پاسخ اجمالی:
در نگاهی کلی می توان گفت که تکبّر سبب مى شود كه انسان جز خود و افكار خودش را نبيند، آيات و معجزات خدا را سِحر بخواند، مصلحان را مفسِد و اندرزِ دوستان و اطرافيان را محافظه كارى و ضعف نفس بشمارد. اين خوى زشت آثار بسيار مخرّبى در روح و جان و اعتقادات و افكار افراد و نيز در سطح جوامع انسانى دارد به گونه اى كه مى توان گفت هيچ بخش از زندگى فردى و اجتماعى از مصايب آن در امان نيست. برخی از این پیامدهای سوء عبارتند از: 1. آلودگى به شرك و كفر؛ 2. محروم شدن از علم و دانش؛ 3. انزواى اجتماعى؛ 4. از دست دادن امكانات زندگى؛ ۵. آلوده شدن به انواع گناهان؛ ناآگاهی از عيوب و محروميت از اصلاح و تکامل.
پاسخ تفصیلی:
در نگاهی کلی می توان گفت که تکبّر سبب مى شود كه انسان جز خود و افكار خودش را نبيند، آيات و معجزات خدا را سِحر بخواند، مصلحان را مفسِد و اندرزِ دوستان و اطرافيان را محافظه كارى و ضعف نفس بشمارد.[1] اين خوى زشت آثار بسيار مخرّبى در روح و جان و اعتقادات و افكار افراد و نيز در سطح جوامع انسانى دارد به گونه اى كه مى توان گفت هيچ بخش از زندگى فردى و اجتماعى از مصايب آن در امان نيست. برخی از این پیامدهای سوء را با هم مرور می کنیم:
۱. نخستين مفسده تکبّر که از همه خطرناك تر است آلودگى به شرك و كفر است. کفر ابلیس و انحراف او از مسیر توحید و سر باز زدن فراعنه و نمرودها از پذیرش دعوت انبیای الهی، نتیجه تکبّر است. تكبّر به انسان اجازه نمى دهد كه در برابر حقّ تسليم گردد. چراكه كبر و غرور حجاب سنگينى در برابر چشم انسان مى افكند و او را از ديدن چهره زيباى حقّ محروم مى كند. شايد به همين دليل است كه در حديثى مى خوانيم كه راوى از امام صادق عليه السّلام درباره كمترين درجه «الحاد» سؤال كرد امام عليه السّلام فرمود: «إِنَّ الْكِبْرَ أَدْنَاهُ؛[2] كمترين درجه كفر و الحاد، تكبّر است».
۲. محروم شدن از علم و دانش، يكى ديگر از پيامدهاى شوم كبر است. زيرا انسان وقتى به حقيقت علم و دانش مى رسد كه آن را در هر جا و نزد هر كس ببيند همچون گوهر گمشده اى بربايد. حال آنكه اشخاص متكبّر به آسانى حاضر نمى شوند بهترين علوم و دانش ها و برترين و والاترين حكمت ها را از افراد هم رديف و يا زير دست خود بپذيرند. آنها علوم و دانش هايى را قبول دارند كه از فكر خودشان بجوشد در حالى كه صفت كبر و غرور اجازه نمى دهد مطلب مهمّى از كبر آنان بجوشد. به همين دليل در حديث معروف هشام بن حكم از امام كاظم عليه السّلام مى خوانيم: «إِنَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فِي السَّهْلِ وَ لايَنْبُتُ فِي الصَّفَا فَكَذَلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَوَاضِعِ وَ لَاتَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبَّارِ لِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَ التَّوَاضُعَ آلَةَ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ التَّكَبُّرَ مِنْ آلَةِ الْجَهْل؛[3] زراعت در زمين هاى نرم و هموار مى رويد و روى سنگ هاى سخت هرگز رويش ندارد، همين گونه دانش و حكمت در قلب انسان متواضع رويش دارد و قلب متكبّر جبّار هرگز آباد نمى گردد، زيرا خداوند تواضع را وسيله عقل و تكبّر را از ابزار جهل قرار داده است».
۳. تكبّر، مايه تنفّر و پراكندگى مردم است. از بلاهاى مهمّى كه بر سر متكبّران وارد مى شود انزواى اجتماعى و پراكندگى مردم از اطراف آنهاست. چراكه شرف هيچ انسانى اجازه نمى دهد تسليم برترى جويی هاى افراد متكبّر و مغرور شود. به همين دليل حتّى نزديك ترين دوستان و بستگان از آنها فاصله مى گيرند و اگر به حكم الزام هاى اجتماعى مجبور باشند با آنان زندگى كنند، در دل از آنان متنفّرند.
در حديثى از امام اميرالمؤمنين عليه السّلام مى خوانيم: «مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النَّاسِ ذَلَّ؛[4] كسى كه فخرفروشى كند، ذليل مى شود». در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مى خوانيم كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: «أمْقَتُ النَّاسِ الْمُتَكَبِّرُ؛[5] منفورترين مردم، متكبّر است». در حديث ديگرى از امام على عليه السّلام آمده است: «ثَمَرَةُ الْكِبْرِ الْمَسَبَّةُ؛[6] ميوه درخت تكبّر بدگويى از مردم است». اين تعبير كه در حديثى از اميرمؤمنان عليه السّلام رسيده است نيز بسيار عبرت انگيز است که: «لَيْسَ لِلْمُتَكَبِّرِ صَدِيقٌ؛[7] براى متكبّر دوستى باقى نمى ماند». آن حضرت در حديث ديگرى فرمود: «مَا اجْتُلِبَ الْمَقْتُ بِمِثْلِ الْكِبْرِ؛[8] چيزى مانند تكبّر خشم مردم را برنمى انگيزد».
۴. تكبّر سبب از دست دادن امكانات زندگى است. انسان در صورتى در زندگى موفّق خواهد بود كه بتواند همكارى ديگران را جلب كند. افراد منزوى كه تلاش هاى آنها تنها جنبه فردى دارد يا شكست مى خورند و يا موفّقيّت ناچيزى نصيب شان مى شود. از آنجا كه تكبّر انسان را به انزوا مى كشاند طبعا موفّقيّت او را در صحنه زندگى ناچيز مى كند. در حديثى از امام اميرمؤمنان على عليه السّلام مى خوانيم: «بِكَثْرَةِ التَّكَبُّرِ يَكُونُ التَّلَفُ؛[9] فزونى تكبّر مايه اتلاف [اسباب موفّقيّت] است».
۵. تكبّر سرچشمه اصلّى بسيارى از گناهان است. گاه در حالات افراد حسود، حريص، بدزبان و آلوده به انواع گناهان دقّت مى كنيم مى بينيم سرچشمه همه اين رذايل را در وجود آنها تكبّر تشكيل می دهد. آنها هيچ گاه مايل نيستند كسى را برتر از خود ببينند. به همين دليل هر گاه نعمت و موهبت و موفّقيّتى نصيب ديگران شود، به آنها حسد مى ورزند. آنها براى تحكيم پايه هاى برترى جويى خود، حريص در جمع آورى مال اند. آنها براى اظهار برترى بر ديگران به خود اجازه مى دهند كه سايرين را تحقير كنند و با هتك و توهين و سبّ و دشنام، زبان خود را آلوده سازند و به اين وسيله آتش درونى خود را فرو نشانده و خويش را اشباع كنند.
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السّلام مى خوانيم كه فرمود: «الْحِرْصُ وَ الْكِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِي الذُّنُوبِ؛[10] حرص و تكبّر و حسد سبب مى شود كه انسان در انواع گناهان فرو رود». در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السّلام مى خوانيم: «التَّكَبُّرُ يُظْهِرُ الرَّذِيلَةَ؛[11] تكبّر رذايل اخلاقى را ظاهر مى سازد».[12]
علاوه بر رذایل و گناهان گفته شده، متكبّران مرتكب گناه رياكارى هم مى شوند. آنها براى نشان دادن برترى خويش بر ديگران آلوده به ريا مى گردند و اعمال نيك خويش را به رخ ديگران مى كشند. متكبّران حسودند، راضى نمى شوند كه ديگران هم از امكاناتى همچون امكانات آنها برخوردار شوند. تكبّر منشأ عيب جویى، غيبت و ديگر گناهان نيز مى گردد.[13]
۶. این رذیله اخلاقی، پرده اى بين انسان و عيب هايش مى افكنَد كه باعث مى شود عيب هاى خود را نبيند. بلكه حتی آنها را حُسن و خوبى و نقاط ضعف خود را نقاط قوّت مى بيند! اين بزرگ ترين سدّ راه تكامل انسان است. مهم ترین مرحله در مسیر سلوک الهی، ایستگاه گذر از تکبّر است. انسان به مقام لقاءاللّه و قرب به خدا نمى رسد، مگر آنكه بتواند خودش را فراموش كند و غير از او را نبيند و نخواهد و به غير از او نيانديشد.[14]
منابع:
1. اخلاق در قرآن
2. انوار هدايت
3. والاترين بندگان
تا کنون هیچ نظری برای این مطلب درج نشده است.