پاسخ اجمالی:
در آیه ۹ سوره حشر سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند. خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد. در آیات ۸ و ۹ سوره انسان (دهر) سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند. خداوند از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است. از ديد قرآن «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود. از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.
پاسخ تفصیلی:
در آيات قرآن مجيد گرچه واژه «جود» و «سخاوت» به كار نرفته است، امّا تعبيرات ديگرى ديده مى شود كه منطبق بر اين دو مفهوم است و قرآن نيز براى آن ارج فراوانى بيان كرده است.
آیه ۹ سوره حشر: در این آیه سخن از گروهى از سخاوتمندان انصار مدينه است، كه با آغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند، استقبال كردند و آنها را بر خودشان مقدم داشتند: «يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ في صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ؛ كسانى را كه به سوی شان هجرت كنند دوست مى دارند و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى كنند و آنها را بر خود مقدّم مى دارند هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند».
در تاريخ بشريت چنين استقبالى سابقه نداشته است كه گروهى غريب در شهرى وارد شوند و مؤمنان آن شهر چنان استقبالى از آنان كنند كه حتى آنها را بر خويش مقدم شمرند و حاضر باشند تمام زندگى خود را با آنان تقسيم نمايند. حتى در بعضى از روايات وارد شده است كه عدد مهاجران نسبت به داوطلبان پذيرايى از آنها كم بود. به همين دليل گاه در ميان دو و يا چند نفر بر سر افتخار ميزبانى مهاجران، اختلاف پيدا مى شد، که براى حل آن به قرعه متوسل شدند.[1] خداوند اين محبّت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگی هاى انصار بود مى ستايد.[2]
آیات ۸ و ۹ سوره انسان: در این آیات سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه شديدا به آن نياز داشتند، به مسكين و يتيم و اسير دادند؛ بدون اينكه هيچ انتظار پاداش و تشكرى داشته باشند: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً *إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً؛ و غذاى [خود] را با اينكه به آن علاقه [و نياز] دارند به مسكين و يتيم و اسير مى دهند * [و مى گويند] ما شما را به خاطر خدا اطعام مى كنيم و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم».
روايات فراوانى از منابع شیعه و اهل سنّت حكايت از اين دارد كه این آیات در فضيلت اهل بيت عليهم السّلام نازل شده است.[3] دقت در آيات سوره «دهر» (انسان) نشان مى دهد كه خداوند چگونه از اين سخاوتمندان ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرار داده است. در يك جا از آنها به عنوان «ابرار» یعنی نیکان و در جاى ديگر از آنها به عنوان «عباد اللّه» یعنی بندگان خاص خدا ياد كرده است.[4]
آیه ۲۶۱ سوره بقره: در این آیه با تعابیری که در آیات انفاق بی نظیر است، تشويق بی مثالی نسبت به انفاق كنندگان سخاوتمند ديده مى شود: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ؛ كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يك صد دانه باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد [و شايستگى داشته باشد] دو يا چند برابر مى كند و خدا [از نظر قدرت و رحمت] وسيع و [به همه چيز] داناست».
اگر آيه را بر خلاف ظاهر آن تفسير نكنيم و حذف و تقدير نيز قايل نشويم این آيه دلالت بر اين دارد كه رشد و نمو بى نظير در روح و جان انفاق كنندگان نيكوكار صورت مى گيرد. اموال آنها بر اثر انفاق چندين برابر شده و خودشان نيز در پرتو سخاوت، مدارج كمال را به سرعت مى پيمايند و حتى گام هاى كوچك در اين راه آثار عظيم دارد. به اين ترتيب انفاق علاوه بر اينكه مايه رشد بشرى است مايه رشد و تكامل اخلاقى و معنوى خود انسان نيز هست.[5]
آیه ۲۷۴ سوره بقره: در این آیه ضمن اشاره به نكته مهمى درباره انفاق آمده است: «الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ آنها كه اموال خود را شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مىكنند مزدشان نزد پروردگارشان است. نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى شوند».
بنابراين «سخاوت» و «انفاق» در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد، محبوب و پسنديده است. از سوى ديگر «انفاق» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را مى زدايد. افراد انفاق گر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند، زيرا خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموال شان اندوهگين نمى شوند. آنها مى دانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى شود.[6]
آیه ۹۲ سوره آل عمران: در این آیه باز با تعبير تازه اى در زمينه انفاق گفته می شود که: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ؛ هرگز به [حقيقت] نيكوكارى نمى رسيد، مگر اينكه از آنچه دوست مى داريد [در راه خدا] انفاق كنيد. و آنچه انفاق مى كنيد خداوند از آن آگاه است».
در ادبيات عرب «برّ» به معناى نيكوكارى و عمل خیر است[7] و اين نشانه شخصيت و روحانيت انسان است. جالب اينكه «برّ» در آيه به طور مطلق ذكر شده و نشان مى دهد تا سخاوت و انفاق در میان نباشد انسان هرگز به حقيقت نيكوكارى نمى رسد.[8]
آیه ۳ سوره بقره: در این آیه، «انفاق» ضمن اينكه يكى از اركان مهم «تقوا» ذكر شده - تقوايى كه سرچشمه هدايت الهى و محتواى قرآنى است -[9] گفته می شود: «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ؛ [پرهيزكاران] كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است] ايمان مى آورند و نماز را برپا مى دارند و از تمام نعمت ها و مواهبى كه به آنان روزى داده ايم انفاق مى كنند».
با توجه به اينكه «يُنْفِقُونَ» در این آیه به صورت فعل مضارع ذكر شده، مفهومش اين است كه آنها انفاق مواهب الهى را به طور مستمر انجام مى دهند و اين نشانه سخاوتمندى آنهاست كه در نهادشان ريشه دوانده و به صورت يك صفت برجسته درآمده است. همچنین تعبير «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» اشاره به نكته لطيفى مى كند و آن اينكه آنها مى دانند كه همه اموال مواهب الهى است، بنابراين دليلى ندارد كه از انفاق بخشى از آن در راه بندگان نيازمند خدا «بُخل» بورزند.[10]
آیه ۲۹ سوره اسراء: در این آیه ضمن دستور دادن به رعايت اعتدال در بذل و بخشش و دورى از افراط و تفريط و ارائه تصویری از ویژگی سخاوت كه حد وسط میان «بُخل» و «اسراف» است، گفته می شود: «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛ هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن [و ترك انفاق و بخشش منما] و بيش از حدّ [نيز] دست خود را مگشاى تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى».
اين آيه، تعريف روشنى براى سخاوت است و در آن از «بُخل» تعبير به «زنجير شدن بر گردن» شده است و از اسراف به گشودن کامل دست آنچنان كه كارى از آن ساخته نباشد. هر دوی اینها مورد سرزنش قرار گرفته و با وصف «از كار باز ماندن» از آنها یاد شده است.[11]
از مجموع آيات مختلفى كه به نحوى به مسأله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ارتباط دارد به خوبى عظمت و اهمّيّت و ارزش والاى اين صفت برجسته انسانى ظاهر مى شود. فضیلتی که نه تنها باعث نظم و سعادت جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محروميت - به عنوان سرچشمه انواع نابسامانى ها و گناهان - مى شود، بلكه در تكامل معنوى و روحى انسان نيز نقش بسيار مهمى دارد.[12]
منبع:
اخلاق در قرآن
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.