عدالت برتر است يا جود و بخشش؟

عدالت برتر است يا جود و بخشش؟

نتيجه عدالت اين است كه هر كسى در جامعه به حق خويش برسد و هرچيز در جاى خود باشد. روشن است كه در اين صورت تمام افراد اجتماع به تلاش و كوشش بر مى خيزند، تا بتوانند حق عادلانه خود را بگيرند. در نتيجه جامعه در سايه عدالت، شكوفا و فعال و مترقى مى شود. امّا جود و بخشش چنين نيست. زيرا چيزى اضافه بر استحقاق افراد است كه البته در جاى خود بسيار خوب و شايسته است. ولى اى بسا همين صفت خوب و شايسته سبب شود كه عده اى به تنبلى روى آورند و تلاش و كوشش را كم كنند و به انتظار جود و بخشش سخاوتمندان بنشينند.

از طرفی عدالت امرى است فراگير كه تمام جامعه انسانى مى توانند از آن بهره مند گردند و در سايه آن به زندگى آبرومندى ادامه دهند. در حالى كه جود و بخشش فراگير نيست و هميشه موضعى و محدود است و روشن است چيزى كه آثار مثبت آن همه افراد جامعه را فرامى گيرد، از چيزى كه جنبه محدود دارد بهتر و اشرف و افضل است.

راه هاى كسب صفت سخاوت

چگونه می توان صاحب صفت سخاوت شد؟

بى شك ايمان به آخرت نقش مهمّى در پرورش فضيلت هاى اخلاقى دارد. چون شخص سخىّ ايمان دارد كه آنچه در نزد او بماند، فانى شدنى است و فقط آنچه در نزد پروردگار ذخيره گردد، باقى و جاودان خواهد بود. علاوه بر آن اين فضيلت اخلاقى مانند ساير فضايل با تعليم و تربيت و انديشه و تفكّر و تمرين و ممارست حاصل مى شود. همچنين دقت در آثار و بركات و پيامدهاى مهمى كه براى «سخاوت» پیش از این بیان شد، مشوّق مؤثرى برای پرورش فضیلت سخاوت خواهد بود. مطالعه تاريخ زندگى سخاوتمندان و بخيلان و مقايسه آن دو با يكديگر نيز در ايجاد اين «سخاوت اخلاقى» بسيار مؤثر است. در ضمن، اگر پدر و مادر و معلّم و استاد كودكان را از آغاز عمر به «سخاوت» عادت دهند، اين فضیلت اخلاقی به آسانى در وجود آنها ريشه مى دواند.

جود و سخاوت؛ معنی و جايگاه آن در بين فضائل اخلاقی

معنی جود و سخاوت چيست و چه جايگاهی در بين فضائل اخلاقی دارد؟

اين دو واژه كه معنای شان در مقابل معنای «بُخل» است، غالبا در يك معنا استعمال مى شوند. ولى گاه از بعضى كلمات استفاده مى شود كه «جود» مرحله ای بالاتر از «سخاوت» است. در تعريف «جود» گفته اند: «بخششی بدون درخواست است و در عين حال، بخشش کننده عمل خود را كوچك بشمارد». گاه نیز گفته اند: «جود خوشحال شدن از درخواست مردم و شاد گشتن به هنگام بخشش است». بعضى نيز گفته اند: «جود آن بخششى است كه در آن بخشش کننده مال را مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند و خودش را در اين ميان واسطه ببيند». این در حالى كه «سخاوت» معناى وسيع ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى شود.

آنچه مسلم است این است که «جود» و «سخاوت» از فضايل مهم اخلاقى است. هر اندازه «بُخل» نشانه پستى و حقارت و ضعف ايمان و فقدان شخصيت است، «جود» و «سخاوت» نشانه ايمان و شخصيت والاى انسان است. 

سخاوت واقعى

سخاوت واقعى چگونه بايد باشد؟

امام علی (ع) می فرماید: «السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ‏؛ سخاوت آن است كه ابتدايى [و بدون درخواست] باشد امّا آنچه در برابر تقاضا داده مى شود، يا از روى حياست و يا براى فرار از مذمّت».

سخاوت را اين گونه تفسير كرده اند: «حالت و فضيلتى درونى است كه انسان را به بذل مال به مستحقان و نيازمندان بدون عوض وا مى دارد». بر اين اساس اگر كسى درخواستى كند و از آبروى خود به وسيله درخواست مايه بگذارد، آنچه شخص سخاوتمند مى بخشد، در واقع عوض آبروى اوست و به راحتى نمى توان نام آن را سخاوت گذاشت.

آثار و پيامدهاى سخاوت

«سخاوت» چه آثاری در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد؟

آثار مثبت «سخاوت» در زندگى فردى و اجتماعى انسان كه با تجربه ثابت شده و يا در احاديث اسلامى به آن اشاره گرديده است، بسيار زياد است؛ از جمله: ۱. «سخاوت» محبّت دوست و دشمن را جلب مى كند و بر عدد دوستان مى افزايد و از دشمنان مى كاهد. ۲. «سخاوت» پوششى براى عيوب انسان هاست و به اين ترتيب، آبروى انسان را حفظ مى كند. ۳. «سخاوت» بر عقل و خرد انسان نیز مى افزايد. ۴. «سخاوت» فاصله طبقاتى جامعه را كم می کند و پيوندهاى اجتماعى را محكم مى سازد. ۵. «سخاوت» مدافعان انسان را زياد مى كند و آبروى او را محفوظ مى دارد و دشمنان و بدخواهان را عقب مى راند.

غریزه جنسی و عوامل و اسباب انحراف آن به شهوت پرستى

عوامل و اسباب انحراف غریزه جنسی به شهوت پرستى چيست؟

برخی از عواملى که سبب خارج شدن اميال و خواست هاى درونى از تحت كنترل عقل گشته و به صورت نيرويى ويرانگر درمى آيد، از اين قرار است: ۱. ضعف ايمان، علت اصلّى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد، هرگز حدود الهى را نمى شكند. ۲. بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى شود. 3. رايج ترين اسباب آلودگى به شهوت پرستى، معاشرت با انسانهاى گناهكار و آلوده است.

عفّت در مضامین قرآنی

عفّت چه جايگاهی در آیات قرآن دارد؟

از آيات قرآن مجيد استفاده مى شود كه «عفّت» از بزرگ ترين فضايل انسانى است و هيچ كس در سير الى اللّه، بدون داشتن «عفّت» به جايى نمى رسد. در زندگى دنيا نيز آبرو و حيثيت و شخصيت انسان در گروی عفّت است. قرآن مجيد عفيفان را با تعبيرات مختلف ستوده است و آنها را به عنوان الگو براى ساير مسلمانان معرّفى نموده است. همچنين در عبارت هاى كوتاه و بسيار پرمعنا، ضمن بيان بخش مهمى از صفات مؤمنان، پاكدامنى و عفّت را يكى از خصلت هاى برجسته آنها دانسته است. قرآن در بيان صفاتِ برجسته مؤمنان، عفّت را بعد از نماز و زكات و پرهيز از لغو مطرح كرده و حتّى آن را بر مسأله امانت و پايبندى به عهد و پيمان نيز مقدم داشته است. در بيان قرآن، خداوند مردان و زنان پاكدامن و عفيف را مورد مغفرت و اجر عظيم قرار مى دهد.

عفّت در روايات اسلامى

عفّت چه جايگاهی در روايات اسلامى دارد؟

در منابع حديثى، اهمّيّت فوق العاده اى به مقوله «عفّت» داده شده است و آثار و پیامدهای بسیار مثبت آن برای فرد و اجتماع مورد تأکید قرار گرفته است. آنچه از آيات و روايات فوق حاصل مى شود اين است كه اسلام اهتمام فوق العاده ای به مسأله پرهيزكارى در برابر شهوت شكم و بى بند و بارى جنسى دارد، تا جايى كه آن را نشانه شخصيت، غيرت، ايمان و پيروى از مكتب اهلبيت (ع) معرفى مى كند.

به عنوان مثال، امام اميرالمؤمنين (ع) در سخنان گران بهايی می فرمايند: 1. «لَا تَكْمُلُ الْمَكَارِمُ إِلَّا بِالْعَفَافِ وَ الْإِيثَارِ؛ فضايل اخلاقى جز با پاكدامنى و ايثار كامل نمى گردد». 2. «الْعَفَافُ يَصُونُ النَّفْسَ وَ يُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَايَا؛ پاكدامنى نفس را محافظت كرده و آن را از پستی ها دور نگه مى دارد». 3. «أَهْلُ الْعَفَافِ أَشْرَفُ الْأَشْرَافِ؛ اهل عفّت و پاكدامنى با شرافت ترين اشراف اند».

محدوده سخاوت

آيا «سخاوت» اندازه و محدوه ای دارد؟

«سخاوت» مانند تمام صفات و كارهاى نيك مقدار و اندازه اى دارد، كه اگر در مسير افراط قرار گيرد، نتيجه منفى خواهد داشت. همچنين «سخاوت» نبايد لطمه به آبرو و حيثيت و زندگى كسانى كه به انسان وابسته اند بزند. «سخاوت» بايد در اموال حلال باشد، نه اموالى كه از راه هاى حرام و يا ظلم و ستم به دست آمده باشند. هم چنين «سخاوت» نبايد در اموال مربوط به بيت المال باشد، زيرا اموال بيت المال، حساب و كتاب مخصوص به خود دارد كه بايد به دقت رعايت گردد.

قرآن و تفسیر نمونه
مفاتیح نوین
نهج البلاغه
پاسخگویی آنلاین به مسائل شرعی و اعتقادی
آیین رحمت، معارف اسلامی و پاسخ به شبهات اعتقادی
احکام شرعی و مسائل فقهی
کتابخانه مکارم الآثار
خبرگزاری رسمی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مدرس، دروس خارج فقه و اصول و اخلاق و تفسیر
تصاویر
ویدئوها و محتوای بصری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی
انتشارات امام علی علیه السلام
زائرسرای امام باقر و امام صادق علیه السلام مشهد مقدس
کودک و نوجوان
آثارخانه فقاهت

قال الحسينُ عليه السّلام :

اَنا قَتيلُ الْعَبْرَةِ لا يَذْکُرُنى مؤ مِنٌ اِلاّ بَکى .

من کُشته اشکم . هيچ مؤ منى مرا ياد نمى کند مگر آنکه (بخاطر مصيبتهايم ) گريه مى کند.

بحارالانوار، ج 44، ص 279