عداوت 44 مطلب

گزارش قرآن از محيط دعوت پيامبر (ص) در عصر بعثت

قرآن چه توصيفی از اوضاع اعتقادی، اجتماعی و اخلاقی عرب جاهلی در عصر بعثت دارد؟

بنا به گزارشات قرآن مجيد، اعراب معاصر با بعثت رسول خدا (ص)، بت ‌ها را پرستش مى كردند، و آنچه را با دست خود ساخته بودند، حاكم بر سرنوشت خويش، و گاه حاكم بر آسمان و زمين مى پنداشتند! زنان و مردان به صورت برهنه مادرزاد گرد كعبه طواف مى كردند، و آن را عبادت مى شمردند!

جنگ و خونريزى و غارت گرى به عنوان يك ارزش در جامعه آنها محسوب مى شد. عداوت شديد و كينه هايى كه از اسلاف براى اخلاف به يادگار مى ماند، بر آنها حكومت مى كرد، كه نه تنها اخلاق، بلكه همه چيز اجتماع آنها قربانى آن مى شد. قرآن وضع اعراب جاهلى را به كسانى تشبيه كرده كه لب پرتگاه آتش قرار دارند، و به آسانى در آن سقوط مى كنند؛ آتشى كه همه چيزشان را مى سوزاند و خاكستر مى كند.

عرب جاهلى فرزندان خود را كه باعث ايجاد هزينه در زندگى مادى و اقتصادى بودند، به قتل مى رساندند، تا نان خور كمترى داشته باشند. دختران خود را با دست خود زنده به گور مى كردند و به اين امر را مايه مباهات مى دانستند!

عفو یا قصاص؟

اسلام از يک سو قوانينی در مقابله به مثل و قصاص دارد و از سوی ديگر به عفو توصيه می کند؛ جمع بين اين دو دستور چگونه ممکن است؟

براى جمع بين اين دو دستور، سه وجه ممكن است:

 1. بايد توجّه داشت كه ما هم قانون داريم و هم يك سلسله مسائل اخلاقى. قانون اسلام، قصاص شرعى را به عنوان حقّ کسانی که مورد ظلم واقع می شوند، محترم شمرده است. اين قانون عامل كنترل كننده اى براى جنايتکاران و ضامن امنیّت و نظم اجتماع است. ولى خودِ قانون گذار، در كنار اين قانون، عفو را نيز به عنوان ارزشى اخلاقى قرار داده است؛ جايگاه اين اخلاق از آن قانون بالاتر است.

۲. انتقام برای كسى است كه قابل هدايت نيست؛ برای فرد لجوجى است كه اگر قصاص نشود، فردا چند نفر ديگر را نيز به قتل مى رساند.

۳.اصل بر عفو است و قصاص استثنایى در اين اصل است؛ شاخه اصلّى عفو و شاخه فرعى انتقام است. عمل به اصل مقدم بر فرع است؛ مگر اينكه خصوصيتى در مورد يافت شود و موجب مصداق یافتن شرایط آن استثنا گردد. مثلا فردى كه قابل اصلاح نيست بايد حتما قصاص شود.

تجسّس در احوال خصوصی مردم

آيا تجسّس در احوال خصوصی مردم جايز است؟

بى‏ شك تجسّس كردن در حالات خصوصى مردم و تفتيش درباره اسرار نهانى آنها كار مذموم و ناپسندى است. خداوند ستّار العيوب است و بندگان او نيز بايد چنين باشند؛ مگر در مورد كسانى كه پرده درى كنند و شرم و حيا را كنار بگذارن و تظاهر به گناه نمايند كه احترام آنها شكسته مى‏ شود، بلكه خودشان احترام خويش را شكسته‏ اند.

انگيزه‏ هاى حسد؟

حسد از چه انگيزه هايی سرچشمه می گيرد؟

بسيارى از صفات رذيله از يكديگر سرچشمه مى‏ گيرند، يا به تعبير ديگر، بر هم ديگر تأثير متقابل دارند. حسد نيز از صفاتى است كه از صفات زشت ديگرى ناشى مى‏ شود و خود نيز سرچشمه رذايل فراوانى است! علماى اخلاق براى حسد سرچشمه هاى زيادى ذكر كرده اند؛ از جمله: «عداوت و كينه»؛ «كبر و خودبرتربينى»؛ «حبّ رياست»؛ «ترس از نرسيدن به مقاصد مورد نظر»؛ «احساس حقّارت و خود كم بينى»؛ «بخل و خباثت نفس».

فراتر از اينها حسد، ريشه هايى در «عقايد» انسان نيز دارد. شخص حسود با زبان حال دارد به «حکمت و عدالت» خداوند اعتراض مى كند، كه چرا فلان نعمت به او داده نشده است! او به زبان حال مى گويد: هرگاه خدا به ديگرى نعمتى دهد، ممكن است از دادن مثل آن به من - العیاذ بالله - عاجز باشد! پس چه بهتر كه نعمت از او سلب گردد تا به من برسد! بنابراين حسودان در واقع گرفتار نوعى تزلزل در پايه هاى ايمان به «توحيد افعالى» پروردگار و حكمت و قدرت او هستند.

نشانه‏ هاى حسد؟

حسد چه نشانه هايی دارد؟

از جمله نشانه هايى كه براى حسد ذكر شده امور زير است: 1. حسود هنگامى كه مى شنود نعمتى به ديگرى رسيده است، غمگين و ناراحت مى شود، هرچند آثارى از خود بروز ندهد. 2. گاه از اين مرحله فراتر مى رود و زبان به غيبت و عيب جويى مى گشايد. 3. گاه از اين هم فراتر مى رود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمى خيزد! 4. گاه تنها به بى اعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مى كند. سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و ... .

«متّقین» و رعايت حقوق اجتماعى انسانها

امام علی(علیه السلام) درباره رعايت حقوق اجتماعى انسانها از سوي «متّقین» چه فرموده است؟

امام علی(ع) درباره رعايت «حقوق اجتماعى انسانها» از سوي «متّقین» می فرماید: «مردم را با نام هاى زشت نمى خوانند و به همسايگان زيان نرسانده و مصيبت زده را شماتت نمى كنند». بر اساس سخن امام(ع) القاب زشت، آتش كينه و عداوت را در دل ها بر انگیخته و شخصيت افراد را در هم مى شكند. هم چنين مصيبت زده، همانند انسان مجروح، نيازمند تسلي است و شماتت مانند نمك پاشيدن بر زخم اوست، از این رو هيچ انسان باوجدانى چنين اجازه ای به خود نمى دهد.

پیامدهای زیان بار «غیبت»

پيامدهای زيان بار «غيبت» در جامعه اسلامی چیست؟

«غيبت»، آثار مخرّب بسیاری در جامعه انسانى دارد كه اگر دست كم گرفته شود خطرات آن بيشتر خواهد شد؛ علاوه بر اين، آثار سويى از نظر روحانى، معنوى و عقوبت هاى الهى دارد كه در روايات به آن اشاره شده است. به عنوان نمونه به بعضی از آنها اشاره می کنیم: غيبت، سرمايه اعتماد را در جامعه از بين برده و منشاء سوء ظن مي شود. غيبت سبب جسور شدن گناه کار و سبب اشاعه فحشاء در جامعه می شود و بهانه ای برای گسترش بغض و عداوت می گردد. علاوه بر اینکه غيبت، حتی خود غيبت کننده را از چشم مردم می اندازد.

معناي لغوي و اصطلاحي «مراء» و اقسام آن

معناي لغوي و اصطلاحي «مراء» چیست؟ و اقسام آن كدام است؟

«مراء» در لغت به معنی دوشیدن شیر از پستان گاو و گوسفند است و در اصطلاح به هر بحثی که از آن بخواهند نتیجه بگیرند اطلاق می شود. «مراء» بر سه قسم است: 1. ارائه دلائل محکم و متقن برای هدایت و راهنمایی فرد به حقیقت. این نوع مراء اشکالي ندارد و در برخی مواقع واجب نيز هست. 2. سخن حقّ مى گويد، اما نيّتش حقّ نيست؛ بلكه هدفش برترى جويى است. این نوع مراء، حرام است. 3. گاه هم سخن باطل است، و هم قصد برترى جويى است. حرمت اين نوع مراء از قسم دوم شديدتر است.

انگيزه های دروغ گویی

انگيزه های دروغ گویی در انسان چيست؟

دروغ مانند ساير صفات رذيله سرچشمه هاى مختلفى دارد كه مهم ترين آنها به اين شرح است: ۱. ضعف ايمان و اعتقاد؛ ۲. ضعف شخصيت و عقده حقارت؛ ۳. حسد، و بخل، تكبر، خودبرتربينى و عداوت؛ ۴. بيمارى‏ هاى اخلاقى جامعه و انحراف از مسير حق؛ ۵. علاقه شديد به دنيا.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الرّضا عليه السّلام :

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا کانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ ... .

امالى صدوق ، ص 111