قبل، «نعمت امنيّت» بر «مسائل اقتصادى» مقدم ذكر شده و در آيه دوم بر «توحيد»؛ گويى اشاره به اين دارد كه نه دين و نه دنيا بدون «امنيّت در محيط»، تأمين نمى شود.
قرآن حتى ناأمنى را از كُشت و كشتار بدتر مى شمرد، و مى گويد: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛[13] فتنه از كشتار هم بدتر است».
اگر چه «فتنه» معانى زيادى دارد - مانند شرك، شكنجه و آزار و فساد - ولى هيچ بعيد نيست كه مفهوم آيه فوق آن چنان گسترده باشد كه همه اين معانى را شامل شود. بنابراين ايجاد ناأمنى و فساد در سطح جامعه چيزى بالاتر از خونريزى است؛ چرا كه هم سرچشمه خون ريزى مى شود و هم مفاسد ديگر.
اسلام تا آن حد به «امنيّت داخلى» جوامع اسلامى اهميت داده است، كه «توسّل به زور» و نيروى نظامى را در اختلاف و كشمكش هاى داخلى، در صورتى كه شيوه هاى مسالمت آميز اثر بخش واقع نشود، تجويز كرده است؛ در سوره حجرات كه به يك معنا «سوره امنيّت» است، در آيه 9 مى خوانيم: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛[14] هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در ميان آنها صلح بر قرار سازيد و اگر يكى از آنها بر ديگرى تجاوز كند با طايفه ظالم پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردد، هر گاه بازگشت [و زمينه صلح فراهم شد] در ميان آن دو بر طبق عدالت صلح بر قرار سازيد، و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشهگان را دوست دارد».
در تعبيرات اين آيه درست دقّت كنيد؛ بند بند آن از برنامه ريزى دقيق براى پايان دادن به هرگونه ناأمنى اجتماعى، با استفاده از بهترين روشهاى مسالمت آميز و سرانجام توسّل به زور - اگر روشهاى ديگر مفيد واقع نشود - حكايت دارد.
بديهى است مخاطب در اين آيه، مجموعه جامعه اسلامى و يا به تعبير ديگر حكومت اسلامى است.[15]
مبارزه با شايعه سازان و اخلالگران امنيّت اجتماعى
متأسّفانه در دنيايى زندگى مى كنيم كه فتنه گران و فتنه جويان آن كم نيستند؛ بلكه چرخ زندگى دولت هاى استعمارى بر محور فتنه و فساد دور مى زند [و در اين ميان] برخى فتنه جويان نان فتنه گرى خود را مى خورند.[16]
دو گروه [به واسطه فتنه گری] ضربه زيادى به «امنيّت جامعه» مى زنند، و در حقيقت مرتكب فساد و فتنه مى شوند: يكى شايعه سازان، و ديگرى اراذل و اوباشى كه مخلّ به امنيّت اجتماعى اند. آيه شريفه 60 و 61 سوره احزاب به اين مطلب اشاره دارد: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً * مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً؛ اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بى اساس در مدينه پخش مى كنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى شورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمى توانند در كنار تو در اين شهر بمانند * و از همه جا طرد مى شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد».
دو گروه در مدينه ايجاد فتنه مى كردند:
1. عدّه اى از منافقين كه كار آنها پخش شايعه بود؛ گاه مى گفتند: «پيامبر از دنيا رفت» و گاه شايعه مى كردند كه: «دشمن به مدينه حمله، و پيامبر را دستگير كرده است».[17]
2. عدّه اى از اوباش، كه هر چند در اقليّت بودند، امّا امنيّت جامعه را برهم مى زدند. آنها براى زنان مسلمان كه جهت اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد مى آمدند، در بازگشت از نماز ايجاد مزاحمت مى كردند، در تاريكى شب كمين كرده و مزاحم دختران و زنان مى شدند.[18] گويا تاريخ تكرار مى شود، امروزه نيز اين دو گروه دشمنان اصلى امنيّت اجتماعى هستند.
قرآن مجيد اخطار شديدى به اين دو گروه مى دهد. مى فرمايد: اگر شايعه سازان و اوباش دست از فساد و فتنه برندارند، به آنها اعلان جنگ بده، سپس آنها را از شهر اخراج كن، و آنها را هرجا يافتى به سختى به قتل برسان.
قرآن مجيد در مقابل فتنه و فساد اجتماعى برخورد شديدى كرده است؛ زيرا زندگى در چنان جامعه اى بسيار مشكل است. لذا براى تحصيل يا حفظ امنيّت جامعه بايد هر بهايى را پرداخت؛ تا آنجا كه اسلام به خاطر آن اجازه «جنگ با اخلال گران» امنيّت اجتماعى را صادر مى كند.[19]
منابع:
1. از تو سوال مى كنند (مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله)
2. تفسير نمونه
3. پيام قرآن
4. دائرة المعارف فقه مقارن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.