پاسخ اجمالی:
«تواضع» از مادّه «وضع» در اصل به معناى فرونهادن است. هنگامى كه به عنوان يك صفت اخلاقى گفته مى شود، مفهومش اين است كه انسان خود را پايين تر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست، قرار دهد. تعبير به «فروتنى» در فارسى دقيقا همين معنا را مى رساند. تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبّر و فخرفروشى است. نسبت بين تكبّر و تواضع، نسبت ميان ضدّين است؛ نه وجود و عدم. هم تكبّر يك صفت وجودى است و هم تواضع، و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند. در روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است از جمله از على (ع) مى خوانيم: «ضَادُّوا الْكِبْرَ بِالتَّواضُعِ؛ به وسيله تواضع با تكبّر كه ضدّ آن است مقابله کنيد».
پاسخ تفصیلی:
تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبّر و فخرفروشى است. نسبت بين تكبّر و تواضع، نسبت ميان ضدّين است؛ نه وجود و عدم. هم تكبّر يك صفت وجودى است و هم تواضع، و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند؛ نه از قبيل وجود و عدم، كه سخن از يكى الزاما همراه با نفى ديگرى باشد. در روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است از جمله از على عليه السّلام مى خوانيم: «ضَادُّوا الْكِبْرَ بِالتَّواضُعِ؛ به وسيله تواضع با تكبّر كه ضدّ آن است مقابله کنيد».[1]
«تواضع» از مادّه «وضع» در اصل به معناى فرونهادن است.[2] هنگامى كه به عنوان يك صفت اخلاقى گفته مى شود، مفهومش اين است كه انسان خود را پايين تر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست، قرار دهد.[3] تعبير به «فروتنى» در فارسى دقيقا همين معنا را مى رساند. اين صفت از خلال گفتار و رفتار انسان ها نمايان مى شود.
در حديثى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام مى خوانيم که از ايشان سؤال كردند: «مَا حَدُّ التَّوَاضُعِ الَّذِي إِذَا فَعَلَهُ الْعَبْدُ كَانَ مُتَوَاضِعاً؟ فَقَالَ: التَّوَاضُعُ دَرَجَاتٌ: مِنْهَا أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَهَا مَنْزِلَتَهَا بِقَلْبٍ سَلِيمٍ، لَايُحِبُّ أَنْ يَأْتِيَ إِلَى أَحَدٍ إِلَّا مِثْلَ مَا يُؤْتَى إِلَيْهِ، إِنْ رَأَى سَيِّئَةً دَرَأَهَا بِالْحَسَنَةِ، كَاظِمُ الْغَيْظِ، عَافٍ عَنِ النَّاسِ، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ؛[4] حدّ تواضع كه اگر انسان آن را انجام دهد، متواضع محسوب مى شود، چيست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلى دارد: يكى از مراحل آن اين است كه انسان قدر و موقعيّت نفس خويش را بداند و در همان جايگاه با قلب سليم [و پذيرش درونى] جاى دهد، دوست نداشته باشد كارى درباره كسى انجام دهد مگر همانند كارهايى كه درباره او انجام مى دهند [همان گونه كه انتظار احترام از ديگران دارد بايد ديگران را محترم بشمارد و هر كارى را از سوى ديگران دون شأن خود مى شمرد درباره ديگران دون شأن بشمرد]، هرگاه بدى از كسى ببيند آن را با نيكى پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نيكوكاران را دوست دارد». آنچه در اين روايت پرمحتوا آمده، در واقع نشانه هاى تواضع است كه از طريق آن مى توان با تعريف تواضع نيز آشنا شد.
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السّلام مى خوانيم: «التَّوَاضُعُ الرِّضَا بِالْمَجْلِسِ دُونَ شَرَفِهِ، وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ لَقِيتَ، وَ أَنْ تَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً؛[5] تواضع آن است كه به كمتر از جايگاه شايسته خود در مجلس قانع باشى، و هرگاه كسى را ملاقات كردى در سلام پيشى بگيرى، و جرّ و بحث را رها كنى هرچند حقّ با تو باشد».[6]
منبع: اخلاق در قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.