حضرت یوسف 17 مطلب

مثال هايی از آثار مخرّب حسد در آیات قرآن

حسد از ديدگاه قرآن چه آثار مخرّبی دارد؟

از برخی آيات قرآن، اين آثار فوق العاده زيانبار حسد در زندگى فردى و اجتماعى روشن مى شود: حسد دست برادر را به خون برادر آغشته مى‏ كند؛ انسان را از مشاهده حقّ باز مى دارد؛ فضاى جامعه را تيره و تار مى كند؛ رشته هاى محبّت را پاره مى نمايد؛ جهنّم سوزانى در دنيا براى كسانى كه به آن آلوده هستند، به وجود مى آورد.

به عنوان مثال در سوره مائده سخن از داستان فرزندان آدم است كه يكى بر ديگرى حسد برد و سرانجام دستش به خون برادر آغشته شد و نخستين قتل و جنايت در روى زمين صورت گرفت و سرآغازى براى جنايت هاى ديگر شد. در سوره یوسف نيز حسد آن قدر قوى و هولناك است كه برادران يوسف را وادار به كشتن برادر مى كند و سبب گناهان زياد ديگرى می شود؛ از جمله گفتن دروغ هاى مختلف براى كتمان جنايت خود و نسبت دادن پدر (حضرت یعقوب) به ضلالت و گمراهى و ... .

داستان يوسف (ع) و برادرانش؛ عبرتی در حفظ اسرار

چه درس مهمّی از بابت «اسرار» در داستان يوسف (ع) و برادرانش وجود دارد؟

[گرچه حکمت موجود در سير داستان حضرت يوسف عليه السّلام اقتضاء آن را داشت که او همه آن مشکلات را از سر بگذارند، تا به جايگاهی برسد که رسالت الهی را محقّق کند؛ امّا] درسى كه اين آيات به ما مى ‏دهد، درس «حفظ اسرار» است، كه گاهى حتى در مقابل برادران نيز بايد عملى شود. هميشه در زندگى انسان اسرارى وجود دارد كه اگر فاش شود، ممكن است آينده او يا جامعه ‏اش را به خطر اندازد. خويشتن دارى در حفظ اين اسرار يكى از نشانه ‏هاى وسعت روح و قدرت‏ اراده است. چه بسيارند افرادى كه به خاطر ضعف در اين قسمت سرنوشت خويش و يا جامعه ‏اى را به خطر افكنده‏ اند!

غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا!

آیا غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا و درخواست ایشان از یک زندانی برای یاد کردن او نزد فرعون مصر، با عصمت او منافات ندارد؟! «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِی عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ»!

عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به معنی فراموشی آن زندانی از ذکر بی گناهی یوسف نزد اربابش می باشد، نه غفلت یوسف از یاد خدا. با فرض غفلت یوسف از یاد خدا بخاطر این تقاضا نیز عصمت ایشان زیر سؤال نمی رود؛ زیرا متوسل شدن به اسباب در زندگی امری فطری است و منافاتى با اخلاص ندارد و در جمله «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ» هم قرينه اى بر دلبستگى يوسف(ع) به غير خدا وجود ندارد. تنها اشتباه یوسف بیان این درخواست در شرایطی است که خدا همیشه در کنارش بوده و در اینجا هم شایسته بود صبر کند و منتظر عنایت پروردگار باشد.

نسبت دروغ به پیامبران الهی در قرآن!

در قرآن کریم نقل شده است که حضرت ابراهيم(علیه السلام) برای بیرون نرفتن از شهر وانمود به بیماری کرد و فرمود: «إِنِّی سَقِيم»؛ (من بیمار هستم). در حالی که ایشان بیمار نبود! و یا بر خلاف عقیده اش اظهار به پرستش ستارگان و خورشید نمود! و یا شکستن بت ها را به بت بزرگ نسبت داد! همچنین در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) نقل شده است که ایشان برادرش را متّهم به سرقت کرد! آیا این اقدامات توجیهی دارد؟! چگونه شخصی معصوم دروغ و خلاف واقع می گوید؟!

- درباره آیه اول باید گفت، دلیلی بر خلاف ظاهر آیه و بیان حضرت ابراهیم(ع) نداریم که واقعا بیمار نبوده باشند.
- درباره مورد دوم حضرت ابراهیم(ع) این سخن را به عنوان یک فرض و احتمال درباره تحقیق از خدا گفت، نه اینکه واقعا مرادش آن بوده باشد.
- درباره شکسته شدن بت ها به دست آن حضرت نیز باید گفت که ایشان قصد جدى از انتساب شکستن بتها به بت بزرگ نداشتند و فقط مى خواست عقائد بی اساس بت پرستان را به رخ آنان بكشد.
- درباره حضرت(ع) یوسف نیز باید گفت ایشان در آنجا توریه کرده و مراد ایشان سابقه برادران در سرقت یوسف از پدرشان بود.

بدعت بودن عزاداری!

آیا طبق معیارهای دینی، عزاداری بدعت محسوب می شود؟!

بدعت اضافه کردن چیزی در دین یا کاستن از آن است. اما آیا موضوعی مثل عزاداری به عنوان امری فطری و منطبق بر روحیه بشری که دارای شواهد قرآنی(همچون سوگواری یعقوب در جدایی از یوسف) و روایی فراوانی است و نمونه های بی شماری - حتی به نقل از بسیاری از منابع اهل سنت - در سیره پیامبر اکرم(ص)، اهل بیت(ع)، همسران پیامبر، خلفای راشدین، صحابه، تابعین و علما و فقهای ادوار مختلف فریقین دارد، می تواند امری خارج از دین باشد؟!
آیا می توان انکار کرد که رسول خدا(ص) خود هنگام شهادت عموی شان حمزه گریستند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کردند؟ آیا می توان این واقعه تاریخی را رد کرد که خلیفه اول و مردم مکه و مدینه هنگام رحلت پیامبر به سوگواری و عزاداری پرداختند؟ بی گمان چنین نیست. احتمالا از همین روست که حتی در میان فقهای اهل سنت نیز هیچ کس فتوا به تحریم اصل گریه کردن در رثای مرگ عزیزان و اطرافیان نداده اند و همه آنها تحت شرایطی آن را مجاز شمرده اند و فقط مالکیه و حنفیه، بر اين باورند كه گریه با صدا و شیون با صوت، اشکال دارد.

مقایسه بیان قرآن درباره «فرعون»، «مصر» و «بنی‌ اسرائيل» با تاریخ

آيا بیان قرآن درباره «فرعون»، «مصر» و «بنی‌ اسرائيل» با گزارشات تاريخی سازگاری دارد؟

آری بیان قرآن کریم درباره «فرعون»، «مصر» و «بنی‌اسرائیل» با گزارش‌های تاریخی سازگاری ندارد، لکن منشاء این امر عدم واقع‌گرایی قرآن نیست؛ بلکه دلیل آن این است که وقایع تاریخى مصر باستان به جهت آنكه مایه رسوایى فراعنه مصر مى‌شد، نادیده انگاشته شده و در گزارشات تاریخی منعکس نگردیده و یا حقایق واژگون گشته و رسوایی‌ها تبدیل به نام نیك گشته و به پاى تاریخ نوشته شده است.

نقش «عفّت» در داستان حضرت یوسف(ع)

داستان حضرت یوسف(ع) چگونه اهمیّت «عفّت» را بیان کرده است؟

قصه حضرت يوسف(ع) تبلور مقام «عفّت» است. زيبايي غيرقابل وصف يوسف(ع) و دلباختگي ملكه و ديگر زنان مصر، راه را براي آلودگي گناه باز نمود؛ اما لطف خاص خداوند به كمك يوسف(ع) آمد. نكته مهم اين است كه گاه يك لحظه حساس سرنوشت‌ انسان را تا آخر عمر رقم مي زند. يك ساعت هوس بازي ممكن بود به قيمت جان و افتادن از مقام نبوت تمام شود. کما اینکه ابن سيرين به خاطر مبارزه با نفس به علم تعبير خواب دست يافت، اما «برصيصاي عابد» به گناه آلوده شد و سبب کافر مردن خود شد.

«نیایش» پیامبران(ع) در قرآن

قرآن «نیایش» پیامبران الهی(ع) را چگونه به تصویر می کشد؟

قرآن در آیات بسیاری، به تبیین نیایش پیامبران الهی(ع) با پروردگار پرداخته است. از این رو در بیان نیایش و توبه حضرت آدم(ع)، هنگام رانده شدن از بهشت، می فرماید: «پروردگارا ما به خویشتن ستم روا داشتیم و اگر ما را نیامرزی و ترحّم ننمایی هر آینه از زیان کاران خواهیم بود». همچنین در تبیین نیایش حضرت یوسف(ع) می فرماید: «بار پروردگارا! زندان برای من از آنچه مرا به سوی آن دعوت می کنند بهتر است». و از زبان حضرت موسی می فرماید: «بار پروردگارا! همانا من به آنچه از خیر به سوی من نازل کردی محتاجم».

خبر دادن امام حسین(ع) از «غیبت» مهدی(عج)

آیا امام حسین(علیه السلام) از «غیبت» امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) خبر داده است؟

امام حسين(ع) از «غیبت» امام زمان(عج) خبر داده است. آن حضرت در حديثي مي فرمايد: «در نهمين از فرزندانم سنتى از يوسف(ع) و سنتى از موسى بن عمران(ع) است. او قائم ما اهل بيت مى باشد كه خداوند تبارك و تعالى امر او را در يك شب اصلاح خواهد نمود». ایشان همچنین فرمودند: «قائم اين امت همان نهمين از اولاد من است. او دارای غيبت مى باشد».

حضرت یوسف(ع) و «قصد گناه»!

طبق آیه 24 سوره یوسف، وقتی زلیخا قصد یوسف(ع) را داشت، یوسف نیز قصد او را کرد؛ آیا با این وجود می توان یوسف را معصوم دانست؟!

با كمى تأمل در متن آيه متوجه می شویم كه یوسف(ع) قصد گناه نكرد. زیرا این آیه این نکته را بیان می کند که یوسف اگر «برهان» پروردگارش را نمی دید، قصد گناه می کرد در حالی که می بینیم ایشان برهان پروردگارش را مشاهده كرد؛ منظور از برهان پروردگار همان آگاهى او به اسما و صفات خدا بوده است که به همه پیامبران عطا می شود و آنها را از گناه مصون نگه می دارد.
خرافات و سخنان و تفسیرهای باطلی که یوسف را تا لبه پرتگاه اقدام به آن عمل زشت پيش برده از اسرائيليات است؛ چرا که یوسف(ع) از مخلصین می باشد که بر اساس قرآن از فریب شیطان در امان هستند.
علاوه بر آن در روایتی از امام رضا(ع) «هَمَّ بهَا» به تلاش برای دوری از همسر عزیز مصر معنی شده نه قصد کردن او.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال على بن الحسين السجّاد عليه السّلام :

اَيُّما مُؤ مِنٍ دَمِعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ مَعَه حَتّى يَسيلَ عَلى خَدَّيْهِ بَوَّاءَهُ اللّهُ فىِ الْجَنَّةِ غُرَفاً.

هر مؤ منى که چشمانش براى کشته شدن حسين بن على عليه السّلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد.

ينابيع الموده ، ص 429