عفّت در روايات اسلامى

عفّت چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به مقوله «عفّت» داده شده است و آثار و پیامدهای بسیار مثبت آن برای فرد و اجتماع مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى شود اين است كه اسلام اهتمام فوق العاده ای به مسأله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد، تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت (ع) معرفى مى كند.

به عنوان مثال، امام اميرالمؤمنين (ع) در سخنان گران بهايی می فرمايند: 1. «لَا تَكْمُلُ الْمَكَارِمُ إِلَّا بِالْعَفَافِ وَ الْإِيثَارِ؛ فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». 2. «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا؛ پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستی ها دور نگه مى دارد». 3. «أَهْلُ الْعَفَافِ أَشْرَفُ الْأَشْرَافِ؛ اهل عفّت و پاكدامنى با شرافت ترين اشراف اند».

عفّت در مضامین قرآنی

عفّت چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد استفاده مى شود كه «عفّت» از بزرگ ترين فضايل انسانى است و هيچ كس در سير الى اللّه، بدون داشتن «عفّت» به جايى نمى رسد. در زندگى دنيا نيز آبرو و حيثيت و شخصيت انسان در گروی عفّت است. قرآن مجيد عفيفان را با تعبيرات مختلف ستوده است و آنها را به عنوان الگو براى ساير مسلمانان معرّفى نموده است. همچنين در عبارت هاى كوتاه و بسيار پرمعنا، ضمن بيان بخش مهمى از صفات مؤمنان، پاكدامنى و عفّت را يكى از خصلت هاى برجسته آنها دانسته است. قرآن در بيان صفاتِ برجسته مؤمنان، عفّت را بعد از نماز و زكات و پرهيز از لغو مطرح كرده و حتّى آن را بر مسأله امانت و پايبندى به عهد و پيمان نيز مقدم داشته است. در بيان قرآن، خداوند مردان و زنان پاكدامن و عفيف را مورد مغفرت و اجر عظيم قرار مى دهد.

ارزش «پاكدامني و عفت» در نزد خداوند

«پاكدامني و عفت» در نزد خداوند چه جايگاهي دارد؟

با وجود بالا بودن مقام شهدا در اسلام و تأكيد قرآن در مورد جايگاه آنان؛ انسان‌هاي عفيف و پاكدامن از مقام شهيد برخوردارند؛ چراكه «جهاد اكبر»، جهاد با نفس است و كسى كه در ميدان «جهاد اكبر» باشد مانند كسى است كه در ميدان «جهاد اصغر» حاضر بوده و حتی بالاتر از آن است.

عفّت؛ فضيلت بزرگ اخلاقى

«عفّت» چه جايگاهی در ميان فضائل اخلاقی دارد؟

عفّت فضیلتی است که هر كس داشته باشد، همه چيز دارد و اگر فاقد آن باشد، هيچ چيز نخواهد داشت. اگر يك زن عفّت داشته باشد، تمام عوامل و زمينه هاى گناه نمى تواند او را به گناه بكشاند. از طرف مقابل اگر عفّت در وجود انسان مفقود باشد، او حتّى در كنار بهترين انسانها امكان آلودگى به گناه را دارد.

«عفّت» يكى از فضايل مهم اخلاقى در رشد و پيشرفت و تكامل جوامع انسانى است. اشخاص يا جوامعى كه بهره كافى از عفّت داشته اند، از نيروهاى خداداد خود، بالاترين استفاده را در راه پيشرفت خود و جامعه خويش برده و در سطح بالايى از آرامش و امنيت زيسته اند.

انسان غيرتمند، همیشه عفیف است و عمل منافى عفّت انجام نمى دهد

چرا انسان غيرتمند عمل منافى عفّت انجام نمى دهد؟

اميرالمؤمنين (ع) در گفتار حکیمانه ای می فرماید: «مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ؛ انسان غيرتمند هرگز زنا نمى كند». «غيور» صيغه مبالغه از ماده «غَيرت» است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم او. گاه به معناى وسيع كلمه در غير موارد ناموسى نيز به كار مى رود و فرد غيرتمند به كسى گفته مى شود كه حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد كند. خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى. به هر حال، گفتار حكيمانه امام (ع) گفتارى است كه كاملا هماهنگ با منطق عقل است. زيرا انسان غيور يعنى كسى كه نسبت به تجاوز ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى كند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز كند.

غریزه جنسی و عوامل و اسباب انحراف آن به شهوت پرستى

عوامل و اسباب انحراف غریزه جنسی به شهوت پرستى چيست؟

برخی از عواملى که سبب خارج شدن اميال و خواست هاى درونى از تحت كنترل عقل گشته و به صورت نيرويى ويرانگر درمى آيد، از اين قرار است: ۱. ضعف ايمان، علت اصلّى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد، هرگز حدود الهى را نمى شكند. ۲. بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى شود. 3. رايج ترين اسباب آلودگى به شهوت پرستى، معاشرت با انسانهاى گناهكار و آلوده است.

علت نجات حضرت یوسف(ع) از دام «زليخا»

چگونه حضرت يوسف(عليه السلام) در دام «زليخا» گرفتار نشد و پرده عفت خود را حفظ كرد؟

در سوره «یوسف(ع)» به شرح زندگی پر ماجرای حضرت یوسف(ع) و بیان مقام والای عفت و پارسایی او پرداخته شده است. آری ايشان در سخت ترين شرايط كه تمام اسباب گناه فراهم بود، خود را حفظ كرد و به خدای خويش پناهنده شد و از كوره يك امتحان بزرگ الهى، آبرومندانه بيرون آمد و سرانجام به خواست خداوند، بر تخت قدرت عزيز مصر تكيه زد و با حفظ آبرو و تقوا، به همه چيز رسيد؛ در حالى كه همه آلودگان رسوا شده و كنار رفتند.

ستایش قرآن از مؤمنان «عفیف»

خداوند چگونه در قرآن مومنان «عفیف» را ستوده است؟

قرآن در عبارت هاى كوتاه و بسيار پرمعنى، پاكدامنى و عفّت را يكى از خصلت هاى برجسته مؤمنان دانسته و مى گويد: «آنها كسانى هستند كه دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى كنند و تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهره گيرى از آنان، ملامت نمى شوند». همچنین خداوند در سوره «احزاب» بیان می کند که ده گروه از مردان و زنان برجسته را مورد مغفرت و اجر عظيم قرار مى دهد كه نهمين آنها مردان و زنانى است كه دامان خود را از آلودگى به بى عفّتى، نگه داشته و پاكدامن و عفيف اند.

«عفت» از منظر روایات اسلامی

در روايات اسلامي «عفت» از چه جايگاهي برخوردار است؟

در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به «عفّت» داده شده از آن جمله اينكه: «هيچ عبادتى در پيشگاه خداوند، برتر از عفّت در برابر شكم و مسايل جنسى نيست». «كدام تلاش در راه اطاعت خدا، برتر از عفّت در مقابل شكم و مسايل جنسى است». «هنگامى كه خداوند خير و خوبى براى بنده اش بخواهد؛ به او توفيق مى دهد كه در برابر شكم و شهوت پرستى عفّت پيدا كند». «ارزش هر كس به اندازه همّت او و صداقت هر كس به اندازه شخصيت او و عفّت هر كس به اندازه غيرت اوست» و ... .

نگاهي به راه های كنترل «شهوات» در جامعه

چه راه هايي براي كنترل «شهوات» در جامعه وجود دارد؟

براى كنترل شهوات راه هاى بسيارى وجود دارد كه بخشى جنبه كلّى و عمومى دارد؛ يعنى، در تمام مفاسد اخلاقى جارى است، مانند: پاك بودن محيط، نقش معاشران و دوستان، تربيت خانوادگى، مسايل فرهنگى و مانند آن. بخش ديگر، جنبه خصوصى دارد؛ يعنى، مربوط به «عفّت» در مسايل جنسى و ساير خواست هاى نفسانى است كه عمده ترين راه هاي كنترل در اين خصوص عبارتند از: حجاب و ترك خودآرايى در انظار عموم، عدم اختلاط زن و مرد و کنترل و نظارت بر مطبوعات و رسانه هاى تصويرى.

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

مَنْ دَمِعَتْ عَيْنُهُ فينَا دَمْعَةً لِدَمٍ سُفِکَ لَنا اَوْ حَقٍّ لَنا نُقِصْناهُ اَوْ عِرْضٍ اُنْتُهِکَ لَنا اَوْلاَِحَدٍ مِنْ شيعَتِنا بَوَّاءهُ اللّهُ تَعالى بِها فِى الْجَنَّةِ حُقُباً.

امالى شيخ مفيد، ص 175