گونه های متفاوت سخاوت
آيا سخاوت منحصر در كمك به فقرا و نيازمندان است؟
سخاوت منحصر در كمك به فقرا و نيازمندان نيست. اين كارِ با ارزش فقط يك نوع سخاوت است. هر كس كه در حدّ توان به رفع مشكلات ديگران كمك كند، انسان سخاوتمندى است.
سخاوت منحصر در كمك به فقرا و نيازمندان نيست. اين كارِ با ارزش فقط يك نوع سخاوت است. هر كس كه در حدّ توان به رفع مشكلات ديگران كمك كند، انسان سخاوتمندى است.
«سخاوت» مانند تمام صفات و كارهاى نيك مقدار و اندازه اى دارد، كه اگر در مسير افراط قرار گيرد، نتيجه منفى خواهد داشت. همچنين «سخاوت» نبايد لطمه به آبرو و حيثيت و زندگى كسانى كه به انسان وابسته اند بزند. «سخاوت» بايد در اموال حلال باشد، نه اموالى كه از راه هاى حرام و يا ظلم و ستم به دست آمده باشند. هم چنين «سخاوت» نبايد در اموال مربوط به بيت المال باشد، زيرا اموال بيت المال، حساب و كتاب مخصوص به خود دارد كه بايد به دقت رعايت گردد.
امام صادق(ع) به مردي كه از راه دزدی انفاق می كرد، فرمودند: «مادرت به عزايت بنشيند! تو جاهل به كتاب خدايى! نشنيده اى كه قرآن مى فرمايد: خدا، تنها از پرهيزكاران مى پذيرد! سپس افزودند: دو نان و دو انار دزديدى، چهار گناه كردى، چون بدون اجازه صاحبش به ديگرى دادى، چهار گناه ديگر نيز به آن اضافه شد». او جوابى نداشت، ناچار سكوت كرد.
امام صادق (ع) در تبیین اندازه گیری معیشت، در سال قحطی آذوقه منزل خويش را در بازار فروخت و به خادمش فرمود: «بعد از اين، نان خانه مرا روز به روز از بازار بخر! نان خانه من نبايد با نانى كه در حال حاضر توده مردم مصرف مى كنند تفاوت داشته باشد! نان خانه من بايد بعد از اين، نيمى گندم باشد و نيمى جو! من بحمد الله توانايى دارم كه تا آخر سال، خانه خود را با نان گندم به بهترين وجهى اداره كنم؛ ولى اين كار را نمى كنم تا در پيشگاه الهى مساله اندازه گيرى معيشت را رعايت كرده باشم».
يكی از اصحاب پيامبر(ص) برای رهايی از فقر به سراغ ايشان رفت. قبل از آنكه حرفی بزند پيامبر(ص) فرمود: «هر كس از ما كمكى بخواهد، ما به او كمك مى كنيم؛ ولى اگر بى نيازى ورزد و دست حاجت پيش مخلوقى دراز نكند، خدا او را بى نياز مى كند». دو بار ديگر مراجعه كرد و همان سخن را شنيد. فكری كرد و رفت تيشه اى عاريه كرد و به صحرا رفت؛ هيزمى جمع كرد و فروخت و اين كار را ادامه داد تا تدريجاً توانست لوازم كار را بخرد. پس از مدتی صاحب سرمايه و خادمانى شد. روزی پيامبر(ص) را ديد كه با تبسم همان جمله را تكرار نمود.
قرآن به مردم با ايمان دستور مى دهد كه از «طيّبات» اموال خود انفاق كنند. «طيّبات» هم به پاكيزگى ظاهرى و مادّى و هم به پاكيزگى معنوى و باطنى اطلاق مى گردد؛ يعنى، اموالى را می توان انفاق كرد كه هم خوب و مفيد باشد و هم خالى از هر گونه شبهه و آلودگى به حرام. اگر اموال پست و كم ارزش را انفاق كنيم، اين كار هم توهين به مقام پروردگار است و هم تحقير نيازمندان و آزرده ساختن روح آنهاست. پس بايد در راه خدايى انفاق كرد كه نيازى به انفاق ما ندارد و اوست كه اين نعمت ها را در اختيار ما قرار داده است.
مردى گرسنه و برهنه از پيامبر(ص) تقاضاي كمك كرد. پيامبر(ص) او را به خانه دخترش زهرا(س) فرستاد. حضرت فاطمه(س) گردنبندش را به او داد و آن مرد آن را به مسجد آورد. عمار ياسر با اجازه پيامبر(ص) آن را به دويست درهم خريد و مرد را سير كرد و پوشاند و مركبی هم به او داد و گردنبند را به وسیله غلامش نزد فاطمه(س) فرستاد. فاطمه(س) غلام را آزاد كرد و آن غلام خنديد. حضرت زهرا(س) پرسيد چرا مي خندی؟ غلام گفت: گردنبندی بابركت تر از اين نديدم. گرسنه ای را سير، برهنه ای را پوشاند، غلامي را آزاد و در آخر به دست صاحبش رسيد.
امام صادق(ع) فرمود: اميرمؤمنان(ع) براى نيازمندى، پنج بار شتر خرما فرستاد و او شخصى آبرومند بود كه جز از امام(ع) از ديگرى سؤال نمى كرد. يك نفر خدمت حضرت بود، گفت: يا علی(ع) آن مرد از شما تقاضايى نكرد، وانگهى يك بار شتر او را كفايت مى كرد. امام فرمودند: «اگر به كسى كمك كنم بعد از آن كه سؤال نمايد، در اين صورت آن چه به او داده ام قيمت همان آبروى اوست كه ريخته است! هر كس چنين كارى با برادر مسلمان خود بنمايد، به خداى خويش دروغ گفته؛ زيرا براى همان برادر دينى خود درخواست بهشت مى كند؛ ولى از كمك مختصرى به مال بى ارزش دنيا مضايقه مى نمايد».
امام جواد(ع) به مردي كه انفاق كرده و از اين كارش خوشحال شده بود فرمود: «شايسته است اين شادي را داشته باشى به شرطي كه آن را نابود نكرده باشى يا بعد از اين نابود نكنى! عرض كرد: چگونه نابود می شود با اينكه من از شيعيان خالص شمايم؟ فرمود: الان آن نيكى به برادران را با همين سخنت كه از شيعيان خالص شما هستم! نابود كردى. شيعه خالص ما افرادی مثل «سلمان»، «ابوذر»، «مقداد» و «عمّار» هستند. شما بايد بگويی: من از دوستان شمايم و دشمن دشمنانتان و دوست دوستانتان هستم تا ثواب هاى از بين رفته صدقاتت باز گردد.
در كوفه تاجرى بود كه به سادات قرض مى داد و آن را به نام امام علي(ع) ثبت می كرد. مدّتی بعد ورشكسته شد و به سراغ بدهكارانش رفت؛ اما فايده ای نكرد. يك روز مردى از روى تمسخر به او گفت: آيا كسى كه هميشه به نام او قرض می دادى به دادت رسيد؟ تاجر اندوهگين شد. در خواب ديد كه پيامبر(ص)، به حضرت علی(ع) دستور دادن طلب تاجر را داد. امام هم كيسه اى با هزار اشرفى به او داد و فرمود: از اين به بعد هر كدام از فرزندانم قرض خواست به او بده. بعد از بيداری دفترش را نگاه كرد و ديد، قرض ها به نام امام(ع) محو شده است.
الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)
نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ إلى أجَلِهِ
نَفَسهاى آدمى گامهاى او به سوى مرگ است
ميزان الحکمه، جلد 1، ص 44