شجاع 21 مطلب

راه های درمان جُبن (ترس نامعقول) و پيشگيرى از آن‏

راه های درمان جُبن (ترس نامعقول) و پيشگيرى از آن چيست؟

برای درمان جُبن و پیشگیری از آن، گزینه ها و روش های متعددی وجود دارد، که هر کدام می تواند تا حد بسیار تأثیرگذاری موفق باشد: ۱. يكى از راه های اصلّى درمان اين رذيله اخلاقى، انديشيدن در ثمرات شوم و آثار زيانبار آن است. ۲. پرداختن به قطع ريشه ها، راه مهمّ ديگر درمان آن است. ۳. يكى ديگر از طرق درمان جُبن و ترس، پاك بودن و پاك زيستن است. زيرا افراد آلوده غالباً از نتيجه اعمال خود بيمناكند. ۴. يكى ديگر از راه های درمان اين رذيله اخلاقى ورود در صحنه هاى رعب آور و تكرار آن است.

شجاعت و ترس و نمودهای آن در آیات قرآن

شجاعت و ترس چه نمودهای در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد اهمّيّت شجاعت و شهامت و نقش اين فضيلت اخلاقى در سرنوشت معنوى و مادّى انسانها از يك سو، و آثار سوء رذيله ترس و جُبن از سوى ديگر، آشكار مى شود.

تبليغ رسالات الهى مهم ترين وظيفه پيامبران خداست و شرط اصلّى آن خالى بودن از رذيله خوف و ترس است. آیات قرآن نشان مى‏ دهد كه پيامبران از غير خدا نمى ترسيدند و در راه خدا كمترين سستى به خود راه نمى دادند و از جُبن و ترس كه يك رذيله بزرگ اخلاقى است، پاك و مبرّا بودند؛ به همين دليل يك تنه در برابر انبوه دشمنان مى ايستادند و پيروز مى شدند. بى شك اگر رذيله اخلاقى ترس و جُبن بر آنها مسلّط مى شد، هرگز نه قادر به انجام رسالت خويش بودند و نه بر دشمنان پيروز مى شدند.

طبق آيات قرآن، می توان به بركت شجاعت و پايمردى گروه اندك امّا مؤمن، بر لشكر عظيم و سر تا پا مسلّح پيروز شد و انسان مؤمن با اتّكا به خدا كه قدرتش ما فوق همه قدرتهاست، خود را در همه صحنه ها پيروز مى بيند و افراد ضعيف الايمان، با اتّكا به قدرت خود كه به هر حال شكست پذير است، خويش را ناتوان مشاهده مى كنند و به همين دليل ترس و وحشت در صحنه هاى مهمّ زندگى بر آنها چيره مى شود.

 معرفى زیدیّه

زیدیه چه کسانى هستند؟

زیدیّه پیروان زید فرزند امام سجّاد(ع) مى باشند و او را امام پنجم از امامان اهل بیت می دانند و معتقدند پس از وى فرزندش یحیى به جاى وى نشست و... . در ایران ناصر اطروش جمع کثیرى را به مذهب زیدیه درآورد. به عقیده زیدیه هر فاطمى نژاد، عالم، زاهد، شجاع، سخى، که به عنوان قیام به حق خروج کند مى تواند امام باشد. زیدیه در اصول به معتزله و در فروع به فقه ابی حنیفه گرایش پیدا کرده اند.

شأن نزول آيه 54 سوره «مائده» «... فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ...»

به عقیده مفسرین آيه 54 سوره «مائده» در شأن چه کسی نازل شده است؟

فخر رازى هنگامى كه به تفسير اين آيه مى رسد، اقوالى از مفسّران در مورد تطبيق اين آيه نقل مى كند و در پايان بحث مى گويد: «... اين آيه درباره على(ع) نازل شد ...» سپس به دو دليل براى تقويت اين قول استدلال مى كند. همچنین «ثعلبى» در تفسيرش در ذيل آيه فوق مى گويد: «اِنَّها نَزَلَتْ فى على(ع)».

امام علی(ع) و بیان اوصاف یاران خویش

امام علی(علیه السلام) با چه بیانی از یاران مومن و شجاع خود یاد می کند؟

امام علی(ع) برای تحریک نیروهای خود برای جهاد، یادی از دوستان شجاع خود کرده، می فرماید: «كجايند آنان كه اسلام را با جان و دل پذيرفته و هنگام جهاد عاشقانه حركت كرده، و سرانجام بعضى شهيد و بعضى رهايى يافتند». در واقع امام(ع) ايمان و درک آنان را انگيزه اصلى حركت شان بسوى جهاد دانسته و در بیان زهد آنان مى فرمايد: «چشمان آنها بر اثر گريه از خوف خدا ناراحت، و به خاطر روزه و شب زنده دارى رنگ چهره هایشان پريده بود». سپس مى فرمايد: «برادران من، آنها بودند كه رفتند پس سزاوار است كه تشنه ديدار آنها باشم».

ترس، سرمنشاء خداشناسی فطری!

گاهی برای اثبات خداشناسی فطری به حالت انسانی که در حال غرق شدن می باشد استناد می شود؛ آیا این ناشی از ترس و هراس نیست؟

منظور از خداشناسی فطری این است که هر انسانی می تواند با توجه درونی و تامل قلبی عمیق، رابطه اش را با خالقش کشف کند. ارتباطی که به خاطر دنیاطلبی انسان و سرگرم شدنش به امور روزمره، زیر حجابی از غفلت قرار گرفته است. ترس اگر چه نقش سازنده ای در کنار زدن آن حجاب غفلت دارد، امّا آنچه واقعا آدمی را هنوز به نجات و ادامه حیات امیدوار می کند، تبلور فطرت توحیدی انسان از میان حجاب های غفلت و توجه دوباره به آن سرشت خداجوی درون نهادش است.
اگر ترس عامل توجه انسان به خدا باشد، می باید انسان های ترسو دیندارتر از سایرین باشند در حالی که این گونه نیست و انسان های دیندار از دیگران شجاع تر و جسورترند. ترس نه تنها عامل ایمان به خدا نیست، بلکه خود معلول بی ایمانی و مقهور ایمان است؛ اثر آرام بخشى مذهب در برابر عوامل ترس، قابل انکار نبوده و توجّه به مبدأ و خاستگاهی که قدرت وسیع و گسترده دارد، انسان را به آرامش دعوت کرده و تسکین می دهد.

امام جواد(ع) از دیدگاه علماى اهل سنت؟

علماى اهل سنت در مورد شخصیت امام جواد(ع) چه دیدگاهى دارند؟

با مراجعه به کتب اهل سنت روایات بسیاری در احترام و منزلت امام حضرت جواد(ع) می یابیم. همانند ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ که در مدح امامان شیعه می گوید: «هر یک از آنان عالم، زاهد، عابد، شجاع، جواد، و تزکیه شده اند... و این براى هیچ بیتى از بیوت عرب و عجم تحقق نیافته است». هم چنین ابن تیمیه می گوید: «محمّد بن علىِ جواد از بزرگان بنى هاشم بود. او معروف به سخاوت و بزرگوارى بود، و لذا او را جواد (بخشند) نامیده اند».

مقام و منزلت امام هادى(ع) در بیان علماى اهل سنت

علماى اهل سنت درباره مقام امام هادى(علیه السلام) چه گفتارى دارند؟

ابوعثمان عمرو بن بحر بن جاحظ از علمای اهل سنّت در ارتباط با امام هادی(ع) می گوید: «هر یک از آنان، عالم، زاهد، ناسک، شجاع، جواد، طاهر و تزکیه کننده اند... این سلسله جلیل القدر براى هیچ خانه اى از خانواده هاى عرب و نه از خانواده هاى عجم اتفاق نیفتاده است». هم چنین شمس الدین محمّد بن احمد بن عثمان ذهبى می نویسد: «در سال 254 هـ.ق ابوالحسن على بن جواد...وفات یافت...او شخصى فقیه، امام و متعبّد بود».

مقام و منزلت امام حسن عسکرى(ع) در بیان علماى اهل سنت

علماى اهل سنت درباره شخصیت امام حسن عسکرى(ع) چه گفتارى دارند؟

در کتب اهل سنت، امام حسن عسکرى(ع) از احترام ویژه اى برخوردار است. ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ در مدح ائمه(ع) می نویسد: «هر کدام از آنان عالم، زاهد، ناسک، شجاع، جواد، طاهر و تزکیه کننده اند... این سلسله براى هیچ خانواده اى از عرب یا عجم اتفاق نیفتاده است». هم چنین عباس بن نورالدین مکّى مى گوید: «نسبش مشهورتر از ماه شب چهارده است. او و پدرش معروف به عسکرى اند. و امّا فضایلش را زبان ها نمى توانند شماره کنند»، و عارف احمدعبدالغنى مى گوید: «او از حیث زهد و علم در مکانى عظیم قرار داشت».

معرفى مقداد بن اسود

مقداد بن اسود که بود؟

مِقداد از یاران شجاع و نجیب پبامبر(ص) بود که در تمام جنگ هاى پیامبر(ص) شرکت کرد و یکی از چهار نفری است که بهشت شیفته دیدار آنان است. او پس از پیامبر(ص) در مسیر ولایت و صراط مستقیم ماند و از مطیع ترین یاران على(ع) بود و از معدود کسانی بود که بر پیکر فاطمه(س) نماز گزارد. وی با سخنرانی شکوهمندی، با خلافت عثمان مخالفت کرد.او در سال 33 هجری در هفتاد سالگى وفات کرد.

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

کُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَى الحُسَينِ عليه السّلام

هر ناليدن و گريه اى مکروه است ، مگر ناله و گريه بر حسين عليه السّلام .

بحارالانوار، ج 45، ص 313