پاسخ اجمالی:
در منابع حديث، روايات زيادى درباره مذمّت كبر و تفسير حقيقت آن و علاج و آثار آن آمده است. اين احاديث زشتى فوق العاده اين صفت رذيله را روشن مى سازند. در اين احاديث، كبر سرچشمه گناهان ديگر و نقصان عقل و بر باد رفتن سرمايه هاى سعادت و زشت ترين رذايل اخلاقى و سبب محروم شدن از ورود در بهشت شمرده شده است. تعبيرات اين روايات نشان مى دهد كه تكبّر و خودخواهى حتّى در لحظات كوتاه، چه پيامدهاى خطرناكى دارد و چگونه همچون آتش سوزان مى تواند حاصل يك عمر طولانى اعمال صالحه را بسوزاند و خاكستر كند و شقاوت ابدى و عذاب جاويدان را نصيب صاحبش سازد.
پاسخ تفصیلی:
در منابع حديث، روايات زيادى درباره مذمّت كبر و تفسير حقيقت آن و علاج و آثار آن آمده است كه نقل همه آنها در اين مختصر نمى گنجد؛ ولى از آنها گلچينى را ارائه می دهيم:
۱. اوّلين گناه پس از آفرينش انسان توسّط ابليس انجام شد كه سرچشمه آن تكبّر بود. نتيجه اينكه ريشه تمام گناهان تكبّر و نخوت و خود برتر بينى است. از امام علی علیه السّلام نیز نقل شده است که فرمود: «إِيَّاكَ وَ الْكِبْرَ فَإِنَّهُ أَعْظَمُ الذُّنُوبِ وَ أَقْبَحُ الْعُيُوبِ وَ هُوَ حِلْيَةُ إِبْلِيسَ؛[1] زنهار از تكبّر، كه آن بزرگ ترين گناه و نكوهيده ترين عيب ها و زيور ابليس است».[2]
۲. در حديثى از رسول خدا صلّى الله عليه و آله مى خوانيم: «إِيَّاكُمْ وَ الْكِبْرَ فَإِنَّ إِبْلِيسَ حَمَلَهُ الْكِبْرُ عَلَى تَرْكِ السُّجُودِ لِآدَمَ؛[3] از تكبّر بپرهيزيد، كه ابليس به خاطر تكبّر از سجده كردن بر آدم خوددارى كرد [و براى هميشه مطرود درگاه الهى شد]».
۳. در خطبه قاصعه در نهج البلاغه كه بخش عظيمى از آن درباره تكبّر ابليس و پيامدهاى آن است مى خوانيم: «فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ، إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ و ... عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ، فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ؛[4] عبرت بگيريد از كارى كه خدا با ابليس كرد، زيرا اعمال طولانى و كوشش هاى فراوان او را [در مسير عبادت و بندگى خدا] به خاطر ساعتى تكبّر نابود ساخت، چگونه ممكن است كسى بعد از ابليس همان گناه را مرتكب شود ولى سالم بماند».
تعبيرات فوق نشان مى دهد كه تكبّر و خودخواهى حتّى در لحظات كوتاه، چه پيامدهاى خطرناكى دارد و چگونه همچون آتش سوزان مى تواند حاصل يك عمر طولانى اعمال صالحه را بسوزاند و خاكستر كند و شقاوت ابدى و عذاب جاويدان را نصيب صاحبش سازد.
۴. در حديثی از امیرالمؤمنین علیه السّلام مى خوانيم: «احْذَرِ الْكِبْرَ، فَإِنَّهُ رَأْسُ الطُّغْيَانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّحْمَنِ؛[5] از تكبّر بپرهيزيد، كه سرآغاز طغيان ها و معصيت و نافرمانى خداوند رحمان است». این حديث اين واقعيّت را روشن مى سازد كه سرچشمه بسيارى از گناهان مسئله كبر و خود برتربينى است.
۵. در حديثی از امام باقر عليه السّلام مى خوانيم: «مَا دَخَلَ قَلْبَ امْرِئٍ شَيْءٌ مِنَ الْكِبْرِ قَطُّ، إِلَّا نَقَصَ مِنْ عَقْلِهِ بِقَدْرِ مَا دَخَلَ مِنْ ذَلِكَ، قَلَّ أَوْ كَثُرَ؛[6] در قلب هيچ انسانى چيزى از كبر وارد نمى شود، مگر اينكه به همان اندازه از عقلش كاسته خواهد شد، كم باشد يا زياد».
۶. از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلَاثَةٌ: الْحِرْصُ وَ الِاسْتِكْبَارُ وَ الْحَسَدُ، فَأَمَّا الْحِرْصُ فَإِنَّ آدَمَ (ع) حِينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ أَكَلَ مِنْهَا، وَ أَمَّا الِاسْتِكْبَارُ فَإِبْلِيسُ حَيْثُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَأَبَى، وَ أَمَّا الْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيْثُ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ؛[7] ريشه هاى كفر [کفر به معنای عصيان و نافرمانى خدا به معناى اعم است] سه چيز است: حرص، تكبّر و حسد؛ امّا حرص به خاطر آن است كه هنگامى كه آدم از خوردن شجره ممنوعه نهى شد، حرص او را وادار كرد كه از آن بخورد؛ و امّا استكبار، نمونه آن ابليس بود كه مأمور به سجده براى آدم شد، ولى او سرپيچى كرد؛ امّا حسد، در مورد فرزند آدم ظاهر گشت و سبب شد كه يكى ديگرى را به قتل برساند». بنابراين نخستين گناهان در روى زمين از اين سه نشأت گرفت.
۷. در حديثی از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام چنين آمده است: «لايَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنَ الْكِبْرِ؛[8] كسى كه در قلبش به اندازه سنگينى دانه خردلى از كبر باشد هرگز داخل بهشت نخواهد شد».
۸. در حديثی از اميرمؤمنان على عليه السّلام مى خوانيم: «أَقْبَحُ الْخُلُقِ التَّكَبُّرُ؛[9] زشت ترين اخلاق تكبّر است».
۹. هم چنین از امام صادق علیه السّلام این روایت نیز درباره اثر وضعی تکبّر آمده است که فرمود: «مَنْ يَسْتَكْبِرْ، يَضَعْهُ اللَّهُ؛[10] هر كه تكبّر ورزد، خدا او را پست مى گردانَد»
با اينكه احاديث در كتب اسلامى در اين زمينه بسيار فراوان است ولى همين چند حديث كه ذكر شد به قدر كافى گوياست و زشتى فوق العاده اين صفت رذيله را روشن مى سازد. در اين احاديث، كبر سرچشمه گناهان ديگر و نقصان عقل و بر باد رفتن سرمايه هاى سعادت و زشت ترين رذايل اخلاقى و سبب محروم شدن از ورود در بهشت شمرده شده است.[11]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. والاترين بندگان
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.