عجله 23 مطلب

ريشه‏ هاى عجله و شتابزدگی؟

عجله و شتابزدگی چه ريشه هايی دارد؟

گرفتار شدن به عجله و بی صبری در انجام کارها و اتخاذ تصمیمات، یک شبه به وجود نمی آید. این مسأله معلول خصلت های سوءِ شخصیتی و رفتاری فراوانی است که بدون معالجه آنها، رستن از بند این آسیب اخلاقی امکان ناپذیر است؛ خصلت هایی مانند: هواپرستى؛ حُبّ و وابستگى به دنيا؛ نداشتن سعه صدر؛ جهل و نادانى.

پيامدهاى شوم عجله و شتابزدگى‏

عجله و شتابزدگى‏ چه پيامدهايی دارند؟

عجله و شتابزدگی در تصمیم گیری ها و به خرج ندادن بردباری و حوصله در کارها و اقدامات، می تواند عواقب و پیامدهای بسیار پر ضرر و غیرقابل جبرانی برای فرد و جامعه داشته بشد؛ عواقب و پیامدهایی که در روایات اسلامی نیز به آنها اشاره شده است و برخی شان عبارت اند از: اتلاف وقت و نيرو؛ يأس و نااميدى؛ ندامت و پشيمانى؛ هجوم اندوه و غصه؛ فزونى لغزش ها.

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر؟

تفاوت شتابزدگی با لزوم شتاب به امور خیر در چيست؟

امام علی (ع) می فرمايد: «عجله كردن پيش از فراهم شدن امكانات، و از دست دادن امكانات و سستى نمودن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است». در واقع امام دو چيز را در اينجا نشانه حماقت و نادانى مى شمرد: نخست تعجيل كردن قبل از فراهم شدن امكانات است. ديگر اينكه وقتى فرصت ها فراهم مى شود، سستى كند و به اصطلاح اين دست و آن دست نمايد تا فرصت از دست برود.

شتاب گرفتن و سرعت در مبادرت به امور خیر آن است كه انسان بعد از فراهم شدن مقدّمات، اتلاف وقت نكند و فرصت را از دست ندهد و به سوى مقصد بشتابد؛ كارى كه مسلماً سبب پيروزى و نجات و موفقيت است.

اهمّيّت تأنّی، بردبارى و ترك شتاب‏ در کارها

اهمّيّت تأنّی، بردبارى و ترك شتاب‏ در چيست؟

«تأنی و تأمل»، از فضیلت‌های خردمندانه ای اند که آدمی را به سنجیدگی و پختگی در اندیشه و عمل می رسانند. کسی که با تأنّی پیش می رود، نه گرفتار شتابزدگی می شود، نه تصمیمی را بدون سنجش پیامدهایش می گیرد. بسیار پیش می آید که انسان به خاطر ترک تأمل، پشیمان از تصمیمی می شود که با دقت و درنگ، می توانست بهتر و ثمربخش تر باشد.

تأنّی و شتابزدگی در آیات قرآن

تأنّی و شتابزدگی چه جايگاهی در آیات قرآن دارند؟

خسارات عظيمى كه از ناحيه شتابزدگى بى مورد، دامن افراد يا اجتماع را مى گيرد، بيش از آن است كه به حساب آيد. قرآن مجيد به عنوان يك برنامه جامع زندگى، همه انسانها را به «صبر» و تأنی و بردبارى و پرهيز از «عجله و شتاب» دعوت مى كند و با اشاره به داستانهاى انبيا و سرگذشت رهبران بزرگ جامعه انسانى، زيانهاى عجله و ثمرات شيرين صبر و بردبارى را آشكار مى كند.

عجله و شتاب در روايات اسلامى‏

عجله و شتاب چه جايگاهی در روايات اسلامى‏ دارند؟

در روايات اسلامى بحث هاى فراوانى درباره نكوهش «عجله» و ستايش «تأنى» و خويشتن دارى ديده مى شود كه نكات زيادى در آنها نهفته است.  در اين احاديث «تأنّى» يك عطيّه الهى و «عجله» يك خوى شيطانى شمرده شده‏ است. همان خويى كه انسان را در زندگى ناكام مى سازد، فرصت ها را از دست او مى گيرد، لغزش او را زياد مى گرداند، موجب پشيمانی اش مى شود و به هلاكتش مى افکند. در صورتى كه نقطه مقابل آن؛ يعنى، تأنّى و خويشتن دارى سبب كاميابى و پيروزى و بهره بردارى هرچند بيشتر از فرصت هاست.

نسبت رفتار عجولانه به پیامبران الهی در قرآن!

در آیات قرآن به بعضی از پیامبران الهی رفتارهای عجولانه و دور از شأنی نسبت داده می شود. عجله حضرت داوود در قضاوت(ع)، عجله حضرت یونس(ع) در نفرین کردن و گریز از میان قوم خود، عجله حضرت موسی(ع) در اعتراض به اعمال حضرت خضر(ع)، عجله حضرت موسی(ع) در اعتراض به حضرت هارون(ع) به خاطر گوساله پرست شدن بنی اسرائیل، از این موارد می باشند. آیا با این وجود می توان آنها را معصوم دانست؟!

چنین رفتارهایی از سوی انبیاء ترک اولایی است که هیچ گاه آن بزرگواران را از دایره عصمت خارج نمی کند. بررسی موقعیت ها و شرایطی که منجر به بروز چنین رفتارهایی از انبیاء شده نشان می دهد که چنین رفتارهایی سرچشمه گرفته از احساس مسئولیت های آنان بوده و مطبق با علوم و معارف الهی است که از سوی خداوند به آنها افاضه شده بود. فقط ممکن است آدابی جزئی در به جان آوردن آنها رعایت نشده باشد که فقط در حد نوعی ترک اولی است و هیچ وقت به حد معصیت نمی رسد.

نسبت ناروای یهودیان به حضرت داوود نبی!

ماجراى حضرت داود(ع) و همسر «اوریا» چیست؟ آیا استغفار ایشان مربوط به رابطه ای است که - به ادّعای یهودیان - با همسر اوریا داشت؟!

اینکه در تورات گناه حضرت داود(ع) خیانت به یکی از سرداران سپاهش بیان شده که او را به کام مرگ فرستاده تا همسرش را برباید و با او مرتکب فحشا شود، ادعایی است خرافه ای و سست که با مقام انبیاء و اوصاف ذکر شده در قرآن برای آن حضرت تناقض دارد. به خصوص اینکه بنابر روایت تورات، داود(ع) خودش متوجه زشتی چنین عملی نشد بلکه بعداز تذکر یکی از مشاورانش پی برده که چه کار غیراخلاقی ای را مرتکب شده و تازه بعد از این تذکر بوده که توبه کرده است! چنین انتسابی حتی با ادعای خود یهود در معرفی داود(ع) به عنوان پادشاهی عادل - و نه پیامبری از انبیای الهی - نیز منافات دارد. زیرا مرتکب چنین عملی در همه فرهنگ ها و عرف های اخلاقی، انسانی پست و بی ارزش بوده و سزاوار هیچ ستایش و بزرگداشتی نیست. قرآن مجید استغفار حضرت داود(ع) را مربوط به عجله او در داوری بین دو طرف یک دعوا معرفی می کند. امری که حرام و ناقض عصمت نیست و صرفا یک ترک اولی بوده. در روایت اهل بیت(ع) نیز با تایید این روایت قرآنی از علت استغفار، نسبت فحشا به آن حضرت شدیدا تکذیب شده است.

عصمت انبیاء و حکمت استغفار آنها؟!

در برخی از آیات قرآن، از استغفار و طلب آمرزش انبیاء خبر داده شده است؛ مثل استغفار حضرت نوح(ع)، حضرت داود(ع) و حضرت سلیمان(ع). همچنین خداوند به پیامبر اسلام(ص) در سوره نصر دستور استغفار می دهد: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا». آیا این موارد با عصمت انبیاء سازگار است؟!

دقت در این آیات نشان می دهد که این تعابیر مربوط به «ترک اولی» هایی هستند که از سوی پیامبرانی چون داود(ع)، سلیمان(ع) و نوح(ع) سر زده است که به هیچ وچه به معنای معصیت نیست. ترک اولی داود(ع) این بود که در قضاوت بین دو شخص عجله کرد و با شنیدن صحبت های یک طرف دعوا، اقدام به صدور حکم کرد. ترک اولی داود(ع) نیز آن بود که بدون اینکه «إن شاء الله» بگوید، با خود اندیشید که حتما صاحب فرزندانی برومند برای نیل به اهدافش خواهد شد. درباره نوح(ع) هم باید گفت ترک اولی از این جهت راجع به آن حضرت مصداق می یابد که هنگام درگرفتن طوفان، بدون اطلاع از باورهای کفرآمیز فرزند خود، از خداوند متعال طلب نجات او را کرد. دستور الهی به استغفار پیامبر اسلام نیز نوعی درس و سرمشق برای همه مسلمانان و مومنان جهت اجتناب از غرور و ایمان به وعده های الهی و موارد دیگر بوده و هیچ منافاتی با موضوع عصمت انبیاء ندارد.

مفهوم عجله و شتابزدگى‏؟

مفهوم عجله و شتابزدگى چيست؟

عجله و شتابزدگى به اين معنا است كه انسان، پيش از فراهم شدن مقدمات انجام كار، اقدام به انجام آن كند. كارى كه نتيجه آن چيزى جز شكست يا انجام ناقص نخواهد بود. اين بدان مى ماند كه انسان ميوه را پيش از رسيدن و قابل استفاده شدن از درخت بچيند؛ كارى كه نتيجه اش ضايع شدن ميوه يا كم شدن فايده آن است.

نقطه مقابل «عجله» و شتابزدگى، «تأنّى»، صبر، خويشتن دارى، تحمّل، حوصله، طمأنينه و وقار است. البته «عجله» را نبايد با «سرعت» كه بار مثبت دارد، اشتباه گرفت.

قال الصّادق عليه السّلام :

ما مِنْ اَحَدٍ قالَ فى الحُسَينِ شِعْراً فَبَکى وَ اَبکْى بِهِ اِلاّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنّةً وَ غَفَرَ لَهُ.

هيچ کس نيست که درباره حسين عليه السّلام شعرى بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب مى کند و او را مى آمرزد.

رجال شيخ طوسى ، ص 289