پاسخ اجمالی:
در روايات اسلامى اهمّيّت فوق العاده اى به اين ارزش اخلاقى داده شده، تا آنجا كه آثار و بركاتى براى آن بيان گرديده كه براى كمتر صفتى مى توان يافت؛ برای نمونه، نگاهی به برخی از این روایات می کنیم: 1. رسول خدا (ص) می فرمايد: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ كسى كه دوست دارد قوى ترين مردم باشد بر خدا توكّل كند». 2. اميرمؤمنان (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّه،ِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعَابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الْأَسْبَابُ؛ كسى كه بر خدا توكّل كند، مشكلات در برابر او خاضع و اسباب براى او سهل و آسان مى گردد». 3. باقر (ع) می فرمايد: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ، لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَمُ؛ هر كسى كه توكّل بر خدا كند، مغلوب نمى شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند، شكست نمى خورد».
پاسخ تفصیلی:
در روايات اسلامى اهمّيّت فوق العاده اى به اين ارزش اخلاقى داده شده، تا آنجا كه آثار و بركاتى براى آن بيان گرديده كه براى كمتر صفتى مى توان يافت؛ برای نمونه، نگاهی به برخی از این روایات می کنیم:
۱. در حديثى مى خوانيم كه پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله در شب معراج از پيشگاه خداوند سؤال كرد: «أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ؛ چه عملى از همه اعمال برتر است؟». خداوند متعال فرمود: «لَيْسَ شَيْءٌ أَفْضَلَ عِنْدِي مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَيَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ؛[1] چيزى در نزد من افضل و برتر از توكّل بر من و خشنودى به آنچه قسمت كرده ام، نيست». بديهى است توكّل به اين معنا، هميشه توأم با جهاد و تلاش و كوشش است، نه تنبلى و فرار از مسئوليت ها.[2]
۲. در حديث دیگری از همان حضرت، این گونه بیان شده است که: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ؛[3] كسى كه دوست دارد قوى ترين مردم باشد بر خدا توكّل كند».
۳. در بیانی از اميرمؤمنان على عليه السّلام آمده است: «فِي التَّوَكُّلِ حَقِيقَةُ الْإِيقَانِ؛[4] حقيقت يقين در توكّل است».
۴. در حديثی دیگر و از قول امام صادق علیه السّلام درباره سرگذشت حضرت ابراهيم عليه السّلام مى خوانيم هنگامى كه آن حضرت را در منجنيق گذاشتند عمويش آزر آمد و يك سيلى محكم به صورت او زد و گفت: از مذهب توحيدی ات بازگرد. ابراهيم اعتنايى به او نكرد. در اين هنگام خداوند فرشتگان را به آسمان دنيا فرستاد تا نظاره گر اين صحنه باشند. همه موجودات از خدا تقاضاى نجات ابراهيم عليه السّلام را كردند، از جمله زمين گفت: پروردگارا! بر پشت من بنده موحّدى جز او نيست و هم اكنون در كام آتش فرو مى رود! خطاب آمد اگر او مرا بخواند مشكلش را حل مى كنم. جبرئيل در منجنيق به سراغ او آمد و گفت: اى ابراهيم به من حاجتى دارى تا انجام دهم؟ ابراهيم گفت: به تو نه، امّا به پروردگار عالم آرى. در اينجا بود كه جبرئيل انگشترى به او داد كه اين جمله ها - كه در واقع دستور نجات بود - بر روى آن نوشته شده بود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَى اللَّهِ أَسْنَدْتُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى اللَّه؛[5] جز خدا معبودی نیست و محمد پیامبر خداست، بر خدا تکیه کرده ام، کارم را به او سپرده ام و همه امورم را به او واگذار نموده ام». اين جمله ها كه مفهوم واقعی اش همان توكّل همه جانبه بر خدا بود، كار خود را كرد و هنگامى كه ابراهيم عليه السّلام به ميان آتش پرتاب شد، به تعبير روايت: «فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى النَّارِ كُونِي بَرْداً فَاضْطَرَبَتْ أَسْنَانُ إِبْرَاهِيمَ مِنَ الْبَرْدِ حَتَّى قَالَ وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ؛[6] در اين هنگام خداوند به آتش وحى فرستاد كه سرد شو، آتش آن چنان سرد شد كه دندان هاى ابراهيم به هم مى خورد، سپس خطاب آمد [ای آتش]، و سالم باش براى ابراهيم».[7] در اين هنگام آتش به محيطى آرام بخش مبدّل گشت و جبرئيل در كنار ابراهيم قرار گرفت و با او به گفتگو نشست. نمرود از فراز جايگاه خود چنين گفت: «مَنِ اتَّخَذَ إِلَهاً فَلْيَتَّخِذْ مِثْلَ إِلَهِ إِبْرَاهِيمَ؛[8] اگر كسى مى خواهد معبودى براى خود برگزيند، همانند معبود ابراهيم عليه السّلام را انتخاب كند».
آرى توكّل بر خداست كه آتش ها را به گلستان مبدّل مى كند. توكّلى همچون توكّل ابراهيم كه حتّى با دست زدن به دامان جبرئيل، احساس دورى از خدا مى كند و معتقد است بايد آب را از سرچشمه گرفت، تا صاف تر و زلال تر باشد.
۵. امام صادق عليه السّلام در جایی دیگر مى فرمايد: «إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ، فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ، أَوْطَنَاهُ؛[9] توانگرى و عزّت پيوسته در حركت اند، هنگامى كه به محلّ توكّل برسند، آنجا را وطن خود انتخاب مى كنند». این روایت بدان معناست که قلبى كه كانون توكّل بر خداست هم احساس بى نيازى از ماسوى اللَّه مى كند و هم احساس عزت و قدرت. چرا كه تكيه بر قدرتى كرده كه بالاتر از همه چيز است؛ تكيه گاهى بى نياز از همه كس و همه چيز و قدرتى شكست ناپذير.
۶. در حديث ديگرى، معنای روایت پیشین با تعبير لطيف ديگری از امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ، لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَمُ؛[10] هر كسى كه توكّل بر خدا كند، مغلوب نمى شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند، شكست نمى خورد».
۷. در حديثی از امام علىّ بن ابى طالب عليه السّلام آمده است كه فرمود: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّه،ِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعَابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الْأَسْبَابُ؛[11] كسى كه بر خدا توكّل كند، مشكلات در برابر او خاضع و اسباب براى او سهل و آسان مى گردد». حتما چنین چیزی خواهد بود چرا که «مسبّب الاسباب» ذات پاك خداست و همه چيز سر بر فرمان او دارد.
۸. در حديث ديگرى از همان حضرت به اين نكته اشاره شده است كه توكّل نه تنها در عوامل برونى اثر مى گذارد كه در درون انسان نيز مؤثّر است و او را از چنگال وسوسه ها و شبهات نجات مى دهد. آن حضرت فرمود: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ، أَضَاءَتْ لَهُ الشُّبُهَاتُ؛[12] كسى كه توكّل بر خدا كند، شبهات براى او روشن مى شود».
۹. همچنین از همان بزرگوار خطاب به همه مردم چنين نقل شده که: «أَيُّهَا النَّاسُ تَوَكَّلُوا عَلَى اللَّهِ وَ ثِقُوا بِهِ فَإِنَّهُ يَكْفِي مِمَّنْ سِوَاهُ؛[13] اى مردم توكّل بر خدا كنيد و به او اعتماد داشته باشيد، چرا كه انسان را از غير خود بى نياز مى كند».
۱۰. جابر بن يزيد جُعفى مى گويد هيجده سال در خدمت امام باقر عليه السّلام بودم. هنگامى كه می خواستم از محضرش خارج شوم، با او وداع كردم و گفتم سخن سودمندى به من بفرماييد. حضرت فرمود: اى جابر بعد از هيجده سال باز هم تقاضاى اندرزى مى كنى؟ عرض كردم: آرى شما اقيانوس بى پايانى هستيد كه هيچ كس به قعر آن نمى رسد. امام عليه السّلام فرمود: به شيعيانم سلام برسان و بگو ميان ما و خداوند متعال خويشاوندى نيست و تنها وسيله تقرّب به او اطاعت است. سپس ادامه داد: «يَا جَابِرُ مَنْ هَذَا الَّذِي يَسْأَلُ اللَّهَ فَلَمْ يُعْطِهِ أَوْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكْفِهِ أَوْ وَثِقَ بِهِ فَلَمْ يُنْجِهِ؛[14] چه كسى از خدا [از روى ايمان و اخلاص] چيزى خواسته است كه به او نداده؟ يا توكّل بر او كرده و كفايت امر او ننموده؟ يا به او اعتماد كرده و او را رهايى نبخشيده است؟» در اين حديث توكّل بر خدا، اعتماد بر ذات پاك او و دعا، به عنوان سه وسيله نجات و پيروزى ذكر شده است. چنين كسى آب را از سرچشمه گرفته و نيازى به اين و آن ندارد.
۱۱. لقمان حكيم هنگام پند دادن به فرزندش فرمود: «يَا بُنَيَّ! تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ، ثُمَّ سَلْ فِي النَّاسِ مَنْ ذَا الَّذِي تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ فَلَمْ يَكْفِهِ؛[15] فرزندم! بر خدا توكّل كن، سپس از مردم بپرس آيا كسى هست كه توكّل به خدا كرده باشد و خداوند او را بى نياز نكند و مشكل او را حل نكرده باشد؟».
شكوه و عظمت فضيلت «توکّل» آن چنان که در احاديث بالا تبیین شده، ما را از هرگونه توضيح بيشترى بى نياز مى سازد. به عكس از دست دادن توكّل بر خدا و دلبستگى و وابستگى مطلق به ديگران، صفت رذيله اى است، كه انسان را از اوج عزّت و افتخار و قدرت و استقلال به پايين مى كشد و از او فرد ضعيف و ناتوانى مى سازد كه قادر بر هيچ كار مهمّى نخواهد بود.[16]
منبع:
1. اخلاق در قرآن
2. تفسير نمونه
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.