اسباب و انگيزه هاى غضب
اسباب و انگيزه هاى غضب چيست؟
غضب و خشم پديده روحى پيچيده اى است كه از عوامل و انگيزه هاى مختلف سرچشمه مى گيرد؛ از جمله: قضاوت هاى عجولانه؛ كمى ظرفيت؛ تكبر و خود برتربينى؛ حسد و كينه توزى؛ حرص و دنياپرستى.
غضب و خشم پديده روحى پيچيده اى است كه از عوامل و انگيزه هاى مختلف سرچشمه مى گيرد؛ از جمله: قضاوت هاى عجولانه؛ كمى ظرفيت؛ تكبر و خود برتربينى؛ حسد و كينه توزى؛ حرص و دنياپرستى.
اين رذيله اخلاقى، همانند رذائل ديگر از سرچشمه هاى متعددى نشأت مى گيرد. سرچشمه هایی مانند: آلودگى درون و برون؛ همنشينى با بدان؛ زندگى در محيط هاى فاسد؛ حسد و كينه توزى و تكبر و غرور؛ عقده حقارت؛ تبرئه خود؛ ضعف ايمان. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى خوانيم: «الشَّرِيرُ لَا يَظُنُ بِأَحَدٍ خَيْراً لِأَنَّهُ لَا يَرَاهُ إِلَّا بِطَبْعِ نَفْسِهِ؛ آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمى برد، زيرا ديگران را همچون خود مى پندارد».
امام علي(ع) در خطبه 165 «نهج البلاغه»، به وصف بال و پرهای رنگین و شگفت انگیز «طاووس» می پردازد و با تشبیهات بسیار زیبایی آن را شرح می دهد؛ ایشان در اين میان به نكته لطيفى اشاره كرده اند مبنی بر اینكه خداوند در كنار آن همه زيبايى هاى طاووس، پاهای او را به عنوان نقطه ضعفش قرار داده است، در حقيقت اين نمونه اى است از جهان آفرينش كه خداوند حكيم براى جلوگيرى از غرور و طغيان ناشى از قدرت و جمال، در كنار آن ضعف ها و كاستى هايى قرار داده تا آن غرورِ غفلت زا مهار شود و تعادل برقرار گردد.
از جمله مسائلى كه در آيات و روايات اسلامى در مورد دعا روى آن تكيه شده، اين است كه دعا نبايد همانند دعاى مشركان، به موقع گرفتارى اختصاص داشته باشد و به هنگام آرامش خبرى از آن نباشد! آنهايى كه تنها به هنگام گرفتارى و هجوم مشكلات متوجّه خدا مى شوند، گويا تنها در اين زمان او را مؤثّر در عالم مى دانند، ولى به هنگام قدرت و آسايش، نيرو و قدرت خودشان و عالم اسباب را مؤثّر اصلى مى شمارند و اين خود يك نوع شرك است. زيرا از دريچه چشم يك موحّد در همه حال مؤثّر اصلى اوست و اسباب دنيايى به قدرت و فرمان او هستند و هر چه دارند از او دارند.
اگر انگيزه دروغ گويى ضعف ايمان نسبت به توحيد افعالى است، بايد پايه هاى ايمان را تقويت كرد. اگر انگيزه آن حسد و بخل و كبر و غرور است، بايد به درمان آنها پرداخت. بايد روى پيامدهاى سوء و زيان بار دروغ كه سبب تيره روزى و بدبختى و رسوايى در دنيا و آخرت مى شود انديشيد. بايد از دوستان ناباب و دروغگو و محيط هايى كه به دروغ تشويق مى كند، پرهيز کرد. ايجاد شخصيت در افراد، يكى ديگر از مؤثرترين طرق درمان دروغ است. بايد از دروغ به شوخی و دروغ کوچک پرهيز کرد.
سوء ظنّ گاهى نسبت به خويشتن است، گاهى نسبت به ديگران، و گاه نسبت به خدا.
سوء ظنّ نسبت به خويشتن در صورتى كه به حد افراط نرسد، نردبان تكامل است و سبب مى شود كه انسان نسبت به اعمال خود سخت گير و مو شكاف باشد و جلوى عُجب و غرور ناشى از اعمال نيك را مى گيرد.
اما اگر اين سوء ظنّ در مورد مردم باشد، ممنوع است؛ مگر در مواقعى كه فساد بر جامعه غلبه كند كه در آنجا خوش باورى درست نيست. سوءظنّ به دیگران به عنوان يكى از بدترين و زشت ترين رذائل اخلاقى، نکوهشهای فراوانی را در روايات اسلامى متوجّه خود کرده است.
درباره سوءظنّ به خدا و عدم ايمان به وعده هاى پروردگار نيز گروهی دیگر از روایات از حضرات معصومین علیهم السلام به جا مانده اند كه حكايت از اثرات مرگبار این خصلت سوء اخلاقی در زندگى معنوى و مادى انسان دارد.
امام علي(ع) در ارتباط با ارزش دوست خوب می فرماید: «همنشين خوب همچون خويشاوند انسان است، كه در غياب انسان، حق دوستى را ادا مي كند، و چه بسا دورافتادگانى كه از خويشاوندان نزديك تر و خويشاوندانى كه از هركس دورترند». بر این اساس، پيوندهاى دوستى گاه به قدرى قوى مى شود كه جاى پيوندهاى نَسَبى را مى گيرد؛ بلكه گاهى از آن قوى تر نيز مى شود. در چنين شرايطي بايستي همان حقوقى كه براى خويشاوندان در نظر گرفته مى شود درباره دوستان خوب نيز در نظر گرفته شود.
صفات رذيله با یکدیگر رابطه نزديكی دارند و غالبا علت و معلول يكديگر محسوب مى شوند. «مراء» و «جدال» نیز از این امر مستثنی نیست و از سایر صفات زشت، سرچشمه مى گيرد؛ صفاتی مانند: تکبر و غرور، خودنمايی و ریاکاری، جهل و نادانی نسبت به موقعيت خويش و دیگران، انتقام جويی، حسد، تعصب، دنیا پرستی و جاه طلبی و ... این موارد انسان را به بحث هاى دور از ادب و انسانيت مى كشاند و وادار به ایستادگی در برابر حق مى كند.
سوء ظن سرچشمه های متعددی دارد، مانند: آلودگى درون و برون: افرادى كه خود آلوده اند، ديگران را همچون خود آلوده مى پندارند. همچنين همنشينی با بدان و زندگی در محيط های آلوده، سبب ایجاد سوء ظن می شود. امام علی(ع) می فرمايند: «همنشينى با بدان سبب بدگمانى به نيكان مى شود». حسد، كينه توزى، تكبر، غرور و عقده حقارت از دیگر عوامل سوء ظن می باشد، که موجب می شود ديگران را، افرادی حقير، پست، آلوده و گنهكار حساب كند، تا آرامش كاذبى براى خويش فراهم نماید.
امام علی(ع) براي برحذر داشتن فرماندار خود از تکبّر می فرمايد: «و هرگز مگو من اميرم؛ امر مى كنم و از من اطاعت مى شود كه اين موجب دخول فساد در دل و ضعف در دين و نزديك شدن دگرگونى ها است. از دعوى همتايى با خدا در عظمتش برحذر باش و از تشبه به او در جبروتش بركنار باش؛ زيرا خدا هر جبارى را ذليل و هر خودپسند متكبّرى را خوار مى كند». آری غرور سه پيامد خطرناك دارد. 1- فكر انسان را فاسد مى كند. 2- انسان را گرفتار معاصى و ظلم و ستم و تضعيف دين می كند. 3- سبب تغييرات و دگرگونى ها در رابطه حكومت با مردم مى شود.
قال الصادق عليه السلام :
«من انشد في الحسين عليه السلام بيتا من شعر فبکي و ابکي عشرة فله و لهم الجنة»
هر کس در رثاي حسين عليه السلام يک بيت از قصيدهاي بخواند و بگريد و ده نفر را بگرياند پاداش آنان بهشت است.
بحارالانوار، ج 44، ص 288