پاسخ اجمالی:
آثار كبر، گاه در چهره ظاهر مى شود مثل اينكه شخص متكبّر در برابر اشخاص مختلف چهره در هم مى كشد و نگاه هاى تحقيرآميزى مى كند؛ حتى حاضر نيست با تمام صورت با افراد روبرو شود. گاه آثار کبر در سخنانش آشكار مى گردد؛ تعبيرهايى كه از خود مى كند مبالغه آميز است و پيوسته ضميرهاى جمع در باره خود به كار مى برد. گاه آثار تکبّر، در حركات و اعمال ظاهر مى شود؛ دوست دارد ديگران در برابر او بايستند و او نشسته باشد و هنگامى كه وارد مجلس مى شود همه براى او قيام كنند، ولى او براى كسى قيام نكند. گاه آثار تكبّر انسان متکبّر، در طرز پوشيدن لباس، وسیله نقلیه ای که سوار می شود، خانه و وسايل زندگى ... او آشكار مى گردد.
پاسخ تفصیلی:
بيماری هاى اخلاقى مانند بيماری هاى درونى و جسمانى، هميشه همراه با آثارى در برون است. همان گونه كه يك بيمارى كبدى علايم مختلفى بر پوست بدن، چهره، رنگ چشم، زبان و مانند آن دارد، كسى كه به يك بيمارى سخت اخلاقى گرفتار است آثار و نشانه هايش در اعمال و سخنان او ظاهر مى شود. بزرگان اخلاق، آثار كبر را به طور مشروح و گسترده شمرده اند. اين آثار گاه در چهره ظاهر مى شود مثل اينكه شخص متكبّر در برابر اشخاص مختلف چهره در هم مى كشد و نگاه هاى تحقيرآميزى مى كند؛ حتى حاضر نيست با تمام صورت با افراد روبرو شود.
گاه آثار اين خوى نكوهيده در سخنانش آشكار مى گردد؛ تعبيرهايى كه از خود مى كند مبالغه آميز است و پيوسته ضميرهاى جمع در باره خود به كار مى برد. حتّى تُن صداى او نشان مى دهد كه آدم مغرور و متكبّرى است. در ميان حرف اين و آن مى دود و به كسى اجازه سخن گفتن نمى دهد. به سخنان مردم گوش نمى دهد، ولى انتظار دارد همه به سخنانش گوش فرا دهند. سخنان كوتاه ديگران را طولانى مى شمرد و سخنان طولانى و بى محتواى خودش را كوتاه و لازم و واجب مى داند.
گاه آثار تکبّر، در حركات و اعمال ظاهر مى شود؛ دوست دارد ديگران در برابر او بايستند و او نشسته باشد و هنگامى كه وارد مجلس مى شود همه براى او قيام كنند، ولى او براى كسى قيام نكند. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السّلام مى خوانيم: «مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى رَجُلٍ قَاعِدٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ قَوْمٌ قِيَامٌ؛[1] كسى كه مى خواهد به يكى از دوزخيان نگاه كند، نگاه به كسى كند كه نشسته است و مردم در برابر او ايستاده اند».
شخص متکبّر دوست دارد در كوچه و بازار تنها نباشد و فرد يا گروهى پشت سر او حركت كنند. در نقلی تاريخی درباره پیامبر صلوات الله عليه آمده است که گاه با يارانش حركت مى كرد به آنها دستور مى داد بر او تقدّم جويند و او در لا به لاى آنها راه مى رفت.[2]
انسان متکبّر دوست دارد كه ديگران به ديدن او بیایند، بى آنكه او به ديدن ديگران برود. او از همنشينى با فقيران و مستمندان و كسانى كه ظاهر نامرتّبى دارند پرهيز مى كند و اگر گرفتار چنين افرادى شود سعى دارد در نخستين فرصت، از كنار آنان برخيزد يا آنها را از خود دور سازد. دوست دارد هرگز چيزى براى اهل خانه با دست خود خريدارى نكند و در خانه كمترين كارى انجام ندهد. زن و فرزند و خدمتكار دست به سينه در برابر او براى انجام حوائج حاضر باشند و او به آنها فرمان دهد!
گاه آثار تكبّر انسان متکبّر، در طرز پوشيدن لباس، مخصوصا لباس هاى گرانقيمتى كه جلب توجّه مى كند، وسيله نقليه ای که سوار می شود، خانه و وسايل زندگى، مركز كسب و كار و تجارت و يا حتّى طرز لباس و زندگى فرزندان و بستگان و منتسبين به او آشكار مى گردد و در همه اين موارد هدفش اين است كه قارون وار ثروت خود را به رخ ديگران بكشد و به گمان خود برترى خويش را نسبت به سايرين ثابت نمايد. البتّه اين سخن بدان معنا نيست كه انسان از پوشيدن لباس خوب خوددارى كند و لباس هاى مندرس و پاره در تن نمايد. مسأله مهم توجه به این نکته است که ظهور و بروز خوى نكوهيده «تكبّر و برترى جويى» در تمام شؤون زندگى انسان امكان پذير است و ممكن نيست كسى اين صفت رذيله را به صورت شديد يا خفيف داشته باشد و در چهره و سخن و اعمال او ظاهر نگردد.[3]
منبع: اخلاق در قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.