جایگاه طبیعت شناسی در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
عبدالحسین خسروپناه[4] - حسام الدین مومنی[5] - سید مجتبی جلالی[6]
مجموعه مقالات منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دفتر اول
انسان بسیاری از شناخت های خویش را توسط حواس از عالم طبیعت کسب می نماید و تنها راه نفوذ انسان به جهان طبیعت که در آن انسانهای دیگر، اشیاء، گیاهان و حیوانات وجود دارند، همین حواس هستند. در این مقاله بر اساس رویکردی علمی و به صورت گزارشی و منظومه وار و البته با محوریت تفسیر نمونه، به تبیین طبیعت شناسی پرداخته ایم.
گفتار اول: کلیات
خداوند با اعطای حواس پنجگانه به انسان، زمینه را برای درک و شناخت آدمی از محیط پیرامون را مهیا ساخت تا با کاوش در طبیعت، نشانه ها و آیات عبرت آموز خداوند را مورد مطالعه قرار داده و شناخت و معرفت خود را تعالی بخشد. بنابراین بحث از طبیعت شناسی و شناخت آثار خداوند در محیط پیرامون انسان دارای اهمیت و نقش بالایی در کسب معرفت او خواهد داشت.
قرآن کریم به عنوان کتابی آسمانی عهده دار تربیت و هدایت و رساندن انسانها به کمال و سعادت ابدی است و از این رهرو و بر اساس ملاک کلی هدایت به تبیین هر آنچه انسان در مسیر هدایت خود بدان نیازمند است، می پردازد.[7] هدایت انسانها در قرآن، به روش های گوناگون مورد توجه و تبیین قرار گرفته تا به تناسب، هر استعدادی را به تفکر در امر خلقت خداوند وادار ساخته و زمینه معرفتی را برای وی مهیا سازد.
از جمله موضوعاتی که در قرآن در جهت هدایت انسانها مورد اشاره قرار گرفته شده، موضوع طبیعت است. خداوند با استفاده از موضوع طبیعت و مصادیق فراوان آن، اذهان اندیشمندان را متوجه این موضوعات ساخته تا با دقت و تأمل در آنها، اندیشه مبدأ و معاد را در آنان بیدار نماید.
مفاهیم
اصطلاح شناسی طبیعت
طبیعت در لغت دارای معانی مختلفی است. طبیعت از ماده «طبع» به معنای نهاد، سرشت، خوی، غریزه، سجیّه، ماده و جهان مادی آمده است. گذشتگان آب، خاک، باد و آتش را طبایع چهارگانه می نامیدند.[8] طبیعت به معنای نیروى پراكنده در اجسام است كه هر موجودى مى تواند توسط آن به كمال طبیعى خویش دست یابد. نظام طبیعت نیز عبارت است از مجموعه قوانینى كه ظواهر اشیاء ادراك شدنى را تفسیر مى كند یا عبارت است از جریان یافتن حوادث مطابق قوانین معین.[9]
طبیعت شامل تمام موجودات مادی همراه با قوانین حاکم بر آنها است و نیز اجرام آسمانی و تمامی اجسام اطراف ما را در بر می گیرد.[10] بدین ترتیب علم طبیعت یعنى علمى كه در آن از اشیاء عالم حسى و ظواهر موجودات بحث می شود.[11]
گستره طبیعت شناسی
به باور ما پرداختن به نظام طبیعت شناسی به صورت منظومه ای است؛ یعنی این نظام، دارای یک محور مرکزی به نام متون دینی، قرآن، روایات معصومین (علیهم السلام) و مباحث دینی است و مباحث طبیعت شناسی و علوم تجربی حول این پایه و مبنا می چرخند. بنابراین در حوزه طبیعت شناسی به موضوعاتی پرداخته می شود که با متون دینی مرتبط است و در راستای توصیف، توضیح، تفسیر و تبیین این متون است که به طبیعت شناسی پرداخته می شود. بر این اساس، گستره مباحث طبیعت شناسی ما به متون دینی وابسته است و خارج از آن به صورت مستقل، طبیعت شناسی ای صورت نگرفته است.
گفتار دوم: جایگاه طبیعت شناسی در منظومه فکری آیت الله العظمی مکارم شیرازی
در تفسیر نمونه تلاش شده تا به تبیین آیات علمی قرآن با روش صحیح پرداخته شود و از این رهگذر، اعجاز علمی قرآن نیز ثابت گردد. با اعتقاد به اینكه قرآن كتاب هدایت و انسان سازی است و نه كتابی علمی، با توجه به معیارهای زیر به تبیین این گونه آیات پرداخته شده است:
- تفسیر قرآن بر اساس علوم قطعی و بی توجهی به فرضیه هایی که اغلب بر اساس علوم تجربی و به صورت مقطعی و زودگذر مطرح می گردد.
- تفسیر قرآن بر اساس قواعد تفسیری متقن.
- حقیقی دانستن زبان قرآن در آیات علمی.
- موافقت تفسیر آیات علمی با عقل و ضروریات آن.
برای تفسیر آیات علمی علاوه بر بهره گیری از علوم تجربی و دلایل علمی و گاه فلسفی، از روش های متعدد دیگری نیز بهره گرفته شده است. تعدادی از مهم ترین این روش ها بدین قرارند:
- بهره گیری از احادیث.
- بهره گیری از قواعد نحوی در تبیین اشارات علمی قرآن.
- بهره گیری از مثل در تبیین اشارات علمی قرآن.[12]
گفتار سوم: مبانی تفسیری متون دینی در حوزه طبیعت شناسی
مبانی تفسیری متون دینی در حوزه طبیعت شناسی در چهار حوزه نگرش به طبیعت به مثابه مخلوق و نشانه الهی، واقع نمایی متون دینی در تبیین طبیعت، لزوم بهره گیری ضابطه مند از تجربه بشری در تفسیر متون دینی در حوزه طبیعت شناسی و وجود شگفتی ها و اعجازهای علمی در طبیعت شناسی متون دینی قابل طرح است.
الف) نگرش به طبیعت به مثابه مخلوق و نشانه الهی
خداوند در آیاتی نظاره کردنِ موجودات طبیعی را به ادراک و فهم نشانه هایی از قدرت خداوند بر مخلوقات و لزوم اطاعت آنان از خداوند رهنمون ساخته است.
1.عالم پرتو قدرت خداوند
آفرینش این عالم و تمام شگفتی های آن براى مردمى كه عقل و هوش دارند و مى اندیشند، نشانه ذات پاک خداوند و آیینه های درخشان قدرت، علم و یگانگی او هستند و هرچه علم و دانش بشر بیشتر می شود، عظمت و وسعت این عالم در نظرش بیشتر می گردد: «إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتی تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما ینْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَینَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ» (بقره:164).
برخی از این شگفتی ها در این آیه ذکر گردیده اند که عبارتند از:
هزاران هزار كهكشان در عالم بالا وجود دارد كه منظومه ی شمسى ما جزئى از یكى از این كهكشان ها است. تنها در كهكشان راه شیری صدها میلیون خورشید و ستاره ی درخشان وجود دارند كه بر طبق محاسبات دانشمندان، در میان آنها میلیون ها سیارهی مسكونى با میلیاردها موجود زنده موجود است.
دگرگونى شب و روز و آمد و رفت روشنایى و تاریكى با آن نظم خاص و تدریجی اش كه مدام از یكى كاسته و بر دیگرى افزوده مى شود و به كمك آن، فصول چهارگانه به وجود مى آیند و گیاهان و موجودات زنده مراحل تكاملى خود را در پرتو این تغییرات تدریجى، گام به گام طى مى كنند، نشانه ی دیگرى از ذات و صفات متعالى خداوند هستند.
انسان توسط كشتی هاى بزرگ و كوچك، صحنه ی اقیانوس ها و دریاها را مى نوردد و بدین وسیله براى انجام مقاصد خویش، به نقاط مختلف زمین سفر مى كند.
دانه هاى حیاتبخش باران و قطرات پرطراوت و بابركتی كه با نظام خاصى ریزش مى كنند و آن همه موجودات و جنبدگانى كه از این مایع بى جان، جان مى گیرند؛ همه پیام آور قدرت و عظمت پروردگار هستند.
بادها با وزش منظم، نه تنها بر دریاها مى وزند و كشتی ها را حركت مى دهند؛ بلكه گاهى گرده هاى نر را بر قسمت هاى مادهی گیاهان مى افشانند و به تلقیح و بارورى آنها كمك مى كنند، بذرهاى گوناگون را مى گسترانند و میوه ها به ما هدیه مى كنند و همچنین زمانى با جابجا كردن هواى مسموم و فاقد اكسیژن شهرها به بیابانها و جنگلها، وسائل تصفیه و تهویه را براى بشر فراهم مى سازند. وزش بادها با این همه فواید و بركات، نشانه ی دیگرى از حكمت و لطف بى پایان او است.
اینکه ابرهاى متراكم، میلیاردها تن آب را بر خلاف قانون جاذبه در میان زمین و آسمان معلق نگاه داشته اند، خود نشانه اى از عظمت حق تعالی است.[13]
2. عبادت موجودات
قرآن مجید (اسراء:44؛ رعد:15؛ حج:18) در آیات مختلف از سجود، تسبیح، حمد و نمازِ عمومى موجودات عالم سخن گفته است و تاكید شده كه این عبادات چهارگانه مخصوص انسانها نیست؛ بلكه حتى موجودات به ظاهر بیجان نیز در آن شركت دارند. تمام موجودات عالم هستى بدون هیچگونه استثنایی، به تسبیح و حمد عمومى خداوند بزرگ مشغول هستند. عالم هستى یكپارچه زمزمه و غوغا است. هر موجودى به نوعى به حمد و ثناى حق مشغول است و غلغله اى خاموش در پهنه عالم هستى طنین افكنده است.
موجودات عالم داراى دو گونه سجودِ تكوینى و تشریعى هستند؛ سجود تكوینى یعنی خضوع و تسلیم بى قید و شرط آنها در برابر اراده ی حق، قوانین آفرینش و نظام حاكم بر این جهان كه تمام ذرات موجودات را شامل مى شود. حتى تمام ذرات وجود فرعون ها، نمرودها و منكران لجوج. سجود تشریعى، نهایت خضوعى است كه از صاحبان عقل، شعور، درك و معرفت در برابر پروردگار تحقق مى یابد. سجده در مورد خورشید، ماه، ستارگان، كوه ها، درختان و جنبندگان، فرد تكوینیش منظور است، اما در مورد انسانها تشریعى است.[14]
ب) واقع نمایی متون دینی در تبیین طبیعت
خداوند متعال در آیاتی از قرآن، ذهن انسان را به حقایق عالم طبیعت متوجه ساخته و بر این باور است که ادراک صحیح و بینش حقیقی را به انسان آموخته است؛ البته ممکن است که به دلایلی همچون سیطرۀ تجربیات اشتباه انسانی و جمود فکری انسانها در عصرهای مختلف، ایمان به چنین حقایقی سخت باشد یا برای معتقدین به آنها تبعات زیادی به همراه داشته است.
1. خلقت آسمان ها و زمین در شش روز
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ یطْلُبُهُ حَثیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ» (اعراف:54).
بحث از آفرینش جهان در شش روز، در هفت مورد از آیات قرآن مجید آمده است (اعراف:54؛ یونس:3؛ هود:7؛ فرقان:59؛ سجده:4؛ ق:38؛ حدید:4). اما پیدایش مجموعه جهان در شش روز، چیزى است بر خلاف علم؛ زیرا علم بر این دیدگاه است که میلیاردها سال طول كشید تا زمین و آسمان به وضع كنونى درآمد. با توجه به مفهوم وسیع كلمه ی یوم (روز) و معادل آن در زبان هاى دیگر، پاسخ روشن است؛ زیرا بسیار مى شود كه یوم به معنى یك دوران به كار مى رود؛ خواه این دوران یك سال باشد یا صد سال یا یك میلیون سال یا میلیاردها سال. شواهدى نشان مى دهد یكى از معانى یوم همان دوران است:
در قرآن كلمه یوم و ایام در بسیارى از موارد به معنى شبانه روز معمول نیست؛ به عنوان مثال تعبیر از عالم رستاخیز به «یوْمَ الْقِیامَةِ»، نشان مى دهد كه مجموعه ی رستاخیز كه دورانى است بسیار طولانى به عنوان روز قیامت شمرده شده است. از پاره اى آیات قرآن استفاده مى شود كه رستاخیز و محاسبه ی اعمال مردم پنجاه هزار سال طول مى كشد (معارج: 4).
در متن كتب لغت نیز، یوم گاهى به مقدار زمان میان طلوع و غروب آفتاب گفته مى شود و گاهی به مدتى از زمان، هر مقدار بوده باشد.[15]
در روایات و سخنان پیشوایان دینى نیز كلمه یوم به معنى دوران بسیار آمده است، چنان كه حضرت على (ع) مى فرماید: «الدَّهْرَ یوْمَانِ یوْمٌ لَكَ وَ یوْمٌ عَلَیكَ؛[16] دنیا براى تو دو روز است، روزى به سود تو و روزى به زیان تو است».
در گفتگوهاى روزمره و اشعار شعرا در زبان هاى مختلف كلمه ی یوم و معادل آن نیز به معنى دوران زیاد دیده مى شود؛ مثلاً مى گوییم كرهی زمین یك روز گداخته و سوزان بود و روز دیگر سرد شد و آثار حیات در آن آشكار گردید؛ در حالى كه دوران گداختگى زمین به میلیاردها سال بالغ مى شود. همچنین شعر زیر شاهد آشکاری بر این دیدگاه است:
بدنامى حیات دو روزى نبود بیـــش آنهم كلیم! با تو بگویم چسـان گذشت
یكروز صرف بستن دل شد باین و آن روز دگر بكندن دل زین و زان گذشت[17]
بر اساس آنچه بیان گردید، خداوند مجموعه زمین و آسمان را در شش دوران متوالى آفریده است؛ هرچند این دوران ها گاهى به میلیون ها یا میلیاردها سال بالغ شده است و علم امروز هیچگونه مطلبى را كه مخالف این موضوع باشد، بیان نكرده است.
اگر آفرینش در یك لحظه مى بود، كمتر مى توانست از عظمت، قدرت و علم آفریدگار حكایت كند، اما هنگامى كه در مراحل مختلف و چهره هاى گوناگون، طبق برنامه هاى منظم و حساب شده، انجام گیرد، دلیل روشن ترى براى شناسایى آفریدگار خواهد بود؛ مانند مراحل نطفه تا انسان کامل.[18]
2. حرکت زمین
كوه ها كه ما آنها را ساكن مى پنداریم با سرعت زیاد در حركت هستند و به طور مسلم حركت كوه ها بدون حركت زمین هاى دیگری كه به آنها متصل هستند، معنى ندارد؛ پس بدین ترتیب زمین با سرعت حركت مى كند همچون حركت ابرها. طبق محاسبات دانشمندانِ امروز سرعت سیر حركت زمین به دور خود نزدیك به 30 كیلومتر در دقیقه است و سرعت سیر آن در حركت انتقالى به دور آفتاب از این هم بیشتر است. كوه ها از نظر سنگینى و وزن و پابرجایى ضرب المثل هستند و براى تشریح قدرت خداوند نمونه بهترى محسوب مى شوند. جایى كه كوه ها با این عظمت و سنگینى به فرمان خدا (همراه زمین) حركت كنند، قدرت او بر هر چیز به ثبوت مى رسد: «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِی تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذی أَتْقَنَ كُلَّ شَیءٍ إِنَّهُ خَبیرٌ بِما تَفْعَلُونَ» (نمل:88).
آیه فوق از معجزات علمى قرآن است؛ زیرا نخستین دانشمندانى كه حركت كره زمین را كشف كردند، گالیله ایتالیایى و كپرنیك لهستانى بودند كه در اواخر قرن 16 و اوائل 17 میلادى این عقیده را برملا ساختند، ولى قرآن مجید حدود یك هزار سال قبل، از آنها پرده از روى این حقیقت برداشت و حركت زمین را به صورت فوق به عنوان یك نشانه توحید مطرح ساخت.[19]
ج) لزوم بهره گیری از تجربه بشری در تفسیر متون دینی در حوزه طبیعت شناسی
خداوند متعال در تبیین آیات خویش، اندیشه و تجربیات انسان را برای کسب علم و معرفت فراخوانده است، تا با تطبیق تجربیات خود بر عقل و نگاه عبرت آموز به پدیده های هستی، بر بینش و معرفت خویشتن بیافزاید.
1. بیدار کردن حس شکرگزاری
خداوند در قرآن، پس از ذكر نعمت هاى پروردگار، مردم را به شكرگزارى دعوت مى كند و ناسپاسى آنها را نكوهش مى نماید. بدیهى است که زندهكردن حس شكرگزارى و قدردانى در مردم در برابر نعمت هاى خدا تنها براى این است كه طبق فرمان فطرت در برابر بخشنده نعمت، خضوع كنند، او را بشناسند و فرمانش را به جان و دل بپذیرند و به این وسیله هدایت و تربیت شوند؛ نه اینكه شكرگزارى كمترین اثرى در مقام با عظمت پروردگار داشته باشد. در واقع اثر شكرگزارى همانند آثار همه عبادت ها و فرمان هاى او عاید خود انسان مى شود.[20]
2. انتساب موجودات به خداوند
آگاهى خدا از آنچه در خشكی ها و دریاها است به معنى احاطه علم او بر همه چیز است. خداوند از جنبش میلیاردها موجود زنده، كوچك و بزرگ، در اعماق دریاها، از شماره واقعى سلول هاى بدن هر انسان و گلبول هاى خون ها، از حركات مرموز تمام الكترون ها در دل اتم ها و بالاخره از تمام اندیشه هایى كه از لابلاى پرده هاى مغز ما مى گذرد و تا اعماق روحمان نفوذ مى كند و ... به طور یكسان باخبر است: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ لا یعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی كِتابٍ مُبینٍ» (انعام:59).
قرآن کریم براى تأكید احاطه علمى خداوند، بیان می کند که هیچ برگى از درختى جدا نمى شود، مگر اینكه آن را مى داند؛ یعنى تعداد این برگ ها، لحظه جدا شدنشان از شاخه ها، گردش آنها در وسط هوا و لحظه ی قرار گرفتنشان روى زمین، همه اینها در پیشگاه علم او روشن است. همچنین هیچ دانه ای در مخفیگاه زمین قرار نمى گیرد، مگر اینكه تمام خصوصیات آن را مى داند. در حقیقت دست روى دو نقطه حساس گذارده شده كه براى هیچ انسانى هرچند میلیون ها سال از عمرش نیز بگذرد و دستگاه هاى صنعتى تكاملِ حیرت انگیز پیدا كنند، احاطه بر این امور ممكن نیست.
بیان این موضوع یك اثر «فلسفى» دارد و یك اثر «تربیتى»؛ اثر فلسفى اش این است كه پندار كسانى كه علم خدا را منحصر به كلیات مى دانند و معتقدند كه خدا از جزئیات این جهان آگاهى ندارد، نفى مى كند و به صراحت مى گوید كه خدا از همه كلیات و جزئیات آگاهى كامل دارد. اثر تربیتى هم این است که ایمان به این علم وسیع پهناور به انسان مى گوید که تمام اسرار وجود، نیّات، افکار، گفتار و اعمالِ تو براى ذات پاك او آشكار است و با چنین ایمانى چگونه ممكن است انسان مراقب حال خویش نباشد و اعمال، گفتار و نیات خود را كنترل نكند.[21]
3. وجود شگفتی ها و اعجازهای علمی در طبیعت شناسی متون دینی
پروردگار در میان آیات خود، انسانها را با مطالب شگفت انگیز علمی آشنا کرد که به دلیل نارسایی عقل انسان، بعد از گذشت هزاران سال از زمان نزول قرآن به آن پی برده است و البته همواره پی خواهند برد.
4. جایگاه ستارگان
نگاه به صفحه آسمان در شب تاریك و پرستاره، منظره زیبایى در نظر انسان مجسم مى کند كه او را مفتون خویش می سازد. گویى با زبان بى زبانى سخن گفته و رازهاى آفرینش را بازگو مى نماید. خداوند می فرماید: «إِنَّا زَینَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْكَواكِبِ» (صافات:6) آسمان نزدیک (آسمان پایین) را با كواكب تزیین كردیم. این در حالى است كه بر اساس فرضیه اى كه در آن زمان بر افكار و دانشمندان حاكم بود، فقط آسمان بالا، آسمان ستارگان ثوابت است (طبق فرضیۀ بطلمیوس، آسمان هشتم). البته بطلان این فرضیه اثبات شده و عدم پیروى قرآن از فرضیه نادرست مشهور آن زمان، خود معجزه زنده اى از این كتاب آسمانى است.
نكته دیگر آنكه از نظر علم امروز مسلم است كه چشمك زدن زیباى ستارگان به خاطر قشر هوایى است كه اطراف زمین را فرا گرفته و آنها را به این كار وا مى دارد که این با تعبیر «السَّماءَ الدُّنْیا» (آسمان پائین) بسیار مناسب است.[22]
5. حرکتهای انتقالی و وضعی خورشید
آیه «وَ الشَّمْسُ تَجْری لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ» (یس:38) به وضوح حركت خورشید را به طور مستمر بیان مى كند. آخرین و جدیدترین تفسیر براى این آیه، حركت خورشید با مجموعه منظومه شمسى در وسط كهكشان ما به سوى یك سمت معین و ستاره دوردستى است كه آن را ستاره «وگا» نامیده اند. ممكن است جمله «تجرى»، به تمام این حركت ها و حركت هاى دیگرى كه تاكنون علم و دانش ما به آن نرسیده و شاید در آینده كشف شود، اشاره کند.
به هر حال حركت دادن خورشید، این كره بسیار عظیمى كه یك میلیون و دویست هزار مرتبه از كره زمین بزرگتر است، آن هم با حركت حساب شده در این فضاى بیكران، از هیچ كس میسر نیست؛ جز از خداوندى كه قدرتش فوق همه قدرت ها و علم و دانشش بى انتها است. در اینگونه تعبیرات اشاره اى است پرمعنى به نظام سال شمسى كه از حركت خورشید در برج ها حاصل مى گردد؛ نظامى كه به زندگى بشر نظم و برنامه مى دهد و جنبه هاى مختلف آن را تنظیم مى كند.[23]
6. جاذبه زمین
آیه «اللَّهُ الَّذی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ یجْری لِأَجَلٍ مُسَمًّى یدَبِّرُ الْأَمْرَ یفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ» (رعد:2)، با توجه به حدیثى كه در تفسیر آن وارد شده است، از روى یك حقیقت علمى پرده برداشته كه در زمان نزول آیات، بر كسى آشكار نبود؛ چراكه در آن زمان هیئت بطلمیوس بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى كرد و طبق آن، آسمان ها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پیاز روى هم قرار داشتند و طبعاً هیچكدام معلق و بى ستون نبودند و هر كدام بر دیگرى تكیه داشت.
حدود هزار سال بعد از نزول این آیات، علم و دانش بشر به اینجا رسید كه افلاك پوست پیازى، به كلى موهوم است و آنچه واقعیت دارد این است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جایگاه خود، بى آنكه تكیه گاهى داشته باشند، معلق و ثابت هستند و تنها چیزى كه آنها را در جاى خود ثابت مى دارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه یكى ارتباط با جرم این كرات دارد و دیگرى مربوط به حركت آنها است. این تعادل جاذبه و دافعه به صورت یك ستون نامرئى، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است.
حدیثى از امیرالمؤمنین (ع) در این زمینه نقل شده که فرمود: «هذِهِ النُّجُومُ الَّتِی فِی السَّمَاءِ مَدَائِنُ مِثْلُ الْمَدَائِنِ الَّتِی فِی الْأَرْضِ مَرْبُوطَةٌ كُلُّ مَدِینَةٍ إِلَى عَمُودٍ مِنْ نُور؛[24] این ستارگانى كه در آسمانند، شهرهایى هستند همچون شهرهاى روى زمین كه هر شهرى با شهر دیگر (هر ستاره اى با ستاره ی دیگر) با ستونى از نور مربوط است».[25]
7. زمین برای زراعت
یكى از عجایب طبیعت این است كه جوانه با آن همه نرمى و لطافت، خاك هاى سخت را مى شكافد و گاه در كوهستان ها از لابلاى سنگ ها عبور كرده و سر بیرون مى آورد. البته به نظر می رسد که منظور از شكافتن زمین در آیه «ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا» (عبس:26)، خرد شدن سنگ هاى سطح زمین در آغاز باشد. توضیح اینکه در آغاز، سطح زمین را قشر عظیمى از سنگ ها پوشانده بود، آنگاه باران هاى سیلابى پى در پى فروباریدند و سنگ ها را شكافتند، ذرات آن را جدا كردند و در قسمت هاى گود زمین گستردند و بدین ترتیب توده خاك قابل زراعت تشكیل شد.
این آیه به یكى از معجزات علمى قرآن اشاره می کند كه نشان مى دهد اول باران ها فرو مى بارند و سپس زمین ها شكافته مى شوند و آماده زراعت مى گردند و نه تنها این عمل، در روزهاى نخست صورت گرفته كه امروز نیز ادامه دارد.[26]
گفتار چهارم: تفسیر متون دینی در حوزه طبیعت بی جان
منظور از طبیعت بی جان در این نوشتار، طبیعتِ فاقد نفس نیست؛ بلکه مراد طبیعت غیرحیوانی است که شامل طبیعت زمینی و طبیعت آسمانی است.
الف) طبیعت زمینی
در طبیعت زمینی به موضوعات گیاهان و جمادات (کوه ها و دریاها) پرداخته شده است. قرآن کریم در آیه «الَّذی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فیها سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى» (طه:53)، به چهار بخش از نعمت هاى بزرگ خداوند اشاره می کند كه اولویت هاى زندگى انسان را تشكیل مى دهد. این نعمت های چهارگانه که در دایره طبیعت زمینی قرار دارند، عبارتند از: ابتدا قبل از همه چیز، محل سكونت و آرامش لازم است و به دنبال آن راه هاى ارتباطى، آب و فرآورده هاى كشاورزى.[27]
1. گیاهان
نه تنها گیاهان صحرا و خشكی ها از بركت آب باران پرورش مى یابند، بلكه گیاهان بسیار كوچكى كه در میان امواج آب دریاها مى رویند و خوراك عمده ماهیان هستند، نیز از پرتو نور آفتاب و دانه هاى باران رشد مى كنند: «وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَیءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ ینْعِهِ إِنَّ فی ذلِكُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ» (انعام:99).
خداوند می فرماید به وسیله آن، از دانه كوچك و خشك، ساقه اى با طراوت و سرسبز كه لطافت و زیبایى آن چشم را خیره مى كند آفریدیم و از آن ساقه سبز، دانه هاى روى هم چیده شده، همانند خوشه گندم و ذرت بیرون آوردیم. همچنین از درختان نخل، خوشه سربسته اى بیرون فرستادیم كه پس از شكافته شدن رشته هاى باریك و زیبایى كه دانه هاى خرما را بر دوش خود حمل مى كنند و از سنگینى به طرف پایین متمایل مى شوند خارج مى گردد. به علاوه باغ هایى از انگور، زیتون و انار پرورش دادیم.
سپس به یكى دیگر از شاهكارهاى آفرینش در این درختان اشاره كرده و بیان می کند که دو درخت زیتون و انار از نظر شكل ظاهرى و ساختمان شاخه ها و برگ ها شباهت زیادى به هم دارند؛ در حالى كه از نظر میوه و طعم و خاصیت آن بسیار با هم متفاوتند. یكى داراى ماده چربى مؤثر و نیرومند و دیگرى داراى ماده اسیدى یا قندى است كه با یكدیگر كاملاً متفاوتند. همچنین این دو درخت گاهى درست در یك زمین پرورش مى یابند و از یك آب آبیاری مى شوند؛ یعنى با یكدیگر هم تفاوت زیاد و هم شباهت فراوان دارند.
در ادامه از میان تمام اعضاى پیكر این درخت، بحث را روى میوه آن برده و بیان می کند که به ساختمان میوه آن به هنگامى كه به ثمر مى نشیند و همچنین به چگونگى رسیدن میوه ها نگاه كنید كه در اینها نشانه هاى روشنى است از قدرت و حكمت خدا براى افرادى كه اهل ایمان هستند.
بر اساس آنچه که گیاه شناسى امروز از چگونگى پیدایش میوه ها و رسیدن آنها مى گوید، نكته این اهمیت خاص كه قرآن براى میوه قائل شده است روشن مى شود؛ زیرا پیدایش میوه ها درست همانند تولد فرزند در جهان حیوانات است. نطفه هاى نر با وسایل مخصوصى (وزش باد یا حشرات و...) از كیسه هاى مخصوص جدا مى شوند و روى قسمت مادگى گیاه قرار مى گیرند؛ آنگاه پس از انجام عمل لقاح و تركیب شدن با یكدیگر، نخستین تخم و بذر تشكیل مى گردد و در اطرافش انواع مواد غذایى همانند گوشتى آن را در بر مى گیرند. این مواد غذایى از نظر ساختمان بسیار متنوع و همچنین از جهت طعم و خواص غذایى و طبى بسیار متفاوتند. گاهى یك میوه (مانند انار و انگور) داراى صدها دانه است كه هر دن های از آنها خود جنین و بذر درختى محسوب مى شود و ساختمانى بسیار پیچیده و تو در تو دارد.
از سوى دیگر مراحل مختلفى را كه یك میوه از هنگامى كه نارس است تا موقعى كه كاملاً رسیده مى شود، مى پیماید، بسیار قابل ملاحظه است؛ چراکه لابراتوارهاى درونى میوه مدام مشغول كار هستند و مرتب تركیب شیمیایى آن را تغییر مى دهند؛ تا هنگامى كه به آخرین مرحله برسد و وضع ساختمان شیمیایى آن تثبیت گردد. هر یك از این مراحل خود نشانه اى از عظمت و قدرت آفریننده است.[28]
2. جمادات
یک- کوه ها
كوهها ریشه هایشان به یكدیگر متصل هستند و همچون حلقه هاى زره گرداگرد زمین را فرا گرفته و لرزش هاى ناشى از مواد مذاب درونى و جزر و مد ناشى از جاذبه هاى ماه و خورشید را به حداقل مى رسانند. آنها جلو اصطكاك قشر هوا را با زمین مى گیرند و پنجه در هوا انداخته و آن را با خود به گردش در مىآورند. همچنین پناهگاهی مطمئن و سپرى در مقابل طوفان ها هستند كه اگر نبودند، كره زمین به بیابانى غیرقابل زندگى تبدیل مىشد. كوه ها آبها را در خود حفظ کرده و به تدریج به سوى سرزمینهاى تشنه روان مىسازند و در دامنه هاى خود نشاط حیات، سرسبزى، خرمى و طراوت مى آفرینند و شاید به خاطر همین جهات است كه در آیات دیگر قرآن، كوه ها به عنوان میخ ها و اوتاد (نبأ:7) زمین معرفى شده اند: «وَ جَعَلْنا فِیها رَواسِی شامِخاتٍ» (مرسلات:27).[29]
اصولاً كوه ها مظهر ابهت، عظمت و صلابت و همه جا مایه خیر و بركت به شمار می آیند و شاید به همین دلیل، انسان در دل كوه ها اندیشه بیدارترى مى یابد و بى جهت نیست كه پیغمبر اكرم (ص) قبل از بعثتش مدت ها به عبادت در جبل النور و غار حرا مشغول بوده است.
در آیه «وَ إِلَى الْجِبالِ كَیفَ نُصِبَتْ» (غاشیه:19)؛ «نصبت» از ماده نصب به معنى ثابت قرار دادن است و ممكن است اشاره اى به كیفیت خلقت كوه ها در آغاز آفرینش نیز بوده باشد؛ همان چیزى كه علم امروز پرده از آن برداشته و پیدایش كوه ها را به عوامل متعددى نسبت مى دهد و انواع و اقسامى براى آن قائل است؛ كوه هایى كه بر اثر چینخوردگى زمین پیدا شده، كوه هایى كه از آتشفشان ها به وجود آمده، كوه هایى كه نتیجه آبرفت هاى ناشى از باران است و كوه هایى كه در دل دریاها تكوین یافته و مجموعه اى از رسوبات دریا و باقى مانده حیوانات آن (مانند كوه ها و جزایر مرجانى) است. هر كدام از این كوه ها، از جهت تكوین، آثار و بركاتشان درخور دقت و اهمیت هستند و براى انسانهاى بیدار نشانه هاى زنده اى از قدرت پروردگار محسوب می شوند.[30]
دو- دریاها
قسمت عمده روى زمین را دریاها تشكیل مى دهند و نخستین جوانه حیات در دریاها آشكار شده است. هم اكنون نیز دریا منبع مهمى براى ادامه حیات انسان و تمام موجودات روى زمین است و قرار دادن آن در خدمت بشر، یكى از نعمت هاى بزرگ خدا است.
قرآن کریم در آیه «وَ هُوَ الَّذی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (نحل:14)، به سه قسمت از منافع دریاها اشاره كرده تا شاید بدین وسیله حس شكرگزارى در انسان زنده شود:
- از آن گوشت تازه بخورید؛ گوشتى كه زحمت پرورش آن را نكشیده اید و تنها دست قدرت خدا آن را در دل اقیانوس ها پرورش داده و رایگان در اختیارتان گذارده است.
- از آن زینتى براى پوشیدن استخراج كنید.
- از آن براى انتقال انسان و نیازمندی هایش استفاده نمایید: كشتى ها را مى بینى كه آبها را بر صفحه ی اقیانوس ها مى شكافند؛ خدا این نعمت را به شما داد تا از آن بهره گیرید و از فضل او در مسیر تجارت خود از كشتى ها استفاده كنید.[31]
ب) طبیعت آسمانی
در این قسمت به توصیف طبیعت آسمانی خواهیم پرداخت که شامل اجرام آسمانی (خورشید، ماه، ستارگان و زمین) و پدیده های آسمانی (هوا، ابر، باد، باران و شب و روز) می گردد.
1. اجرام آسمانی
یک- خورشید
سوگندهاى قرآن عموماً دو مقصد را تعقیب مى كند: نخست اهمیت مطلبى كه سوگند به خاطر آن یاد شده است و دیگر، اهمیت خود این اموری كه مورد سوگند است؛ زیرا همیشه به موضوعات مهم سوگند یاد می شود. سوگندها فكر و اندیشه انسان را به كار مى اندازد تا درباره این موضوعات مهم عالم خلقت بیندیشد و از آنها راهى به سوى خدا بگشاید. از جمله سوگندهای قرآن به خورشید و گسترش نور آن است (شمس:1).
خورشید مهمترین و سازنده ترین نقش را در زندگى انسان و تمام موجودات زنده زمینى دارد؛ زیرا علاوه بر اینكه منبع نور و حرارت است و این دو از عوامل اصلّى زندگى انسان به شمار مى رود، منابع دیگر حیاتى نیز از آن مایه مى گیرند. وزش بادها، نزول باران ها، پرورش گیاهان، رسیدن میوهها، حركت رودخانه ها و آبشارها و حتى پدید آمدن منابع انرژى زا همچون نفت و ذغال سنگ، هر كدام به صورتى با نور آفتاب ارتباط دارند؛ به طورى كه اگر روزى این چراغ حیات بخش خاموش گردد؛ تاریكى، سكوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت.[32]
دو- ماه
ماه بر اساس یک حرکت انتقالی در هر 29 روز و چند ساعت یک دور کامل گرد زمین می چرخد که و تغییر شکل ظاهر ماه در نظر ما، به علت همین حرکت دورانی به دور زمین است.[33] ماه، روشنى بخش شب هاى تار و چراغ پرفروغ و زیباى رهروان بیابان ها و گمشدگان صحراها است که با جزر و مد خود نیز بركات فراوانى مى آفریند. به دلیل همین بركات، گروهى در مقابل این دو كوكب پر فروغ آسمان (خورشید و ماه) سجده مىكردند و آنها را پرستش مى نمودند. بنابراین قرآن در پاسخ به این باور غلط مى گوید: اگر مى خواهید خدا را عبادت نمایید، براى خورشید و ماه سجده نكنید؛ بلکه براى خدایى كه آفریننده ی آنها است، سجده كنید:[34] «وَ مِنْ آیاتِهِ اللَّیلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ» (فصلت:37).
سه- ستارگان
«وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ» (انعام:97 و نحل:16). انسان هزاران سال است كه با ستارگان آسمان و نظام آنها آشنا است و براى جهتیابى در سفرهاى دریایى و خشكى بهترین وسیله او، همین ستارگان بوده اند و البته هر قدر علم و دانش انسان پیشتر رفته به عمق این نظام واردتر شده است.
نگاه پى در پى به صفحه آسمان در چند شب متوالى نشان مى دهد كه وضع قرار گرفتن ستارگان در همه جا یکنواخت است؛ گویى ستارگان همانند دانه هاى مرواریدى هستند كه روى یك پارچه سیاه دوخته شده اند و این پارچه را از آغاز شب از سمت مشرق به سوى مغرب مى كشند و همگى با آن در حركتند و به دور محور زمین مى گردند؛ بدون اینكه فاصله آنها تغییر پیدا كند. تنها استثنایى كه به این قانون كلى مى خورد این است كه تعدادى از سیارات هستند كه دارای حركات مستقل و مخصوص به خود هستند؛ مجموع آنها از هشت سیاره تجاوز نمى كند كه پنج عددشان با چشم دیده مى شوند (عطارد، زهره، زحل، مریخ و مشترى) و سه سیاره دیگر (اورانوس، نپتون و پلوتون) را تنها با دوربین 4هاى نجومى مى توان مشاهده كرد.[35]
چهار- زمین
زمین قرارگاهى است براى همه انسانها؛ زندگان را روى خود جمع مى كند و تمام حوائج و نیازهایشان را در اختیارشان مى گذارد و مردگان آنها را نیز در خود جاى مى دهد كه اگر زمین آماده براى دفن مردگان نبود، عفونت و بیماری هاى ناشى از آن فاجعه اى براى زندگان به وجود مى آورد.
«أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً» (مرسلات:25)؛ زمین همچون مادرى كه فرزندان را دور خود جمع مى كند و زیر پر و بال خویش قرار مى دهد، انسانها را روى خود جاى مى دهد، نوازش مى كند، تغذیه مىنماید، لباس مى پوشاند، مسكن مى دهد، همه نیازهایشان را تامین مى نماید و مردگان آنها را نیز در دل خود نگاه مى دارد، جذب مى كند و آثار سوء آنان را از بین مى برد.[36]
خداوند می فرماید: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً» (نبأ:6)؛ آیا زمین را گاهواره و محل آرامش شما قرار ندادیم؟ انتخاب تعبیر «مهاد» براى زمین، از چند جهت بسیار پرمعنى است:
قسمت هاى زیادى از زمین آن چنان نرم، صاف و مرتب است كه انسان به خوبى مى تواند در آن خانه سازى كند و زراعت و باغ احداث نماید.
همه نیازمندی هاى او بر سطح زمین یا در اعماق آن به صورت مواد اولیه و معادن گرانبها نهفته است. مواد زائد انسان را به خود جذب مى كند، اجساد مردگان با دفن در آن به زودى تجزیه و متلاشى مى شوند و انواع میكروب ها به واسطه ی اثر مرموزى كه دست آفرینش در خاك نهاده است، نابود مى گردد.
با حركت نرم و سریع، به دور آفتاب و به دور خود گردش مى كند و شب و روز و فصول چهارگانه را كه نقش عمده اى در حیات انسان دارند، مى آفریند.
قسمت زیادى از آب هایى كه بر سطح آن مى بارد را در درون خود ذخیره مى كند و به صورت چشمه ها و قنات ها بیرون مى فرستد.
پس در این بستر آرام همه وسائل آسایش و آرامش فرزندان این زمین آماده و مهیا است و هنگامى اهمیت این نعمت آشكارتر مى گردد كه مختصر تزلزل و دگرگونى در آن رخ دهد.[37]
2. پدیده های آسمانی
یک- هوا
منظور از آسمان در آیه «وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیاتِها مُعْرِضُونَ» (انبیاء:32)؛ جوى است كه گرداگرد زمین را گرفته و طبق تحقیقات دانشمندان، ضخامت آن صدها كیلومتر برآورد شده است. این قشر به ظاهر لطیف كه از هوا و گازها تشكیل شده به قدرى محكم و پرمقاومت است كه هر موجود مزاحمى از بیرون به سوى زمین بیاید، نابود مى شود و كره زمین را در برابر بمباران شبانه روزى سنگ هاى شهاب كه از هر گلوله اى خطرناكترند، حفظ مى كند.
اشعه آفتاب نیز كه داراى قسمت هاى مرگبارى است به وسیله آن تصفیه مى شود و از نفوذ اشعه كشنده كیهانى كه از بیرون جو، به سوى زمین سرازیر است، جلوگیرى مى كند. این آسمان، سقف بسیار محكم و پایدارى است كه خدا آن را از انهدام حفظ كرده است.[38]
دو- ابر
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجی سَحاباً ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ ینَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ فَیصیبُ بِهِ مَنْ یشاءُ وَ یصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشاءُ یكادُ سَنا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْأَبْصار» (نور:43)؛ آیا ندیدى كه خداوند ابرهایى را به آرامى می راند، سپس آنها را با هم پیوند مى دهد و بعد متراكم مى سازد؟ در این حال دانه هاى باران را مى بینى كه از میان ابرها خارج مى شوند و بر كوه، دشت و صحرا فرو مى بارند که این دانه هاى حیاتبخش باران نشانه عظمت پروردگار است. «یزجى» از ماده «ازجاء» به معنى راندن با ملایمت است؛ راندنى كه براى ردیف كردن موجودات پراكنده است و این تعبیر دقیقاً در مورد ابرها صادق است كه هر قطعه اى از آن از گوشه اى از دریاها بر مى خیزد، سپس دست قدرت پروردگار آنها را به سوى هم مى راند، پیوند مى دهد و متراكم مى سازد.[39]
خداوند ابرها را به مادران و پدرانى تشبیه كرده كه به كمك بادها به هم پیوند می خورند، آمیزش مى كنند، باردار مى شوند و فرزندان خود، دانه هاى باران، را به زمین مى نهند:[40] «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَیناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنینَ» (حجر:22).
سه- باد
وزش بادها اثر عمیقى در جابجا كردن گرده هاى نطفه نر و بارور ساختن گیاهان دارند[41] و همچنین امواج باد توده هاى كوهپیكر ابر را بر دوش خود حمل مى كنند و به سوى سرزمین هایى كه مأموریت دارند پیش مى روند. قسمتى از این بادها كه در پیشاپیش توده هاى ابر در حركتند و آمیخته با رطوبت ملایمى هستند، نسیم دل انگیزى ایجاد مى كنند كه از درون آن بوى باران حیاتبخش به مشام مى رسد؛ اینها در حقیقت مبشران نزول باران هستند. سپس توده هاى عظیم ابر، دانه هاى باران را از خود بیرون مى فرستند؛ نه چندان درشتند كه زراعت ها را بشویند و زمین ها را ویران كنند و نه چندان كوچكند كه در فضا سرگردان بمانند. آرام و ملایم بر زمین مى نشینند و آهسته در آن نفوذ مى كنند و محیط را براى رستاخیز بذرها و دانه ها آماده مى سازند. زمینى كه در خشكى مى سوخت و شباهت كامل به منظرۀ یك گورستان خاموش و خشك داشت، به كانون فعالى از حیات، زندگى و باغ هاى پرگل و میوه تبدیل مى شود:[42] «وَ هُوَ الَّذی یرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَینَ یدَی رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالاً سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَیتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» (اعراف:57).
چهار- باران
قرآن کریم می فرماید: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجی سَحاباً ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ ینَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ فَیصیبُ بِهِ مَنْ یشاءُ وَ یصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشاءُ یكادُ سَنا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْأَبْصارِ» (نور:43)؛ باران است كه زمین هاى مرده را زنده مى كند، لباس حیات در پیكر درختان و گیاهان مى پوشاند و انسان و حیوانات را سیراب مى كند.
سپس آیه به یكى دیگر از پدیده هاى شگفت انگیز آسمان و ابرها اشاره و بیان می کند که خدا از آسمان، از كوه هایى كه در آسمان است، دانه هاى تگرگ نازل مى كند؛ تگرگ هایى كه هر كس را بخواهد به وسیله آن زیان مى رساند، شكوفه هاى درختان، میوه ها و زراعت ها و حتى گاه حیوان ها و انسانها نیز از آسیب آن در امان نیستند و از هر كس بخواهد این عذاب و زیان را بر طرف مى سازد. او است كه از یك ابر، گاهى باران حیاتبخش نازل مى كند و گاه با مختصر تغییر آن را به تگرگ هاى زیانبار و حتى كشنده مبدل مى كند و این نهایت قدرت و عظمت وی را نشان مى دهد كه سود و زیان و مرگ و زندگى انسان را در كنار هم چیده بلكه در دل هم قرار داده است. در پایان آیه یكى دیگر از پدیده هاى آسمانى كه از آیات توحید است را متذکر شده و می گوید که نزدیك است درخشندگى برق ابرها، چشم هاى انسان را ببرد.[43]
نکته ظریف اینکه غلظت ابرها و شدت وزش بادها در حدى نیست كه مانع خروج قطره هاى كوچك باران از ابر و نزول آن بر زمین شود؛ بلكه این ذرات كوچك با وجود طوفان و ابرى كه صحنهی آسمان را پوشانده، راه خود را از لابلاى آنها به سوى زمین پیدا مى كنند و نرم نرم بر زمین هاى تشنه پاشیده مى شوند تا به خوبى آنها را سیراب نمایند و در عین حال ویرانى به بار نیاورند:[44] «اللَّهُ الَّذی یرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثیرُ سَحاباً فَیبْسُطُهُ فِی السَّماءِ كَیفَ یشاءُ وَ یجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ» (روم:48).
پنج- شب و روز
«فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ» (انعام:96)؛ قرآن علاوه بر اینكه بارها روى نعمت نور و ظلمت و شب و روز تكیه كرده (آل عمران:190)، در اینجا روى مسأله طلوع صبح تكیه مى كند كه یكى از نعمت هاى بزرگ پروردگار است؛ زیرا این پدیده آسمانى نتیجه وجود جو زمین به شمار می آید. اگر اطراف كره زمین همانند كره ماه جوى وجود نداشت، از بین الطلوعین و فلق و سپیدى آغاز شب و شفق خبری نبود. وجود جو زمین و فاصله اى كه در میان تاریكى شب و روشنایى روز به هنگام طلوع و غروب آفتاب وجود دارد، انسان را به تدریج براى پذیرا شدن هر یك از این دو پدیده متضاد آماده مى سازد و انتقال از نور به ظلمت و از ظلمت به نور، به صورت تدریجى، ملایم و كاملاً مطبوع و قابل تحمل انجام مى گیرد. براى اینكه تصور نشود شكافتن صبح دلیل این است كه تاریكى و ظلمت شب، چیز نامطلوب یا مجازات و سلب نعمت است، بدون درنگ مى فرماید خداوند شب را مایه آرامش قرار داد.
انسان در برابر نور و روشنایى به تلاش و كوشش تمایل دارد؛ جریان خون متوجه سطح بدن مى شود، تمام سلول ها آماده فعالیت مى گردند و به همین دلیل خواب در برابر نور چندان آرامبخش نیست. در مقابل، هر قدر محیط تاریك بوده باشد، خواب عمیقتر و آرامبخش تر است؛ زیرا در تاریكى خون متوجه درون بدن مى گردد و به طور كلى سلول ها در یك آرامى و استراحت فرو مى روند. به همین دلیل در جهان طبیعت نه تنها حیوانات بلكه گیاهان نیز به هنگام تاریكى شب به خواب فرو مى روند و با نخستین اشعه صبحگاهان جنب و جوش و فعالیت را شروع مى كنند.[45]
گفتار پنجم: تفسیر متون دینی در حوزه طبیعت جاندار
مقصود ما از طبیعت جاندار، حیوانات هستند که به دلیل جایگاه والای انسان در میان حیوانات؛ علاوه بر موضوع حیوانات، به صورت مجزا به توصیف و تفسیر متون دینی از ویژگی های جسمی انسان نیز پرداخته ایم.
الف) انسان (ویژگی های جسمی انسان)
انسانی که خداوند او را در تاریکی های رحم و در پردههای متراکم، به صورت نطفه ای فرو ریخت؛ سپس وی را به شکل خون بسته و نامشخصی قرار داد و پس از آن به صورت جنین کامل و آنگاه نوزادی شیرخوار، بعد کودک و سپس نوجوانی درآورد و بعد از آن به او عقلی نگاهدارنده و زبانی گویا و چشمی بینا بخشید تا درک کند و عبرت گیرد و از بدی ها بپرهیزد و این وضع ادامه می یابد تا انسان به حد اعتدال و کمال برسد و بر پای خود بایستد. در این هنگام سرکشی کرده و می گریزد و بی پروا در بی راهه گام می نهد و سعی دارد به تمام هوس های خویش جامه عمل بپوشاند.[46]
«یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَینَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ یتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ یرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیلا یعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ» (حج:5؛ غافر:67)؛ قرآن کریم همه انسانها را مخاطب قرار داده و مى گوید: اى مردم! اگر در رستاخیز شك دارید، به این نكته توجه كنید كه ما شما را از خاك آفریدیم، سپس از نطفه و بعد از خون بسته شده و سپس از مضغه، چیزى شبیه گوشت جویده شده، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل.
همه اینها به خاطر آن است تا براى شما آشكار سازیم كه بر هر چیز قادریم و جنین هایى را كه بخواهیم تا مدت معینى در رحم مادران قرار مى دهیم. تا دوران تكاملى خود را طى كنند و آنچه را بخواهیم ساقط مى كنیم و از نیمه راه از مدار خارجش مى سازیم. از آن پس یك دوران انقلابى جدید آغاز مى شود و ما شما را به صورت طفل از شكم مادر بیرون مى فرستیم. بدین ترتیب دوران زندگى محدود و وابسته شما در شكم مادر پایان مى پذیرد و به محیطى وسیعتر و مملو از نور، صفا و امكانات بسیار فزونتر قدم مى گذارید. باز چرخ هاى حركت تكاملى شما متوقف نمى شود و همچنان سریع در این راه به پیشروى ادامه مى دهید و سپس هدف این است كه به حدّ رشد، بلوغ و كمال جسم و عقل برسید.
در اینجا جهل به دانایى، ضعف و ناتوانى به قدرت و توانایى و وابستگى به استقلال تبدیل مى شود، ولى این چرخ باز متوقف نمىگردد؛ هرچند در این میان بعضى از شما مى میرند و برخى آن قدر عمر مى كنند كه به بدترین مرحله زندگى و پیرى مى رسند؛ آنچنان كه بعد از علم و آگاهى، چیزى نمى دانند. این ضعف، ناتوانى و پژمردگى دلیل بر فرا رسیدن یك مرحله انتقالى جدید است؛ همان گونه كه سستى پیوند میوه با درخت دلیل بر رسیدگى آن و وصول به مرحله جدایى است. آیا با این همه تغییرات و تطوّرات منظم و حساب شده، باز هم جاى تردید در قدرت و عظمت مبدأ عالم هستى و الطاف و مواهب او وجود دارد؟[47]
ب) حیوانات
قرآن کریم و سایر متون دینی اسلامی به دفعات از حیوانات گوناگون سخن گفته و به طبیعت شناسی آنان پرداخته اند. در اینجا به دلیل گستره وسیع مطالب موجود در این حوزه تنها به گزارش طبیعت شناسی چند حیوان بسنده میکنیم.
1. زنبور
«وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلی مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكی سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً یخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی ذلِكَ لَآیةً لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُون» (نحل:68-69)؛ «وحى» در اینجا همان فرمان غریزه، انگیزه و الهام ناخودآگاهى است كه خداوند در جانداران مختلف آفریده است. نخستین مأموریت زنبوران در این آیه، خانه سازى ذكر شده و سپس دومین مأموریت او شروع مى شود که قرآن کریم مى گوید ما به او الهام كردیم كه از تمام ثمرات تناول كن و راه هایى را كه پروردگارت براى تو تعیین كرده به راحتى بپیما.
سر انجام آخرین مرحله مأموریت آنها، به صورت یك نتیجه این است که از درون زنبوران عسل نوشیدنى مخصوصى خارج مى شود كه رنگهاى مختلفى دارد و در این شراب حلال، داروى شفابخش مهمى براى مردم است. در این ماجراى برنامه زندگى زنبوران عسل و ارمغانى كه آنها براى جهان انسانیت مى آورند كه هم غذا، هم شفا و هم درس زندگى است؛ براى جمعیتى كه مى اندیشند، نشانه روشنى از عظمت و قدرت پروردگار است.[48]
2. شتر
در قرآن، شتر با 10 گونه و 18 بار تکرار بیشترین گونه و تکرار را به خود اختصاص داده است. این حیوان ویژگی هاى عجیبى دارد كه او را از حیوانات دیگر ممتاز مى كند. ویژگی هاى این حیوان چنان است كه دقت و تفکر در آفرینش او، انسان را متوجه خالق بزرگى مى كند كه آفریننده چنین موجودى است و به حق این حیوان آیتى از آیات خداوند است: «أَفَلا ینْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیفَ خُلِقَتْ» (غاشیه:17).
برخی از این ویژگی ها عبارتند از:
شتر حیوانى است كه گوشت و شیرش قابل استفاده است و هم اینکه از آن براى سوارى و باربرى استفاده مى شود؛ شتر نیرومندترین و با مقاومت ترین حیوان اهلى است؛ شتر مى تواند روزهاى متوالى (حدود یك هفته تا ده روز) تشنه بماند و در مقابل گرسنگى نیز تحمل بسیار دارد؛ شتر مى تواند هر روز مسافتى طولانى را طى كند و از زمین هاى صعب العبور و شنزارهایى كه هیچ حیوانى قادر بر عبور از آن نیست، بگذرد؛ از نظر تغذیه بسیار كم خرج است و هرگونه خار و خاشاكى را مىخورد و ... .[49]
3. پرندگان
پرندگان دارای اشکال گوناگونی هستند که در برخی از آنها همچون طاووس[50] و خفاش، که آفرینشی بین پرندگان و پستانداران دارد، شگفتی های عظیم و استثنایی ای نهفته است. آنچنان که امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند که از لطیف ترین مصنوعات و شگفت انگیزترین مخلوقات پروردگار، اسرار پیچیده حکمتی است که در وجود شب پرهها به ما نشان داده شده است.[51]
«أَ لَمْ یرَوْا إِلَى الطَّیرِ مُسَخَّراتٍ فی جَوِّ السَّماءِ ما یمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللَّهُ إِنَّ فی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ» (نحل:79)؛ از آنجا كه طبیعت اجسام، جذب شدن به سوى زمین است، پس حركت پرندگان در بالاى زمین را با عنوان مسخرات (تسخیر شده ها) بیان كرده است. سپس اضافه مى كند که هیچ كس جز خدا آنها را این چنین نگه نمى دارد؛ اگرچه خاصیت طبیعى بالها و عضلاتى كه در آن آفریده شده و شكل مخصوص پرندگان و ویژگی هایى كه در هوا موجود است، دست به دست هم داده و به پرندگان امكان پرواز مى دهند، اما چه كسى، جز خداى علیم و قدیر، این شكل و خواص را آفریده است؟ در این امر، براى كسانى كه ایمان دارند، نشانه هایى از عظمت و قدرت خدا است.[52]
نتیجه گیری
طبیعت در لغت دارای معانی مختلفی است که بر اساس بسیاری از مصادیق آن، در قرآن و سایر مباحث دینی مورد اشاره قرار گرفته شده و به تبع نیازمند بازگویی تفسیری است. گستره مباحث طبیعت شناسی مرتبط و منطبق با کاربرد آن در متون دینی (آیات، روایات و مباحث دینی) است و در این راستا از روش های نقلی، عقلی و سایر مؤیدات بهره گرفته شده است. در حوزه مبانی تفسیر متون دینی در موضوع طبیعت شناسی می توان به چهار محور نگرش به طبیعت به مثابه مخلوق و نشانه ی الهی؛ واقع نمایی متون دینی در تبیین طبیعت؛ لزوم بهره گیری ضابطه مند از تجربه بشری در تفسیر متون دینی در حوزه طبیعت شناسی؛ وجود شگفتی ها و اعجازهای علمی در طبیعت شناسی متون دینی، اشاره نمود. تفسیر متون دینی در حوزۀ طبیعت بی جان در محورهایی نظیر: طبیعت زمینی (گیاهان و جمادات)؛ طبیعت آسمانی شامل اجرام آسمانی (خورشید، ماه، ستارگان و زمین) و پدیده های آسمانی (هوا، ابر، باد، باران و شب و روز) تبیین گردیده است. همچنین تفسیر از متون دینی در حوزه طبیعت جاندار در محورهای انسان و حیوانات مورد بررسی قرار گرفته شده است. نتیجه و محور اساسی و کلی موارد و مصادیق مورد اشاره و تبیین در آیات تفسیر شده، ایجاد بینش و معرفت در مخاطب بر حول محور مسأله مبدأ و معاد با توجه به نشانهها و آیات متعدد و حکمت آمیز قرآنی است.
منابع:
- قرآن کریم
- نهج البلاغه
- ابن شعبه حرانى، حسن بن على؛ تحف العقول عن آل الرسول (صلّى الله علیه و آله)؛ قم: جامعه مدرسین، 1363ق.
- ابن منظور، محمد؛ لسان العرب؛ مصحح علی شیری؛ بیروت: دار الاحیاء التراث العربی، 1408ق.
- دهخدا، علیاکبر؛ لغتنامه؛ تهران: دانشگاه تهران، 1325ش.
- الراغب الاصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ القرآن؛ صفوان عدنان داوودی؛ بیروت: دارالقلم-الدارالشامیة، 1416ق.
- رستمی، محمدحسن؛ سیمای طبیعت در قرآن؛ قم: بوستان کتاب، 1385ش.
- رضائی اصفهانی، محمد علی؛ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن؛ رشت: كتاب مبین،1380ش.
- سجادی، سید جعفر؛ فرهنگ معارف اسلامی؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373ش.
- صلیبا، جمیل؛ فرهنگ فلسفی؛ منوچهر صانعی درهبیدی؛ تهران: حکمت، 1366ش.
- فیروزآبادی، محمدبن یعقوب؛ القاموس المحیط؛ بیروت: دار الاحیاء التراث العربی، 1424ق.
- کلیم کاشانی، ابوطالب؛ دیوان؛ تصحیح و مقدمه پرتو بیضایی؛ بی جا: انشارات کتابفروشی خیام، بیتا
- گلشنی، مهدی؛ قرآن و علوم طبیعت؛ قم: پژوهشگاه علوم اسلامی، 1390ش.
- مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403ق
- مكارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالكتب الإسلامیة، 1371ش.
- ـــــــــــــــــــــــ؛ برگزیده تفسیر نمونه؛ احمد علی بابایی؛ تهران: دار الكتب الاسلامیه، 1382ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ پیام امام امیرالمؤمنین (ع)؛ قم: موسسۀ تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی، 1397ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ سوگندهای پربار قرآن؛ ابوالقاسم علیان نژادی؛ قم: مدرسة الامام علی بن ابیطالب (ع)، 1386ش.
- ـــــــــــــــــــــــ ؛ قرآن و آخرین پیامبر؛ تهران: دارالكتب الإسلامیة، بیتا.
- مولوی، محمد و معصومه خلیلی؛ «جایگاه تفسیر علمی و معیارهای آن در تفسیر نمونه»؛ پژوهشهای علم و دین؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ سال هفتم، شمارة اول، بهار و تابستان 1395ش.
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.