عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

عفو و انتقام در روايات اسلامى‏

عفو و انتقام چه جايگاهی در روايات اسلامى دارند؟

مسأله فضيلت عفو و نكوهش انتقام در روايات اسلامى بازتاب وسيعى دارد و تعبيرات بسيار تكان دهنده اى درباره آن ديده مى شود. از مجموع اين احاديث اهميت فوق العاده عفو و گذشت و زشتى كينه توزى و انتقام روشن مى شود؛ از جمله: رسول خدا (ص) در يكى از خطبه ها فرمود: «آيا به شما خبر دهم كه بهترين اخلاق دنيا و آخرت چيست؟ عفو و گذشت از كسى كه به شما ستم كرده و پيوند با كسى كه از شما بريده و نيكى به كسى كه به شما بدى كرده و بخشش به كسى كه شما را محروم ساخته است». در اين حديث شريف عالى ترين مراتب عفو كه همان پاسخ دادن بدى با خوبى است، در شاخه هاى مختلف، بيان شده است.

آثار اجتماعی حسد در روایات اسلامی

حسد از ديد روايات اسلامی چه آثار زيانبار اجتماعی دارد؟

از منظر روايات اسلامی برخی آثار سوء اجتماعی حسد از اين قرار است: 1. حسود تمام يا بيشتر نيروهاى بدنى و فكرى خود را كه بايد در راه پيشبرد اهداف اجتماعى به كار ببَرد، در مسير نابودى و ويرانى صرف مى كند. 2. شخص حسود، دوستان خود را از دست مى دهد. 3. پیامد گسست در پیوندهای اجتماعی آن است که شخص حسود هرگز نمى تواند به مديريّت و مقام بالايى در جامعه نايل شود.

انگيزه‏ هاى حسد؟

حسد از چه انگيزه هايی سرچشمه می گيرد؟

بسيارى از صفات رذيله از يكديگر سرچشمه مى‏ گيرند، يا به تعبير ديگر، بر هم ديگر تأثير متقابل دارند. حسد نيز از صفاتى است كه از صفات زشت ديگرى ناشى مى‏ شود و خود نيز سرچشمه رذايل فراوانى است! علماى اخلاق براى حسد سرچشمه هاى زيادى ذكر كرده اند؛ از جمله: «عداوت و كينه»؛ «كبر و خودبرتربينى»؛ «حبّ رياست»؛ «ترس از نرسيدن به مقاصد مورد نظر»؛ «احساس حقّارت و خود كم بينى»؛ «بخل و خباثت نفس».

فراتر از اينها حسد، ريشه هايى در «عقايد» انسان نيز دارد. شخص حسود با زبان حال دارد به «حکمت و عدالت» خداوند اعتراض مى كند، كه چرا فلان نعمت به او داده نشده است! او به زبان حال مى گويد: هرگاه خدا به ديگرى نعمتى دهد، ممكن است از دادن مثل آن به من - العیاذ بالله - عاجز باشد! پس چه بهتر كه نعمت از او سلب گردد تا به من برسد! بنابراين حسودان در واقع گرفتار نوعى تزلزل در پايه هاى ايمان به «توحيد افعالى» پروردگار و حكمت و قدرت او هستند.

نشانه‏ هاى حسد؟

حسد چه نشانه هايی دارد؟

از جمله نشانه هايى كه براى حسد ذكر شده امور زير است: 1. حسود هنگامى كه مى شنود نعمتى به ديگرى رسيده است، غمگين و ناراحت مى شود، هرچند آثارى از خود بروز ندهد. 2. گاه از اين مرحله فراتر مى رود و زبان به غيبت و عيب جويى مى گشايد. 3. گاه از اين هم فراتر مى رود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمى خيزد! 4. گاه تنها به بى اعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مى كند. سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و ... .

عفو و انتقام در آیات قرآن

آيات قرآن چه نگاهی به عفو انتقام دارند؟

قرآن مجید در مواضع مختلفی، مسلمانان را به «عفو» توصيه کرده است. اين آيات كه مخاطبش گاه همه مسلمانان هستند و گاه شخص پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله، به خوبى مقام والاى عفو و گذشت را در برابر حوادث تلخ و ناملائمات روشن مى سازد و اساس و پايه كار مسلمين را در ميان خود بر پايه عفو و گذشت مى نهد و حتى در مقابل دشمنان، در آنجا كه از عفو و گذشت سوء استفاده نشود، به آن توصيه مى كند.

كارآیى و نقش بردبارى‏ در امور تربيتی و علم آموزی

حلم و بردباری چه کارآيی و نقشی در امور تربيتی و علم آموزی دارد؟

اينكه در روايات اسلامی، همراهی علم و حلم مورد توجه قرار گرفته است، برای این است که كارآیى علم و تربيت بدون حلم، امكان پذير نيست. از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «مَا جُمِعَ شَيْ‏ءٌ إِلَى شَيْ‏ءٍ أَفْضَلُ مِنْ حِلْمٍ إِلَى عِلْمٍ‏؛ چيزى با چيزى همراه نشده كه برتر از همراهى حلم با علم باشد». امام صادق (ع) نیز در مضمونی مشابه، چنین توصیه می کنند که: «عَلَيْكَ بِالْحِلْمِ، فَإِنَّهُ رُكْنُ الْعِلْمِ‏؛ بر تو باد اينكه حلم را پيشه خود سازى، كه ركن علم است».

پیامدها و آثار ویرانگر غضب

غضب چه پیامدها و آثاری دارد؟

كمتر صفتى از صفات رذيله است كه به اندازه غضب ويرانى به بار مى آورد و اگر فهرستى از آثار سوء غضب نوشته شود، معلوم مى گردد كه اثرات سوء آن از بسيارى از اخلاق رذيله بيشتر است؛ از جمله: 1. به هنگام هيجان غضب، عقل به كلى از كار مى افتد؛ 2. غضب موجب تباهى ايمان است؛ 3. غضب منطق انسان را خراب مى كند و به گزافه گويى و باطل گويى وا مى دارد؛ 4. یکی ديگر از پيامدهاى سوء غضب، آشكار شدن عيوب پنهانى انسان است؛ 5. خشم و غضب راه شيطان را به سوى انسان باز و به او نزديك مى سازد. 

درمان غضب‏

چگونه می توان رذیلت اخلاقی غضب را درمان کرد؟

بزرگان علم اخلاق در اين زمينه بحث هاى فراوانى دارند و از آن بالاتر در روايات اسلامى دستورهاى مهم و مؤثرى براى خاموش كردن آتش غضب داده شده است؛ از جمله: ۱. شناخت ریشه های غضب و تأمل در آنها؛ ۲. فكر در عواقب خشم و غضب؛  3. ذكر خدا است؛ 4. تغيير دادن حالت و مکان و مشغول شدن به يک کار؛ 5. وضو گرفتن.

غضبِ مثبت و ستوده

آيا خشم و غضب هميشه جنبه منفى دارد و خلقت آن خلاف حکمت الهی است؟

خشم و غضب هميشه جنبه منفى ندارد؛ گاه جنبه مثبت دارد و براى زندگى مادى و معنوى انسان ضرورى و لازم است. اگر كسى گمان كند خداوند نيرويى را در انسان بى حكمت آفريده است، يا بعضى از نيروهاى خداداد صرفا جنبه ويرانگرى دارد، چنين كسى حكمت خدا را نشناخته و در واقع توحيد افعالى او ناقص است. محال است عضوى در پيكر و نيرویى در درون و جان آدمى باشد و اثر مثبتى نداشته باشد؛ از جمله نيروى غضب. هنگامى كه انسان خشمگين مى شود تمام توان او بسيج مى گردد و گاه قدرت او چندين برابر زمانِ عادى و معمولى مى شود. فلسفه وجودى اين حالت در واقع آن است كه اگر جان يا مال يا منافع ديگر انسان به خطر بيافتد، بتواند حداكثر دفاع را در برابر مهاجم داشته باشد و اين نعمت بسيار بزرگى است. بنابراين نيروى غضب يك نيروى مفيد و مهم دفاعى است كه براى بقاى حيات انسان ضرورت دارد، مشروط بر اينكه در جاى خود به كار گرفته شود.

قال الباقر (عليه السلام):

الحَجُّ تَسْکِين القُلُوبُ

حجّ آرامش بخش دلها است.

بحار الانوار: 75/183