سعادت 133 مطلب

معنای نُصح و جايگاه آن در اخلاق دينی؟

نُصح چيست و چه جايگاهی در اخلاق دينی دارد؟

«نُصح» نقطه مقابل حسد است. نصح و نصيحت هر كار و هر سخنى است كه در آن مصلحت ديگرى باشد. به اين معنا كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى آنها گردد. اين واژه در اصل به معناى «خلوص و اخلاص» است. از آنجا كه شخص خيرخواه، از روى خلوص و اخلاص در «اصلاح» كار ديگران مى كوشد، واژه نُصح و نصيحت درباره او به كار مى رود. اين يكى از فضايل معروف است كه در آيات قرآن و روايات اسلامى به آن اشاره شده است.

مثال هايی از آثار مخرّب حسد در آیات قرآن

حسد از ديدگاه قرآن چه آثار مخرّبی دارد؟

از برخی آيات قرآن، اين آثار فوق العاده زيانبار حسد در زندگى فردى و اجتماعى روشن مى شود: حسد دست برادر را به خون برادر آغشته مى‏ كند؛ انسان را از مشاهده حقّ باز مى دارد؛ فضاى جامعه را تيره و تار مى كند؛ رشته هاى محبّت را پاره مى نمايد؛ جهنّم سوزانى در دنيا براى كسانى كه به آن آلوده هستند، به وجود مى آورد.

به عنوان مثال در سوره مائده سخن از داستان فرزندان آدم است كه يكى بر ديگرى حسد برد و سرانجام دستش به خون برادر آغشته شد و نخستين قتل و جنايت در روى زمين صورت گرفت و سرآغازى براى جنايت هاى ديگر شد. در سوره یوسف نيز حسد آن قدر قوى و هولناك است كه برادران يوسف را وادار به كشتن برادر مى كند و سبب گناهان زياد ديگرى می شود؛ از جمله گفتن دروغ هاى مختلف براى كتمان جنايت خود و نسبت دادن پدر (حضرت یعقوب) به ضلالت و گمراهى و ... .

حسن ظنّ در روايات اسلامى‏

حسن ظنّ چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارد؟

به همان نسبت كه سوءظنّ مايه ويرانى جامعه و بدبختى انسانها و تشتّت كارها و ناراحتى روح و جسم است، حسن ظنّ مايه آرامش و وحدت است. به همين دليل در احاديث زيادى هم حسن ظنّ نسبت به مردم و هم حسن ظنّ نسبت به خداوند مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است.

اميرمؤمنان على (ع) درباره حسن ظنّ به مردم فرمود: «حُسْنُ الظَّنِّ يُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ يُنْجِي مِنْ تَقَلُّدِ الْإِثْمِ؛ حسن ظنّ اندوه را سبك مى كند، و از آلوده شدن به گناه رهايى مى بخشد».

مساله حسن ظنّ به خدا، از نشانه هاى مهم ايمان و از اسباب نجات و سعادت است. رسول خدا (ص) فرمود: «لَيْسَ‏ مِنْ‏ عَبْدٍ يَظُنُّ‏ بِاللَّهِ‏ خَيْراً، إِلَّا كَانَ‏ عِنْدَ ظَنِّهِ بِه؛ هيچ بنده اى گمان نيك به خدا نمى برد، مگر اينكه خداوند طبق گمانش با او رفتار مى كند».

اخلاق و آزادى‏

آيا اخلاق، آزادى انسان را محدود مى كند؟

اخلاق نه انسان را محدود مى كند و نه مانع پرورش انسانها است و نه غرائز خداداد را سركوب مى نمايد. بلكه كار اخلاق بهره گيرى از آزادى انسان در مسير سعادت و رهبرى غرائز براى رسيدن به كمال مطلوب است. با توجّه به اين تفسير صحیح از آزادی، پاسخ بسيارى از سخنان مخالفان اخلاق روشن مى شود.

تبیین معنا و پیامدهای حرص در روایات اسلامی

حرص در روایات اسلامی چه پيامدهايی دارد؟

واژه حرص و الفاظ مترادف و هم معناى آن در احاديث اسلامى، به طور وسيع مورد بحث واقع شده و آثار و پىامدهاى بسيار منفى براى آن ذكر گرديده است. آنچه از این احادیث به دست می آید این است که حرص پيامدهاى بسيار خطرناك و زيان بارى دارد، انسان را از خدا دور مى كند، شخصيّت او را در نظرها در هم مى شكند و آرامش را از او می گيرد. انسان به خاطر حرص، به گناهان بزرگ ديگرى آلوده مى شود، روز به روز از سعادت دورتر مى گردد و همچون بنده اى اسير و ذليل و گرفتار مى شود و در يك كلمه دين و دنياى او تباه مى گردد. 

حسد و نُصح؛ مروری کوتاه بر معنا و ماهیّت

حسد و نُصح چه معنا و ماهیّتی دارند؟

«حسد» به معناى ناراحت شدن از نعمت هايى است كه خداوند نصيب ديگران كرده. شخص حسود آرزوى زوال آن نعمت ها را دارد و حتّى در این راه ممکن است كوشش کند. در واقع مى توان گفت حسد يكى از ريشه هاى اصلّى تمام بدى هاست و از دام هاى بسيار خطرناك شيطان است. در روايات اسلامى، حسد در کنار «حرص» و «تکبّر» يكى از اصول سه گانه «كفر» شمرده شده است؛ چراکه شخص «حسود» در واقع معترض به حكمت الهى است.

نقطه مقابل حسد، «نُصح» و خيرخواهى است. به اين معنا كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى آنها گردد. به تعبيرى ديگر «خيرخواهى» اين است كه انسان از نعمت هايى كه نصيب ديگرى مى شود، لذّت ببرد و سعادت خود را در سعادت ديگران بداند و منافع ديگران را با منافع خود به يك چشم بنگرد.

حکم تقلید فرزندان از والدین در انتخاب دین؟

آیا تقلید فرزندان از والدین خود در انتخاب دین صحیح است؟

دینداری امری درونی است و از آنجایی که هیچ کس نمی تواند در امور قلبی اشخاص تصرف کند، مجبور کردن اشخاص به انتخاب و معتقد شدن به هر باوری، امکان ناپذیر است. به همین خاطر مراجع تقلید در ابتدای هر رساله توضیح المسائل می گویند هر کسی باید با تحقیق و عقل و فطرت خود انتخاب کند. البته چون انتخاب دین و اعتقاد یافتن به یک آیین و شریعت نیازمند رسیدن به درجه خاصی از رشد فکری و عقلی است، این کار مهم از کودکان نابالغ ساخته نیست. بنابراين ممکن است انسان تا سنينی كه هنوز به استقلال عقلی ورشد فكری نرسيده، در یقین خود به مسائل دينی از راهنمایی ها و آگاهی های دینی که والدين یا مربیانش به او می دهند، متأثر باشد و مراجع عظام نیز این نوع یقین را که از گفته دیگران به دست می آید در مسلمان بودن کافی می دانند.

حقّ انتخاب برای موجودات در نوع و اصناف خلقت

آیا شایسته نبود به جای خلقت اجباری، موجودات در انتخاب «نوع و اصناف خلقت» دارای اختیار می بودند؟

چنین فرضی تناقض آمیز است زیرا مستلزم این است که مخلوق قبل از اینکه آفریده شود، به نحوی وجود داشته باشد و درباره نوع آفرینش خود تصمیم بگیرد. یعنی مخلوق در حالی که هنوز معدوم است، موجود نیز باشد! چنین فرض، متناقض و محال است. ضمن اینکه آن موجودی که طبق فرض «به نحوی از انحاء وجود یافته» تا تکلیف آفرینش خود و نوع آن را مشخص کند، به صورت جبری آفریده شده است و هویتی دارد که با اختیار شکل نگرفته است.
بر فرضی که فرض بالا را پذیرفته باشیم، درکِ درست و دقیق مصالح و مفاسد انتخاب ها برای بشر نتیجه تجربه مستقیم حیات است و آحاد نوع بشر به عنوان موجوداتی غیرازلی و بی تجربه - هر چند عاقل - هیچ بصیرت و پیش بینی راجع به حیات و مصالح آن ندارند، تا بخواهند حق انتخاب شان را در قبال آن اعمال کنند. این تصمیم گیری برای پدیده های فاقد عقل یعنی جمادات، گیاهان و حیوانات اصلا معنی ندارد.
نیز این فرض که خدا ابتدا مخلوقات بی هویتی را خلق کند و اطلاعات لازم را راجع به مصالح امور در اختیارشان قرار دهد تا خود هویت شان را برگزینند، خالی از اشکال نیست و منجر به این می شود که به خاطر بهره مند بودن نوع انسان از امتیاز و کمال، هیچ موجودی جامد بودن و گیاه یا حیوان بودن را نمی پذیرند و همه آن موجودات بی هویت، انسان بودن را برمی گزیدند. چرا که با توجّه به وضعیّت کامل تر انسان، در آمدن در قالب جمادات یا نباتات و یا حیوانات، غیرمنطقی است؛ چون «ترجیح مرجوح بر ارجح» است.
از آن گذشته انسانها با همه اطلاعاتی که در اختیارشان گذاشته شود باز به خاطر ابعاد مختلف و متضاد نفسانی و ذاتی و گرایشات متنوع، در نوعی حیرت یا انتخاب غیر حکیمانه گرفتار خواهند شد، چنان که بشر به اصطلاح پست مدرن و عقل کل امروزی از زن یا مرد بودن یا حتی از انسان بودن خویش می گریزد و تغییر جنسیت می دهد یا دوست دارد سگ باشد و در بیشتر موارد از انتخاب هایش پشیمان می شود.

فضیلت و جایگاه صبر در آیات قرآن

صبر در آیات قرآن چه جایگاهی دارد؟

«صبر» از مهمترين اركان ايمان است. لذا در حدود هفتاد آيه قرآن، از صبر سخن به ميان آمده كه بيش از ده مورد آن به شخص پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله اختصاص دارد. هيچ يك از فضايل انسانى، به اين اندازه مورد تأكيد قرار نگرفته است. اين نشان مى دهد كه قرآن، براى اين فضيلت اخلاقى و عملى اهمّيّت فراوانى قائل است و آن را عصاره همه فضيلت ها و خمير مايه همه سعادت ها و ابزار وصول به هر گونه خوشبختى و سعادت مى داند.

فلسفه صبر؟

فلسفه صبر چيست؟

ضامن اجراى تمام كارهاى خير، صبر است. با صبر مى توان به اهداف عالى رسيد. صبر عامل بازدارنده از گناه است. صبر روزنه امید را در دل زنده نگه می دارد. علم و دانش آموزى، ثمره صبر است. كشف آثار هستى و عبرت گرفتن از آنها نياز به صبر دارد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الصّادق عليه السّلام :

مَنْ قالَ فينا بَيْتَ شِعْرٍ بَنَى اللّهُ لَهُ بَيْتاً فىِ الْجَنَّةِ.

هرکس در راه ما و براى ما يک بيت شعر بسرايد، خداوند براى او خانه اى در بهشت ، بنا مى کند.

وسائل الشيعه ، ج 10، ص 467