فروتنی 15 مطلب

ثمرات و آثار تواضع

تواضع و فروتنی چه ثمرات و آثاری دارد؟

درباره ثمرات و آثار مثبت تواضع روايات فراوانى از معصومين به ما رسيده است؛ در حديثى از امام اميرالمؤمنين (ع) مى خوانيم: «ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ، الَمحَبَّةُ؛ ميوه درخت تواضع محبّت است‏». در حديث ديگرى از رسول خدا (ص) مى خوانيم: «إِنَّ التَّوَاضُعَ لايَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا رِفْعَةً، فَتَوَاضَعُوا يَرْفَعْكُمُ اللَّهُ؛ تواضع جز بزرگى بر انسان نمى افزايد، پس تواضع كنيد تا خداوند شما را بلند مقام سازد». از احاديث اسلامى استفاده مى شود كه تواضع شرط قبولى عبادات و طاعات است: «لَيْسَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ يَقْبَلُهَا وَ يَرْضَاهَا إِلَّا وَ بَابُهَا التَّوَاضُعُ». حضرت عیسی مسیح (ع) فرمود: «به وسيله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد مى شود، نه با تكبّر، همان گونه كه زراعت در زمين نرم و هموار مى رويد نه بر روى كوه».

حقيقت تواضع و فروتنى‏؟

حقيقت تواضع و فروتنى چيست؟

«تواضع» از مادّه «وضع» در اصل به معناى فرونهادن است. هنگامى كه به عنوان يك صفت اخلاقى گفته مى شود، مفهومش اين است كه انسان خود را پايين تر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست، قرار دهد. تعبير به «فروتنى» در فارسى دقيقا همين معنا را مى رساند. تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبّر و فخرفروشى است. نسبت بين تكبّر و تواضع، نسبت ميان ضدّين است؛ نه وجود و عدم. هم تكبّر يك صفت وجودى است و هم تواضع، و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند. در روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است از جمله از على (ع) مى خوانيم: «ضَادُّوا الْكِبْرَ بِالتَّواضُعِ؛ به وسيله تواضع با تكبّر كه ضدّ آن است مقابله کنيد».

تواضع و كرامت انسان

آيا اقتضای متواضع بودن اين است که انسان خود را در برابر ديگران خوار و بى مقدار کند؟!

بعضى تصوّر مى كنند حقيقت تواضع آن است كه انسان خود را در برابر مردم خوار و بى مقدار كند و اعمالى انجام دهد كه از نظر مردم بيافتد و نسبت به او سوء ظنّ پيدا كنند! در حالی که اسلام اجازه نمى دهد كسى به نام تواضع، خود را تحقير كند و در نظرها سبك و موهون سازد و كرامت انسانى خويش را پايمال كند. اگر تواضع به صورت صحيح انجام شود، نه تنها چنين اثرى نخواهد داشت، بلكه به عكس ارزش انسان در جامعه بالاتر مى رود؛ به همين دليل در روايات اسلامى از اميرمؤمنان على (ع) آمده: «بِالتَّوَاضُعِ، تَكُونُ الرِّفْعَةُ؛ تواضع انسان را بالا مى برد».

ضرورت تواضع رهبران و مديران در بيان قرآن و اميرمؤمنان

آيا در منابع دينی اسلام به رهبران و مديران جامعه توصيه شده که نسبت به مردم متواضع باشند؟

در آيات قرآن به پيامبر صلی الله عليه و آله توصيه شده است كه نسبت به مؤمنان متواضع، مهربان و نرم و ملايم باشد. اين توصيه منحصر به پيامبر اسلام نيست. هر كس در شعاع وسيع يا محدودى وظيفه رهبرى بر دوش دارد، اين اصل را كه از اصول اساسى مديريت صحيح است، بايد به كار بندد. چراكه سرمايه بزرگ يك رهبر، محبّت و پيوند معنوى پيروانش با او است، و اين بدون تواضع حاصل نمى شود.

تواضع و فروتنى در روايات اسلامى‏

تواضع و فروتنى چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارد؟

در منابع شيعه و اهل سنّت احاديث فراوانى در مورد تواضع به چشم مى خورد كه بعضى درباره اهميّت تواضع است، بعضى درباره نشانه ها و آثار متواضعان و برخی نیز درباره ثمره تواضع و حد و آداب آن. به عنوان مثال رسول خدا (ص) می فرمايد: «مَا لِي لَا أَرَى عَلَيْكُمْ حَلَاوَةَ الْعِبَادَةِ؟! قَالُوا: وَ مَا حَلَاوَةُ الْعِبَادَةِ؟ قَالَ: التَّوَاضُعُ؛ چه مى شود كه شيرينى عبادت را در شما نمى بينم؟! عرض كردند: شيرينى عبادت چيست؟ فرمود: تواضع است». ناگفته پيداست حقيقت عبادت، نهايت خضوع در برابر پروردگار است. كسى كه شيرينى خضوع و تواضع در برابر خدا را دريابد در برابر خلق خدا نيز متواضع است.

فضیلت تواضع در قرآن مجید

تواضع و فروتنى چه جايگاهی در آيات قرآن دارد؟

از مجموع آنچه در آيات قرآن آمده، به خوبى استفاده مى شود كه قرآن مجيد «تكبّر» را مورد مذمّت و نقطه مقابل آن يعنى «تواضع» را با تعبيرات گوناگون مورد تمجيد قرار داده است. در آیه ۵۴ سوره مائده، سخن از گروهى از مؤمنان به ميان آمده كه مشمول فضل و عنايات الهى هستند؛ هم خدا را دوست مى دارند و هم محبوب پروردگارند. يكى از اوصاف بارز آنها اين است كه در برابر مؤمنان متواضع اند. در سوره فرقان، نخستين نشانِ «بندگان خاص خدا» همان تواضع است؛ تواضعى كه در تمام ذرّات وجودشان نفوذ كرده و حتّى در راه رفتن آنها آشكار است.

سعادتمندان واقعی در کلام امام علی(ع)

امام علی(علیه السلام) در تبیین صفات سعادتمندان واقعی چه می فرمایند؟

امام علی(ع) در کلام حکیمانه ای هشت ویژگی سعاتمندان را بیان می کند، آنان انسان هایی متواضع و دارای کسب و کار حلال و باطنی پاك و صالح هستند زیرا اعمال و اقوال انسان تراوشى از صفات درونى اوست، آنان دارای نیتی خالص و فطرتی پاک و اخلاقی نيكو هستند. امام انفاق و كمك به نيازمندان، و حفظ زبان از غیبت و تهمت را از مهم ترين ویژگی های این افراد دانسته و در آخرین ویژگی می فرماید: آنان اهل بدعت نیستند.

پیامدهای «عُجب» در کلام امام علی(ع)

امام علی(علیه السلام) در حکمت 167 نهج البلاغه، چه پیامدی برای «عجب» و «خودبرتربینی» بیان می فرماید؟

ایشان می فرماید: «خودپسندى مانع ترقى است»، در واقع ريشه خودپسندى حُبّ ذات افراطى است، انسان در این شرایط ویژگی هاى مثبت خود را برجسته مى بيند، و گاه اعمال زشت خود را نيك مى پندارد از این رو برای رفع آنها اقدام نمی کند. از سویی افراد خودپسند دوستان خود را از دست داده و منزوى مى شوند، امام علی(ع) می فرماید: «بدترين تنهايى خودبينى است». اما در مقابل عُجب، تواضع قرار دارد كه سبب مى شود انسان عیوب خويش را اصلاح نماید، و به يقين خداوند به چنين بندگانى كمك می کند.

منافات آیه «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَدا»، با توسل و طلب شفاعت از غیر خدا!

با توجه به برخی آیات مثل آيـه ۸۸ سوره قصص که می فرماید: «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَر»؛ (هيچ معبود ديگري را با خدا مخوان)، آیا توسل و شفاعت با توحيد سازگار است؟!

اولًا: در قرآن مجيد لفظ دعوت در مواردى بكار رفته است كه هرگز نمى ‏توان گفت مقصود از آن عبادت است؛ مانند آیه 5 سوره نوح که می فرماید: «قالَ رَبِّ انّى دَعَوْتُ قَوْمي لَيْلًا وَنَهاراً»؛ آيا مى‏ توان گفت مقصود حضرت نوح اين است كه من قوم خود را شب و روز عبادت كردم؟!  در اين آيه و ده ها آيه ديگر، لفظ دعوت در معناى غير عبادت و پرستش بكار رفته است، از اين جهت نمى ‏توان گفت دعوت و عبادت مترادف يكديگرند و اگر كسى از پيامبر يا مرد صالحى استمداد كرد و آنان را خواند در اين صورت آنها را عبادت كرده است؛ زيرا دعوت و ندا اعم از پرستش است.

ثانیا: مقصود از دعائی که در این آيات از آن نهی شده است، مطلقِ خواندن نيست، بلكه دعوت خاصى است كه مى‏ تواند با لفظ پرستش مرادف باشد؛ زيرا مجموع اين آيات درباره بت پرستانى وارد شده است كه بت‏هاى خود را خدايان كوچكى مى‏ پنداشتند كه برخى از شؤون الهى به آنها سپرده شده و در كار خود نوعى استقلال دارند؛ ناگفته پيداست كه خضوع و تذلّل يا هر نوع گفتار و رفتار در برابر موجودى به عنوان خداى بزرگ و يا خداى كوچك از اين نظر كه او اللَّه و رب‏ و مالك امور شفاعت‏ و مغفرت‏ است، عبادت و پرستش خواهد بود و از نظر قرآن ممنوع است.

تعريف و حقيقت تكبّر؟

حقيقت تکبّر چيست؟

بزرگان اخلاق گفته اند: اساس تكبّر اين است كه انسان از اينكه خود را برتر از ديگرى ببيند، احساس آرامش كند. بنابراين تكبّر از سه عنصر تشكيل مى شود: نخست اينكه شخص براى خود مقامى قائل شود؛ ديگر اينكه براى ديگرى نيز مقامى قائل شود و در مرحله سوم مقام خود را برتر از آن دیگری ببیند و از این اتفاق احساس خوشحالى و آرامش كند. از همين رو گفته اند که تكبّر یا خودبرتربينى با عُجب یا خود بزرگ بينى تفاوت دارد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

رسول الله(صلى الله عليه وآله)

إذا اسْتَأجَرَ أحدُکُمْ أجِيراً فَلْيُعلِمْهُ أجْرَهُ

هر گاه فردى از شما مزدور بگيرد، مزدش را براى او مشخص کند

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 40