پاسخ اجمالی:
برخی از عواملى که سبب خارج شدن اميال و خواست هاى درونى از تحت كنترل عقل گشته و به صورت نيرويى ويرانگر درمى آيد، از اين قرار است: ۱. ضعف ايمان، علت اصلّى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد، هرگز حدود الهى را نمى شكند. ۲. بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى شود. 3. رايج ترين اسباب آلودگى به شهوت پرستى، معاشرت با انسانهاى گناهكار و آلوده است.
پاسخ تفصیلی:
می دانیم که براى درمان مفاسد اخلاقى، بايد نخست علل و ريشه ها و اسباب آن را بيابيم. بزرگان علم اخلاق در مباحث اين علم، به بحث از انگيزه ها اهمّيّت فوق العاده اى داده اند. به همين دليل لازم است بحث دقيقى در مورد عوامل شهوت پرستى داشته باشيم.
اميال و خواسته هاى درونى كه از آن به شهوات تعبير مى شود - مخصوصا شهوت جنسى - يك امر طبيعى و خدادادى بوده و از عوامل حركت انسان، براى پيشرفت زندگى به شمار مى آيد. به همين دليل، گرچه نمى توان آنها را از ميان برد اما هرگز نبايد براى سركوبى آنها نيز تلاش كرد. زيرا اگر اين شهوات در حدّ اعتدال باشند، نه تنها مشكلى ايجاد نمى كنند، بلكه يكى از اسرار تكامل و تقدّم انسان نيز محسوب مى گردند.[1] به طور کلّی غریزه جنسی در آدمی واجد دو مصلحت و ويژگى مهم است:
اول اینکه نسل انسان در سایه آن دوام پيدا مىكند. اگر اين غريزه نبود نسل بشر قطع مى شد و اكنون از آن اثرى نبود؛ امّا اين غريزه سبب بقاء نسل بشر شده است. خداوند متعال در آيه اوّل سوره نساء در اين باره مى فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً؛ اى مردم از [مخالفت] پروردگارتان بپرهيزيد. همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را [نيز] از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى [در روى زمين] منتشر ساخت».
دوم اینکه به مرد و زن آرامش مى دهد. زن بدون مرد و مرد بدون زن ناقص است؛ امّا با هم كامل مى شوند و به آرامش مى رسند و لذا كسانى كه مجردند آرامش ندارند. آيه شريفه 21 سوره روم در اين زمينه مى فرمايد: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد، تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميان تان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند».
بنابراين از نظر معارف اسلامى به واسطه غريزه جنسى، هم نسل بشر ادامه پيدا مىكند و هم زن و مرد به آرامش مى رسند.[2] امّا آنچه كه به صورت مفسده اخلاقى ظاهر مى شود، طغيان این غریزه و خارج شدن آن از كنترل نيروى عقل و خرد است. حال بايد ملاحظه كرد كه چه عواملى سبب خارج شدن اميال و خواست هاى درونى از تحت كنترل عقل گشته و به صورت نيرويى ويرانگر درمى آيد. به يقين، این امور تأثير زيادى در اين مسأله دارد:
۱. ضعف ايمان: ضعف ايمان، علت اصلّى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد، هرگز حدود الهى را نمى شكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقى نمى گردد. اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السّلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشا - كه تمام زمينه هاى ارتكاب آن موجود و موانعش مفقود بود - حفظ كرد. اگر ايمان ضعيف گشت و توجّه به مبدأ و معاد كم شد، زمينه طغيان شهوات كاملا فراهم مى شود. انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درنده اى كه از قفس خارج شده باشد و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مى كند و اگر كسى در برابرش ظاهر شود، مى درد.
در اين رابطه در حديث از امام علی عليه السّلام آمده است: «مَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ؛[3] كسى كه مشتاق به بهشت و معتقد به آن باشد، شهوات سركش را به فراموشى مى سپارد». گاهى نيز انسان براى بهره گيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سدّ ايمان را در هم مى شكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد. خداوند متعال در آیات ۵ و ۶ سوره قیامت می فرمايد: «بَلْ يُريدُ الْانسان لِيَفْجُرَ أَمامَهُ* يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ؛ [انسان شك در معاد ندارد] بلكه او مى خواهد [آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت] در تمام عمر گناه كند * [از اين رو] مى پرسد: قيامت كى خواهد بود».
۲. بى اعتنايى به حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى: بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى شود در حالى كه آبرو و شخصيت انسانى و توجّه به حيثيت اجتماعى انسان را - هرچند كه ايمان به خدا نيز نداشته باشد - در برابر طغيان شهوات كنترل مى كند. به همين دليل در جوامع غير دينى، افراد آبرومند و با شخصيت، كمتر تسليم طغيان شهوات گشته و به «شكم پرستى» و شهوات بى قيد و شرط جنسى روى مى آورند. زيرا آبرو و حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى آنها سدّى است در برابر طغيان شهوات. بنابراين هميشه تنها افراد رذل و بى شخصيت، در چنگال اين امور گرفتار مى گردند.
۳. غفلت و بى خبرى: غفلت و بى خبرى، عامل ديگر آلودگى به اين رذيله اخلاقى است. زيرا بيشتر رذايل اخلاقى، آثار سوء جسمانى و بهداشتى دارد. مثلا، شكم پرستى، انسان را به انواع بيماری ها مبتلا مى سازد و يا افراط در شهوت جنسى، نيرو و توان انسان را كاهش داده اعصاب را درهم مى كوبد و عمر را كوتاه نموده و در نهايت سلامت جسمى و روحى انسان را مختل مى سازد. به همين دليل، در جوامع غير مذهبى، افراد زيادى مقيّد به رعايت اعتدال در خوردن و مسايل جنسى هستند زيرا توصيه پزشكان را در اين زمينه پذيرفته و نتايج آن را درك كرده اند.
مشكلات اجتماعى ناشى از شهوت پرستى نيز قابل انكار نيست. به يقين «شكم پرستى» گروهى از مردم سبب گرسنگى گروه هاى ديگرى خواهد شد. بى بند و بارى در مسائل جنسى نيز سبب ناامنى زن و فرزندان اين افراد مى شود و چه بسا كه آلودگى به عمق خانه آنها نيز نفوذ كند. بنابر اين هركس كه به اين امور توجّه كند، به يقين در كنترل شهوات خويش مى كوشد.
4. معاشرت هاى نامناسب و محيط هاى آلوده: معاشرت هاى نامناسب، دوستان ناباب، محيط هاى آلوده و فساد وسائل ارتباط جمعى، يكى از عوامل ديگر آلودگى به شهوت پرستى است. اغلب انسانهاى ناباب، دوستان خود را به گناه سوق داده و آنها را غرق گناه مى سازند و راه هاى مختلف ارتكاب گناه را به آنها مى آموزند؛ به گونه اى كه مى توان گفت: رايج ترين اسباب آلودگى به شهوت پرستى، معاشرت با انسانهاى گناهكار و آلوده است. بدآموزى ناشى از وسائل ارتباط جمعى و محيط هاى آلوده نيز از عوامل مهم اين آلودگى است. قرآن مجيد نيز درباره بعضى از دوزخيان در آیات ۲۷ تا ۲۹ سوره مبارکه فرقان مى گويد: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً* يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً * لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْانسان خَذُولاً؛ و [به خاطر آور] روزى را كه ستمكار دست خود را [از شدّت حسرت] به دندان مى گزد و مى گويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم * اى واى بر من كاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نكرده بودم * او مرا از يادآورى [حق] گمراه ساخت بعد از آنكه [ياد حق] به سراغ من آمده بود. و شيطان هميشه خواركننده انسان بوده است».
محيط هاى آلوده و پدران و مادران فاسد و منحرف نیز از ديگر عومل مؤثر آلودگى به شهوت پرستى است كه تأثير مخرّب آنها قابل انكار نيست. به همين دليل، هنگامى كه بيشتر افراد پاك وارد چنين محيط هايى شوند، دين و ايمان خود را از دست داده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقى مى شوند.[4]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. تفسیر سوره احزاب
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.