عفّت 22 مطلب

نگاه قرآن به مقوله ی شهوت رانی

قرآن چه نگاهی به مقوله ی شهوت رانی دارد؟

در قرآن كريم در موارد مختلف به «عفّت» و «شهوت پرستى» اشاره شده است. بخش مهمى از اين آيات، ضمن بيان عواقب هوسبازى و هواپرستى و شهوترانى - به مفهوم عام و خاصش- اين عمل ناشايسته و پست اخلاقى را كه سرچشمه گناهان و اثرات مخرب اجتماعى بى شمارى است، سخت نكوهش مى نمايد.

طبق بيان آيات قرآن کریم: يكى از ابزارهاى مهم شيطان «شهوت جنسى» است؛ سرانجام «شهوت پرستى»، گمراهى و ضلالت است؛ خداوند مى خواهد مردم با ترك شهوات به سوى او بازگردند و غرق معرفت و نور و صفاى تقوا و قرين سعادت و خوشبختى شوند و اينکه بايد غرائز بشر را از طريق صحيح اشباع نمود، تا به فساد نگرايد.

عفّت در مضامین قرآنی

عفّت چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد استفاده مى شود كه «عفّت» از بزرگ ترين فضايل انسانى است و هيچ كس در سير الى اللّه، بدون داشتن «عفّت» به جايى نمى رسد. در زندگى دنيا نيز آبرو و حيثيت و شخصيت انسان در گروی عفّت است. قرآن مجيد عفيفان را با تعبيرات مختلف ستوده است و آنها را به عنوان الگو براى ساير مسلمانان معرّفى نموده است. همچنين در عبارت هاى كوتاه و بسيار پرمعنا، ضمن بيان بخش مهمى از صفات مؤمنان، پاكدامنى و عفّت را يكى از خصلت هاى برجسته آنها دانسته است. قرآن در بيان صفاتِ برجسته مؤمنان، عفّت را بعد از نماز و زكات و پرهيز از لغو مطرح كرده و حتّى آن را بر مسأله امانت و پايبندى به عهد و پيمان نيز مقدم داشته است. در بيان قرآن، خداوند مردان و زنان پاكدامن و عفيف را مورد مغفرت و اجر عظيم قرار مى دهد.

منظور از شهوت رانی و شهوت پرستی؟

منظور از شهوت رانی و شهوت پرستی چيست؟

«شهوت» در لغت داراى مفهوم عامى است كه به هرگونه خواهش نفس و ميل و رغبت به لذّات مادى اطلاق مى شود. گاهى علاقه شديد به يك امر مادى را نيز شهوت مى گويند.  مفهوم شهوت، علاوه بر آن معنای عام، در خصوص «شهوت جنسى» نيز به كار رفته است.

عفّت؛ فضيلت بزرگ اخلاقى

«عفّت» چه جايگاهی در ميان فضائل اخلاقی دارد؟

عفّت فضیلتی است که هر كس داشته باشد، همه چيز دارد و اگر فاقد آن باشد، هيچ چيز نخواهد داشت. اگر يك زن عفّت داشته باشد، تمام عوامل و زمينه هاى گناه نمى تواند او را به گناه بكشاند. از طرف مقابل اگر عفّت در وجود انسان مفقود باشد، او حتّى در كنار بهترين انسانها امكان آلودگى به گناه را دارد.

«عفّت» يكى از فضايل مهم اخلاقى در رشد و پيشرفت و تكامل جوامع انسانى است. اشخاص يا جوامعى كه بهره كافى از عفّت داشته اند، از نيروهاى خداداد خود، بالاترين استفاده را در راه پيشرفت خود و جامعه خويش برده و در سطح بالايى از آرامش و امنيت زيسته اند.

انسان غيرتمند، همیشه عفیف است و عمل منافى عفّت انجام نمى دهد

چرا انسان غيرتمند عمل منافى عفّت انجام نمى دهد؟

اميرالمؤمنين (ع) در گفتار حکیمانه ای می فرماید: «مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ؛ انسان غيرتمند هرگز زنا نمى كند». «غيور» صيغه مبالغه از ماده «غَيرت» است به معناى ناخوش داشتن و تنفر از تجاوز ديگران به ناموس انسان و ورود در حريم او. گاه به معناى وسيع كلمه در غير موارد ناموسى نيز به كار مى رود و فرد غيرتمند به كسى گفته مى شود كه حاضر نيست ديگرى به افتخارات او لطمه وارد كند. خواه افتخارات مادى باشد يا معنوى. به هر حال، گفتار حكيمانه امام (ع) گفتارى است كه كاملا هماهنگ با منطق عقل است. زيرا انسان غيور يعنى كسى كه نسبت به تجاوز ناموسش حساسيت فوق العاده دارد، نواميس ديگران را نيز به همان چشم نگاه مى كند و هرگز راضى نمى شود به نواميس مردم تجاوز كند.

راه هاى پيشگيرى از بى عفّتى

چگونه می توان از بى عفّتى پيشگيرى کرد؟

حفظ عفّت و کنترل شهوت جنسی، راهکاری پیشگیرانه است و از جنبه های بسیاری، آسان تر از راه حل جویی برای درمان کسانی است که خدایی ناکرده در لغزشگاه های شهوت پرستی سقوط کرده اند. این راهکارهای پیشگیرانه بسیار زیادند. بخشى جنبه كلّى و عمومى دارند؛ مانند پاك بودن محيط، نقش معاشران و دوستان، تربيت خانوادگى، علم و آگاهى به پيامدهاى رذايل اخلاقى، مسايل فرهنگى و مانند آن. بخش ديگر، جنبه خصوصى دارئد؛ يعنى مربوط به «عفّت» در مسايل جنسى و ساير خواست هاى نفسانى است.

ويژگي هاي عشق های مجازی و مادّی

به چه عشق هائی، عشق هاي نامقدّس و مجازی می گویند؟

در عشق هاى مجازى و مادّىِ نامقدّس، انسان ديوانه وار به چيزى علاقه پيدا مى كند و هر چه دارد در پاى آن مى ريزد. اين عشق ها جاذبه نيرومندى دارند كه عقل را ویران کرده و دو انسان را به آلودگى مى كشانند. در اين گونه عشق ها، بدترين عيوب حُسن است و هنگامي كه پرده ها كنار رود و چشمِ واقع بين باز شود، جاى خود را به نفرت خواهد داد. امام علي(ع) در این رابطه می فرماید: «چشم مُحب، از ديدن عيوب محبوب نابينا و گوشش از شنيدن كاستى هاى او ناشنواست».

نگاهي به سر منشأ «اخلاق»

آيا «اخلاق» ثمره و نتيجه «علم» است؟

گروهى از فلاسفه قديمِ يونان معتقد بودند كه فضيلت و حُسن اخلاق بر اثر علم به خوبى و بدى پيدا مى شود؛ اما اينان تنها نيمى از شخصيّت انسان را شناخته و تصوّر كرده اند كه شخصيّت انسان منحصراً يك شخصيّت عقلانى است و زمامِ حكومت كشورِ وجودِ ما تنها در دست عقل است؛ در حالى كه قسمت مهمى از شخصيّت انسان را همان غرايز(حُبّ ذات، ميل به كمال، استخدامِ ديگران، حسِّ انتقام، ترس، غضب و اميال و علاقه هاى گوناگون به مال، مقام، جمال و ...) تشكيل مى دهد.

لزوم «بعثت» از نظر تربيت و اخلاق جامعه بشري

«بعثت» انبياء چه نقشي در تربيت و اخلاق جامعه بشري دارد؟

گرچه فلاسفه يونان قديم قائل به تأثير علم در اخلاق بوده اند؛ اما امروزه اين عقيده رد شده است؛ چراكه افراد بسياري ديده شده اند كه از روي علم و عمد كارهاي خلاف كرده و با علم به عواقب اعمال خود، مرتكب آنها شده اند. بنابراين مشكل اساسي، تعديل غرائز و بهره برداري صحيح از آنها در راه هاي مفيد و سودمند است و اين كار نيازمند مربّي كامل و مورد اطمينان و علاقه مي باشد و اين ممكن نيست مگر از ناحيه مبدأ مطمئن و او كسي جز پيامبر معصوم نيست؛ پيامبري كه از جنس بشر است.

معنای صبر؟

معنای صبر چيست؟

واژه صبر در اصل لغت به معنى «حبس» و نگهدارى است و سپس معانى جديدى گرفته است. انسان وقتى در مقابل شهوات و مشكلات مقاومت كرد و نفس را از تعرض آنها حبس كرد، در فرهنگ قرآن و روايات «صبر و استقامت» بر آن اطلاق شده است. بنابراين صبر در لغت به معنای استقامت است. راغب اصفهانى در كتاب «مفردات» می گويد: «صبر كنترل نفس در تنگنا [و استقامت آن در انواع شدائد و مشكلات] است».

 

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

کُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَى الحُسَينِ عليه السّلام

هر ناليدن و گريه اى مکروه است ، مگر ناله و گريه بر حسين عليه السّلام .

بحارالانوار، ج 45، ص 313